لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل در جستجوى حقيقت (ناظم زاده)د
۶۲۴ عضو

در جستجوى حقيقت (ناظم زاده)

نوشته ها و افكار سيد على ناظم زادهundefinedمديرعامل SBS undefined موسس باشگاه مديران اليت undefinedرييس خانه مشاوران آوند undefinedمشاور، مدرس و مولف
undefinedدرباره جامعه، سياست، مذهب، اقتصاد، مديريت و كارآفرينى
undefinedارتباط: @nazemzadeh_ali
مشاهده در وب بله
۱۲ شهریور
undefinedچرا امروز بدنه جامعه ما دچار سرطان شده است؟(با نگاهی به کتاب آناتومی جامعه)
undefinedسال های ۸۲ و ۸۳ در دانشگاه شهید بهشتی، دانشجوى جامعه شناسی دکتر فرامرز رفیع پور بودم و از دانش و نوشته های ايشان از جمله كتاب «آناتومی جامعه» استفاده مى كردم؛ در اين روزها بعد از 20 سال دوباره اين كتاب را تورقى كردم و به نظرم جالب آمدundefinedدکتر رفیع پور در این کتاب، جامعه و قانونمندی های آن را نه به صورت تئوری های خشک، بلکه همچون آناتومی بدن انسان و با نگاهی سیستماتیک، همراه با مثال ها و تجربه های زیسته خود تشریح می کند.من برخی برداشت های خودم از کتاب را به صورت آزاد ارائه می دهم:undefined۱. چرا در جامعه نظم شکل می گیرد؟انسان ها بر اساس نیاز کنار هم زندگی می کنند. وقتی گروه شکل می گیرد، برای بقا نیاز به قواعد دارد؛ این قواعد همان هنجار هستند. در ادامه، برخی هنجارها به ارزش تبدیل می شوند و این ارزش ها هستند که شخصیت و رفتار ما را می سازند.اما خیلی وقتها خصوصا جوانان به این نظم و هنجارو ارزشها پایبند نیستند! علت چیست؟عدم درونی شدن هنجارها، تغییرات ناگهانی اقتصادی و فرهنگی فقر و فساد و تبعیض،عدم وجود امکانات، تضاد هنجارها با نیازهای واقعی، ضعف در کنترل و مجازات، و آموزش بی هنجاری در خرده فرهنگ های مختلف و رسانه ها!undefined۲. آیا همه گروه های مرجع مردم خوب هستند؟ما انسان ها برای کسب احترام و آبرو یا به دلیل فشارهای هنجاری، به گروه هایی به عنوان مرجع نگاه می کنیم. نکته حیاتی کتاب این است: گروه های مرجع همیشه مثبت نیستند. ما در جامعه با گروه های مرجع منفی هم مواجهیم که می توانند رفتار ما را به سمت هنجارشکنی ببرند. مثلا امروز رسانه هایی هستند که می توانند گروه مرجع شوند بدون آن که لیاقت و صلاحیت آن را داشته باشند!undefined3. علت شناسی بیماری ها و سرطان اجتماعی:جامعه زمانی دچار بیماری و سرطان می شود که مدیران آن یا نمی خواهند و یا قادر نیستند یک مدل سالم ارائه دهند. َاین بیماری ها چیست؟ ناهنجاری ها - دزدی - فساد - فاصله گرفتن از ارزشها و...این بیمار های اجتماعی چرا ایجاد می شوند؟ افراط در ارضای نیازها و حرص زدن افراد جامعهوقتی فقر و نداری به مردم فشار بیاوردوقتی ساختارهای عمودی و استبدادی در جامعه ای زیاد باشدوقتی مردم احساس تبعیض و نابرابری کنندوقتی مردم رشد فکری مناسب نداشته باشند و آموزش نبینندو در این وضعیت، «فساد» از یک انحراف به یک «هنجار» تبدیل می شود؛ این یعنی «آنومی» یا همان سرطان اجتماعی که مثل یک غده، کل بدنه اجتماع را درگیر می کند.
undefinedبه نظر من امروز جامعه ما در کنار بیماری های مختلف اقتصادی و به تبع آن دچار بیماری های مختلف اجتماعی و فرهنگی هم شده است و درمان آن هر روز دیرتر و سخت تر می شود.
@ali_nazemzadeh
undefined۲

