لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل درویشد
۲۷۱ عضو

درویش

دلنوشته های یک عَبددکترای جامعه شناسیمسئول مدارس شجره طیبه بندرعباس
مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۱۹ مرداد
undefinedاشاره‌ شهید پیش از آنکه با خون خویش گواهی دهد، با دل خویش گواهی داده است.شهادت، تنها رفتن از دنیا نیست؛ گذشتن از خویشتن است؛ از آن «من»ی که میان دل و حقیقت حجاب می‌شود.آدمی یک‌باره شهید نمی‌شود؛ سال‌ها باید در درون خود از نفس، تعلق و دلبستگی‌های بی‌حساب بگذرد تا اگر روزی لحظه موعود فرا رسید، چیزی جز حق برایش باقی نمانده باشد.شاید معنای عمیق شهادت همین باشد:خود را وانهادن و به حق سپردن؛ پیش از آنکه جان سپرده شود.
undefined علی اصغر درویشhttps://ble.ir/aliasghardarviish
undefined۱

۱۱۳

۲۰:۰۲

undefinedشرح اشاره‌
undefinedسال‌ها در کنار آدم‌های بسیاری ماندیم و رفتن آدم‌های بسیاری را دیدیم؛ بعضی با رابطه آمدند، با رفاقت بالا رفتند و با رفتن همان رابطه، جایگاهشان هم رفت. اما آنچه می‌ماند، نه پست است و نه پشتوانه‌های زمینی؛ آن چیزی است که میان انسان و خداست.
undefinedچه نعمتی بالاتر از اینکه آدمی در تمام سال‌های زندگی، پشتش به هیچ‌کس جز خدا گرم نباشد؛ نه برای بالا رفتن به کسی آویزان شود و نه برای ماندن، دست نیاز به سوی کسی دراز کند. این بی‌نیازی، خودش یک توفیق و لطف بزرگ الهی است.
undefinedآدم اگر روزی و عزتش را از خلق بخواهد، ناگزیر دلش را به همان‌ها گره می‌زند؛ اما کسی که خدا را کافی بداند، حتی اگر دستش از همه کوتاه باشد، دلش به جایی بند است که دست هیچ‌کس به آن نمی‌رسد.
undefinedو چه تلخ است که نام خدا بر زبان باشد، اما امید و چشمِ دل، جای دیگری.با خدا که باشی، محتاجِ هیچ‌کس نیستی؛ و اگر دل به غیر خدا ببندی، هرچه به دست آوری، باز هم در بندِ دیگری.
«با خدا باش، پادشاهی کن؛بی‌خدا باش، هرچه خواهی کن.»
undefined علی اصغر درویشhttps://ble.ir/aliasghardarviish
undefined۳
undefined۲

۱۲۶

۲۱:۴۸

۲۰ مرداد
undefinedشرح اشاره‌
undefinedپناه می‌بریم به خدا از عیبی که امروز در خود می‌بینیم و دیروز، دیگری را به خاطر همان عیب ملامت کرده‌ایم.
undefinedیکی از ظریف‌ترین دام‌های نفس این است که عیب دیگران را با دقت می‌بیند، اما برای عیب خود هزار توجیه پیدا می‌کند. گاهی آنچه در دیگری می‌بینیم، نه برای محکوم کردن او، بلکه برای شناختن خودمان پیش روی ما قرار گرفته است.
undefinedدر سرزنش کردن باید محتاط بود؛ ما از گذشته‌ی هیچ‌کس به‌تمامی خبر نداریم و از آینده‌ی خود نیز مطمئن نیستیم. انسان ممکن است امروز در جایگاه قضاوت باشد و فردا در همان جایگاهِ آزمون قرار بگیرد.
undefinedاهل معنا، وقتی لغزشی در دیگری می‌بینند، پیش از آنکه زبان به ملامت باز کنند، دلشان را به خدا می‌سپارند و از او عافیت می‌خواهند؛ چون می‌دانند اگر خدا پرده‌ی عیب‌های ما را کنار بزند، شاید برای قضاوت دیگران مجالی باقی نماند.
undefinedپس به جای اینکه از لغزش دیگری برای بزرگ کردن خود استفاده کنیم، آن را آینه‌ای برای خویش بدانیم.چه کسی می‌داند فردا، خودِ ما در همان امتحان خواهیم بود یا نه؟
undefinedنه از دیروز دیگران خبر داریم و نه از فردای خودمان؛ پس در ملامت، اندکی سکوت و در قضاوت، اندکی تواضع.
undefined علی اصغر درویشhttps://ble.ir/aliasghardarviish
undefined۱
undefined۱

