۶۲
۷:۱۲
۶۸
۱۱:۰۱
تو افغانستان اینجوری لواشک درست می کنن فقط من موندم چرا نمیریزه تازه شده بزرگترین لواشک خاورمیانه 
۶۰
۱۹:۱۷
۸۳
۱۹:۲۱
چگونه هرمز فتح شد و بندر گمبرون شد بندرعباس
قصه هرمز، قصه یک جزیره کوچک نیست؛ قصه جایی است که زمانی یکی از مهمترین چهارراههای تجارت دنیا بود.
حدود ۵۰۰ سال پیش، پرتغالیها که آن روزها یکی از قدرتهای بزرگ دریایی جهان بودند، خودشان را به خلیج فارس رساندند. آنها خوب فهمیده بودند هرکس هرمز را در اختیار داشته باشد، میتواند رفتوآمد کشتیها و بخش بزرگی از تجارت بین ایران، هند و سرزمینهای عربی را زیر نظر بگیرد.
پس در هرمز ماندگار شدند، قلعه ساختند، توپ و کشتی آوردند و بیش از یک قرن نفوذشان را در منطقه حفظ کردند.
تا اینکه نوبت به شاه عباس صفوی رسید.
شاه عباس اساساً با این وضعیت کنار نمیآمد که یک قدرت خارجی آن طرف ساحل ایران نشسته باشد و بر یکی از مهمترین راههای دریایی منطقه فرمان براند.
اما یک مشکل داشتیم؛ ایران ارتش زمینی قدرتمندی داشت، ولی پرتغالیها در دریا حرف اول را میزدند و کشتیهای جنگی مجهزی داشتند.
شاه عباس و فرماندهانش هم عجله نکردند. قدمبهقدم جلو رفتند.
اول پرتغالیها را در نقاط مختلف تحت فشار گذاشتند. بحرین از دست آنها خارج شد، گمبرون در ساحل ایران پس گرفته شد و بعد نوبت به قشم و نهایتاً خودِ هرمز رسید.
فرمانده اصلی این مرحله امامقلیخان، حاکم فارس، بود؛ همان کسی که مأمور شد کار پرتغالیها را در هرمز تمام کند.
ولی برای جنگ دریایی یک اتفاق جالب افتاد.
انگلیسیها هم آن زمان با پرتغالیها رقابت شدیدی داشتند. بنابراین صفویان با کشتیهای کمپانی هند شرقی انگلیس همکاری کردند.
یعنی ماجرا تقریباً اینطور شد:
ایرانیها نیروی زمینی و سرباز داشتند،انگلیسیها کشتی و توپخانه دریایی،و هر دو هم یک رقیب مشترک داشتند: پرتغال.
سال ۱۶۲۲ میلادی حمله نهایی شروع شد.
ابتدا مواضع پرتغالیها در قشم سقوط کرد. بعد نیروهای امامقلیخان راهی هرمز شدند. از خشکی نیروهای ایرانی فشار میآوردند و از دریا کشتیهای انگلیسی راه کمکرسانی به پرتغالیها را دشوار کرده بودند.
پرتغالیها داخل همان قلعه معروف هرمز مقاومت کردند؛ قلعهای که هنوز هم وقتی به جزیره هرمز بروید، بقایایش را میتوانید ببینید.
محاصره ادامه پیدا کرد تا سرانجام در بهار سال ۱۶۲۲، پرتغالیها تسلیم شدند.
بعد از بیش از صد سال، هرمز از سلطه پرتغال خارج شد.
اما قسمت جالب داستان تازه از اینجا شروع میشود.
شاه عباس نمیخواست دوباره تمام تجارت منطقه روی جزیره هرمز متمرکز شود؛ جزیرهای که دفاع از آن برای ایران دشوار بود.
پس تصمیم گرفت مرکز تجارت را به ساحل اصلی ایران منتقل کند.
آنجا بندری بود به نام گمبرون.
با رونق گرفتن این بندر و انتقال تجارت هرمز به آن، گمبرون کمکم به بندر اصلی جنوب ایران تبدیل شد و نام آن نیز به افتخار شاه عباس تغییر کرد:
بندرِ عباس؛ بندرعباس امروز.
یعنی پشت نام «بندرعباس» یک داستان بزرگ تاریخی خوابیده است؛ داستان رقابت قدرتهای جهانی، پرتغالیهایی که بیش از یک قرن در هرمز ماندند، شاه عباسی که تصمیم گرفت آنها را بیرون کند، امامقلیخانی که عملیات را فرماندهی کرد و شهری که بعد از آن پیروزی، آرامآرام به یکی از مهمترین بنادر ایران تبدیل شد.
و شاید خلاصه همه این قصه همین یک جمله باشد:
هرمز فتح شد، پرتغالیها رفتند، تجارت به ساحل ایران برگشت و گمبرون شد بندرعباس.
قصه هرمز، قصه یک جزیره کوچک نیست؛ قصه جایی است که زمانی یکی از مهمترین چهارراههای تجارت دنیا بود.
حدود ۵۰۰ سال پیش، پرتغالیها که آن روزها یکی از قدرتهای بزرگ دریایی جهان بودند، خودشان را به خلیج فارس رساندند. آنها خوب فهمیده بودند هرکس هرمز را در اختیار داشته باشد، میتواند رفتوآمد کشتیها و بخش بزرگی از تجارت بین ایران، هند و سرزمینهای عربی را زیر نظر بگیرد.