۱۳۶

۸:۱۴

۱۶ شهریور
thumbnail
سمينار تخصصى اليت؛ سيستم سازى، توسعه و تعالى مديران

۸۲

۸:۴۱

از استراتژی تا سیستم؛ (بخشی از گفتگوی من در سمینار سیستم سازی؛ توسعه و تعالی مدیران - 14 شهریور 1405)
undefined رشد سازمان، سقف مشخصی دارد که به اندازه «ظرفیت و بلوغ مدیریتی» مدیر آن محدود است. به نظر من، برای عبور از این سقف و دستیابی به تعالی، کسب‌ و کار باید بر چهار رکن بنیادین استوار باشد:
1- استراتژی: تعیین جهت‌گیری کلان مجموعه، چشم‌انداز و پاسخ به چرایی مسیر.2 - سیستم: ایجاد سازوکارهای تکرارپذیر برای اجرای فرآیندها.3- فرهنگ: نهادینه‌ سازی ارزش‌ ها و رفتارها در بطن تیم4 - مدیر: معمار هم‌ راستایی و مسئول ایجاد تعادل میان این سه رکن.
در مجموع باید بدانیم که:undefinedاستراتژی بدون سیستم مثل یک رویای شیرین است و سیستم بدون استراتژی یک تلاش بیهوده است! undefinedسیستم‌ سازی فراتر از تنظیم آیین‌نامه‌ها، فرم‌ها و ترسیم چارت‌های سازمانی است. undefinedسیستم‌ سازی واقعی، همراه با توسعه مدیرانی اتفاق می‌افتد که توانایی تفکر عمیق، اتخاذ انتخاب‌های استراتژیک و تیم‌سازی دارند.undefinedسازمان متعالی، سازمانی است که در آن مدیر، به‌جای آنکه گلوگاه تمامی تصمیم‌ها باشد، سازنده ظرفیت رشد دیگران و معمار آینده‌ی سازمان است.undefinedمدیر باید درک کند که مرز سیستم سازی و بوروکراسی کجاست و فرم و آیین نامه و اتوماسیون و نرم افزارها را با سیستم سازی یکی نداند!undefinedهمانطور که فرهنگ سازمانی و تیم در زمینه استراتژی مهم است و می تواند استراتژی را به عنوان صبحانه بخورد، فرهنگ سازمانی می تواند سیستم را هم هضم نکند و با آن مقابله کند!
@ali_nazemzadeh
undefined۱