۷۸

۲۱:۳۶

undefined#تلنگردرخت نخل درخت عجیبی است! گویی این درخت اصلا نبات نیست! چیزی شبیه به آدمیزاد است.وقتی می خواهند نخلی را قطع کنند، می گویند بِکُشش! بی جهت نیست که واحد شمارش نخل هم چون آدمیان، «نفر»است... نخل تنها درختی است که اگر سَرش را قطع کنی می میرد! بر خلاف همه ی درختان که اگر سرشان را بزنی، بار و بَرگشان بیشتر هم می شود. اما نخل نه! سَرش را که قطع کردی می میرد. مهم نیست ریشه اش در خاک سالم باشد، نخلِ بی سر می میرد!آب هم اگر از سَر نخل بگذرد و به زیر آب فرو رود، خفه می شود و می میرد! مثل آدمیزاد. درخت مقدسی است... ﺍﯾﻦ ﺭﺍ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ «ﺩﮐﺘﺮ ﮐﺮﯾﻢ ﻣﺠﺘﻬﺪﯼ» ﺍﺳﺘﺎﺩ ﻓﻠﺴﻔﻪ ی ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﺗﻬﺮﺍﻥ ﺁﻣﻮﺧﺘﻢ!
استادم همیشه ﻣﯽ ﮔﻔﺖ: ﻓﺮﻫﻨﮓ، ﻣﺜﻞ ﺩﺭﺧﺖ ﻧﺨﻞ ﺍﺳﺖ! ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﺭﯾﺸﻪ ﺍﺕ ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﺳﺎﻝ ﺩﺭ ﺧﺎﮎِ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺍﺳﺖ. ﻣﻬﻢ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺳَﺮَﺕ ﻫﻢ ﺳﺎﻟﻢ ﺑﺎﺷﺪ؛ ﯾﻌﻨﯽ ﻧِﻤﻮﺩِ ﻓﺮﻫﻨﮕﯽِ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺍﺕ ﻫﻢ ﺳﺎﻟﻢ ﺑﺎﺷﺪ. ﺍﮔﺮ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺍﯼ ﺑﯿﻤﺎﺭ ﺷﺪ، ﺁﻥ ﻓﺮﻫﻨﮓ میمیرد، ﻭَﻟﻮ ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﺳﺎﻝ ﺭﯾﺸﻪ ﺩﺍﺷﺘﻪ باشد...
https://ble.ir/aliasghardarviish
undefined۲
undefined۱

۷۸

۲۱:۵۳

۲۱ مرداد
خدایا؛ای شنواترینِ بی‌نیاز...ای خالق و محبوبی که وقتی بغض کردیم و لب باز نکردیم، شنیدی …https://ble.ir/aliasghardarviish
undefined۴

