انواع دلبستگی...

کدوم نوع دلبستگی رو دارید
و
برای رفع اون چه قدمهایی برداشتید؟؟
کانال پیامرسان ما در بلهhttps://ble.ir/Amiri_JilA
کدوم نوع دلبستگی رو دارید
برای رفع اون چه قدمهایی برداشتید؟؟
۵۲
۱۸:۲۰
آموزش مهارت همدلی
https://rubika.ir/joing/JEAAIBCJ0JXHYOSHRXAVIFELUSXCXJCA
اینجا بدون قضاوت همدیگه رو میشنویم
https://rubika.ir/joing/JEAAIBCJ0JXHYOSHRXAVIFELUSXCXJCA
اینجا بدون قضاوت همدیگه رو میشنویم
۶۴
۱۹:۰۷
چند راهکار ارزشمند برای جذب بهترینها ...
۶۴
۱۲:۰۵
پفیلای زندگی؛ وقتی طوفانها به رقصِ شکوفایی تبدیل میشوند! 

امروز در آشپزخانه بودم و داشتم برای بچهها پفیلا درست میکردم. صدای تپتپِ دانههای ذرت که روی حرارت میرقصیدند، من را برد به دلِ طوفانهای زندگی…
یادتان هست؟ گاهی زندگی درست مثلِ قابلمهی روی اجاق است. فشار، گرما، سر و صدا و بیقراری!
وقتی ذرتها توی قابلمه میچرخند و تپتپ صدا میدهند، انگار دارند میجنگند. همانجا بود که به این فکر کردم: ما بزرگترها هم در زندگی، در دورههایی از «فشارِ زیاد» هستیم.آن صدای «پفففف» ناگهانی، در واقع لحظهی شکستنِ سختیِ آن دانه است.
ذرت، باید سختترین لحظهی تنشاش را بگذراند تا از یک دانهی سفت و کوچک، به یک شکوفهی نرم و سفید تبدیل شود. 🤍
درسِ امروز برای ما و فرزندانمان:
گاهی فرزندان ما هم در دورههایی از «فشار» هستند (بدقلقلی، گریه، ناآرامی). به جای اینکه فقط به «سروصدا» فکر کنیم، بیایید یاد بگیریم که در این لحظات، فقط کنارشان باشیم و بگوییم: «عزیزم، تو الان در حالِ بزرگ شدن هستی، این فشار موقتی است و به زودی به آرامش میرسی.» 🫂
یادتان باشد:
۱. طوفانها همیشگی نیستند: اگر صبر کنید و اجازه دهید فرآیندِ رشد طی شود، میبینید که چطور به نتیجهی شیرین میرسید.
۲. گرما لازم است: گاهی تنشهای کوچک در محیط خانواده، بخشی از فرآیندِ تبدیلِ خامی به پختگی است. مهم این است که «شعلهی عشق» در خانه خاموش نشود.

امشب وقتی با بچهها پفیلا میخورید، این را برایشان تعریف کنید. بگذارید یاد بگیرند که سختیها، فقط مقدمهی یک «پفِ شیرین» و زیبا هستند!

https://ble.ir/Amiri_JilA
امروز در آشپزخانه بودم و داشتم برای بچهها پفیلا درست میکردم. صدای تپتپِ دانههای ذرت که روی حرارت میرقصیدند، من را برد به دلِ طوفانهای زندگی…
یادتان هست؟ گاهی زندگی درست مثلِ قابلمهی روی اجاق است. فشار، گرما، سر و صدا و بیقراری!
وقتی ذرتها توی قابلمه میچرخند و تپتپ صدا میدهند، انگار دارند میجنگند. همانجا بود که به این فکر کردم: ما بزرگترها هم در زندگی، در دورههایی از «فشارِ زیاد» هستیم.آن صدای «پفففف» ناگهانی، در واقع لحظهی شکستنِ سختیِ آن دانه است.
ذرت، باید سختترین لحظهی تنشاش را بگذراند تا از یک دانهی سفت و کوچک، به یک شکوفهی نرم و سفید تبدیل شود. 🤍
گاهی فرزندان ما هم در دورههایی از «فشار» هستند (بدقلقلی، گریه، ناآرامی). به جای اینکه فقط به «سروصدا» فکر کنیم، بیایید یاد بگیریم که در این لحظات، فقط کنارشان باشیم و بگوییم: «عزیزم، تو الان در حالِ بزرگ شدن هستی، این فشار موقتی است و به زودی به آرامش میرسی.» 🫂
یادتان باشد:
۱. طوفانها همیشگی نیستند: اگر صبر کنید و اجازه دهید فرآیندِ رشد طی شود، میبینید که چطور به نتیجهی شیرین میرسید.
۲. گرما لازم است: گاهی تنشهای کوچک در محیط خانواده، بخشی از فرآیندِ تبدیلِ خامی به پختگی است. مهم این است که «شعلهی عشق» در خانه خاموش نشود.
امشب وقتی با بچهها پفیلا میخورید، این را برایشان تعریف کنید. بگذارید یاد بگیرند که سختیها، فقط مقدمهی یک «پفِ شیرین» و زیبا هستند!
https://ble.ir/Amiri_JilA
۸۱
۲۰:۲۴
یه لحظه با من همراه شو… چشمهات رو ببند و تصور کن فرزندت چند سال بزرگتر شده… 

