لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل در جستجوى حقيقت (ناظم زاده)د
۶۶۸ عضو

در جستجوى حقيقت (ناظم زاده)

نوشته ها و افكار سيد على ناظم زادهundefinedمديرعامل SBS undefined موسس باشگاه مديران اليت undefinedرييس خانه مشاوران آوند undefinedمشاور، مدرس و مولف
undefinedدرباره جامعه، سياست، مذهب، اقتصاد، مديريت و كارآفرينى
undefinedارتباط: @nazemzadeh_ali
مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۲۸ خرداد
thumbnail
undefinedاز ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ تا ۲۸ خرداد ۱۴۰۵… زندگی باید کرد!
undefinedاز روزی که جنگ ۱۲ روزه آغاز شد تا امروز که میان ایران و آمریکا تفاهم‌ نامه صلح امضا شده است، یک سال و پنج روز گذشته...یک سال و پنج روز پر از اضطراب، ابهام، تحلیل‌های بی‌پایان، نگرانی برای آینده و امیدهای گاه کم‌ رنگ و گاه پررنگ!این را بگذارید کنار 25 سال مذاکره و تحریم و مذاکره و جنگ و تحریم و مذاکره و....
undefinedاما یک سال گذشته، سالی سخت و نفس‌گیر بود؛ نه فقط برای ایرانیان، بلکه برای منطقه خاورمیانه، برای سیاستمداران و اقتصاددانان جهان، برای نظامیان و برای مردمی که در هر گوشه این منطقه چشم‌ انتظار آرامش بودند. اما بیش از همه، این ما ایرانیان بودیم که بار سنگین این روزها را بر دوش کشیدیم.در این مدت، کشور ما هزینه‌های بزرگی پرداخت؛ سرمایه‌های انسانی از دست رفتند، خانواده‌های بسیاری داغدار شدند، و کودکان و بزرگسالان بی‌گناهی قربانی خشونت و بی‌تدبیری شدند. روزهایی که می‌توانستند هرگز رخ ندهند، اما رخ دادند و در حافظه یک ملت ثبت شدند.
ما ایرانیان و حتی جهان گرفتار یک رییس جمهور روان پریش و خودخواه و غیرقابل پیش بینی شدیم که متاسفانه حاکم قوی تر کشور دنیا هم هست و کاری که همان سال قبل می توانست بکند و همین تفاهم نامه را امضا کند، نکرد، خودش و ما را دچار این همه گرفتاری کرد!این همه سرمایه های کشور و نخبگان کشته شدند، این همه کودک و بزرگسال کشته شدند، چه در جنگ 12 روزه که صدها نفر کشته شدند، چه در 18 و 19 دی که هزاران نفر بی گناه به تحریک او و اعوان و انصارش به امید واهی به خیابان آمدند و کشته شدند و چه در جنگ 40 روزه که هزاران نفر از جمله کودکان بیگناه میناب کشته شدند و البته این همه زیرساخت ها و کسب و کارها و امیدها نابود شدند!
با این حال، تاریخ بارها نشان داده است که پایان بسیاری از درگیری‌ها، ناگزیر به گفت‌وگو و تفاهم می‌رسد. همان‌گونه که در قرآن کریم، در سوره انفال آمده است: اگر آنان به صلح گرایش یافتند، تو نیز بدان گرایش یاب و بر خدا توکل کن.امروز ظاهراً یکی از همان لحظات تاریخی فرا رسیده است؛ لحظه‌ای که برای نخستین‌بار در تاریخ، رئیس‌جمهور ایران و رئیس‌جمهور آمریکا پای یک تفاهم‌ نامه مشترک را امضا کرده‌اند.
تفاهمی که البته هنوز می‌تواند شکننده باشد، اما در دل خود یک پیام مهم دارد: جنگ پایان جهان نیست، و همیشه راهی برای بازگشت به عقلانیت وجود دارد.
اکنون پرسش اصلی دیگر این نیست که چه گذشت؛ پرسش این است که از اینجا به بعد چه باید کرد.
ایران باید دوباره ساخته شود. کشوری با این همه ظرفیت انسانی، فرهنگی و تاریخی، سزاوار روزهایی آرام‌ تر و آینده‌ ای روشن‌ تر است. امید آن است که از این پس، تدبیر، عقلانیت و نگاه ملی بیش از گذشته بر تصمیم‌های بزرگ کشور حاکم شود.
اگر تاریخ را نگاه کنیم، پس از جنگ‌ها اغلب دوره‌های سازندگی آغاز شده‌اند؛ چنان‌که پس از جنگ ایران و عراق نیز کشور وارد مرحله‌ای تازه از بازسازی و پیشرفت شد. امیدواریم که با توکل بر خدا امروز نیز آغاز فصلی تازه باشد؛ فصلی برای ساختن، برای آشتی با دنیا، آشتی با مردم صبور ایران و آشتی با آینده، برای بازگرداندن امید به جامعه.
ما، نسل دهه شصت، بخش بزرگی از سال‌های اوج زندگی و کار خود را در میان تحریم، بحران و نااطمینانی گذراندیم. نسلی که همواره امیدوار بود روزی افق روشن‌تری پیش روی ایران گشوده شود و امروز کم کم میانسالی اش را تجربه می کند. لیکن امیدواریم نسل‌های بعدی ایران، کشوری آرام‌ تر، آبادتر و امیدوارتر را تجربه کنند.
زندگی ادامه دارد. امید هنوز زنده است. و ایران، با همه سختی‌هایی که پشت سر گذاشته، هنوز ظرفیت آن را دارد که دوباره برخیزد و ساخته شود.@ali_nazemzadeh
undefined۸

