دو نشانهی راهبردی در عملیات اخیر علیه پایگاههای آمریکا
تحلیل میدانی و نشانهشناختی رویدادهای نظامی، همواره یکی از مهمترین ابزارهای درک واقعیتهای پنهان در پشت پرده جنگها بوده است. آنچه در شب گذشته از منطقه اردن و پایگاههای آمریکایی مستقر در این کشور گزارش شده، مجموعهای از نشانههای راهبردی است که بدون توجه به آنها، نمیتوان تصویر دقیقی از تحولات جاری ارائه داد.
نخستین نشانهای که باید به آن دقت کرد، حجم قابلتوجه موشکهایی است توسط نیروی هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بر سر نیروهای آمریکایی مستقر در اردن فرود آمده است. این حجم آتش، بهتنهایی، فراتر از یک اقدام صرفاً نمایشی یا تنبیهی محدود است. در عملیاتهای موشکی، حجم آتش معمولاً با دو متغیر اصلی گره میخورد: نخست، اهمیت هدف از منظر راهبردی و دوم، میزان اطمینان طراحان عملیات از موفقیت عملیات
افزایش حجم آتش، میتواند حاکی از آن باشد که نیروهای مسلح ما، بر اساس دادههای اطلاعاتی دقیق، هدفی مهم و راهبردی را در عمق پایگاه آمریکا در کشور اردن شناسایی کردهاند؛ هدفی که ارزش شلیک چنین حجم بالایی از موشکها را داشته است. این گزاره، زمانی قوت میگیرد که بدانیم در عملیاتهای موشکی پیچیده، انتخاب تعداد موشکها، حاصل محاسبات دقیق نظامی، اطلاعاتی و شرایط میدان نبرد است.
دومین نشانهی مهم، واکنش ممتد و گسترده سامانههای پدافندی پاتریوت در کشور اردن است. گزارشهای میدانی و تصاویر منتشر شده حکایت از آن دارد که سامانههای مذکور با وجود محدودیتهای شناختهشده در ذخایر تسلیحاتی خود که در چندین هفته گذشته تیتر اکثر رسانههای غربی و آمریکایی بود، بهطور مستمر در حال رهگیری بودهاند.
این موضوع نیز از دو زاویه قابل تحلیل و بررسی است؛ از یک سو، واکنش پدافندی گسترده، نشاندهنده تلاش همهجانبه برای جلوگیری از اصابت موشکها به اهدافی است که احتمالاً از حساسیت ویژهای برخوردار بودهاند. در غیر این صورت، منطق نظامی ایجاب نمیکند که یک طرف درگیر، با وجود کمبود تسلیحات، اقدام به شلیک بیوقفه و همهجانبه موشکهای پدافندی کند.
از سوی دیگر، این واکنش خود گواهی است بر این که بار عملیاتی واردشده به حدی بوده که طرف مقابل را به مصرف حداکثری توان پدافندی خود واداشته است. این رفتار، در ادبیات نظامی، معمولاً زمانی رخ میدهد که خطر اصابت موشکها به اهداف کلیدی، بسیار بالا ارزیابی شده باشد.
با ترکیب این دو نشانه، میتوان به این گزاره تحلیلی دست یافت که به احتمال زیاد، نیروهای مسلح ایران در این عملیات، موفق به اصابت به هدف یا اهدافی با ارزش راهبردی بالا شده باشند. به نظر میرسد عملیات موشکی شب گذشته به شکل ترکیبی بر اساس سه مؤلفه اصلی «دستیابی به اطلاعات دقیق و بهروز از موقعیت اهداف حساس» ، «طراحی عملیاتی مبتنی بر حجم آتش کافی برای تضمین اصابت» و «بهچالشکشیدن توان پدافندی طرف مقابل تا مرز فرسایش» انجام شده است.
