مدرسه معلمی الفب با همکاری خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار میکند:
رویداد مجازی «تجربهکاوی نهادهای مدنی در توسعه عدالت آموزشی»
آموزش برابر و باکیفیت حق تمام کودکان است. در مسیر تحقق این هدف، نهادهای مدنی نقشی کلیدی در کاهش شکافهای آموزشی ایفا کردهاند. در این نشست آنلاین گرد هم میآییم تا پای تجربههای عملی فعالان این عرصه بنشینیم و با نگاهی علمی و جامعهشناختی، گامهای موثرتر برای توسعه عدالت آموزشی را بررسی کنیم.
با ارائه تجربه توسط:زهرا گیتینژاد (موسسه خیریه مهرگیتی)صادق کشاورزیان (مدرسه معلمی الفب)محمدکاظم متولی (بنیاد توسعه کارآفرینی زنان و جوانان)
اعضای نشست:دکتر محمود مهرمحمدی (استاد برجسته تعلیم و تربیت)دکتر مقصود فراستخواه (جامعهشناس و توسعهپژوه)
دوشنبه ۱۱ خردادماه ۱۴۰۵ | ساعت ۱۶ الی ۱۸
ثبتنام رایگان:https://alefb.ir/?page_id=29860
مدرسه معلمی الفب
برای زیستن قصههای تازهble.ir/alefb_irwww.alefb.ir
آموزش برابر و باکیفیت حق تمام کودکان است. در مسیر تحقق این هدف، نهادهای مدنی نقشی کلیدی در کاهش شکافهای آموزشی ایفا کردهاند. در این نشست آنلاین گرد هم میآییم تا پای تجربههای عملی فعالان این عرصه بنشینیم و با نگاهی علمی و جامعهشناختی، گامهای موثرتر برای توسعه عدالت آموزشی را بررسی کنیم.
با ارائه تجربه توسط:زهرا گیتینژاد (موسسه خیریه مهرگیتی)صادق کشاورزیان (مدرسه معلمی الفب)محمدکاظم متولی (بنیاد توسعه کارآفرینی زنان و جوانان)
اعضای نشست:دکتر محمود مهرمحمدی (استاد برجسته تعلیم و تربیت)دکتر مقصود فراستخواه (جامعهشناس و توسعهپژوه)
ثبتنام رایگان:https://alefb.ir/?page_id=29860
مدرسه معلمی الفب
۳.۴K
۷:۴۵
وقتی از افت کیفیت آموزش و بحران یادگیری صحبت میکنیم، اغلب انگشت اتهام به سوی امکانات فیزیکی یا خود دانشآموزان نشانه میرود؛ اما شاید ریشه اصلی در جای دیگری باشد. در واقع، بحران یادگیری در بسیاری از مواقع همان بحران تدریس است.
آمارهای تکاندهندهای که بنیاد آکسفام در کتاب «The Power of Education to Fight inequality» (ترجمه شده به فارسی توسط نشر روزنه) منتشر کرده است، نشان میدهد که مهمترین عامل در تضمین کیفیت آموزش، حضور یک معلم توانمند است. اما این گزارش درباره وضعیت جهانی چه میگوید؟
- جهان در افق اعلامی سازمان جهانی یونسکو برای رسیدن به اهداف آموزشی خود به حدود ۶۹ میلیون معلم جدید نیاز دارد.
- در دورههای گذشته که دسترسی به آموزش به سرعت گسترش یافت، مسئلهی حیاتی آموزش و تربیت معلمان غالباً نادیده گرفته شد.
- امروزه بسیاری از معلمان بدون آمادگی کافی با کلاسهایی روبهرو میشوند که پر از دانشآموزانی با پیشزمینههای بسیار متنوع است.
- کمبود آموزش حرفهای به حدی است که گاهی معلمان حتی در مهارتهای پایهای که باید تدریس کنند نیز دچار ضعف هستند.