پس در هرمز ماندگار شدند، قلعه ساختند، توپ و کشتی آوردند و بیش از یک قرن نفوذشان را در منطقه حفظ کردند.
تا اینکه نوبت به شاه عباس صفوی رسید.
شاه عباس اساساً با این وضعیت کنار نمیآمد که یک قدرت خارجی آن طرف ساحل ایران نشسته باشد و بر یکی از مهمترین راههای دریایی منطقه فرمان براند.
اما یک مشکل داشتیم؛ ایران ارتش زمینی قدرتمندی داشت، ولی پرتغالیها در دریا حرف اول را میزدند و کشتیهای جنگی مجهزی داشتند.
شاه عباس و فرماندهانش هم عجله نکردند. قدمبهقدم جلو رفتند.
اول پرتغالیها را در نقاط مختلف تحت فشار گذاشتند. بحرین از دست آنها خارج شد، گمبرون در ساحل ایران پس گرفته شد و بعد نوبت به قشم و نهایتاً خودِ هرمز رسید.
فرمانده اصلی این مرحله امامقلیخان، حاکم فارس، بود؛ همان کسی که مأمور شد کار پرتغالیها را در هرمز تمام کند.
ولی برای جنگ دریایی یک اتفاق جالب افتاد.
انگلیسیها هم آن زمان با پرتغالیها رقابت شدیدی داشتند. بنابراین صفویان با کشتیهای کمپانی هند شرقی انگلیس همکاری کردند.
یعنی ماجرا تقریباً اینطور شد:
ایرانیها نیروی زمینی و سرباز داشتند،انگلیسیها کشتی و توپخانه دریایی،و هر دو هم یک رقیب مشترک داشتند: پرتغال.
سال ۱۶۲۲ میلادی حمله نهایی شروع شد.
ابتدا مواضع پرتغالیها در قشم سقوط کرد. بعد نیروهای امامقلیخان راهی هرمز شدند. از خشکی نیروهای ایرانی فشار میآوردند و از دریا کشتیهای انگلیسی راه کمکرسانی به پرتغالیها را دشوار کرده بودند.
پرتغالیها داخل همان قلعه معروف هرمز مقاومت کردند؛ قلعهای که هنوز هم وقتی به جزیره هرمز بروید، بقایایش را میتوانید ببینید.
محاصره ادامه پیدا کرد تا سرانجام در بهار سال ۱۶۲۲، پرتغالیها تسلیم شدند.
بعد از بیش از صد سال، هرمز از سلطه پرتغال خارج شد.
اما قسمت جالب داستان تازه از اینجا شروع میشود.
شاه عباس نمیخواست دوباره تمام تجارت منطقه روی جزیره هرمز متمرکز شود؛ جزیرهای که دفاع از آن برای ایران دشوار بود.
پس تصمیم گرفت مرکز تجارت را به ساحل اصلی ایران منتقل کند.
آنجا بندری بود به نام گمبرون.
با رونق گرفتن این بندر و انتقال تجارت هرمز به آن، گمبرون کمکم به بندر اصلی جنوب ایران تبدیل شد و نام آن نیز به افتخار شاه عباس تغییر کرد:
بندرِ عباس؛ بندرعباس امروز.
یعنی پشت نام «بندرعباس» یک داستان بزرگ تاریخی خوابیده است؛ داستان رقابت قدرتهای جهانی، پرتغالیهایی که بیش از یک قرن در هرمز ماندند، شاه عباسی که تصمیم گرفت آنها را بیرون کند، امامقلیخانی که عملیات را فرماندهی کرد و شهری که بعد از آن پیروزی، آرامآرام به یکی از مهمترین بنادر ایران تبدیل شد.
و شاید خلاصه همه این قصه همین یک جمله باشد:
هرمز فتح شد، پرتغالیها رفتند، تجارت به ساحل ایران برگشت و گمبرون شد بندرعباس.
۴۵
۳:۲۱
🟢 پرونده بنزین پالایشگاهی در کرمان بسته شد | توزیع متوقف است
مدیر شرکت ملی پخش فرآوردههای نفتی منطقه کرمان از توقف موقت اجرای طرح جدید توزیع بنزین در استان خبر داد و گفت: در پی پیگیریهای استاندار کرمان با مقامات کشوری؛ تا اطلاع ثانوی عرضه سوخت با نرخ پالایشگاهی در استان صورت نخواهد گرفت.
۷
۶:۳۳
طرح بنزین ۸۷ هزارتومنی تو کرمان فعلا متوقف شد
۷
۶:۳۴
وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی:
۷
۶:۳۵
۷
۶:۳۵
🟢 امضای ظریف پای برجام و کنوانسیون خزر تضمین است؟
پس از ارسال کنوانسیون خزر به مجلس از سوی دولت، کلیپی از محمد جواد ظریف وایرال شد که با حرارت توضیحاتی پیرامون شبهات سهم ایران در کنوانسیون خزر ارائه میدهد. کنوانسیونی که آن را باید دومین پرونده عمده ظریف پس از برجام بدانیم.
۶
۶:۳۶