@ali_nazemzadeh
۱۳۶
۸:۱۴
سمينار تخصصى اليت؛ سيستم سازى، توسعه و تعالى مديران
۸۲
۸:۴۱
از استراتژی تا سیستم؛ (بخشی از گفتگوی من در سمینار سیستم سازی؛ توسعه و تعالی مدیران - 14 شهریور 1405)
رشد سازمان، سقف مشخصی دارد که به اندازه «ظرفیت و بلوغ مدیریتی» مدیر آن محدود است. به نظر من، برای عبور از این سقف و دستیابی به تعالی، کسب و کار باید بر چهار رکن بنیادین استوار باشد:
1- استراتژی: تعیین جهتگیری کلان مجموعه، چشمانداز و پاسخ به چرایی مسیر.2 - سیستم: ایجاد سازوکارهای تکرارپذیر برای اجرای فرآیندها.3- فرهنگ: نهادینه سازی ارزش ها و رفتارها در بطن تیم4 - مدیر: معمار هم راستایی و مسئول ایجاد تعادل میان این سه رکن.
در مجموع باید بدانیم که:
استراتژی بدون سیستم مثل یک رویای شیرین است و سیستم بدون استراتژی یک تلاش بیهوده است!
سیستم سازی فراتر از تنظیم آییننامهها، فرمها و ترسیم چارتهای سازمانی است.
سیستم سازی واقعی، همراه با توسعه مدیرانی اتفاق میافتد که توانایی تفکر عمیق، اتخاذ انتخابهای استراتژیک و تیمسازی دارند.
سازمان متعالی، سازمانی است که در آن مدیر، بهجای آنکه گلوگاه تمامی تصمیمها باشد، سازنده ظرفیت رشد دیگران و معمار آیندهی سازمان است.
مدیر باید درک کند که مرز سیستم سازی و بوروکراسی کجاست و فرم و آیین نامه و اتوماسیون و نرم افزارها را با سیستم سازی یکی نداند!
همانطور که فرهنگ سازمانی و تیم در زمینه استراتژی مهم است و می تواند استراتژی را به عنوان صبحانه بخورد، فرهنگ سازمانی می تواند سیستم را هم هضم نکند و با آن مقابله کند!
@ali_nazemzadeh
1- استراتژی: تعیین جهتگیری کلان مجموعه، چشمانداز و پاسخ به چرایی مسیر.2 - سیستم: ایجاد سازوکارهای تکرارپذیر برای اجرای فرآیندها.3- فرهنگ: نهادینه سازی ارزش ها و رفتارها در بطن تیم4 - مدیر: معمار هم راستایی و مسئول ایجاد تعادل میان این سه رکن.
در مجموع باید بدانیم که:
@ali_nazemzadeh
۱۲۹
۸:۴۱
۱۰۹
۱۶:۴۴
OKR
۶۱
۱۵:۴۳
در جستجوى حقيقت (ناظم زاده)
OKR
کتاب (OKR اندازه گيرى آنچه مهم است)نوشته جان دوئر یکی از مهمترین کتابها در حوزه مدیریت عملیاتی، منابع انسانى و هم راستاسازی تیم هاست كه دوست خوبم جناب محمدرضا رحيمى به بنده اهدا كردند و مناسب ديدم نكاتى از آن را اينجا به اشتراك گذارم.
در واقع، OKR با ایجاد شفافیت و همراستاسازی استراتژیک میان تمام سطوح سازمان و تمرکز بی بر اولویتهای حیاتی، بستری فراهم میکند که افراد و تیمها نه تنها برای انجام وظایف، بلکه برای دستیابی به دستاوردهای جسورانه و رشد جهشی، با یکدیگر هماهنگ و متعهد شوند.
۱. تمرکز و تعهد به اولویت:
٢. همراستایی و اتصال و انسجام سازمانی:
۳. پایش دادهمحور
۴. چالش برای دستاوردهای جسورانه:
@ali_nazemzadeh
۱۳۴
۱۵:۴۷
چرا مشتريان واقعا از شما خريد مى كنند؟
۶۶
۱۶:۰۳
وقتی از آنها پرسیدند: «میلکشیک را برای چه مى خريد و استخدام مى كنيد؟» پاسخها جالب بود.
