بازارسال شده از علی نریمان
دورهٔ دوم «آموزش یکسالهٔ TFP_E» حضوری و آنلاینپنجشنبه هانظری و عملیبا ارئه مدرک قابل ترجمه
جهت کسب اطلاعات کامل با آیدی زیر در تماس باشید:
@paria_kamani
این دوره پیش نیاز جلسات سوپرویژن گروهی و فردی است
جهت کسب اطلاعات کامل با آیدی زیر در تماس باشید:
@paria_kamani
این دوره پیش نیاز جلسات سوپرویژن گروهی و فردی است
۱۹
۱۴:۱۲
اطلاعیهٔ کارگاه جدید
کارگاه آنلاین ۶ ماهه درمان نارسیسیسم بیمارگون؛تنها پروتکل گامبهگام روانتحلیلی برای نارسیسیسم.
دوشنبهها، ساعت ۱۷
منبع: Treating Pathological Narcissism with Transference-Focused Psychotherapy(دیاموند، یومانز، استرن، کرنبرگ – ۲۰۲۲)
پرسشهایی که در این کارگاه پاسخ داده میشوند:
-چطور تحقیر بیمار را پیش از آنکه نابودمان کند، به سرنخ تشخیصی تبدیل کنیم؟-پوستکلفت یا پوستنازک؟ وقتی بیمار مدام در نوسان است.-بیمارِ آگاه اما بیپیشرفت؛ نشانهٔ بزرگمنشی پنهان است یا چیز دیگر؟-وقتی بیمار هر تفسیری را با «خودم هم میدانستم» خنثی میکند، چه کنیم؟-نارسیسیسم بدخیم: مرز کار با پرخاش و بیرحمی کجاست؟-وقتی پوستهٔ بزرگمنشانه میشکافد و خلأ و افسردگی میماند؛ چطور بیمار را بهسلامت عبور دهیم؟-گفتن تشخیصمان به بیمار، بیآنکه درمان از دست برود.-وسوسهٔ نجات یا انتقام در انتقال متقابل؛ راه سوم چیست؟
هزینه: مبلغ ماهانه سه میلیون تومانبه شماره کارت:6037998135735891بانک ملی به نام علی نریمان
جهت نهایی کردن ثبتنام، فیش واریزی را به این اکانت ارسال کنید:
@alinarimanpsychoanalysis
کارگاه آنلاین ۶ ماهه درمان نارسیسیسم بیمارگون؛تنها پروتکل گامبهگام روانتحلیلی برای نارسیسیسم.
پرسشهایی که در این کارگاه پاسخ داده میشوند:
-چطور تحقیر بیمار را پیش از آنکه نابودمان کند، به سرنخ تشخیصی تبدیل کنیم؟-پوستکلفت یا پوستنازک؟ وقتی بیمار مدام در نوسان است.-بیمارِ آگاه اما بیپیشرفت؛ نشانهٔ بزرگمنشی پنهان است یا چیز دیگر؟-وقتی بیمار هر تفسیری را با «خودم هم میدانستم» خنثی میکند، چه کنیم؟-نارسیسیسم بدخیم: مرز کار با پرخاش و بیرحمی کجاست؟-وقتی پوستهٔ بزرگمنشانه میشکافد و خلأ و افسردگی میماند؛ چطور بیمار را بهسلامت عبور دهیم؟-گفتن تشخیصمان به بیمار، بیآنکه درمان از دست برود.-وسوسهٔ نجات یا انتقام در انتقال متقابل؛ راه سوم چیست؟
هزینه: مبلغ ماهانه سه میلیون تومانبه شماره کارت:6037998135735891بانک ملی به نام علی نریمان
جهت نهایی کردن ثبتنام، فیش واریزی را به این اکانت ارسال کنید:
@alinarimanpsychoanalysis
۵K
۱۴:۲۰
سلام و ارادت. دوستانی که در کلاس فرویدخوانی(تاویل رویا) و کلاین خوانی ثبت نام کردید، لطفا به این اکانت پیغام بدید. جلسه اول کلاس فرویدخوانی فردا تشکیل میشه. چهارشنبه هم کلاین خوانی رو شروع میکنیم.
