خانم پوربافرانی فیلم تندخوانی درسهای ۱ تا ۳ را برای من ارسال کردند و نتیجه تلاششان را با شما به اشتراک میگذارم.
هدف ما فقط این نیست که هنرجو نتها را بشناسد؛ باید بتواند نت را ببیند، سریع تشخیص دهد و با مکث کمتر اجرا کند.
این پیشرفت، حاصل تمرین هدفمند و قدمبهقدم است.
خانم پوربافرانی عزیز، خسته نباشید
۱۲۶
۱۴:۲۵
تا حالا دقت کردی وقتی دو دست را با هم میزنی، ممکنه ضعفهای دست چپت اصلاً به چشمت نیاد؟
گاهی دست چپ را تنها تمرین کن.
ریتمش را بشنو، یکنواختی صداها را بررسی کن، انگشتگذاری و حرکت دست را کنترل کن و با مترونوم اجرا کن.
بعد دست راست را اضافه کن و تفاوت را بشنو.
گاهی برای بهتر نواختن با دو دست، باید مدتی هر دست را بهتنهایی جدی بگیری.
۱۵۰
۱۰:۲۸
وقتی نت رو میبینیم، قرار نیست فقط اسمش رو بدونیم؛ذهن باید بتونه قبل از نواختن، صدای اون رو تصور کنه.
اونجاست که نتخوانی از «شناختن نتها» تبدیل میشه به یک مهارت واقعی.
http://alibadiacademy.ir/product/آموزش-نتخوانی-سلفژ-پارلاتی
۱۶۷
۱۳:۵۸
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
در کتاب «ریتمهای کاربردی» هر مرحله هدف مشخصی دارد.مثلاً در دوره مقدماتی، ابتدا باید روی پنج فیگور پایه مسلط شویم:
سیاه | سفید | چنگهای دوتایی | چنگهای چهارتایی | دولاچنگهای چهارتایی
بعد از تسلط واقعی، فیگورهای جدید را اضافه میکنیم و مرحلهبهمرحله جلو میرویم.
اما یک اصل بسیار مهم وجود دارد:
اگر هنوز «سیاه نقطهدار» را در تمرینات نتخوانی یاد نگرفتهایم، بهتر است سراغ قطعهای که این فیگور را دارد نرویم.
یا اگر هنوز با میزاننمای ترکیبی کار نکردهایم، انتظار اجرای روان قطعهای مثل «تولدت مبارک» منطقی نیست.
پس فقط جلو رفتن در کتاب مهم نیست؛کیفیت یادگیری و هماهنگی قطعات با سطح نتخوانی مهمتر است.
به همین دلیل در مسیر نتخوانی، عجله نمیکنیم.هر فیگور باید آنقدر تمرین شود که هنگام دیدن نت، برای تشخیص آن نیاز به مکث و حدس زدن نداشته باشیم.
http://alibadiacademy.ir/product/آموزش-نتخوانی-سلفژ-پارلاتی
۱۵۶
۵:۵۱
قرار نیست برای هر تکنیک، یک حرکت مکانیکیِ ثابت داشته باشیم.
در استکاتو، لگاتو و تکنیکهای مختلف، انگشت، دست، مچ و بازو باید متناسب با صدای موردنظر و نیاز موسیقی با هم هماهنگ شوند.
پس سؤال اصلی این نیست:
«مچ باید حرکت کند یا ثابت بماند؟»
سؤال درستتر این است:
«این حرکت چه کمکی به صدای من و اجرای راحتترم میکند؟»
تکنیک خوب یعنی:اول صدا را بشنویم، هدف را مشخص کنیم و بعد حرکت مناسب را انتخاب کنیم.
حرکت، هدف نیست؛صدا و موسیقی هدف هستند.
Alibadiacademy.ir
۱۶۴
۱۹:۲۱
تا حالا شده نت را ببینید، اما اسمش چند ثانیه بعد به ذهنتان برسد؟
مترونوم جلو میرود، شما مکث میکنید و کمکم نتخوانی تبدیل به یک کار خستهکننده میشود.
در حالی که هدف این است که نتها برای ذهن شما آشنا و سریع شوند؛ درست مثل یک زبان.
در دوره نتخوانی و سلفژ پارلاتی، این مهارت را مرحلهبهمرحله تمرین میکنیم.