بنابراین باید گفت این عملیات از منظر تحلیل نشانهشناختی، حاوی دو پیام اصلی است: نخست، توانایی نیروهای مسلح ایران در دستیابی به اهدافی با ارزش راهبردی بالا برای دشمن و دوم، فشار عملیاتی چشمگیری که بر سیستمهای پدافندی آن وارد آمده است. همانطور که رسانههای عبری مانند کانال 12 رژیم صهیونی نیز اذعان کردند، به نظر میرسد این رویداد، نقطه عطفی در جنگ اخیر محسوب شود.
دکتر علیرضا پورجعفری، روزنامهنگار و پژوهشگر رسانه
https://ble.ir/alirezapourjafari
دکتر علیرضا پورجعفری، روزنامهنگار و پژوهشگر رسانه
https://ble.ir/alirezapourjafari
۱.۲K
۶:۰۲
بازارسال شده از مرکز نسرا همدان
--------------------------
۵
۷:۰۵
لینک توییت:
https://x.com/cyberman1133/status/2098783741971673439
دکتر علیرضا پورجعفری، روزنامهنگار و پژوهشگر رسانه
https://ble.ir/alirezapourjafari
https://x.com/cyberman1133/status/2098783741971673439
دکتر علیرضا پورجعفری، روزنامهنگار و پژوهشگر رسانه
https://ble.ir/alirezapourjafari
۶۷۴
۱۴:۴۳
وطن برند شخصی شما نیست خانم سلبریتی
پنج ماه از آتشبس میان ایران و آمریکا و رژیم صهیونیستی میگذرد. در نوزدهم فروردین، جنگی در ظاهر به پایان رسید که آغازش با قتلعام کودکان بیگناه مدرسه شجره طیبه میناب رقم خورده بود. در طول این جنگ، هزاران نفر از هموطنان ما از مرد و زن و کودک و نوجوان به دست دشمن متجاوز به خاک مقدس این مرز و بوم به شهادت رسیدند.
جنگی که به گفته دشمن متجاوز قرار بود در سه روز با فتح ایران و شهرهایش مختومه شود، با مقاومت همین مردم همین مردان و زنان و دختران چهل روز طول کشید و دست آخر، این دشمن آمریکایی بود که مثل همیشه به التماس مذاکره و پایان جنگ افتاد و هنوز هم ملتمسانه آن را دنبال میکند.
قسمت دردناک ماجرا اما اینجاست که در این میانه، همه دنیا از انسانهای شاخص تا رسانههای پرمخاطب و حتی محافل سیاسی و امنیتی، ایران و ایرانی را بابت این مقاومت ستایش میکنند، اما برخی در داخل، همین که پایشان به آن سوی آب میرسد، فیلشان یاد هندوستان میکند.
مخاطب این کلام من، ریما رامینفر و لاله مرزبان هستند که این روزها اخبار جشنواره ونیز و رفتنشان گوش عالم را کر کرده است. خانم بازیگر که ظاهراً در این جشنواره به او تندیسی دادهاند، طی اظهاراتی حرفهای نامربوطی را در مورد زنهای ایرانی زده که همین حرفها منتج به خوشحالی عدهای وطنفروش و مزدور شده است. او در حالی با حرفهای دشمن شاد کند زن های ایرانی را نمایندگی میکند که حتی کلامی از دو جنگی که بر این کشور گذشت و هزاران هموطنش از زن و دختر به ویژه در مدرسه شجره طیبه میناب در حمله متجاوزانه دشمن به شهادت رسیدند، حرف نزد.
سوال اینجاست که سلبریتی بودن، تا کجا مجوز سکوت است؟ کسی که صدایش به هزاران کیلومتر آنطرفتر میرسد و در جشنوارههای جهانی شرکت میکند و تندیس میگیرد، چرا در برابر خونِ هموطنانش سکوت میکند؟ چرا از دختر بچه ایرانی در میناب که زیر آوار جنایت متجاوز جان داد، حرفی نمیزند، اما از زن ایرانی خیالی ذهن خود، روایتی میسازد که به مذاق آن ور آبیها خوش بیاید؟
به نظر میرسد مشکل فقط یک اظهارنظر یا یک ژست وطن دوستانه نیست. مشکل این است که برخی چهرهها، وطن را فقط تا مرز فرودگاه میشناسند اما وقتی پای منافع شخصی، شهرت و جایزه در میان باشد، ایران و ایرانی را به یک «برند» تقلیل میدهند؛ برندی که میتوان در جشنوارههای خارجی از آن استفاده کرد، اما در برابر خون هم وطن، سکوت کرد.