۵۷۶

۷:۲۳

۲۹ خرداد
thumbnail

۹۶

۱۷:۲۰

undefinedآیا هوش مصنوعی نان مشاورها و مدرس‌ها و نويسنده ها را آجر می‌کند؟(هوش مصنوعى در مقام دستيار)
undefinedاین روزها خیلی‌ها این سؤال را می‌پرسند. با آمدن چت‌جی‌پی‌تی و ده‌ها ابزار هوش مصنوعی دیگر، بعضی‌ها فکر می‌کنند دوران مشاورها، مدرس‌ها، طراحان و حتی نویسنده‌ها رو به پایان است.اما واقعاً همین‌طور است؟اجازه بدهید از تجربه خودم بگویم.
undefinedمن از سال ۱۳۷۸ تا امروز ده‌ها مقاله در روزنامه‌ها و مجلات و سايتها نوشته‌ام، در ده سال گذشته ۵ کتاب تألیف کرده‌ام و مشاور ده‌ها شرکت و مدرس دوره هاى مختلف بوده‌ام و همواره در ٣٠ سال گذشته خودم بدون استفاده از هوش مصنوعى نوشته ام و خوانده ام ... اما در این یکی دو سالی که ابزارهای هوش مصنوعی فراگیر شده‌اند، صادقانه بگویم: برای من یک دستیار فوق‌العاده بوده‌اند.undefinedدستیاری که خسته نمی‌شود، سریع است و در ایده‌پردازی، ویرایش، اصلاح متن‌ها و حتی پیدا کردن زاویه‌های جدید برای فکر کردن کمک می‌کند. من ترسى هم ندارم و مى گويم كه در مشاوره، تدريس، نوشته ها و ايده هايم از هوش مصنوعى استفاده مى كنم... چرا نكنم؟!
undefinedچند وقت پیش از خود چت‌جی‌پی‌تی پرسیدم: «آیا رواج ابزارهایی مثل شما، کار مشاوران و مدرسان را کساد نمی‌کند؟»پاسخش جالب بود.گفت: «نه. جای مشاور و مدرس را نمی‌گیرد.»چرا؟چون کار مشاور و نويسنده فقط تولید متن یا انتقال چند اطلاعات نیست. مشاور کسی است که مسئله را می‌فهمد. شرایط واقعی را درک می‌کند. میان حرف‌های درست و غلط تمایز می‌گذارد. اولویت‌بندی می‌کند. و در نهایت مسئولیت تحلیل و توصیه خودش را می‌پذیرد.
undefinedهوش مصنوعی می‌تواند کمک کند، پیشنهاد بدهد، سرعت بدهد؛ اما هنوز نمی‌تواند جای فهم عمیق، تجربه، شم حرفه‌ای و تشخیص انسانی را بگیرد. و آن حس و نفس مشاور و مدرس و نويسنده فعلا كه منتقل نشده!
undefinedپس سؤال بعدی این است: آیا یک مشاور باید از هوش مصنوعی استفاده کند؟به نظر من نه‌ تنها باید استفاده کند، بلکه اگر بلد نباشد از این ابزارها استفاده کند، احتمالاً از بسیاری از رقبا عقب می‌ماند.مگر زمانی که اینترنت آمد، ارزش کار حرفه‌ای از بین رفت؟ مگر استفاده از موتورهای جست‌وجو، نرم‌افزارهای تخصصی، ابزارهای تحلیل و طراحی، کار متخصصان را بی‌ارزش کرد؟قطعاً نه.هوش مصنوعی هم فقط یک ابزار جدید است. یک دستیار قدرتمند.
undefinedاما یک خطر هم وجود دارد.بعضی‌ها آن‌قدر به هوش مصنوعی وابسته می‌شوند که کم‌کم لحن، ادبیات، ایده‌ها و حتی نوع فکر کردنشان دیگر از خودشان نیست. خروجی کارشان شبیه همه می‌شود؛ مصنوعی، تکراری و گاهی حتی خنده‌دار.اگر کسی فقط خروجی خام هوش مصنوعی را بردارد و منتشر کند، بله، آن‌وقت نقد کاملاً وارد است.undefinedبه نظر من افراط در استفاده از هوش مصنوعی، همان‌قدر اشتباه است که ترسیدن از آن.اگر روزی این ابزار در دسترس نبود، نباید فکر و قلم و تحلیل ما هم تعطیل شود.
undefinedهوش مصنوعی باید در خدمت فکر ما باشد؛ نه اینکه جای فکر ما را بگیرد.
undefined و مشاور خوب کسی است که از ابزارهای جدید استفاده می‌کند، اما همچنان صاحب فکر، تحلیل و مسئولیت است.
undefinedجالبه بدونيد در نوشتن همين متن و ويرايش آن و توليد تصوير چت جى پى تى به عنوان دستيار خيلي كمك كرد!
@ali_nazemzadeh
undefined۷

