آموزش ساخت پادکست
این دوره رو دوست عزیزم محمدحسین خلیلی بعد از جنگ ۱۲ روزه ضبط کرده. ظاهراً مخاطب اولیه دانشجوهای علوم پزشکی بودن
حالا مدرسه قاصد دوره رو به صورت رایگان منتشر کرده و از لینک زیر میشه بهش به صورت رایگان دسترسی داشت:
https://gha3d.ir/product/padcast/
فکر کنم فقط از داخل ایران میتونید ببینیدبفرستید برسه دست علاقهمندان
این دوره رو دوست عزیزم محمدحسین خلیلی بعد از جنگ ۱۲ روزه ضبط کرده. ظاهراً مخاطب اولیه دانشجوهای علوم پزشکی بودن
حالا مدرسه قاصد دوره رو به صورت رایگان منتشر کرده و از لینک زیر میشه بهش به صورت رایگان دسترسی داشت:
https://gha3d.ir/product/padcast/
فکر کنم فقط از داخل ایران میتونید ببینیدبفرستید برسه دست علاقهمندان
۲۶۸
۱۱:۰۲
بازارسال شده از ملکش
جنگگل شروع شده و من حتی بیش از پیش پادکست گوش میکنماین پادکست های جدید علی بندری عالیاند. در دوره جنگ شروع کرده به سری پادکست های قدیمی مرتبط با شرایط امروز رو خلاصه میکنه و دلالتش رو برای امروز میگه... پیشنهاد میکنم بشنویدشونالبته در لینکهای زیر اصلاحات ارضی جزو این دستهی مذکور نیست.
https://s13.uupload.ir/files/mmaleksh/اصلاحات_ارضی_آغاز_سقوط_شاه_یا_عدالت_برای_ایران.m4a
https://s13.uupload.ir/files/mmaleksh/دو_سرنوشت_متفاوت_بعد_از_حمله_آمریکا_ژاپن_و_عراق.m4a
https://s11.uupload.ir/files/mmaleksh/اوپک_و_بازی_بزرگ_نفت_داستان_قدرت_گرفتن_کشورهای_نفتی.m4a
https://s11.uupload.ir/files/mmaleksh/اصلاحات_در_ایران_و_مقایسه_با_کشور_کره_جنوبی.m4a
https://s11.uupload.ir/files/mmaleksh/انقلاب_تونس_مصر_و_سودان_به_کجا_رسید.m4a
https://s11.uupload.ir/files/mmaleksh/اگر_جنگ_جهانی_سوم_شود_ایران_چه_سرنوشتی_خواهد_داشت.m4a
https://s11.uupload.ir/files/mmaleksh/احتمال_جنگ_داخلی_در_ایران_چی_باعث_جنگ_داخلی_می_شه_و_چه_کسانی.m4a
https://s13.uupload.ir/files/mmaleksh/اصلاحات_ارضی_آغاز_سقوط_شاه_یا_عدالت_برای_ایران.m4a
https://s13.uupload.ir/files/mmaleksh/دو_سرنوشت_متفاوت_بعد_از_حمله_آمریکا_ژاپن_و_عراق.m4a
https://s11.uupload.ir/files/mmaleksh/اوپک_و_بازی_بزرگ_نفت_داستان_قدرت_گرفتن_کشورهای_نفتی.m4a
https://s11.uupload.ir/files/mmaleksh/اصلاحات_در_ایران_و_مقایسه_با_کشور_کره_جنوبی.m4a
https://s11.uupload.ir/files/mmaleksh/انقلاب_تونس_مصر_و_سودان_به_کجا_رسید.m4a
https://s11.uupload.ir/files/mmaleksh/اگر_جنگ_جهانی_سوم_شود_ایران_چه_سرنوشتی_خواهد_داشت.m4a
https://s11.uupload.ir/files/mmaleksh/احتمال_جنگ_داخلی_در_ایران_چی_باعث_جنگ_داخلی_می_شه_و_چه_کسانی.m4a
۱
۱۲:۲۵