ما در «مدرسه معلمی الفب» عمیقاً باور داریم که هیچ تحولی در آموزش بدون سرمایهگذاری روی معلمان اتفاق نمیافتد. معلمانی که با روشهای نوین آشنا باشند و مهارت رویارویی با تنوع دانشآموزان را داشته باشند، قهرمانان واقعی مبارزه با نابرابری آموزشیاند.
شما چه فکر میکنید؟ به نظر شما مهمترین چالش معلمان در کلاسهای درس امروزی چیست؟
مدرسه معلمی الفب
۱.۱K
۱۳:۵۷
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
همراهان ارجمند؛متاسفانه به دلیل محدودیتها و مشکلاتی که در خدمترسانی اپراتورهای پیامکی به وجود آمدهاست، نتوانستیم پیامک اطلاعرسانی و لینک ورود به جلسه مجازی رویداد امروز را برای شما ارسال کنیم. به همین منظور، اطلاعات رویداد در زیر تقدیم میگردد.
رویداد «تجربهکاوی نهادهای مدنی در توسعه عدالت آموزشی»امروز دوشنبه ۱۱ خردادماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶ الی ۱۸
لینک ورود به اتاق مجازی:https://www.skyroom.online/ch/hossein5092811/educational
لطفا به صورت میهمان وارد شوید
مدرسه معلمی الفب
برای زیستن قصههای تازهble.ir/alefb_irwww.alefb.ir
رویداد «تجربهکاوی نهادهای مدنی در توسعه عدالت آموزشی»امروز دوشنبه ۱۱ خردادماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶ الی ۱۸
لینک ورود به اتاق مجازی:https://www.skyroom.online/ch/hossein5092811/educational
لطفا به صورت میهمان وارد شوید
مدرسه معلمی الفب
۱.۵K
۶:۴۲
آموزش فراتر از دیوارهای کلاس است؛ تپش قلب یک جامعه برای بقا و توسعه است!
روز دوشنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۵، خانه اندیشمندان علوم انسانی میزبان جمعی از استادان، فعالان مدنی، معلمان و دغدغهمندان آموزش بود. رویداد «تجربهکاوی نهادهای مدنی در توسعه عدالت آموزشی» که به همت «مدرسه معلمی الفب» و «خانه اندیشمندان علوم انسانی» برگزار شد، فرصتی برای بازاندیشی، مستندسازی تلاشها و به اشتراکگذاری تجارب زیسته ۳ نهاد از موسسات مدنی را فراهم کرد تا مسیر توسعه آموزشی با آگاهی و همافزایی بیشتری طی شود.
در این نشست پربار، تصویر روشنی از امید، تابآوری و کنشگری در دل چالشها ارائه شد. خلاصهای از آنچه در این رویداد گذشت:
🧱 بنای امید در دل محرومیت؛ کالبدبخشی به رویای یادگیریمدرسهسازی فقط روی هم گذاشتن آجر و سیمان نیست، بلکه خلق فضایی امن و به دور از استرس برای رشد همهجانبه کودکان است. زهرا گیتینژاد با مرور تجربههای «موسسه خیریه مهرگیتی» نشان دادند که ساخت ۶۲۰ مدرسه و توزیع میلیونها جلد کتاب در مناطق حاشیهای، چگونه توانسته کالبدی مستحکم برای تحقق عدالت و رفع فقر آموزشی بسازد.
گزارش کامل نشست را در این لینک بخوانید:https://alefb.ir/?p=29882
مدرسه معلمی الفب
۱.۵K
۱۳:۳۳
۱.۵K
۱۳:۳۳
۱.۵K
۱۳:۳۳
۱.۵K
۱۳:۳۳
ترجمه، پنجرهای برای تنفس اندیشهها و خلق روایتهای تازه است. مدرسه معلمی الفب، با دغدغهی تکوین گفتمانهای تحولساز و نقد سنتهای جاری در آموزشوپرورش، گام جدیدی را برای حمایت از ایدههای نو برداشته است.