۱۷۰

۱۷:۲۰

۱ تیر
undefinedدرس هاى مديريتى از بازى ايران و بلژيك؛ وقتی انگیزه، ساختار را متوقف می‌کند
undefinedدیشب كه مسابقه فوتبال ايران و باژيك را ديدم، با خودم فكر مى كردم چقدر درس هاى مديريتى در آن قابل بررسى است؛undefinedدر یک سمت میدان، بلژیک بود با:- ساختار حرفه‌ای - سرمایه‌گذاری بلندمدت و بازى هاى تمرينى و كمپ خوب - سیستم توسعه‌یافته - بازیکنان طراز اول اروپا - برنامه‌ریزی دقیق - تجربه‌ی بین‌المللی بالا مدلی شبیه یک سازمان بالغ، منظم، حرفه اى و سیستماتیک.
undefinedدر سمت دیگر، ایران بود:- تیمی با محدودیت‌های زیاد، جنگ زده! - آماده‌سازی ضعيف و عدم بازي تمرينى خوب- ساختار معيوب فدراسيون- فشارهای بیرونی و محدويتهاى ميزبان (امريكا) - کمبود منابع نسبت به رقیب كه ٢-٣ ماه قبل معلوم نبود اصلا به امريكا مى رود يا نه؟در بازى ها هم يك روز قبل مى تواند وارد كشور ميزبان شود!
undefinedدر نهايت، تيم ايران با مساوى مقابل بلژيك، مى توانيم بگوييم پيروز ميدان بود!
به نظر من چيزى كه ايران را پيروز كرد نه تكنيك و تاكتيك و برنامه و ساختار و استراتژى كه موارد ديگرى بود:- کار تیمی - انگیزه - تاب‌ آوری - مقاومت در شرایط سخت - همبستگی - انرژی روانی برای نباختن
و این «مساوی»، فقط یک عدد نبود. چند پیام بود.
١- ساختار مهم است، اما کافی نیست. سیستم‌ سازی، سرمایه‌ گذاری و برنامه ‌ریزی حیاتی‌اند. اما حتی کامل‌ترین ساختارها هم وقتی با تیمی باانگیزه روبه ‌رو شوند، تضمین پیروزی ندارند.در کسب‌وکار هم همین است: undefinedداشتن سرمایه و برند قوی، شما را از شکست مصون نمی‌کند. بلكه بهترين كارافرينها آنهايي بوده اند كه انگيزه زيادى داشته اند!
٢- انگیزه می‌تواند منابع محدود را چند برابر اثرگذار کند.انگیزه مثل «توربو» برای سازمان است؛ همان چیزی که کمبودها را جبران می‌کند.
٣- تیمی که نباختن را انتخاب کند، سخت شکست می‌خورد.تیمی که تصمیم می‌گیرد نباختن را انتخاب کند، حتی مقابل قدرت‌ها می‌ایستد.در بازار هم شرکت‌هایی که ذهنیت بقا و جنگ دارند، دیرتر حذف می‌شوند.
ما مى توانيم بلژیک را نماد «ساختار» و ایران را نماد "انگیزه" بدانيم. و انگیزه است که:- تیم را بیدار نگه می‌دارد - سازمان را در بحران حفظ می‌کند - و محدودیت را به فرصت تبدیل می‌کند و شاید بزرگ‌ترین وظیفه‌ی ما به‌عنوان مدیر این باشد که در تیم‌مان چیزی بسازیم که با پول خریدنی نیست:انگیزه برای نباختن.
@ali_nazemzadeh
undefined۱۰