@alinarimanpsychoanalysis
@alinarimanpsychoanalysis
۵۶۹
۱۱:۵۵
دوستان کلاین خوانی لطفا به من پیام بدید. @alinarimanpsychoanalysis
۵۴۳
۱۳:۳۷
جلسه آنلاین آشنایی با دوره یکساله آموزش رواندرمانی متمرکز بر انتقال (TFP)
در این جلسه با مبانی رویکرد TFP، ساختار دوره، سرفصلها و روند آموزش آشنا خواهید شد و امکان طرح پرسش درباره دوره فراهم است.
دوشنبه ۱۵ تیر ۱۴۰۵
ساعت ۲۰:۰۰
برگزاری به صورت آنلاین
شرکت در این جلسه رایگان است.
در صورت تمایل به شرکت، لطفاً نام و شماره تماس خود را به آیدی زیر ارسال کنید.
@paria_kamani
۴.۶K
۱۸:۳۸
سلام دوستانی که برای کلاس «درمان نارسیسیسم بیمارگون» مبلغی واریز، و ثبتنام را نهایی کرده اند، جهت ادد شدن در گروه به آیدی پریا پیغام بدهید.
دوشنبه جلسهٔ اول کلاس است.
@paria_kamani
دوشنبه جلسهٔ اول کلاس است.
@paria_kamani
۵۰۱
۱۰:۵۷
چرا درمانگران ترسو به مادران نجاتبخش تبدیل میشوند؟علی نریماندهم شهریورماه هزار و چهارصد و پنج خورشیدی
رواندرمانی تحلیلی، خاصه در مواجهه با سازمان شخصیت مرزیِ سطح پایین (Low-Level BPO)، کار مرغدلان نیست و سوژهای غیور میطلبد. کار با بیماری که در قعر طبقات ماتریس اختلالات شخصیت دستوپا میزند، آزمون پایداریِ روانی درمانگر است، و نه ارزیابی آنکه چقدر ظرفیت دلسوزی دارد. این را اگر بفهمیم، نصف راه را پیمودهایم.گمراهکنندهترین تله اما آنجا دهان باز میکند که مرز میان «همدلی تحلیلی» و «تبانی ناهشیار» محو میشود: درمانگر برابر روانی تکهپاره مینشیند و وسوسهای کهن و باستانی از ناهشیارش فضا را تسخیر میکند، و آن وسوسه چیست؟ فرورفتن در کسوت «والد نجاتبخش»، تا مبادا بیمار زیر بار واقعیت خرد شود.چهبسا درمانگرانی که در بحرانهای زندگی شخصیشان از ارادهای استوار، صلابت ایگو و دسترسی سالم به رانههای خویش برخوردارند، اما در اتاق درمان ناگهان از درون تهی میشوند. در مواجهه با واپسرویِ (Regression) عمیق، استیصال و قربانینماییِ (Victimizing) بیمار، سازوکاری دفاعی در روان درمانگر به کار میافتد: «واکنش وارونه» (Reaction Formation).این سازوکار چیست؟ ترسی پنهان که گلویتان را میفشارد: مبادا هرگونه ایستادگی بر چارچوب یا مواجههٔ صریح، بازتولید خشونتی باشد که بیمار عمری از آن گریخته است، مبادا من هم والد شکنجهگر او باشم یا آسیبی نو به این روانِ زخمی بزنم. البته انسانیست؛ عمیقا انسانی! اما این ملاحظه تا جایی رواست که عنانِ کار از کف نرود.خروج از چارچوب و عدول از نقش درمانگر، کارایی بالینی را نابود میکند و تیغ تیز تفکر بالینی در غلاف میرود و جای خود را به «نرمخوییِ افراطی»، «مدارای از سرِ ترس» و «مراقبت مادرانه» میدهد.در رواندرمانی تحلیلی، این ملاطفت اگر بیجا باشد چیزی جز فریب نیست. آنچه در ظاهرْ مراقبت و شفقت است، در لایههای ناهشیار، تسلیمِ درمانگر به «همانندسازی فرافکن» (Projective Identification) بیمار است و بس. بیمار مرزی برای گریز از مواجهه با تکانههای سادیستیک و خشم بدویاش، سناریویی سرشار از عجز، گیجی و درماندگیِ ساختگی ترتیب میدهد و با اختهسازیِ نمادین خود، درمانگر را وادار میکند به «ایگوی بدلیِ» او تبدیل شود، اما دریغ که در آن اتاق، ایگویی در کار نیست، هر دو فقط وانمود میکنند که هست!