۱۲۹

۸:۴۱

۲۲ شهریور
undefinedتجربه فروش ٣ برابرى در بازار امروز!undefinedچند روز پیش، نتیجه یک کمپین فروش دوباره به من ثابت کرد که حتی در همین بازار هم می‌شود رشد کرد.undefinedمن مشاور مجموعه‌ای در حوزه هستم که یک جشنواره فروش ۱۰روزه برگزار کرد. نتیجه چه بود؟ فروش این ۱۰ روز، معادل فروش یک ماه مجموعه شد!undefinedاما اجازه بدهید یک نکته مهم را بگویم: undefinedاین موفقیت فقط نتیجه تبلیغات نبود!این مجموعه قبل از شروع کمپین، undefinedزیرساخت فروش را آماده کرده بودundefinedمحصول مناسب و تنوع کالایی داشت؛ undefinedموجودی انبارش کامل بود؛ undefinedفروشنده‌های آموزش‌دیده و باانگیزه داشت؛ undefinedفروشگاه برای حجم بالای مراجعه آماده بود؛ undefinedو مهم‌تر از همه، مشتری‌مداری را جدی می‌گيرد.
undefinedبعد از آماده‌شدن این زیرساخت‌ها، یک کمپین ۳۶۰ درجه اجرا شد: undefinedتبلیغات محیطی، تبلیغات دیجیتال، پیامک، حضور اینفلوئنسرها و بلاگرها و انتقال یک پیام منسجم در تمام کانال‌ها.
undefinedدر بازاریابی به این می‌گوییم «ارتباطات یکپارچه»؛ یعنی مشتری در نقاط مختلف، یک پیام مشخص را بارها می‌بیند، اعتماد می‌کند و در نهایت برای خرید اقدام می‌کند.
undefinedامروز هم در جلسه مشاوره، مدیر یک مجموعه در حوزه صنعت ساختمان به من گفت: «بازار صنف ما تقریباً نصف شده؛ آیا الان زمان مناسبی برای تبلیغات و ماركتينگ است؟»به او گفتم: undefinedوقتی بازار کوچک می‌شود، شما دو انتخاب دارید:undefinedیا صبر کنید و اجازه دهید فروش شما هم نصف شود؛ undefinedیا برنامه‌ریزی کنید تا از همین بازار کوچک‌تر، سهم بزرگ‌تری به دست بیاورید.چون کوچک‌شدن بازار به معنای ازبین‌رفتن تقاضا نیست؛ یعنی رقابت برای به‌دست‌آوردن سهم بازار جدی‌تر شده است.undefined اگر محصول، قیمت‌گذاری، نیروی انسانی، تجربه مشتری و استراتژی شما درست باشد، با انجام تبليغات درست، رشدتان چند برابر مى شودundefinedپس سؤال اصلى این نیست که: «آیا در این بازار می‌شود موفق شد؟»سؤال این است: «آیا مجموعه شما برای گرفتن سهم بیشتری از بازار آماده است؟»@ali_nazemzadeh