۱۸۶

۱۰:۴۵

۵ تیر
thumbnail
آنچه بايد به خودم يادآور شوم...
undefined۳

۱۴۲

۱۸:۳۵

۷ تیر
undefinedآزمون خود ارزیابی مدیران در شرایط امروز ایران
undefinedبسیاری از مدیران تصور می‌کنند شرایط را «می‌فهمند»، اما در بحران، فهمیدن کافی نیست؛ باید وضعیت واقعی سازمان را تشخیص داد. برای بهتر متوجه شدن وضعیت سازمانتان می توانید به این ۲۰ سؤال صادقانه پاسخ دهید. پاسخ‌های شما نشان می‌دهد کسب‌وکار شما در چه وضعیتی قرار دارد.
بخش اول | مدیریت و رهبری1. مهم ‌ترین نگرانی شما درباره آینده کسب ‌و کارتان چیست؟2. آیا تصمیم مهمی را در روزهای اخیر تحت فشار و استرس گرفته‌اید؟3. آیا برنامه مشخصی برای ۹۰ تا ۱۰۰ روز آینده سازمان خودتان دارید؟4. اگر مجبور شوید فقط روی یک اولویت مدیریتی در ۳۰ روز آینده تمرکز کنید، آن اولویت چیست؟
بخش دوم | وضعیت مالی و تاب ‌آوری کسب ‌وکار5. اگر فروش شما همواره کمتر از قبل باشد، کسب ‌وکار شما چند ماه دوام می‌آورد؟6. مهم‌ترین تعهدات مالی سه ماه آینده شما چیست؟7. اگر مجبور شوید در ۳۰ روز آینده ۳۰٪ هزینه‌ها را کاهش دهید، اولین اقدام شما چیست؟8. کدام هزینه‌های سازمان صرفاً از روی عادت ادامه پیدا کرده و ارزش واقعی ایجاد نمی‌کنند؟
بخش سوم | تیم و سرمایه انسانی9. چه کسانی در سازمان شما جزو هسته حیاتی و غیرقابل جایگزین هستند؟10. اگر امروز یکی از نیروهای کلیدی شما سازمان را ترک کند چه اتفاقی می‌افتد؟11. آیا با تیم خود درباره شرایط واقعی سازمان شفاف صحبت کرده‌اید؟12. روحیه تیم شما در حال حاضر چگونه است؟
بخش چهارم | بازار و مشتریان13. آیا ارتباط فعال با مشتریان فعلی و قدیمی خود دارید؟14. آیا در این شرایط مدل ارائه محصول یا خدمات خود را تغییر داده‌اید؟15. مهم‌ترین تغییری که در رفتار مشتریان خود در این دوره مشاهده کرده‌اید چیست؟16. اگر امروز مجبور شوید فقط روی یک گروه مشتری تمرکز کنید، آن گروه کدام است؟
بخش پنجم | استراتژی آینده17. اگر امروز بخواهید کسب ‌و کار خودتان را از صفر طراحی کنید، چه چیزهایی را حذف می‌کنید؟18. مهم‌ترین تصمیم مدیریتی که باید در ۳۰ روز آینده بگیرید چیست؟19. کدام فعالیت ‌های سازمان بیشترین انرژی مدیریتی را می‌گیرند اما کمترین ارزش ایجاد می‌کنند؟20. اگر این بحران ها تبدیل به فرصت شود، مهم‌ترین فرصت احتمالی برای کسب ‌وکار شما چیست؟
undefinedنحوه استفاده از این آزمون:undefinedاگر پاسخ بسیاری از سؤال‌ها را نمی‌دانید، یعنی مجموعه شما در وضعیت خطر قرار دارد.undefinedاگر پاسخ‌ هایتان مبهم است، یعنی سازمان شما در وضعیت هشدار است.undefinedاگر پاسخ‌ های شما روشن است ، یعنی مجموعه شما در وضعیت کنترل قرار دارد.
سید علی ناظم زادهمشاور استراتژی و توسعه کسب و کار@ALI_NAZEMZADEHWWW.NAZEMZADE.COM
undefined۳