البته این سکوت، بلندتر از هر فریادی است. فریادی که در آن، نه از میناب خبری است، نه از چهل روز مقاومت، نه از هزاران زن و دختری که در این جنگ، تنها چیزی که از آنها ماند، نامی و یادگاری بود. سلبریتیها اگر صدای مردم را دارند، پس چرا در برابر جنایت دشمن، صدایشان به لرزه نمیافتد؟ چرا فقط وقتی دوربین خارجی روشن میشود، زبانشان باز میشود؟
مفهومی که سلبریتی نمیتواند آن را فهم کند آن است که وطن، نه یک ژست است، نه یک تندیس و نه یک برند؛ وطن، خونِ مردمی است که در میناب و در چهل روز مقاومت، بر خاک مقدس این سرزمین ریخت. کسی که این خون را نمیبیند حتما در چشمِ هم وطنان خود خاموش است.
هنر اگر از مردم جدا شود، دیگر هنر نیست؛ یک ویترینِ خالی است که تنها به کارِ چشمنوازیِ بیگانه متجاوز میآید و صرفا او برایش دست میزند؛ انسان واقعی، کسی است که صدایش، صدای زخمِ میناب و فریادِ چهل روز مقاومت باشد؛ نه نجواهای دلبرایِ آن وریها.
دکتر علیرضا پورجعفری، روزنامهنگار و پژوهشگر رسانه
https://ble.ir/alirezapourjafari
دکتر علیرضا پورجعفری، روزنامهنگار و پژوهشگر رسانه
https://ble.ir/alirezapourjafari
۹۵۵
۶:۳۵
یک پدیده ارتباطی پشت پرده اعتراف خلبان آمریکایی درباره سقوط F15
در تحلیل کنش سیاسی امروز، بهویژه در بستر منازعات بینالمللی، تفکیک میان روایت و واقعیت به یکی از چالشهای بنیادین تبدیل شده است. ژان بودریار، فیلسوف فرانسوی، مفهوم «فراواقعیت» را برای توصیف وضعیتی به کار برد که در آن بازنماییهای رسانهای، مرجع بیرونی خود را از دست میدهند و به حیاتی مستقل و خودارجاع ادامه میدهند.
در این وضعیت، نشانهها دیگر بازتاب یک واقعیت بیرونی نیستند، بلکه کمکم رابطه خود را با هر واقعیتی قطع میکنند و به وانموده بدل میشوند. برای فهم این تفکیک، باید از یک قاعده ساده شروع کرد. هنگامی که یک کنشگر سیاسی در میدان عمل به اهداف اعلامی خود دست نمییابد، منطق حفظ مشروعیت او را به سمت جبران روایی سوق میدهد. به بیان روشنتر، وقتی نتیجه ماهوی صفر است، راوی به بُعد نمادین روی میآورد تا فقدان بُعد ماهوی را بپوشاند.
در چنین وضعیتی، تعهد نیز مانع از اعتراف به شکست میشود، زیرا پذیرش بیحاصلی به ناهماهنگی شناختی غیرقابل تحملی برای رهبران و مردمی میانجامد که هزینههایی را متحمل شدهاند. نتیجه آن است که واقعیت میدانی نه بازنمایی، بلکه بازسازی میشود؛ نه روایت از واقعیت، بلکه روایتی جایگزین واقعیت ساخته میشود.