۶۶

۸:۴۹

undefinedوقتی یک شهر، دو سبک زندگی می‌سازد و فاصله زندگی‌ها از حد می‌گذرد
undefinedآسیب‌های اجتماعی را نمی‌شود فقط با نصیحت، برخورد یا سرزنش افراد توضیح داد. پشت بسیاری از آسیب‌ها، مجموعه‌ای از شرایط اجتماعی و اقتصادی قرار دارد که آرام‌آرام انسان را تحت فشار قرار می‌دهد.
undefinedدر شهرهای بزرگ، فاصله میان سبک زندگی طبقات مختلف جامعه دیگر فقط تفاوت در میزان درآمد نیست؛ گاهی به تفاوت در کیفیت زندگی، فرصت‌ها، امنیت اقتصادی، آموزش، مسکن و حتی امید به آینده تبدیل شده است.
undefinedوقتی عده‌ای در یک سبک زندگی بسیار برخوردار زندگی می‌کنند و عده‌ای دیگر برای تأمین ابتدایی‌ترین نیازهای زندگی خود با مشکل مواجه‌اند، مسئله فقط حسرت و مقایسه نیست؛ این شکاف اگر عمیق و طولانی شود، می‌تواند اعتماد اجتماعی و احساس عدالت را نیز فرسوده کند.
undefinedفردی که سال‌ها برای تشکیل یک زندگی معمولی تلاش کرده اما از عهده اجاره خانه، هزینه ازدواج، درمان، آموزش فرزند و تأمین معیشت برنمی‌آید، ممکن است به تدریج احساس کند از زندگی عقب مانده است. این فشار فقط اقتصادی نمی‌ماند؛ وارد خانه و خانواده می‌شود.
undefinedبخشی از طلاق‌ها را باید در همین فشارهای اقتصادی و ناتوانی زوجین در تأمین یک زندگی حداقلی جست‌وجو کرد. بخشی دیگر ممکن است به طلاق عاطفی تبدیل شود؛ زن و مرد زیر یک سقف بمانند، اما فشار مالی، خستگی، ناکامی و اختلافات انباشته، رابطه عاطفی آنها را فرسوده کند.
undefinedدر سطح اجتماعی نیز وقتی نابرابری شدید می‌شود و فرصت‌ها برای همه یکسان نیست، زمینه برخی ناهنجاری‌ها بیشتر می‌شود؛ از اعتیاد و خشونت و سرقت گرفته تا انواع انحرافات و فساد. البته فقر به‌تنهایی علت جرم و آسیب نیست و نباید انسان‌های کم‌برخوردار را متهم کرد؛ اما فقر مزمن، محرومیت، احساس تبعیض و نابرابری شدید می‌توانند بستر آسیب را مستعدتر کنند.
undefinedمشکل از جایی جدی‌تر می‌شود که فرد احساس کند جامعه برای او راهی باقی نگذاشته است؛ نه امکان اشتغال مناسب دارد، نه توان تشکیل خانواده، نه امکان تأمین مسکن و نه چشم‌انداز روشنی برای آینده. در چنین شرایطی، اگر حمایت اجتماعی، امید و اعتماد هم ضعیف شده باشد، احتمال روی آوردن برخی افراد به رفتارهای پرخطر و ناهنجار افزایش پیدا می‌کند.
undefinedجامعه‌ای که فاصله میان «آنچه مردم می‌بینند» و «آنچه خودشان می‌توانند داشته باشند» بیش از حد زیاد شود، باید منتظر پیامدهای اجتماعی آن باشد.
undefinedآسیب اجتماعی همیشه از یک تصمیم غلط فردی شروع نمی‌شود؛ گاهی از سال‌ها فشار، محرومیت، مقایسه، ناکامی و احساس بی‌عدالتی ساخته می‌شود و بعد خودش را در رفتار فرد نشان می‌دهد.
undefinedبرای همین، اگر واقعاً نگران افزایش اعتیاد، طلاق، خشونت، سرقت، فساد و دیگر ناهنجاری‌ها هستیم، نباید فقط آخرین حلقه زنجیره را ببینیم.
undefinedگاهی پشت یک رفتار آسیب‌زا، انسانی ایستاده که سال‌هاست زیر فشار اقتصادی و اجتماعی زندگی کرده و پیش از آنکه جامعه رفتار او را ببیند، خودش سال‌ها فریاد زده و دیده نشده است.
undefinedمسئله آسیب‌های اجتماعی، مسئله یک محله، یک طبقه یا یک گروه خاص نیست؛ وقتی شکاف‌های اقتصادی و اجتماعی عمیق می‌شوند، دیر یا زود آثار آن به کل جامعه برمی‌گردد.
undefinedجامعه‌ای که دردِ محرومیت را نبیند، ممکن است روزی هزینه سنگین همان درد را در قالب آسیب اجتماعی پرداخت کند.
undefined علی اصغر درویشhttps://ble.ir/aliasghardarviish
undefined۲
undefined۱

