.در استراتژى بررسى مى كنيم كه كدام كارها ارزش انجام دادن دارند؛در برنامه ريزى به اين موضوع مى پردازيم كه چگونه كارها را بهتر انجام دهيم.من در دوره ليدرمنت به اين موضوع پرداختم كه استراتژى و برنامه ريزى ضمن تفاوت، مكمل هم هستند.
۱۶۳
۱۸:۱۹
۹۹
۱۴:۲۳
امروز یکی از مدیرانی که مدتی است مشاورش هستم، پستی در اينستا فرستاد و پیامی نوشت که برايم بسیار ارزشمند بود.او كه از مديران موفق و پيشرو است، نوشته بود: «خیلی جاها لحنت تند بوده و حتی من را عصبی کرده، اما این تندی از دلسوزی بوده است» و تشکر کرد.این دقیقا همان نقطه ای است که برخى مديران و مشاوران به آن بى توجه هستند!
مشاوری یعنی توانایی دیدن خطر، قبل از آنکه بحران خودش را نشان بدهد!یعنی وقتی همه چیز ظاهرا خوب است، مشاور انحراف را ببیند.یعنی وقتی همه در حال تعریف و تایید هستند، مشاور جرات كند و حقیقت را بگوید.یعنی اگر لازم شد، هشدار دهد، مخالفت كند، بایستد و حتی هزینه بدهد.
ما اگر مى گوييم مدير بايد استراتژى داشته باشد، استراتژى مشاور هم همين است؛ دلسوزى و صداقت و صراحت!
من در سال های گذشته کنار رشد و موفقیت ده ها کسب و کار بوده ام.در این مسیر یک واقعیت را بارها دیده ام:کسب و کارها معمولا ناگهان پيروز يا يك دفعه نابود نمی شوند؛ من در اينجا به موفقيت نمى پردازم ... بنظرم نقش مشاور در جلوگيرى از خطا و شكست بيشتر مهم است؛ و مهم اينجاست كه مدير و بيزينس را كه از یک رشته تصمیم اشتباه ضربه می خورند آگاه كند:از جوگیری و ندیدن واقعیت هااز توسعه بی منطق و بی تحقیقاز استراتژی خطااز تبلیغات و ماركتينگ غلطاز محاسبه سود و قیمت گذاری اشتباهاز بى نظمى مالىاز عدم بهره وری و هزینه های بیخودیاز انتخاب های غلط در نیروی انسانیو از آدم هایی که به جای حقیقت، فقط «تایید» تحویل مدیر می دهند.
اینجاست که نقش مشاور واقعی مشخص می شود.مشاور واقعی قرار نیست فقط آرامش بدهد؛ قرار است آگاهی بدهد.قرار است اگر لازم شد، زنگ خطر را بلندتر از بقیه به صدا دربیاورد.
مشاور خوب سعى مى كند هر جا احساس کرد، مسیر اشتباه است، بگويد!هر جا لازم بود هشدار دهد و محکم بگويد حتی اگر خوشایند نبوده باشد.
طبعا مدیرانی هم هستند که به هر دلیل، تحمل یا پذیرش شنیدن حقیقت را ندارند.واقعیت این است که برخی هشدار را جدی می گیرند و مسیر را اصلاح می کنند، و برخی هم نه؛ و هزینه اش را دیرتر، اما سنگین تر می پردازند.
هر چند مشاور حرفه اى همیشه از شکست هایی که قبلا پیش بینی کرده و مدیر به آن بی توجهی کرده، عمیقا ناراحت مى شود...
پس آقای مدیر، اگر مشاورت گاهی صریح است،اگر بی پرده هشدار می دهد و با بعضی تصمیم هایت موافق نیست، اگر لحنش تند است،بدان که احتمالا او از همه اطرافيانت دلسوزتر است.
۱۶۰
۱۴:۲۳
معجزه اى در كار نيست!
۸۹
۹:۲۹
اما حقیقت این است: برای ۹۹ درصد ما، معجزهای قرار نیست رخ بدهد.
@ali_nazemzadeh
۱۳۱
۹:۳۲
اگر در گذشته، مزیت رقابتی ما سرمایه، تجهیزات، تکنولوژی و... بوده، امروز علاوه بر اینها تفکر مدیریتی مهم است. تفکر مدیر از کجا می آید: از آینده نگری، از چشم انداز، از استراتژی، از هدفگذاری و این کیفیت تصمیم ها است که تفاوت و تمایز یک مدیر یا سازمان را ایجاد می کند.