این سازوکار را میتوان در جنگ روایتهای ترامپ در قبال ایران بهروشنی دید. او در شرایطی که گزارشهای میدانی و دادههای سایتهای بینالمللی، خلاف ادعاهایی درباره نابودی توان نظامی و پدافندی ایران و تسلط بر تنگه هرمز را نشان میدهد، مدعی است این اتفاقات در ایران افتاده است.
این رفتار همان چیزی است که بودریار آن را حرکت از پنهانسازی واقعیت به پنهان نگه داشتن این واقعیت که امر واقعی دیگر واقعی نیست مینامد. در واقع ترامپ با تکیه بر شبکه اجتماعی خود و کنترل کانالهای اطلاعاتی، تلاش کرد در فقدان یک پیروزی میدانی، دستکم یک پیروزی روایی برای خود بسازد.
اما همان لحظهای که این تماس رخ میدهد، سازوکار فراواقعی در معرض آزمون قرار میگیرد. اینجاست که مصداق عینی و اعتراف مستند وارد میشوند. اعتراف رسمی خلبان جنگنده آمریکایی به سرنگونی جنگنده اف-۱۵ توسط پدافند ایران، یکی از همین مصادیق است. این اعتراف نشان میدهد واقعیت میدانی، هرچند ممکن است برای مدتی زیر لایههای روایت ساختگی پنهان بماند، در نهایت خود را تحمیل میکند.
نکته مهم آن است که این اعتراف نه از موضع ضعف ایران، بلکه از موضع قدرت میدانی صورت گرفت. آنچه پنتاگون را به فراری دادن سراسیمه خلبانان مجروح وادار کرد، نه روایتسازی رسانهای، بلکه تسلط اطلاعاتی و سرعت عمل نیروهای مسلح ایران بود که فضای عملیاتی را برای آمریکا غیرقابل تحمل ساخت. این تفاوت بنیادین میان روایت قدرت و قدرت روایت است: یکی از فقدان قدرت میآید و دیگری از حضور آن.
حالا پرسش محوری اینجاست که آیا ایران برای اثبات توانمندیهای خود نیازی به ورود به بازی فراواقعیت دارد؟ پاسخ منفی است. فراواقعیت ابزار کنشگرانی است که در میدان به شکست خوردند و میکوشند این شکست را در سپهر نشانهها جبران کنند اما ایران در مقابل، دارای دستاوردهای میدانی ملموسی است که خودبهخود مصداق توانمندی نظامی به شمار میروند.
این تفکیک، پیامد نظری مهمی نیز دارد. در چارچوب نظریه بودریار، ورود به فراواقعیت به معنای تسلیم شدن به منطق نشانهها و پذیرش قواعد بازی است که در آن هیچ مرجع بیرونی وجود ندارد و همه چیز به بازی بیپایان دالها فروکاسته میشود. اما اگر یک کنشگر دارای مرجع عینی باشد، یعنی دستاوردهایی که خارج از نظام نشانهای قابل تأیید و مشاهدهاند، نیازی به مشارکت در این بازی ندارد. بنابراین ایران، برخلاف ترامپ، نیازی به عمل بر مبنای فراواقعیت ندارد، زیرا دستاوردهایش در میدان، مصداق خود را دارد.
باید اشاره داشت که فراواقعیت ابزار کسانی است که از مصداق بیبهرهاند. ترامپ، در فقدان دستاورد میدانی، به روایتسازی رسانهای پناه برده است؛ اما اعتراف خلبان آمریکایی به سرنگونی جنگنده اف-۱۵، این روایت را در برابر گواهی عینی بیدفاع ساخت. در نقهط مقابل ایران، در موقعیتی قرار دارد که نیازی به ساخت واقعیت ندارد، زیرا واقعیت در میدان ساخته شده و در اعتراف دشمن تأیید شده است. تمایز میان قدرت روایت و قدرت میدان در همین است که اولی از ضعف میآید و دومی از حضور.