۱۲۳
۱۶:۰۳
استراتژی تحولبخشى از گفتگوى من در سمینار (تحول و آینده پردازی در شرایط امروز ایران) در اتاق بازرگانی قم
واقعیت این است که ما در شرایطى زندگی و مدیریت می کنیم که واژه هایی مثل «تلاطم»، «ابهام» و «پیچیدگی» دیگر بحران نیستند؛ بلکه خود آب و هوای این اقلیم اند. در چنین شرایطی، آیا میتوان سازمان و كسب و كارى را در سال ۱۴۰۵ با استراتژیها و پیشفرضهای سال ۱۳۹۵ مدیریت کرد؟
1 - مولانا هفتصد سال قبل می گفت: هر نفس نو میشود دنیا و مابیخبر از نو شدن اندر بقاصدها سال قبل او به این واقعیت رسیده بود که هر روز دنیا و ما در حال نوشدن هستیم... اکنون در شرایط امروز جهان و ایران، وضعیت چگونه است؟آیندهپژوهی به ما آمارهای تکان دهنده ای می دهد. طبق نظریه منحنی دوبرابر شدن دانش (فولر)، تا قبل از سال ۱۹۰۰ دانش بشر هر ۱۰۰ سال يكبار ، پس از جنگ جهانی دوم هر ۲۵ سال و در عصر اینترنت هر یک سال دوبرابر میشد. اما امروز، گزارشهای فنی (از جمله داده های IBM) نشان میدهد که حجم کل داده های دیجیتال جهان هر ۱۲ ساعت دوبرابر میشود!پیام روشن است: سرعت کهنه شدن دانستههای ما، از سرعت یادگیری مان بیشتر شده است.
2- استراتژی؛ یعنی هنر معکوس کشیدندر جادههای پرپیچ و خم اقتصاد امروز، رانندهای که روی دنده چهار قفل کرده، قطعاً در اولین پیچ واژگون میشود.استراتژی در عصر تغییر، یعنی «قابلیت دنده عوض کردن بهموقع». هوشمندی مدیر آینده نگر در این نیست که پایش را محکم تر روی پدال گاز قبلی فشار دهد؛ هوشمندی هم این نیست که کلا ترمز کند، هوشمندی یعنی بداند چه زمانی باید خلاص کند، چه زمان دور بزند، چه زمان سرعتش را تند کند، چه زمان دنده را معکوس کند و البته همواره باید تعادل جدیدی خلق نماید.
3 - در این شرایط و با وجود تمام ابهام ها و پیچیدگی ها و تحولاتی که ایران و دنیا درگیر آن هستند، بسیاری از مجموعه های بزرگ را می بینیم که هنوز در حال توسعه هستند و با نگاه به آینده و خلق آینده، مسیر خود را ادامه می دهند... سازمانی که این نگاه را داشته باشد و با برنامه همراه با تحول به سمت توسعه حرکت کند، از آنهایی که ایستاده اند احتمال موفقیتشان حتما بیشتر است!
@ali_nazemzadeh
1 - مولانا هفتصد سال قبل می گفت: هر نفس نو میشود دنیا و مابیخبر از نو شدن اندر بقاصدها سال قبل او به این واقعیت رسیده بود که هر روز دنیا و ما در حال نوشدن هستیم... اکنون در شرایط امروز جهان و ایران، وضعیت چگونه است؟آیندهپژوهی به ما آمارهای تکان دهنده ای می دهد. طبق نظریه منحنی دوبرابر شدن دانش (فولر)، تا قبل از سال ۱۹۰۰ دانش بشر هر ۱۰۰ سال يكبار ، پس از جنگ جهانی دوم هر ۲۵ سال و در عصر اینترنت هر یک سال دوبرابر میشد. اما امروز، گزارشهای فنی (از جمله داده های IBM) نشان میدهد که حجم کل داده های دیجیتال جهان هر ۱۲ ساعت دوبرابر میشود!پیام روشن است: سرعت کهنه شدن دانستههای ما، از سرعت یادگیری مان بیشتر شده است.