شاید این فکرها گاهی تو خواب و بیداری سراغت میاد:
«نکنه با آدمهای اشتباه رفتوآمد کنه؟»
«نکته تحتتأثیر محیط قرار بگیره و راهش رو گم کنه؟»
«اگه یه روز با یه چالش بزرگ روبهرو شد، میتونه تصمیم درست بگیره؟»
عزیزم، بیا صادق باشیم… این نگرانیها نشونهی ضعف ما نیست، نشونهی «*عشقِ عمیق و مسئولانه*» ماست.
اما یه حقیقت تلخ و در عین حال رهاییبخش وجود داره:
ما نمیتونیم تا ابد «سایه» باشیم روی مسیرشون…

بزرگ شدن اونها، یعنی ما باید یاد بگیریم چطور «سایه» رو کنار بزنیم و به جای «کنترل کردن»، به «هدایت کردن» فکر کنیم. 🧭
هدف ما نباید این باشه که «جلوی آدمهای اشتباه» رو بگیریم؛ هدف اینه که توی وجود خودشون چیزی بسازیم که بتونن «آدمهای اشتباه» رو تشخیص بدن.

سوال اصلی اینجاست:
چطور میتونیم به جای کشیدنِ یک حصارِ بلند دورشون، یه «*درونِ امن*» در اونها بسازیم؟ «*درونِ امنی» که هر جای این دنیا رفتن، اون امنیت رو با خودشون ببرن*؟

بیا امروز در مورد این «درونِ امن» حرف بزنیم…
شما برای ساختنِ این قطبنمای درونی توی وجود فرزندتون، تا حالا چه قدمی برداشتین؟ توی کامنتها برام بنویسید، میخونم و با هم یاد میگیریم.

https://ble.ir/Amiri_JilA
عزیزم، بیا صادق باشیم… این نگرانیها نشونهی ضعف ما نیست، نشونهی «*عشقِ عمیق و مسئولانه*» ماست.
ما نمیتونیم تا ابد «سایه» باشیم روی مسیرشون…
بزرگ شدن اونها، یعنی ما باید یاد بگیریم چطور «سایه» رو کنار بزنیم و به جای «کنترل کردن»، به «هدایت کردن» فکر کنیم. 🧭
هدف ما نباید این باشه که «جلوی آدمهای اشتباه» رو بگیریم؛ هدف اینه که توی وجود خودشون چیزی بسازیم که بتونن «آدمهای اشتباه» رو تشخیص بدن.
چطور میتونیم به جای کشیدنِ یک حصارِ بلند دورشون، یه «*درونِ امن*» در اونها بسازیم؟ «*درونِ امنی» که هر جای این دنیا رفتن، اون امنیت رو با خودشون ببرن*؟
بیا امروز در مورد این «درونِ امن» حرف بزنیم…
شما برای ساختنِ این قطبنمای درونی توی وجود فرزندتون، تا حالا چه قدمی برداشتین؟ توی کامنتها برام بنویسید، میخونم و با هم یاد میگیریم.
https://ble.ir/Amiri_JilA
۶۰
۱۱:۵۱
بنویس تا اتفاق بیفتد ...
چقدر موافقید ؟؟ برام تو کامنت ها بنویسید
چقدر موافقید ؟؟ برام تو کامنت ها بنویسید
۴۹
۱۸:۲۰
دقت کردین؟ 
وقتی چراغ رو روشن میکنیم، تمام گوشههای اتاق روشن میشه… اما همزمان، سایههای اشیاء هم خیلی واضحتر، تندتر و مشخصتر میشن!
بسیاری از ما، تمام عمرمون رو صرف این میکنیم که فقط «نور» باشیم…
فقط مهربان، فقط صبور، فقط شاد و همیشه لبخندزنان. میترسیم که اگر بخشهای تاریک وجودمون رو نشون بدیم، همه از ما فرار کنن.