ما به دنبال پیشنهادهای ترجمهای هستیم که بتوانند افقهای تازهای در فلسفه تربیت، پداگوژی انتقادی و روایتهای معلمی بگشایند. در این طرح جدید، آثاری که با این چشمانداز همراستا باشند، از آغاز مسیر تا رسیدن به دست مخاطب مورد حمایت الفب قرار میگیرند.
این حمایت شامل چه مواردی است؟
اگر کتابی میشناسید که جای خالی آن در گفتمان آموزشی ایران حس میشود و میتواند بدیلی اثربخش برای رویکردهای عقیم تربیتی باشد، پیشنهاد ترجمهی خود را با ما در میان بگذارید.
مدرسه معلمی الفب
۱.۳K
۹:۲۷
اقبال مسیح(به بهانه روز جهانی مبارزه با کار کودکان، ۱۲ ژوئن)
آموزش عمومی در «زمانه ظلمانی» ما، بیش از هر زمان دیگری در معرض آن است که به خدمتگزار تابع و منقادِ منطق بازار بدل شود. در چنین وضعی، آنچه بیش از همه آزارنده است، محروم ماندن کودکان مستعد از فرصتهای برابر برای توسعه و تعالی است؛ علیالخصوص کودکانی که درگیر کار در خیابان و گذران زندگی فقیرانه خویشاند.
آموزشی که از دغدغه عدالت و برابری، منزلت انسانی و مسئولیت اجتماعی تهی شود، حتی اگر با تعبیرهایی چون انسانگرا و انسانساز از آن یاد شود، در نهایت میتواند به بازتولید بیتفاوتی و سازگاری با نظمهای ناعادلانه بینجامد. در چنین زمانهای، مدرسه نیز گاه به جای آنکه منزل آزادی، آگاهی و امکان باشد، به بخشی از سازوکار رقابت، طرد و مروج «فرهنگ سکوت» بدل میشود.
اما اعجاز چنین جهانی، سربرآوردن کودکانی است که خود به نشانهای از شادی و امید بدل میشوند؛ کودکانی که از ژرفای تاریکی، بارقههای روشنایی را به ما نشان میدهند. یکی از آنان اقبال مسیح است؛ کودک پاکستانی که یوسفوار از چاهِ نابرادریها رَست و عزیزِ دلِ حامیان حقوق کودکان در سراسر جهان شد. او از کار اجباری در قالیبافخانه گریخت، برای آزادی کودکان کار ایستاد، و پیش از آنکه در دوازدهسالگی به ضرب گلوله کشته شود، طعم تربیت رهاییبخش و امکان زندگی آزاد را بیرون از چارچوبهای تنگ جهان ستمزده تجربه کرد.
هر روز که کودکان کار را در خیابان میبینیم، هر بار که فرزند برخوردار خود را با محرومترین کودکان این سرزمین مقایسه میکنیم، هر جا که دانشآموزی را در نقطه صفر مرزی، در کانکسی شبیه مدرسه، در حاشیههای فراموششده این سرزمین یا در گوشهگوشه جهان میبینیم، گویی سیمای اقبال مسیح ما را به پرسشی تلخ فرا میخواند:آیا در تاریخ زیسته خود، فارغ از همه مردهبادها و زندهبادها، قدمی واقعی برای بهبود زندگی مظلومترین کودکان برداشتهایم؟او با تمام جانش برای حقیقت ایستاد و از زندگی خویش یک اثر زیبای هنری ساخت تا جهان را زیباتر سازد؛ اثری که اگر در قلب ما بنشیند، شاید رستگارمان کند.آری! ما آموزشگران نیز میتوانیم زمینهساز زیستن قصههای تازه برای کودکان سرزمینمان باشیم. نمیتوانیم؟
این مطلب در ۲۲ خردادماه ۱۴۰۵ به مناسبت روز جهانی منع کار کودک در کانال «مدرسه معلمی الفب» نشر می یابد؛ با این امید که بتوانیم برای برافروختن نور صلح و امید در زندگی همه کودکان، آموزشگرانی کوشا باشیم و در کاهش رنج و بهبود کیفیت زندگی زیبای آنان بکوشیم.