۵۱

۲۱:۲۴

undefined«طلاق عاطفی؛ آسیب خاموش خانواده در جامعه امروز»
undefinedیکی از آسیب‌های خاموش خانواده، طلاق عاطفی است؛ زن و شوهری که هنوز زیر یک سقف زندگی می‌کنند، اما دیگر از نظر عاطفی، فکری و حتی گاهی ارزشی، فاصله زیادی از یکدیگر گرفته‌اند.
undefinedطلاق عاطفی معمولاً ناگهانی اتفاق نمی‌افتد. از جایی شروع می‌شود که گفت‌وگو کمتر می‌شود، دلخوری‌ها روی هم می‌ماند، محبت جای خود را به عادت می‌دهد و زن و مرد به‌جای «همراه زندگی بودن»، فقط وظایفشان را انجام می‌دهند.
undefinedدر خانواده‌های مذهبی، هم‌کُف نبودن اعتقادی و ایمانی می‌تواند یکی از عوامل جدی این فاصله باشد. وقتی ایمان و ارزش‌های دینی برای یکی از زوجین بخش مهمی از هویت و سبک زندگی است و برای دیگری به آن شدت اهمیت ندارد، اختلاف در تربیت فرزند، نوع معاشرت، پوشش، روابط خانوادگی و تصمیم‌های مهم زندگی ممکن است به مرور رابطه را فرسوده کند. البته مشکل فقط تفاوت عقیده نیست؛ تحقیر و نپذیرفتن باورهای یکدیگر می‌تواند اختلاف را عمیق‌تر کند.
undefinedدر خانواده‌های غیرمذهبی یا کم‌اعتقاد نیز مسئله می‌تواند به شکل دیگری بروز کند؛ اختلاف در ارزش‌ها، سبک زندگی، تعریف موفقیت، توقعات از ازدواج و نوع رابطه زن و مرد، اختیارات و آزادی های فردی که اگر مدیریت نشود، می‌تواند همان فاصله عاطفی را ایجاد کند.
اما موضوع فقط اینها نیست. فشار اقتصادی، نابرابری اجتماعی، مشکلات مسکن، بیکاری، فرسودگی شغلی، تغییر سبک زندگی، مقایسه اجتماعی و توقعات غیرواقعی هم وارد خانه شده‌اند. گاهی زن و شوهر آن‌قدر درگیر تأمین زندگی می‌شوند که دیگر فرصتی برای ساختن خودِ زندگی باقی نمی‌ماند.
undefinedخطر طلاق عاطفی هم دقیقاً همین‌جاست؛ چون برخلاف طلاق رسمی، ممکن است سال‌ها دیده نشود. خانواده از بیرون همچنان سالم به نظر می‌رسد، اما در درون، ارتباط عاطفی، اعتماد و صمیمیت در حال فرسایش است. در چنین شرایطی، احتمال تنهایی، افسردگی، خیانت، خشونت، آسیب به تربیت فرزندان و در نهایت طلاق رسمی می‌تواند بیشتر شود.
undefinedبه گمان من، هم‌کُف بودن فقط به تحصیلات، درآمد یا خانواده و موقعیت اجتماعی مربوط نیست؛ هم‌جهتی در ارزش‌های بنیادین، اخلاق و تعریف از زندگی مشترک نیز اهمیت دارد.
undefinedالبته قرار نیست زن و شوهر در همه چیز شبیه هم باشند؛ اما باید در ستون‌های اصلی زندگی، آن‌قدر به هم نزدیک باشند که زندگی مشترک برایشان تبدیل به تحمل کردن یکدیگر نشود.
undefinedتلخ‌ترین شکل طلاق این نیست که دو نفر از هم جدا شوند؛گاهی تلخ‌تر این است که دو نفر کنار هم بمانند، اما دیگر برای یکدیگر پناه و همراه نباشند.
undefined علی اصغر درویشhttps://ble.ir/aliasghardarviish
undefined۱