دکتر علیرضا پورجعفری، روزنامهنگار و پژوهشگر رسانه
https://ble.ir/alirezapourjafari
دکتر علیرضا پورجعفری، روزنامهنگار و پژوهشگر رسانه
https://ble.ir/alirezapourjafari
۹۸۵
۷:۲۵
درباره اخبار اعلام آمادگی مقامات آمریکایی با هیات ایرانی
به عنوان یک ایرانی فکر نمیکنم که هیچ یک از مسئولان و مقامات کشورمان انقدر بی غیرت نشدهاند که حتی با وجود داشتن اختیارات لازم و مصلحتهای فرضی، با قاتلین امام شهید و مردم شریف و مظلوم ایران اسلامی به ویژه کودکان میناب سر یک میز نشسته و گفت و گو کنند
آمریکایی ها همواره دنبال فضاسازی های رسانهای و عملیات روانی اند برای جا انداختن اینکه مقصر این جنگ فعلی ایران است و حالا آمریکا آمادگی دارد که مشکل را با ایران حل کند
اما جز جریان اصلاح طلب که غرب را صورتی میبیند و تصویر میکند، کیست که نداند قصد و منظور شیاطین آمریکایی از این دیدار فرضی چیزی جز آن چیزی که بر سر زلسنکی و در بهترین حالت رهبران اتحادیه اروپا در اتاق بیضی شکل کاخ سفید آمد، چیست
دکتر علیرضا پورجعفری، روزنامهنگار و پژوهشگر رسانه
https://ble.ir/alirezapourjafari
دکتر علیرضا پورجعفری، روزنامهنگار و پژوهشگر رسانه
https://ble.ir/alirezapourjafari
۷۰
۱۱:۲۸
کمربندها را ببندیم
️با اظهارات جدید نتانیابو در صحن علنی سازمان ملل، تقریبا مشخص شد که دشمن برای ادامه مسیر جنگ، همان الگوی قبل از جنگ چهل روزه را در پیش گرفته است
️الگویی که ابتدا تلاش میکند هستههای آشوب را در کشور فعال کند، کشور را از مرکز و شرق و غرب برهم بریزد و دست آخر هم با حملات هوایی کار را پشتیبانی کند
️نشانههایی هم از راهبرد جدید در چند روز گذشته نمایان شد که در یک فقرهاش دو تن از رزمندگان قرار عملیاتی امام سجاد(ع) نیروی زمینی سپاه به شهادت رسیدند
️در این وضعیت آن چیزی که میتواند صحنه را مدیریت کند علاوه بر استغاثه به حضرت ولی عصر( ارواحنا فدا) سازماندهی ثبت نامیهای جان فدا در قالب تورهای ایست و بازرسی بسیج است
️علاوه بر این میتوان از ظرفیت گردانهای جان فدا برای کمک به دولت جهت تامین کالا، نظارت بر کسب و کارها و با هدف جلوگیری از گرانفروشیها و کم فروشیها و به طور کلی رفع موانع خدمت رسانی به مردم، بهره برد
️تجربه نشان داده و اثبات کرده دشمن ما ترسو تر و بزدل تر از این است که وقتی قدرت را ببیند باز هم به میدان بیاید به همین جهت مهم است که در کنار سازماندهیهای نظامی، میادین هم با حضور مردم مبعوث شده تقویت گردد
️در اینجاست که باید کمربندها را ببندیم و خود را تقریبا برای نبرد نهایی آماده کنیم، ان شاالله
دکتر علیرضا پورجعفری، روزنامهنگار و پژوهشگر رسانه
https://ble.ir/alirezapourjafari
دکتر علیرضا پورجعفری، روزنامهنگار و پژوهشگر رسانه
https://ble.ir/alirezapourjafari
۱۰۲
۲۰:۳۴
لینک توییت
https://x.com/cyberman1133/status/2103850473224614013
دکتر علیرضا پورجعفری، روزنامهنگار و پژوهشگر رسانه
https://ble.ir/alirezapourjafari
https://x.com/cyberman1133/status/2103850473224614013
دکتر علیرضا پورجعفری، روزنامهنگار و پژوهشگر رسانه
https://ble.ir/alirezapourjafari
۷۰۹
۱۴:۱۸
درباره خبر اسرائیل هیوم
️گزارشی که امروز در برخی رسانههای داخلی با محوریت احتمال اقدام نظامی اسرائیل علیه ایران منتشر شده، نمونهای قابلتأمل از اهمیت دقت در ترجمه و بازنشر اخبار امنیتی است؛ اخباری که کوچکترین تغییر در واژگان آنها میتواند معنای سیاسی و رسانهای متفاوتی ایجاد کند.