۱۰۹

۱۶:۴۴

۲۵ شهریور
thumbnail
OKR
undefined۲

۶۱

۱۵:۴۳

در جستجوى حقيقت (ناظم زاده)
undefined OKR
undefinedچگونه با OKR از اهداف معمولی به رشدهای ۱۰ برابری برسیم؟ undefined نگاهی به کتاب «اندازه گيرى آنچه مهم است»
کتاب (OKR اندازه گيرى آنچه مهم است)نوشته جان دوئر یکی از مهم‌ترین کتاب‌ها در حوزه مدیریت عملیاتی، منابع انسانى و هم‌ راستاسازی تیم‌ هاست كه دوست خوبم جناب محمدرضا رحيمى به بنده اهدا كردند و مناسب ديدم نكاتى از آن را اينجا به اشتراك گذارم.
undefinedدرباره مولفجان دوئر ، مدير و سرمایه‌گذار ‌و از همراهان کلیدی لری پیج در روزهای شکل‌گیری گوگل، یک چارچوب مدیریتی منحصربه‌فرد به نام OKR (اهداف و نتائج کلیدی)را توسعه داده است. او مى گويد (OKR (objectives key results به ما کمک کرد تا در گوگل به رشد ۱۰ برابری برسیم؛ چارچوبی که گوگل را به شرکتی صدها میلیارد دلاری و یکی از برترین سازمان‌های جهان تبدیل کرد.
‏undefined OKR چیست و چه می‌کند؟‏OKR یک شیوه‌ نامه هدف‌ گذاری مشارکتی برای سازمان‌ها، تیم‌ ها و حتی افراد است. OKR معجزه نمی‌کند و هرگز جایگزین «رهبری اصیل» یا «فرهنگ خلاق» در یک سازمان نمی‌شود؛ اما ابزاری شگفت‌انگیز برای تعیین شاخص‌های دستیابی به هدف و نظارت مستمر بر مسیر تحقق آن‌هاست.undefinedOKR یا «اهداف و نتایج کلیدی»، یک شيوه مدیریت عملکرد است که تفکیک مى كند بين:undefined «هدف» (آنچه می‌خواهیم به دست آوریم؛ كه کیفی و الهام‌بخش است ) وundefined «نتایج کلیدی» (چگونه موفقیت را اندازه می‌گیریم؛ كه کمی و زمان‌مند است)، و اين موضوع سازمان را از مدیریت وظیفه‌ محور به سمت مدیریت نتیجه‌ محور هدایت می‌کند.
در واقع، OKR با ایجاد شفافیت و هم‌راستاسازی استراتژیک میان تمام سطوح سازمان و تمرکز بی‌ بر اولویت‌های حیاتی، بستری فراهم می‌کند که افراد و تیم‌ها نه تنها برای انجام وظایف، بلکه برای دستیابی به دستاوردهای جسورانه و رشد جهشی، با یکدیگر هماهنگ و متعهد شوند.
undefined٤ نیروى ماورایی OKR
۱. تمرکز و تعهد به اولویت‌: undefinedاستراتژی یعنی «انتخاب آنچه انجام نمی‌دهیم». در دنیایی که همه چیز مهم به نظر می‌رسد، OKR به شما کمک می‌کند «نه» بگویید. تمرکز یعنی یک سازمان نباید بیش از ۳ تا ۵ اولویت کلیدی در یک بازه زمانی داشته باشد. وقتی انرژی سازمان روی اهداف بی‌شمار پخش شود، هیچ‌کدام محقق نمی‌شوند.undefinedهدف‌گذاری یعنی انتخاب «حیاتی‌ترین نقطه» و متعهد شدن به آن، حتی به قیمت قربانی کردن پروژه‌های خوب دیگر.
٢. هم‌راستایی و اتصال و انسجام سازمانی:undefinedبزرگترین آفت شرکت‌ها «سیلوهای سازمانی» است؛ جایی که دپارتمان بازاریابی، فروش و عملیات و مالى ساز خودشان را می‌زنند. در OKR، همه اعضای سازمان (از مدیرعامل تا کارآموز) می‌دانند که هدف کلان چیست و نقش آن‌ها در تحقق آن چیست. این یعنی شفافیت کامل: هر کس می‌داند اگر امروز «الف» را انجام ندهد، «ب» که هدف شرکت است، به خطر می‌افتد.undefinedOKR دیوارها را می‌شکند تا همه پاروهای سازمان در یک جهت و با یک ریتم حرکت کنند.
۳. پایش داده‌محور undefinedمدیریت با «احساس» یا «شایدها» خطرناک است. OKR بر اساس داده‌های عینی (اعداد و ارقام) بنا شده است. این سیستم به ما اجازه می‌دهد در هر لحظه وضعیت خود را «سبز، زرد یا قرمز» ببینیم. اگر عددی قرمز شد، یعنی نیاز به «اصلاح مسیر» داریم. داده‌ها کمک می‌کنند که انتقاد از عملکرد، شخصی و احساسی نباشد، بلکه فنی و استراتژیک باشد.undefinedداده‌ها جلوی قضاوت‌های شخصی را می‌گیرند؛ با داده‌ها، «حدس و گمان» جای خود را به «تصمیم‌گیری آگاهانه» می‌دهد.
۴. چالش برای دستاوردهای جسورانه:undefinedذهن برای رسیدن به اهداف سخت، ظرفیت‌های پنهان خود را فعال می‌کند. اگر اهداف همیشه ۱۰۰٪ محقق شوند، یعنی اهداف شما ترسو و کوچک بوده‌اند! OKR می‌گوید اهداف باید به قدری بزرگ (جسورانه) باشند که کمی ترسناک به نظر برسند. حتی اگر ۷۰٪ به آن هدف بزرگ برسید، بسیار جلوتر از جایی هستید که با اهداف راحت و در دسترس بودید. اینجا «فرهنگ آزادی در شکست» شکل می‌گیرد؛ چون شکست در اهداف جسورانه، به معنایِ یادگیری است، نه تنبیه.undefinedهدف‌های راحت، رشد را متوقف می‌کنند؛ برای جهش ۱۰ برابری، باید اهدافی بگذارید که شما را از منطقه امن‌تان بیرون بکشد.
undefinedتله‌ OKRundefinedاگر OKR ضعیف تهیه یا بد مدیریت شود، نه تنها فایده‌ای ندارد بلکه به اتلاف وقت و یک ژست مدیریتی پوچ و ویترینی تبدیل می‌شود. اما اگر درست اجرا شود، انگیزه‌بخش‌ترین ابزار بهینه‌سازی سازمان است.
@ali_nazemzadeh
undefined۳