بخشی از دوره لیدرمنت@ali_nazemzadeh
بخشی از دوره لیدرمنت@ali_nazemzadeh
۱۲۴
۶:۵۹
۶۹
۱۸:۴۰
.
همه برنامه و استراتژی دارند، تا وقتی که اولین مشت توی صورتشان بخورد!
این جمله معروف مایک تایسون، قهرمان بوکس جهان، شاید بهترین توصیف برای وضعیت امروز کسب و کارهای ایرانی باشد. در شرایط ثبات، نوشتن استراتژی، بیزینس مدل، طراحی سیستم فروش، تدوین برنامههای بازاریابی و ساختار سازمانی کار سختی نیست. همه چیز روی کاغذ زیباست و به نظر میرسد استراتژی ها دقیق کار میکنند؛ اما این روند فقط تا زمانی ادامه دارد که رینگ مسابقه آرام است و شرایط کسب و کار، غیر بحرانی!
واقعیت این است که در دوران بحران و نوسان، استراتژیهای ایستا نه تنها کارآمد نیستند، بلکه به بزرگترین تله مرگبار سازمانها تبدیل میشوند.
مختصات امروز بازار ایران: زیستن در وضعیت تعلیق است!
امروز سیاست و اقتصاد ایران در یکی از پیچیدهترین دوره های خود به سر میبرد؛ وضعیتی که میتوان آن را «تعلیق استراتژیک» نامید.
نه جنگ است و نه صلح،
نه فروپاشی کامل است و نه ثبات و گشایش.
نقدینگی در بازار رسوب کرده است و دچار رکود تورمی هستیم
پول به سختی گردش میکند و رفتارهای خرید مردم به شدت محافظهکارانه شده است.
افول ارزش ریال، افق دید را کور کرده است
ریال در کمترین ارزش خود در طول تاریخ و در کل کشورهای دنیا به سر می برد!
با کاهش بیسابقه ارزش پول ملی، برنامهریزیهای میان مدت و بلندمدت جرات و جسارت خود را از دست دادهاند.
فرهنگ خرید اعتباری و قسطی رواج یافته و تقاضا به سمت خریدهای تعهدی و اقساطی رفته است،
در چنین مختصاتی، اصرار بر استراتژیهای پیش از بحران، حتما اشتباه است!اگر امروز روشهای قیمتگذاری، زنجیره تامین، شیوه جذب نیرو و کانالهای بازاریابی خود را بازتعریف نکنید، محکوم به حذف هستید.
برای بقا و سپس رشد در این شرایط، باید در تمام ارکان کسب و کار یک «نگاه نو» و منعطف تزریق شود. اينجاست كه مرز میان «مدیران واقعی» و «مدیران روزهای خوب» مشخص می شود.
در شرایط امروز ایران، موفقیت سهم کسانی نیست که قوی ترین مشتها را دارند؛ سهم کسانی است که یاد گرفتهاند چگونه پس از خوردن اولین مشت، گارد خود را تغییر دهند، روی پاهایشان بایستند و استراتژی بازی را در لحظه بازنویسی کنند.
سيد على ناظم زاده مشاور استراتژى و توسعه كسب و كار@ali_nazemzadehwww.nazemzade.com
واقعیت این است که در دوران بحران و نوسان، استراتژیهای ایستا نه تنها کارآمد نیستند، بلکه به بزرگترین تله مرگبار سازمانها تبدیل میشوند.
امروز سیاست و اقتصاد ایران در یکی از پیچیدهترین دوره های خود به سر میبرد؛ وضعیتی که میتوان آن را «تعلیق استراتژیک» نامید.
در چنین مختصاتی، اصرار بر استراتژیهای پیش از بحران، حتما اشتباه است!اگر امروز روشهای قیمتگذاری، زنجیره تامین، شیوه جذب نیرو و کانالهای بازاریابی خود را بازتعریف نکنید، محکوم به حذف هستید.
سيد على ناظم زاده مشاور استراتژى و توسعه كسب و كار@ali_nazemzadehwww.nazemzade.com
۳۴۲
۱۸:۴۰
تولید مشاور در 5 ساعت!
۴۲
۷:۲۸
... خیلی جالبه!
اما متأسفانه در سالهای اخیر، شاهد پدیدهای هستیم که من آن را «ابتذال مشاوره» مینامم...
شاید این ها محلی از اعراب ندارند،شاید بازار تشنه این مدلهای سطحی است…شاید هم من زیادی سخت گیر هستم و نباید سخت بگیرم!
@ali_nazemzadeh
۷۰
۷:۳۰