کتاب صوتی زندگی هلن کلر رو گوش کردم (از این نسخهی انتشارات مدرسه که در اپهای کتاب صوتی هست).هلن کلر برام خیلی شخصیت جالبیه. هلن در دو سالگی بخاطر بیماری شنوایی و بیناییش رو از دست میده. تصور کنید قبل از اینکه هیچ آموزشی ببینه. خیلی محتمل بوده که بخاطر این شرایط تا آخر عمرش نتونه هیچ آموزش جدیای ببینهولی در هفت سالگی اتفاق عجیبی میافته. مدتها بوده که خانواده و مربی هلن سعی میکردن چیزهایی بهش آموزش بدن. مثلاً مربی اسم اشیاء رو کف دست هلن مینوشته. هلن در یک روز به خصوص وقتی دستاشو زیر آب گرفته بود و مربیش water رو کف دستش مینویسه، با خودش میگه: «شاید اون بیرون چیزهاییه که من نمیدونم. شاید این حرکت کف دست من معادلیه که اون بیرون برای چیزهای مختلف دارن و این w-a-t-e-r که در کف دستم لمس میکنم، اسم همین چیز خنکیه که داره میریزه روی دستم».فکر کردن به این لحظهی شگفتانگیر من رو دیوونه میکنه. لحظهای که هلن میفهمه اون بیرون چیزهایی هست که من نمیدونم و هر چیزی یه اسمی داره. تصور کنید همهی این فکرها در ذهن هلن بدون هیچ کلمهای اولین بار اتفاق میافتههر چی بیشتر بهش فکر میکنم، بیشتر مغزم سوت میکشهلحظهی کشف بزرگ هلن کلربعد از اون لحظه هلن شروع میکنه به یادگیری اسم اشیاء بیشتر و بعد افعال و … با همین پیشزمینه خطوط بریل رو یاد میگیره و شروع میکنه به کتاب خوندن و یادگیری بیشتر. به دانشگاه میره، کتابهایی مینویسه، حتی صحبت کردن رو یاد میگیره و تبدیل به یک فعال اجتماعی میشهحتی علیرغم نابینایی و ناشنوایی، نامههایی با خط عادی هم مینوشته و جاهایی سخنرانی میکردهو همهی اینها از اون لحظهای شروع شد که فهمید این خطهایی که مربیش کف دستش میکشه، همین چیز خنکیه که روی دستش میریزه
@AmirTravels
@AmirTravels
۲۷۵
۱۸:۰۵
Helen_Keller_-_The_Story_of_My_Life.pdf
۱۵.۴۱ مگابایت
کتاب «داستان زندگی من»
زندگی خودنوشت هلن کلرنسخهی اصلیدر ابتدای کتاب نمونهی دستخط هلن و حروف بریلی که مینوشته هست
شرح اون لحظهی جادویی که کلمهی water رو متوجه میشه در صفحه ۲۳ اومده
@AmirTravels
زندگی خودنوشت هلن کلرنسخهی اصلیدر ابتدای کتاب نمونهی دستخط هلن و حروف بریلی که مینوشته هست
شرح اون لحظهی جادویی که کلمهی water رو متوجه میشه در صفحه ۲۳ اومده
@AmirTravels
۲۴۸
۱۸:۱۰
مورد عجیبِ بنجامین باتنThe Curious Case of Benjamin Button
برای بار دوم فیلمش رو دیدم. این بار نشستیم و خانوادگی دیدیم. از فیلمهایی که ایدههای جسورانه دارن خوشم میاد. توصیه میکنم ببینیدش. ذهن من رو درگیر موضوع زمان و کهولت سن و … کرددر انتهای فیلم نوشته بود که داستان فیلم بر اساس داستان کوتاهی از فیتز جرالد نوشته شده. این داستان رو پیدا کردم و نسخهی صوتیش رو گوش دادم. خیلی برام جالب بود که تقریباً فقط ایدهی اصلی و اسم شخصیت وامدار قصهی فیتزجرالد بود و همه چیز رو تغییر داده بودن. در مجموع به نظر من داستان فیلم جذابتر شدهدر ادامه نکاتی رو میگم که فیلم و قصه رو اسپویل میکنه، در جریان باشید:در قصهی فیتزجرالد، بنجامین باتن در ۱۸۶۰ به دنیا میاد و در جنگ آمریکا و اسپانیا شرکت میکنه، بعدها میخواد به جنگ جهانی اول هم بره که میسر نمیشه. اما در فیلم دقیقا در روز پایان جنگ جهانی اول به دنیا میاد و حضور مختصری در جنگ جهانی دوم داره.