با پذیرش این نقش، سادیسم مهارناپذیر بیمار در پوشش این درماندگیِ تصنعی «غسل تعمید» میشود. درمانگر به همان والدی بدل میگردد که نمیخواست باشد و این بزرگترین آسیب به بیمار است، رفتاری از جنس ریاکاریِ باستانی: ظاهری آراسته به مهر و باطنی آکنده از ترس، دروغ و تزویر.اما دربارهٔ روانکاوی:خاصیت روانکاوی همین است: ایستادگی بر چارچوب و مواجههٔ برّان، ابزار جراحی روانکاو است. اگر او از اقتدار فنی خود دست بکشد و با فانتزی شکنندگی بیمار و نفع ثانویهٔ بیماری (Secondary Gain) تبانی کند، تحلیل متوقف میشود و درمان، بهجای بازسازی روانی، به پناهگاهی امن برای تثبیت بیماری بدل میگردد. وظیفهٔ درمانگر تابآوریِ ابهام، بیرون کشیدن سادیسم پنهان از پسِ نقاب قربانینمایی، و بازگرداندن رانههای انکارشده به صحنهٔ «اینجا و اکنون» است. هیچکس در گذشته درمان نمیشود؛ درمان در «اکنون» رخ میدهد.https://t.me/AliNariman
رواندرمانی تحلیلی، خاصه در مواجهه با سازمان شخصیت مرزیِ سطح پایین (Low-Level BPO)، کار مرغدلان نیست و سوژهای غیور میطلبد. کار با بیماری که در قعر طبقات ماتریس اختلالات شخصیت دستوپا میزند، آزمون پایداریِ روانی درمانگر است، و نه ارزیابی آنکه چقدر ظرفیت دلسوزی دارد. این را اگر بفهمیم، نصف راه را پیمودهایم.گمراهکنندهترین تله اما آنجا دهان باز میکند که مرز میان «همدلی تحلیلی» و «تبانی ناهشیار» محو میشود: درمانگر برابر روانی تکهپاره مینشیند و وسوسهای کهن و باستانی از ناهشیارش فضا را تسخیر میکند، و آن وسوسه چیست؟ فرورفتن در کسوت «والد نجاتبخش»، تا مبادا بیمار زیر بار واقعیت خرد شود.چهبسا درمانگرانی که در بحرانهای زندگی شخصیشان از ارادهای استوار، صلابت ایگو و دسترسی سالم به رانههای خویش برخوردارند، اما در اتاق درمان ناگهان از درون تهی میشوند. در مواجهه با واپسرویِ (Regression) عمیق، استیصال و قربانینماییِ (Victimizing) بیمار، سازوکاری دفاعی در روان درمانگر به کار میافتد: «واکنش وارونه» (Reaction Formation).این سازوکار چیست؟ ترسی پنهان که گلویتان را میفشارد: مبادا هرگونه ایستادگی بر چارچوب یا مواجههٔ صریح، بازتولید خشونتی باشد که بیمار عمری از آن گریخته است، مبادا من هم والد شکنجهگر او باشم یا آسیبی نو به این روانِ زخمی بزنم. البته انسانیست؛ عمیقا انسانی! اما این ملاحظه تا جایی رواست که عنانِ کار از کف نرود.خروج از چارچوب و عدول از نقش درمانگر، کارایی بالینی را نابود میکند و تیغ تیز تفکر بالینی در غلاف میرود و جای خود را به «نرمخوییِ افراطی»، «مدارای از سرِ ترس» و «مراقبت مادرانه» میدهد.