۵۶

۲۱:۵۰

۲۲ مرداد
undefinedوقتی ثروت از فرهنگ جلو می‌زند
undefinedدر شهرهای بزرگ با پدیده‌ای روبه‌رو هستیم که می‌توان آن را تحرک اقتصادی سریع بدون رشد متناسب سرمایه فرهنگی دانست؛ افرادی که در اثر جهش اقتصادی، معامله، کسب‌وکار یا تغییر ناگهانی ارزش دارایی‌ها در اقتصاد بیمار، یک‌شبه یا در مدت کوتاهی وارد طبقه مرفه می‌شوند، اما فرهنگ، مهارت اجتماعی و سبک زندگی‌شان متناسب با موقعیت اقتصادی جدید رشد نکرده است.
undefinedمسئله فقر گذشته این افراد نیست؛ مسئله، فاصله میان ثروت جدید و سرمایه فرهنگی است. خانه و خودروی گران‌قیمت، محله مرفه و قدرت خرید بالا ممکن است خیلی سریع به دست بیاید، اما رعایت حقوق دیگران، گفت‌وگوی اجتماعی، مدیریت مصرف، مسئولیت‌پذیری و آداب زندگی جمعی حاصل سال‌ها آموزش و تجربه است.
undefinedوقتی این فاصله زیاد باشد، گاهی ثروت به جای آرامش، به مصرف نمایشی، چشم‌وهم‌چشمی، خودنمایی، طمع و تلاش دائمی برای اثبات جایگاه اجتماعی تبدیل می‌شود.
undefinedاین پدیده فقط یک مسئله فردی نیست؛ وقتی در مقیاس وسیع رخ دهد، می‌تواند به فرهنگ عمومی شهر آسیب بزند، احساس نابرابری را تشدید کند و رقابت ناسالم برای نمایش ثروت را گسترش دهد.
undefinedالبته نباید همه افراد تازه‌ثروتمند را یکسان دید؛ اما از منظر جامعه‌شناختی، یک اصل روشن است:
undefinedثروت ممکن است در یک نسل جهش کند، اما سرمایه فرهنگی معمولاً جهشی نیست.
undefinedاگر رشد اقتصادی از رشد فرهنگی و اجتماعی جلو بزند، ممکن است شهروندانی داشته باشیم که از نظر اقتصادی در بالای شهر زندگی می‌کنند، اما از نظر فرهنگ زندگی جمعی هنوز با قواعد گذشته خود زندگی می‌کنند.
undefined علی اصغر درویشhttps://ble.ir/aliasghardarviish
undefined۲

۳۹

۱۵:۲۰

undefined«مسئولیت؛ امانت است، نه غنیمت»
undefinedمسئولیت، ملک شخصی و وسیله‌ای برای اثبات خود نیست؛ امانتی است که باید به شایسته‌ترین فرد سپرده شود.
undefinedاگر کسی بداند در جایگاهی که می‌خواهد، فردی شایسته‌تر از او وجود دارد و می‌تواند حق، عدالت و کار مردم را بهتر ادا کند، اما باز هم از روی منفعت، جاه‌طلبی یا دلبستگی به جایگاه بر گرفتن آن اصرار کند، باید بداند که مسئله دیگر فقط یک انتخاب نادرست نیست؛ پای حق‌الناس و خیانت در امانت به میان آمده است.
undefinedگاهی کنار رفتنِ به‌موقع، از جلو آمدنِ بی‌جا بزرگ‌تر و شایسته تر است. انسانِ اهل تقوا همیشه نمی‌پرسد «چگونه به این جایگاه برسم؟»؛ گاهی باید از خود بپرسد: «آیا من شایسته‌ترین کسی هستم که می توانند این امانت را به او بسپارند؟»
undefined علی اصغر درویشhttps://ble.ir/aliasghardarviish
undefined۳

۳۹

۲۲:۱۸

۲۳ مرداد
مرا دلیست که دور سر تو می گرددتو را سری که خبر از دلم نمی گیردhttps://ble.ir/aliasghardarviish
undefined۱

۳۳

۴:۰۹