🟢 و بعد از تهیه دوره، سه ماه هم همراهتان هستم تا در مسیر تمرین تنها نباشید.
برای مشاوره و اطلاعات بیشتر در بله پیام دهید:@Alibadi_support
در حالی که هدف این است که نتها برای ذهن شما آشنا و سریع شوند؛ درست مثل یک زبان.
در دوره نتخوانی و سلفژ پارلاتی، این مهارت را مرحلهبهمرحله تمرین میکنیم.
🟢 و بعد از تهیه دوره، سه ماه هم همراهتان هستم تا در مسیر تمرین تنها نباشید.
برای مشاوره و اطلاعات بیشتر در بله پیام دهید:@Alibadi_support
۱۲۰
۲۰:۲۸
یک سؤال جدی:
تا حالا فکر کردید آموزش نادرست یا رها کردن مسیر یادگیری موسیقی، چقدر برایتان هزینه داشته؟
هزینهی ساز، کلاس، زمان و مهمتر از همه، انگیزهای که ممکن است در این مسیر از دست برود.
گاهی مشکل، نداشتن استعداد نیست؛مسیر آموزش درست انتخاب نشده.
اگر مدتهاست دوست دارید پیانو یاد بگیرید و به نتیجهای که میخواهید نرسیدهاید، شاید وقت آن رسیده مسیرتان را دوباره بررسی کنید.
برای رزرو کلاس آنلاین پیانو و بررسی شرایط شما در بله پیام بدهید:
@Alibadi_support
تا حالا فکر کردید آموزش نادرست یا رها کردن مسیر یادگیری موسیقی، چقدر برایتان هزینه داشته؟
هزینهی ساز، کلاس، زمان و مهمتر از همه، انگیزهای که ممکن است در این مسیر از دست برود.
گاهی مشکل، نداشتن استعداد نیست؛مسیر آموزش درست انتخاب نشده.
اگر مدتهاست دوست دارید پیانو یاد بگیرید و به نتیجهای که میخواهید نرسیدهاید، شاید وقت آن رسیده مسیرتان را دوباره بررسی کنید.
برای رزرو کلاس آنلاین پیانو و بررسی شرایط شما در بله پیام بدهید:
@Alibadi_support
۷۸
۶:۱۵
بتهوون چه تفاوتی با موتسارت و هایدن داشت؟
رومن رولان در کتاب بتهوون نکته جالبی درباره این سه آهنگساز میگوید:
موتسارت بیشتر به دنبال پیوند دادن انسانها بود و هایدن با نگاهی ظریف و زیرکانه به دنیای اطرافش نگاه میکرد.
اما بتهوون...
او آنقدر از جهان درونی خودش سرشار بود که حتی طبیعت و اتفاقات بیرونی، وقتی از نگاه او عبور میکردند، تبدیل به بخشی از دنیای درونی خودش میشدند.
رومن رولان درباره او جمله بسیار زیبایی دارد:
«منِ او به اندازه دنیا بود.»
شاید همین نکته یکی از دلایلی باشد که موسیقی بتهوون هنوز هم اینقدر شخصی، عمیق و پرتنش به نظر میرسد.
گاهی یک هنرمند فقط آنچه را در جهان میبیند بیان نمیکند؛بلکه جهان را از درون خودش دوباره میسازد.
برگرفته از کتاب بتهوون، اثر رومن رولان
Alibadiacademy.ir
رومن رولان در کتاب بتهوون نکته جالبی درباره این سه آهنگساز میگوید:
موتسارت بیشتر به دنبال پیوند دادن انسانها بود و هایدن با نگاهی ظریف و زیرکانه به دنیای اطرافش نگاه میکرد.
اما بتهوون...
او آنقدر از جهان درونی خودش سرشار بود که حتی طبیعت و اتفاقات بیرونی، وقتی از نگاه او عبور میکردند، تبدیل به بخشی از دنیای درونی خودش میشدند.
رومن رولان درباره او جمله بسیار زیبایی دارد:
«منِ او به اندازه دنیا بود.»
شاید همین نکته یکی از دلایلی باشد که موسیقی بتهوون هنوز هم اینقدر شخصی، عمیق و پرتنش به نظر میرسد.
گاهی یک هنرمند فقط آنچه را در جهان میبیند بیان نمیکند؛بلکه جهان را از درون خودش دوباره میسازد.
Alibadiacademy.ir
۸۲
۸:۴۴