در رواندرمانی تحلیلی، این ملاطفت اگر بیجا باشد چیزی جز فریب نیست. آنچه در ظاهرْ مراقبت و شفقت است، در لایههای ناهشیار، تسلیمِ درمانگر به «همانندسازی فرافکن» (Projective Identification) بیمار است و بس. بیمار مرزی برای گریز از مواجهه با تکانههای سادیستیک و خشم بدویاش، سناریویی سرشار از عجز، گیجی و درماندگیِ ساختگی ترتیب میدهد و با اختهسازیِ نمادین خود، درمانگر را وادار میکند به «ایگوی بدلیِ» او تبدیل شود، اما دریغ که در آن اتاق، ایگویی در کار نیست، هر دو فقط وانمود میکنند که هست!با پذیرش این نقش، سادیسم مهارناپذیر بیمار در پوشش این درماندگیِ تصنعی «غسل تعمید» میشود. درمانگر به همان والدی بدل میگردد که نمیخواست باشد و این بزرگترین آسیب به بیمار است، رفتاری از جنس ریاکاریِ باستانی: ظاهری آراسته به مهر و باطنی آکنده از ترس، دروغ و تزویر.اما دربارهٔ روانکاوی:خاصیت روانکاوی همین است: ایستادگی بر چارچوب و مواجههٔ برّان، ابزار جراحی روانکاو است. اگر او از اقتدار فنی خود دست بکشد و با فانتزی شکنندگی بیمار و نفع ثانویهٔ بیماری (Secondary Gain) تبانی کند، تحلیل متوقف میشود و درمان، بهجای بازسازی روانی، به پناهگاهی امن برای تثبیت بیماری بدل میگردد. وظیفهٔ درمانگر تابآوریِ ابهام، بیرون کشیدن سادیسم پنهان از پسِ نقاب قربانینمایی، و بازگرداندن رانههای انکارشده به صحنهٔ «اینجا و اکنون» است. هیچکس در گذشته درمان نمیشود؛ درمان در «اکنون» رخ میدهد.https://t.me/AliNariman
۳۸۰
۲۱:۱۹
فکر کنم وقت مهاجرت به پلتفرم مبارک «بله» رسیده نه؟ بوهای خوبی نمیاد از اوضاع جهان!
۱۳۸
۲۲:۰۶
راستی! این سالها درباب «روانکاوی سیاسی» اصلا حرفی نزدیم! پنداری همهٔ شب و روزمان شده بالینی و بالینی و بالینی! ای تف به این بالینی و این درمانگر ناکام ایرانی! یکی نبود بگوید آخر اینجا جای درمانگر شدن است؟ راستش در موقعیتی هستم که دارم به مطالعاتم و خواندنم و آموختنم و آموزاندنم و همهچیز شک میکنم! آیا این مملکت از اول جای سخن گفتن از بالین بود؟
بله بود! در جا و مکانش بله! بالین همیشه مهم است، اما چه شد که این سالها political psychoanalysis را فقط خواندم و در انتشار و آموزاندنش انقدر خساست کردم؟!
میخواهم راجع به مطالعاتم در زمینه روانکاوی سیاسی و روانکاوی جمعی بیشتر بنویسم و سخن بگویم، بالین بماند برای اتاق درمان و سوپرویژنها...
از وامیک ولکان خواهم نوشت و دیگرانی مثل او...به زودی...
دوستانتان را خبر کنید که هوا بس ناجوانمردانه «پَس» است!
@alinarimanpsychoanalysis
بله بود! در جا و مکانش بله! بالین همیشه مهم است، اما چه شد که این سالها political psychoanalysis را فقط خواندم و در انتشار و آموزاندنش انقدر خساست کردم؟!
میخواهم راجع به مطالعاتم در زمینه روانکاوی سیاسی و روانکاوی جمعی بیشتر بنویسم و سخن بگویم، بالین بماند برای اتاق درمان و سوپرویژنها...
از وامیک ولکان خواهم نوشت و دیگرانی مثل او...به زودی...
دوستانتان را خبر کنید که هوا بس ناجوانمردانه «پَس» است!
@alinarimanpsychoanalysis
۱۴۹
۲۲:۱۴