صادق کشاورزیان؛ پژوهشگر فلسفه تربیت
مدرسه معلمی الفب
برای زیستن قصههای تازهble.ir/alefb_irwww.alefb.ir
آموزش عمومی در «زمانه ظلمانی» ما، بیش از هر زمان دیگری در معرض آن است که به خدمتگزار تابع و منقادِ منطق بازار بدل شود. در چنین وضعی، آنچه بیش از همه آزارنده است، محروم ماندن کودکان مستعد از فرصتهای برابر برای توسعه و تعالی است؛ علیالخصوص کودکانی که درگیر کار در خیابان و گذران زندگی فقیرانه خویشاند.
آموزشی که از دغدغه عدالت و برابری، منزلت انسانی و مسئولیت اجتماعی تهی شود، حتی اگر با تعبیرهایی چون انسانگرا و انسانساز از آن یاد شود، در نهایت میتواند به بازتولید بیتفاوتی و سازگاری با نظمهای ناعادلانه بینجامد. در چنین زمانهای، مدرسه نیز گاه به جای آنکه منزل آزادی، آگاهی و امکان باشد، به بخشی از سازوکار رقابت، طرد و مروج «فرهنگ سکوت» بدل میشود.
اما اعجاز چنین جهانی، سربرآوردن کودکانی است که خود به نشانهای از شادی و امید بدل میشوند؛ کودکانی که از ژرفای تاریکی، بارقههای روشنایی را به ما نشان میدهند. یکی از آنان اقبال مسیح است؛ کودک پاکستانی که یوسفوار از چاهِ نابرادریها رَست و عزیزِ دلِ حامیان حقوق کودکان در سراسر جهان شد. او از کار اجباری در قالیبافخانه گریخت، برای آزادی کودکان کار ایستاد، و پیش از آنکه در دوازدهسالگی به ضرب گلوله کشته شود، طعم تربیت رهاییبخش و امکان زندگی آزاد را بیرون از چارچوبهای تنگ جهان ستمزده تجربه کرد.
هر روز که کودکان کار را در خیابان میبینیم، هر بار که فرزند برخوردار خود را با محرومترین کودکان این سرزمین مقایسه میکنیم، هر جا که دانشآموزی را در نقطه صفر مرزی، در کانکسی شبیه مدرسه، در حاشیههای فراموششده این سرزمین یا در گوشهگوشه جهان میبینیم، گویی سیمای اقبال مسیح ما را به پرسشی تلخ فرا میخواند:آیا در تاریخ زیسته خود، فارغ از همه مردهبادها و زندهبادها، قدمی واقعی برای بهبود زندگی مظلومترین کودکان برداشتهایم؟او با تمام جانش برای حقیقت ایستاد و از زندگی خویش یک اثر زیبای هنری ساخت تا جهان را زیباتر سازد؛ اثری که اگر در قلب ما بنشیند، شاید رستگارمان کند.آری! ما آموزشگران نیز میتوانیم زمینهساز زیستن قصههای تازه برای کودکان سرزمینمان باشیم. نمیتوانیم؟
این مطلب در ۲۲ خردادماه ۱۴۰۵ به مناسبت روز جهانی منع کار کودک در کانال «مدرسه معلمی الفب» نشر می یابد؛ با این امید که بتوانیم برای برافروختن نور صلح و امید در زندگی همه کودکان، آموزشگرانی کوشا باشیم و در کاهش رنج و بهبود کیفیت زندگی زیبای آنان بکوشیم.
مدرسه معلمی الفب
۳۲۱
۱۵:۲۴