اما حقیقتِ تلخ و زیبایی که روانشناسی به ما میگه اینه: هر چقدر «آگاهی» (نور) ما بیشتر بشه، بخشهای تاریکتر و پنهانتر وجودمون (همون سایههایی مثل خشم، حسادت یا خودخواهی) هم مشخصتر و پررنگتر میشن.

هدف این نیست که با خاموش کردن نور، سایهها رو از بین ببریم…

هدف اینه که یاد بگیریم چطور با وجودِ سایهها، در اتاقِ زندگیمان زندگی کنیم.

پذیرشِ سایهها، اولین قدم برای تبدیل شدن به یک انسان کامل، بالغ و اصیل است.

حالا از خودت بپرس و صادقانه برام بنویس:
«کدام بخش از شخصیتتان را سعی میکنید همیشه از دید دیگران (یا حتی خودتان) پنهان کنید؟»
https://ble.ir/Amiri_JilA
وقتی چراغ رو روشن میکنیم، تمام گوشههای اتاق روشن میشه… اما همزمان، سایههای اشیاء هم خیلی واضحتر، تندتر و مشخصتر میشن!
بسیاری از ما، تمام عمرمون رو صرف این میکنیم که فقط «نور» باشیم…
فقط مهربان، فقط صبور، فقط شاد و همیشه لبخندزنان. میترسیم که اگر بخشهای تاریک وجودمون رو نشون بدیم، همه از ما فرار کنن.
اما حقیقتِ تلخ و زیبایی که روانشناسی به ما میگه اینه: هر چقدر «آگاهی» (نور) ما بیشتر بشه، بخشهای تاریکتر و پنهانتر وجودمون (همون سایههایی مثل خشم، حسادت یا خودخواهی) هم مشخصتر و پررنگتر میشن.
هدف این نیست که با خاموش کردن نور، سایهها رو از بین ببریم…
هدف اینه که یاد بگیریم چطور با وجودِ سایهها، در اتاقِ زندگیمان زندگی کنیم.
پذیرشِ سایهها، اولین قدم برای تبدیل شدن به یک انسان کامل، بالغ و اصیل است.
«کدام بخش از شخصیتتان را سعی میکنید همیشه از دید دیگران (یا حتی خودتان) پنهان کنید؟»
۴۸
۱۷:۲۵
بهای رشد رو امروز بده...
https://ble.ir/Amiri_JilA
کانال پیام رسان بله 

https://eitaa.com/Amiri_JilAکانال آموزشی ایتا

https://rubika.ir/Amiri_JilA
صفحه روبینو 

https://www.instagram.com/amiri.jila.psy?igsh=MTZpbGFzeWQxcTF6Nw==
پیج اینستاگرام (رشد فردی)

https://www.instagram.com/masire_aramesh.ir?igsh=bTdmeTQ1ZTlicHVw
پیج اینستاگرام (هیپنوستوری)

https://rubika.ir/joing/JEAAIBCJ0JXHYOSHRXAVIFELUSXCXJCA
گروه #پرسش_پاسخ_آموزش در روبیکا
اینجا بدون #قضاوت همدیگه رو میشنویم
به جمع ما خوش بپیوندید
https://eitaa.com/Amiri_JilAکانال آموزشی ایتا
https://rubika.ir/Amiri_JilA
https://www.instagram.com/amiri.jila.psy?igsh=MTZpbGFzeWQxcTF6Nw==
https://www.instagram.com/masire_aramesh.ir?igsh=bTdmeTQ1ZTlicHVw
https://rubika.ir/joing/JEAAIBCJ0JXHYOSHRXAVIFELUSXCXJCA
۸
۱۲:۳۸
عینک غبارگرفتهی قضاوت ... 