2- استراتژی؛ یعنی هنر معکوس کشیدندر جادههای پرپیچ و خم اقتصاد امروز، رانندهای که روی دنده چهار قفل کرده، قطعاً در اولین پیچ واژگون میشود.استراتژی در عصر تغییر، یعنی «قابلیت دنده عوض کردن بهموقع». هوشمندی مدیر آینده نگر در این نیست که پایش را محکم تر روی پدال گاز قبلی فشار دهد؛ هوشمندی هم این نیست که کلا ترمز کند، هوشمندی یعنی بداند چه زمانی باید خلاص کند، چه زمان دور بزند، چه زمان سرعتش را تند کند، چه زمان دنده را معکوس کند و البته همواره باید تعادل جدیدی خلق نماید.
3 - در این شرایط و با وجود تمام ابهام ها و پیچیدگی ها و تحولاتی که ایران و دنیا درگیر آن هستند، بسیاری از مجموعه های بزرگ را می بینیم که هنوز در حال توسعه هستند و با نگاه به آینده و خلق آینده، مسیر خود را ادامه می دهند... سازمانی که این نگاه را داشته باشد و با برنامه همراه با تحول به سمت توسعه حرکت کند، از آنهایی که ایستاده اند احتمال موفقیتشان حتما بیشتر است!
@ali_nazemzadeh
۹۸
۵:۲۵
۱. «تیم های برتر» میبرند نه «بهترین مهندسان»ولف میگوید: «شما میتوانید ۱۰ تا از باهوشترین نوابغ دنیا را جمع کنید و شکست بخورید، اگر آنها یک تیم منسجم و همدل نباشند.» در روزهای بحرانی و پرفشار بازار، مهارت فنی کارمندان نیست که شرکت را نجات میدهد، بلکه فرهنگ شنیده شدن، همدلی مدیر با پرسنل و کار تیمی واقعی است.
2 - استاندارد بیرحمانه در جزئیات ر وقتی در سازمان شما سطل آشغال کثیف باشد، گزارش مالی نامرتب باشد یا فنجان چای مشتری لب پر باشد، محال است همان پرسنل در تولید محصول یا ارائه خدمت نهایی، وسواس میلیمتری داشته باشند. تعالی و استاندارد بالا، یک «عادت محیطی» است نه یک شعار!
۳. آنالیز همهچیز؛ حتی بعد از بزرگترین پیروزیها!اکثر شرکتها وقتی شکست میخورند جلسه بحران میگذارند، اما وقتی موفق می شوند و فروش بالا میرود جشن میگیرند و به خواب میروند!تحلیل شکست شجاعت میخواهد، اما تحلیل پیروزی نشانه نبوغ است. نباید اجازه دهید پیروزیها، ناکارآمدیها و رخنههای سیستماتیک شما را زیر فرش پنهان کنند.
۴. فرهنگ بدون سرزنش ولف یک قانون فولادین دارد: «مشکل را شلاق بزنید، نه انسانها را!» وقتی در مسابقه ای کسی اشتباه می کرد، هیچکس اخراج یا توبیخ یا سرزنش نمی شد ولف تیم را مثل یک «قبیله محافظتشده» میداند که اشتباهاتش را درون خانواده حل میکند نه جلوی دوربینها و رسانهها!
5. آزادی عمل و احترام به افرادولف یکی از معدود مدیرانی بود که به بازیکنان اجازه می داد وارد دنیای مد، موسیقی و طراحی شو ند و آزاد باشند مشروط بر اینکه یکشنبهها روی پیست بهترین نسخه خودشان باشند. کنترلگری وسواسی انگیزه آدمهای نخبه را میکشد. چارچوب نتیجه (KPI) را شفاف ببندید و در روش رسیدن به آن، به بلوغ و آزادی نیروهای کلیدیتان اعتماد کنید.
۶. ذهنیت شکارچی و عدم غرور؛ شعار توتو ولف این است: «شادی پیروزیها فقط تا صبح روز بعد معتبر است؛ اما درد شکست سالها در استخوان میماند.»بازار با هیچ شرکتی شوخی ندارد؛ برندهای غولپیکری که به گذشتهشان غره شدند، ظرف ۲ سال از دور خارج شدند. روزی که حس کردید بازار در مشت شماست، دقیقاً روز آغاز سقوط شماست. همیشه ذهنیت «شکارچی» داشته باشید، نه شکار مغرور!
@ali_nazemzadeh
۴۸
۱۷:۲۰