۱۳۴

۱۵:۴۷

۳۱ شهریور
thumbnail
چرا مشتريان واقعا از شما خريد مى كنند؟

۶۶

۱۶:۰۳

undefinedچرا مشتریان واقعاً از شما خرید می‌کنند؟ (درس مهم میلک‌ شیک مك دونالد)
undefinedبسیاری از مدیران تصور می‌کنند مشتری محصول آن‌ ها را به خاطر «ویژگی‌ های فنی» یا «نیازهای اولیه» می‌خرد. اما حقیقت این است: مشتریان محصول شما را نمی‌خرند، آن‌ ها اكثرا محصول شما را در واقع «استخدام» می‌کنند تا کاری را برایشان انجام دهد.
undefinedمعمای میلک‌شیک مک‌ دونالدچند سال‌ پیش، مک‌دونالد قصد داشت فروش میلک‌ شیک خود را افزایش دهد. آن‌ ها ابتدا سراغ روش ‌های سنتی رفتند؛ از مشتریان پرسیدند چه تغییری در طعم، غلظت یا قیمت می‌خواهند؟ اصلاحات انجام شد، اما فروش تغییری نکرد!کریستنسن از اساتيد مبرز استراتژى و تیمش رویکرد را عوض کردند. آن‌ها ۱۸ ساعت در رستوران نشستند و فقط تماشا کردند:undefinedچه کسانی میلک‌شیک می‌خرند؟undefinedچه زمانی می‌خرند؟undefinedآیا همان‌جا می‌خورند یا می‌برند؟بیشتر فروش میلک‌ شیک قبل از ساعت ۸:۳۰ صبح بود. خریداران تنها بودند، آن را با خود به ماشین می‌بردند و در حین رانندگی می‌خوردند.
وقتی از آن‌ها پرسیدند: «میلک‌شیک را برای چه مى خريد و استخدام مى كنيد؟» پاسخ‌ها جالب بود. undefinedآن‌ها به دنبال "سیرشدن يا لذت بردن" نبودند؛ بلكه یک همدم برای مسیر طولانی و خسته‌ کننده تا محل کار می‌خواستند!میلک‌ شیک نسبت به موز (كه زود تمام می‌شد)، دونات (كه دست را کثیف می‌کرد) و شیرینی (كه خرده‌ هایش روی لباس می‌ ریخت)، گزینه بهتری بود. غلظت میلک‌ شیک باعث می‌شد ۲۰ دقیقه طول بکشد تا با نی خورده شود و فرد را در ترافیک سرگرم نگه دارد.
undefinedچه درسى از اين تحقيق مى توانيم بگيريم:ما اغلب فکر می‌کنیم:undefinedکفش و لباس و ساعت می‌ فروشیم برای پوشش مردم؛ اما مشتری آن را برای کسب احترام و زيبايي ممكن است بخرد undefinedما غذا می‌ فروشیم برای رفع گرسنگی؛ اما مشتری آن را ممكن است برای خلق یک لحظه عاطفی با دوستان و خانواده بخرد.undefinedيا خيلي ها از ایکیا خرید می‌ کنند نه فقط برای میز و صندلی، بلکه برای لذت توانمندى در ساختن لوازم خانه.لذاundefinedاگر می‌خواهید محصولتان را توسعه دهید، به جای پرسیدن از ویژگی ‌های محصول، ببینید مشتری در زندگی ‌اش با چه "چالش" یا "خلاء" يا نيازى روبروست که محصول شما قرار است آن را پر کند؟
undefinedوقتی بفهمید محصول شما واقعاً چه مى كند و برای چه «شغلی» استخدام شده است، آن وقت می‌دانید دقیقاً چه چیزی را باید تقویت کنید. undefinedمک‌دونالد بعد از این تحقیق، میلک‌ شیک‌ها را غلیظ‌ تر کرد تا بیشتر طول بکشد و دستگاه‌ های پرداخت سریع گذاشت تا کارمندان عجول صبحگاهی معطل نشوند!undefinedشما براى مشترى و خواسته هايش چه مى كنيد؟@ali_nazemzadeh
undefined۴