تصور کن یه روز صبح از خواب بیدار میشی و میبینی یه ناظرِ نامرئی، دقیقاً مثل یه سایه، تمامِ ۲۴ ساعتِ شبانهروزت رو دنبالت میکنه.
از وقتی قهوهی صبح رو میخوری تا وقتی که خستهی خسته، سرت رو میذاری روی بالش. 

به نظرت… اگر اون ناظرِ غریبه، یک روز کامل کنارِ تو زندگی میکرد، آیا میتونست «_بزرگترین آرزوی قلبیت_» رو از توی نگاهت بخونه؟
یا اونقدر غرق در کارهای روزمره و اضطرابها بودی که حتی خودت هم یادت رفته اون آرزو چیه؟ 

🧩 اولین ایستگاهِ سفرِ ما اینجاست:
عزیزِ من، بیا این هفته فقط چند دقیقه کنار هم بشینیم… نه برای درس دادن، نه برای اینکه بگم «باید» یکشبه زندگیت رو زیر و رو کنی.
فقط میخوام با هم سؤالهایی رو بپرسیم که شاید سالهاست توی غبارِ روزمرگی گم شدن. 
میدونی چرا این سؤالِ آرزو رو پرسیدم؟ 
چون ما والدها، گاهی مثل یه ناخدای خسته میشیم که یادمون میره کشتیمون رو به کدوم سمت هدایت کنیم.
️
اگر خودمون رو نشناسیم، اگر بلد نباشیم طوفانِ احساساتِ خودمون رو مدیریت کنیم… چطور میتونیم قطبنمایِ مسیرِ فرزندمون باشیم؟ 🧭
ما معمولاً «رفتار» آدمها رو میبینیم؛ خشمشون، سکوتشون، لجبازیشون… ولی از «دلیلِ» اون رفتار بیخبریم.
برای همینه که عینکِ قضاوت رو میزنیم و زود حکم صادر میکنیم. 
اما حقیقت اینه که پشتِ هر رفتارِ تند و تیز نوجوان، یه دنیای ناشناخته و عمیق نهفتهست.
نوجوان تو، فقط یک رفتار نیست؛ اون یک داستانِ ناگفتهست.

قبل از اینکه بخوای دنیای اون رو تغییر بدی، بیا اول یه قدم، فقط یک قدم، به شناختِ دنیای درونِ خودت نزدیکتر بشیم.

موافقی؟ دوست داری این مسیرِ کشفِ دنیایِ درونِ خودت رو با هم شروع کنیم؟
برام توی کامنتها بنویس، تمام جوابهات رو میخونم… 
تصور کن یه روز صبح از خواب بیدار میشی و میبینی یه ناظرِ نامرئی، دقیقاً مثل یه سایه، تمامِ ۲۴ ساعتِ شبانهروزت رو دنبالت میکنه.
به نظرت… اگر اون ناظرِ غریبه، یک روز کامل کنارِ تو زندگی میکرد، آیا میتونست «_بزرگترین آرزوی قلبیت_» رو از توی نگاهت بخونه؟
🧩 اولین ایستگاهِ سفرِ ما اینجاست:
عزیزِ من، بیا این هفته فقط چند دقیقه کنار هم بشینیم… نه برای درس دادن، نه برای اینکه بگم «باید» یکشبه زندگیت رو زیر و رو کنی.
چون ما والدها، گاهی مثل یه ناخدای خسته میشیم که یادمون میره کشتیمون رو به کدوم سمت هدایت کنیم.
ما معمولاً «رفتار» آدمها رو میبینیم؛ خشمشون، سکوتشون، لجبازیشون… ولی از «دلیلِ» اون رفتار بیخبریم.
اما حقیقت اینه که پشتِ هر رفتارِ تند و تیز نوجوان، یه دنیای ناشناخته و عمیق نهفتهست.
نوجوان تو، فقط یک رفتار نیست؛ اون یک داستانِ ناگفتهست.
قبل از اینکه بخوای دنیای اون رو تغییر بدی، بیا اول یه قدم، فقط یک قدم، به شناختِ دنیای درونِ خودت نزدیکتر بشیم.
موافقی؟ دوست داری این مسیرِ کشفِ دنیایِ درونِ خودت رو با هم شروع کنیم؟
۱۲
۱۳:۴۶