۲۵۸

۷:۳۹

thumbnail
آزمون خودارزیابی مدیران در شرایط امروز ایران

۱۲۷

۷:۴۰

۹ تیر
undefined‎موضوع مهمى که بسیاری از مدیران نادیده می‌ گیرند: عدد!
undefined‎چطور می‌شود در ایران، با این همه بحران و بی‌ثباتی، یک امپراتوری کسب ‌وکار ساخت؟undefined‎چند روز قبل با یکی از دوستان باسواد و موفق گپ می‌ زدیم. صحبت يكى از بزرگترين مديران و رهبران كسب و كار ايرانى شد كه مجموعه‌ ای با هزاران شعبه، صدها برند و ده‌ ها هزار کارمند دارد...و گفتگوى ما رسید به این سؤال ساده اما عمیق: در ایران با این همه بحران، بی‌ثباتی، فشار اقتصادی و پیچیدگی‌های اداری، چطور ممکن است مديرى چنین مجموعه ‌ای را بسازد و سال‌ ها آن را سودده و رو به رشد نگه دارد؟ آن را توسعه دهد و از حاشيه ها دور بماند؟
من می‌گفتم همین که یک مدیر بتواند در چنین شرایطی یک سازمان موفق داشته باشد کار بزرگی است؛ چه برسد به اینکه ده‌ها شرکت و برند موفق را همزمان هدایت کند. مهم‌ تر از آن اینکه این موفقیت فقط در رأس سازمان نیست. او صدها مدیر میانی دارد و در بسیاری از واحدهایش فرهنگ نتیجه ‌گرفتن و سوددهی وجود دارد. undefinedمن مى دانم كه او مدير باسواد و لايقى است، مشاوران خوبى دارد، مديرانش را عمدتا سهامدار مى كند و از حاشيه و رسانه هم بسيار دور است... اما باز هم دنبال راز ديگرى براى موفقيتهايش بودم...
دوستم به نکته جالبی در اين زمينه اشاره كرد . گفت از نزدیکان این مدیر شنیده که اگر بخواهد دو عامل مهم موفقیتش را بگوید، به یک کتاب… و یک ابزار اشاره مى كند:اول، کتاب: «از خوب به عالی» كه هميشه كنارش هست... دوم مى گويد يك ابزار روزانه و مهم من «اکسل» است!
شاید در نگاه اول ساده به نظر برسد، اما اگر دقیق شویم، همین دو نکته بخش بزرگی از راز مدیریت حرفه‌ای را توضیح می‌دهد.
کتاب «از خوب به عالی» نتیجه چند سال تحقیق جیم کالینز روی شرکت‌هایی است که توانسته‌اند از یک شرکت صرفاً خوب، به یک شرکت واقعاً عالی تبدیل شوند. پیام اصلی کتاب این است که بزرگ‌ترین مانع عالی شدن، خوب بودن است. وقتی سازمانی فقط “خوب” کار می‌کند، معمولاً انگیزه و فشار لازم برای جهش واقعی ایجاد نمی‌شود.شرکت‌های عالی چند ویژگی مشترک دارند: رهبران فروتن اما بسیار مصمم، تمرکز شدید روی کاری که می‌توانند در آن بهترین باشند، انضباط در تصمیم‌گیری و مهم‌تر از همه مواجهه صادقانه با واقعیت‌ها و اعداد.
و اینجاست که «اکسل» وارد ماجرا می‌شود.اکسل برای این مدیر فقط یک نرم‌ افزار نیست؛ یک طرز فکر است. یعنی اداره کردن کسب‌ و کار با عدد، داده و تحلیل. اینکه هر لحظه بدانی فروش چقدر است، سود واقعی کجاست، کدام شعبه می‌سازد و کدام می‌سوزاند، موجودی انبار چقدر است، رقبا چه می‌کنند و رفتار مشتری‌ها به کدام سمت می‌رود.او می‌داند گلوگاه بسیاری از کسب‌ و کارها پول و جریان نقدی است. می‌داند بدون دید دقیق روی داده‌ها، مدیریت بیشتر شبیه حدس زدن است تا تصمیم گرفتن.
undefinedامروز شاید در مجموعه او داشبوردهای پیچیده مدیریتی و سیستم‌های تحلیلی پیشرفته وجود داشته باشد، اما نمادش همان «اکسل» است؛ یعنی مدیریتی که بر پایه عدد، شفافیت و تحلیل بنا شده است.
شاید اگر بخواهیم راز بسیاری از کسب‌وکارهای موفق را در یک جمله خلاصه کنیم، چیزی شبیه همین باشد: ذهن مديرى که دائماً در پی بهتر شدن است… و یک میز كار که روی آن همیشه اعداد واقعی و ديتا دیده می‌شود.@ali_nazemzadeh

۶۲

۱۵:۵۲

thumbnail
موضوع مهمى كه بسيارى از مديران ناديده مى گيرند: عدد!

۵۷

۱۵:۵۳