در قصه پدرش از بیمارستان به خونه میبرش و بزرگش میکنه، اما در فیلم پدرش رهاش میکنه و در خانهی سالمندان بزرگ میشهرابطهش با همسرش در قصه خیلی ساده پیش میره ولی در فیلم پیچشهای بیشتری داره و لحظههای خاصتری میسازه. مثلاً اینکه وقتی همسرش کودکه با هم قصه میخونن یا اینکه به صورت نوزاد در آغوش همسرش قرار میگیره. این لحظههای خاص در قصه نیست.در قصه شغل پدر بنجامین باتن عمدهفروشی است ولی در فیلم شوخی بامزهای با کلمهی button شده و میگه شغلمون دکمهسازیه. یه دیالگ بامزه هم داره که میگه رقیب ما زیپسازها هستن:)در قصه بنجامین باتن از لحظهی تولد حرف میزنه و انگار یه پیرمرد با قدرت تکلم به دنیا اومده ولی این موضوع در فیلم منطقیتر پیش میرهاشارهی اولیهی فیلم هم که داستان مرد ساعتساز رو میگه به نظرم خیلی جذابیت بصری داشت و پایانبندی فیلم هم بهش بر میگرده و جالب بود. اینها در قصه نیست. خرده داستانهای جالبی هم مثل زن شناگر و مرغ مگسخوار، پیرمردی که هفت بار صاعقه بهش خورده در داستان کوتاه فیتزجرالد وجود ندارن.
@AmirTravels
برای بار دوم فیلمش رو دیدم. این بار نشستیم و خانوادگی دیدیم. از فیلمهایی که ایدههای جسورانه دارن خوشم میاد. توصیه میکنم ببینیدش. ذهن من رو درگیر موضوع زمان و کهولت سن و … کرددر انتهای فیلم نوشته بود که داستان فیلم بر اساس داستان کوتاهی از فیتز جرالد نوشته شده. این داستان رو پیدا کردم و نسخهی صوتیش رو گوش دادم. خیلی برام جالب بود که تقریباً فقط ایدهی اصلی و اسم شخصیت وامدار قصهی فیتزجرالد بود و همه چیز رو تغییر داده بودن. در مجموع به نظر من داستان فیلم جذابتر شدهدر ادامه نکاتی رو میگم که فیلم و قصه رو اسپویل میکنه، در جریان باشید:در قصهی فیتزجرالد، بنجامین باتن در ۱۸۶۰ به دنیا میاد و در جنگ آمریکا و اسپانیا شرکت میکنه، بعدها میخواد به جنگ جهانی اول هم بره که میسر نمیشه. اما در فیلم دقیقا در روز پایان جنگ جهانی اول به دنیا میاد و حضور مختصری در جنگ جهانی دوم داره.در قصه پدرش از بیمارستان به خونه میبرش و بزرگش میکنه، اما در فیلم پدرش رهاش میکنه و در خانهی سالمندان بزرگ میشهرابطهش با همسرش در قصه خیلی ساده پیش میره ولی در فیلم پیچشهای بیشتری داره و لحظههای خاصتری میسازه. مثلاً اینکه وقتی همسرش کودکه با هم قصه میخونن یا اینکه به صورت نوزاد در آغوش همسرش قرار میگیره. این لحظههای خاص در قصه نیست.در قصه شغل پدر بنجامین باتن عمدهفروشی است ولی در فیلم شوخی بامزهای با کلمهی button شده و میگه شغلمون دکمهسازیه. یه دیالگ بامزه هم داره که میگه رقیب ما زیپسازها هستن:)در قصه بنجامین باتن از لحظهی تولد حرف میزنه و انگار یه پیرمرد با قدرت تکلم به دنیا اومده ولی این موضوع در فیلم منطقیتر پیش میرهاشارهی اولیهی فیلم هم که داستان مرد ساعتساز رو میگه به نظرم خیلی جذابیت بصری داشت و پایانبندی فیلم هم بهش بر میگرده و جالب بود. اینها در قصه نیست. خرده داستانهای جالبی هم مثل زن شناگر و مرغ مگسخوار، پیرمردی که هفت بار صاعقه بهش خورده در داستان کوتاه فیتزجرالد وجود ندارن.