️متن اصلی گزارش، با استناد به رسانههای اسرائیلی، از آمادگی اسرائیل برای یک اقدام نظامی احتمالی علیه ایران سخن میگوید؛ اقدامی که بنا بر این گزارش ممکن است با مشارکت ایالات متحده یا بهصورت مستقل انجام شود.
️نکته مهم اما در خود واژه «possible» یا «احتمالی» نهفته است. این واژه به معنای وقوع قطعی حمله نیست، بلکه از وجود سناریویی خبر میدهد که در حال بررسی یا آمادهسازی است.
️در برخی بازنشرهای فارسی، این مضمون به شکلی منتقل شده که گویی «تصمیم قطعی برای حمله به ایران» گرفته شده است. این تفاوت، صرفاً یک اختلاف ترجمهای ساده نیست.
️در ادبیات رسانهای و بهویژه در حوزه امنیت و سیاست خارجی، تفاوت میان عباراتی مانند «آمادگی برای اقدام احتمالی»، «بررسی گزینه نظامی» و «تصمیم قطعی برای حمله» بسیار اساسی است.
️از سوی دیگر، گزارش مورد اشاره ظاهراً به افزایش تنشها میان تهران و اسرائیل و گزارش رسانههای اسرائیلی درباره تحرکات نظامی میپردازد با این حال، چنین گزارشهایی بهتنهایی نمیتوانند اثبات کنند که عملیات نظامی در آستانه اجراست یا تصمیم نهایی درباره آن اتخاذ شده است.
️از منظر روزنامهنگاری حرفهای، در چنین شرایطی باید میان «آنچه یک رسانه گزارش میکند» و «آنچه بهعنوان واقعیت تأییدشده میدانیم» مرزبندی روشنی وجود داشته باشد.
️ همچنین ضروری است مشخص شود که اطلاعات از چه منبعی آمده، آیا منابع مستقل دیگری آن را تأیید کردهاند؟
️بنابراین، صورتبندی دقیقتر خبر این است: بر اساس گزارش رسانههای اسرائیلی، این رژیم در حال آمادهسازی و بررسی گزینههای احتمالی برای اقدام نظامی علیه ایران است.
️ مسالهای که البته پیش از این نیز حتی پس از جنگ دوازده و چهل روزه همواره وجود داشته است
دکتر علیرضا پورجعفری، روزنامهنگار و پژوهشگر رسانه
https://ble.ir/alirezapourjafari
دکتر علیرضا پورجعفری، روزنامهنگار و پژوهشگر رسانه
https://ble.ir/alirezapourjafari
۶۱
۱۹:۴۶
دوره آموزشی تحلیل محتوای پیامهای ارتباطی(ظرفیت محدود)
با حضور:اساتید درس روش شناسی
همراه با ارائه گواهی شرکت در پایان دوره
دوشنبهها، ساعت ۱۷ الی ۱۹ سالن جلسات دانشکده شهید آوینی(ره)
جلسه فقط به صورت حضوری برگزار میشود
مهلت ثبت نام: ۱۹ مهرماه
ثبت نام @abdolreza1380
•┈•✾•

•✾•┈•
دانشکده هنر، رسانه و فضای مجازی شهید آوینی
@rasaneh_ihu
همراه با ارائه گواهی شرکت در پایان دوره
جلسه فقط به صورت حضوری برگزار میشود
مهلت ثبت نام: ۱۹ مهرماه
ثبت نام @abdolreza1380
•┈•✾•
۳۸۰
۷:۵۴