۱۲۳

۱۶:۰۳

۷ مهر
استراتژی تحولبخشى از گفتگوى من در سمینار (تحول و آینده پردازی در شرایط امروز ایران) در اتاق بازرگانی قم
undefinedواقعیت این است که ما در شرایطى زندگی و مدیریت می‌ کنیم که واژه‌ هایی مثل «تلاطم»، «ابهام» و «پیچیدگی» دیگر بحران نیستند؛ بلکه خود آب‌ و هوای این اقلیم‌ اند. در چنین شرایطی، آیا می‌توان سازمان و كسب و كارى را در سال ۱۴۰۵ با استراتژی‌ها و پیش‌فرض‌های سال ۱۳۹۵ مدیریت کرد؟
1 - مولانا هفتصد سال قبل می گفت: هر نفس نو می‌شود دنیا و مابی‌خبر از نو شدن اندر بقاصدها سال قبل او به این واقعیت رسیده بود که هر روز دنیا و ما در حال نوشدن هستیم... اکنون در شرایط امروز جهان و ایران، وضعیت چگونه است؟آینده‌پژوهی به ما آمارهای تکان‌ دهنده ‌ای می‌ دهد. طبق نظریه منحنی دوبرابر شدن دانش (فولر)، تا قبل از سال ۱۹۰۰ دانش بشر هر ۱۰۰ سال يكبار ، پس از جنگ جهانی دوم هر ۲۵ سال و در عصر اینترنت هر یک سال دوبرابر می‌شد. اما امروز، گزارش‌های فنی (از جمله داده‌ های IBM) نشان می‌دهد که حجم کل داده‌ های دیجیتال جهان هر ۱۲ ساعت دوبرابر می‌شود!پیام روشن است: سرعت کهنه ‌شدن دانسته‌های ما، از سرعت یادگیری‌ مان بیشتر شده است.
2- استراتژی؛ یعنی هنر معکوس کشیدندر جاده‌های پرپیچ‌ و خم اقتصاد امروز، راننده‌ای که روی دنده چهار قفل کرده، قطعاً در اولین پیچ واژگون می‌شود.استراتژی در عصر تغییر، یعنی «قابلیت دنده عوض کردن به‌موقع». هوشمندی مدیر آینده‌ نگر در این نیست که پایش را محکم‌ تر روی پدال گاز قبلی فشار دهد؛ هوشمندی هم این نیست که کلا ترمز کند، هوشمندی یعنی بداند چه زمانی باید خلاص کند، چه زمان دور بزند، چه زمان سرعتش را تند کند، چه زمان دنده را معکوس کند و البته همواره باید تعادل جدیدی خلق نماید.
3 - در این شرایط و با وجود تمام ابهام ها و پیچیدگی ها و تحولاتی که ایران و دنیا درگیر آن هستند، بسیاری از مجموعه های بزرگ را می بینیم که هنوز در حال توسعه هستند و با نگاه به آینده و خلق آینده، مسیر خود را ادامه می دهند... سازمانی که این نگاه را داشته باشد و با برنامه همراه با تحول به سمت توسعه حرکت کند، از آنهایی که ایستاده اند احتمال موفقیتشان حتما بیشتر است!
@ali_nazemzadeh
undefined۴

۹۸

۵:۲۵

۱۴ مهر
undefined6 راز موفقیت تیم مرسدس بنز undefinedتوتو ولف مدیر و رهبر تیم مرسدس در فرمول وان بوده که امروز خودش 30 درصد سهام این شرکت را دارد و به ثروتی بالای یک میلیارد دلار رسیده... او درباره 8 سال متوالی موفقیت این تیم (و قهرمانی از سال 2014 تا 2021) نکاتی را مطرح کرده که جالب است و در واقع نقشه راه ساخت یک فرهنگ سازمانی برنده را ارائه می دهد:
۱. «تیم‌ های برتر» می‌برند نه «بهترین مهندسان»ولف می‌گوید: «شما می‌توانید ۱۰ تا از باهوش‌ترین نوابغ دنیا را جمع کنید و شکست بخورید، اگر آنها یک تیم منسجم و هم‌دل نباشند.» در روزهای بحرانی و پرفشار بازار، مهارت فنی کارمندان نیست که شرکت را نجات می‌دهد، بلکه فرهنگ شنیده شدن، همدلی مدیر با پرسنل و کار تیمی واقعی است.
2 - استاندارد بی‌رحمانه در جزئیات ر وقتی در سازمان شما سطل آشغال کثیف باشد، گزارش مالی نامرتب باشد یا فنجان چای مشتری لب‌ پر باشد، محال است همان پرسنل در تولید محصول یا ارائه خدمت نهایی، وسواس میلی‌متری داشته باشند. تعالی و استاندارد بالا، یک «عادت محیطی» است نه یک شعار!
۳. آنالیز همه‌چیز؛ حتی بعد از بزرگ‌ترین پیروزی‌ها!اکثر شرکت‌ها وقتی شکست می‌خورند جلسه بحران می‌گذارند، اما وقتی موفق می شوند و فروش بالا می‌رود جشن می‌گیرند و به خواب می‌روند!تحلیل شکست شجاعت می‌خواهد، اما تحلیل پیروزی نشانه نبوغ است. نباید اجازه دهید پیروزی‌ها، ناکارآمدی‌ها و رخنه‌های سیستماتیک شما را زیر فرش پنهان کنند.
۴. فرهنگ بدون سرزنش ولف یک قانون فولادین دارد: «مشکل را شلاق بزنید، نه انسان‌ها را!» وقتی در مسابقه ای کسی اشتباه می کرد، هیچ‌کس اخراج یا توبیخ یا سرزنش نمی شد ولف تیم را مثل یک «قبیله محافظت‌شده» می‌داند که اشتباهاتش را درون خانواده حل می‌کند نه جلوی دوربین‌ها و رسانه‌ها!
5. آزادی عمل و احترام به افرادولف یکی از معدود مدیرانی بود که به بازیکنان اجازه می داد وارد دنیای مد، موسیقی و طراحی شو ند و آزاد باشند مشروط بر اینکه یکشنبه‌ها روی پیست بهترین نسخه خودشان باشند. کنترل‌گری وسواسی انگیزه آدم‌های نخبه را می‌کشد. چارچوب نتیجه (KPI) را شفاف ببندید و در روش رسیدن به آن، به بلوغ و آزادی نیروهای کلیدی‌تان اعتماد کنید.
۶. ذهنیت شکارچی و عدم غرور؛ شعار توتو ولف این است: «شادی پیروزی‌ها فقط تا صبح روز بعد معتبر است؛ اما درد شکست سال‌ها در استخوان می‌ماند.»بازار با هیچ شرکتی شوخی ندارد؛ برندهای غول‌پیکری که به گذشته‌شان غره شدند، ظرف ۲ سال از دور خارج شدند. روزی که حس کردید بازار در مشت شماست، دقیقاً روز آغاز سقوط شماست. همیشه ذهنیت «شکارچی» داشته باشید، نه شکار مغرور!
@ali_nazemzadeh
undefined۱

۴۸

۱۷:۲۰