@AmirTravels
۲۳۱
۷:۰۹
بازارسال شده از مرزنشین
در سه ماه گذشته یک پاکسازی طبقاتی در فضای دیجیتال ایران رخ داده. در این مدت سهم اندروید از ترافیک اینترنت ۲۵٪ افت و آیفون ۱۸۰٪ رشد داشته. این به معنی خروج میلیونها کاربر طبقه متوسط و پایین از فضای آنلاینه. اونی که آیفون داره از پس هزینه کانفیگ یا اینترنت پرو برمیاد، اونی که نداره، اونقدر دغدغه مالی مختلف داره که عطای اینترنت رو به لقاش میبخشه
منبع: arashzdhttps://x.com/i/status/2056640701253755362
t.me/TechTube
۴
۱۸:۴۸
رمان ۱۹۸۴ رو امروز تموم کردم. رمان معروفی بود و همیشه دوست داشتم بخونمش. هم این کتاب هم مزرعهی حیوانات رو آثار خلاقانهای دیدم از جرج اورول.کتاب ۱۹۸۴ در واقع یک پیشبینی است که در سال ۱۹۴۹ جرج اورول از آیندهی تاریک جهان منتشر کرده. رمان سال ۱۹۴۸ نوشته شده و اورول ۸۴ رو به عنوان وارونهی ۴۸ انتخاب کرده. در ابتدا قرار بود اسم کتاب «آخرین مرد اروپا» باشد (در کتاب به این اصطلاح اشاره شده ولی بعداً با توجه به نظر ناشر، اورول نام خاصتر ۱۹۸۴ را انتخاب میکند.در دنیای خیالی ۱۹۸۴، جهان به سه ابرکشور تشکیل شده: اقیانوسیه، اوراسیا و شرق آسیااین سه ابرقدرت در عین حال که با هم در جنگ هستند، از ابزارهای مختلف برای شستشوی مغزی و کنترل شهروندانشان استفاده میکنند. مثلاً دستگاهی به نام تلهاسکرین در همهی اماکن وجود دارد که علاوه بر پخش سراسری محتوا، وضعیت شهروندان را هم زیرنظر دارد. رهبر کشور که big brother خوانده میشود در هر لحظه همه را کنترل میکند. حکومت شعارهای متناقضی دارد مثلِ «جنگ صلح است، آزادی بردگی است، نادانی توانایی است». از طرفی زبان جدیدی ساختهاند که با سادهسازی و حذف بسیاری از کلمات باعث کنترل راحتتر تفکرات مردم شود.فضای رمان بسیار تلخ است و در عین حال شبیه مزرعهی حیوانات ذهن را کاملاً درگیر خودش میکند.
@AmirTravels
@AmirTravels
۱۶۸
۱۷:۰۳
سالها پیش کتاب مزرعهی حیوانات را خوانده بودم. چند روز پیش این نسخهی صوتی از کتاب رو گوش دادم و به این بهونه یه بار دیگه مرورش کردم. (در فیدیبو و طاقچه و … هست)این هم بگم که تا به حال کتابهای صوتی زیادی رو با صدای آرمان سلطانزاده شنیدم و واقعاً لذت میبرم از کارش.مزرعه حیوانات کتاب داستان سادهایست که سیر تحول انقلابیون رو بعد از به قدرت رسیدن نشون میده. هنوز هم خواندنیست و آدم رو به فکر فرو میبره.جملات زیادی از کتاب در ذهنم مونده. مثل حرف حکیمانهی بنجامین (الاغ پیر) که میگه: «خدا به من دمی داده که پشهها رو از خودم دور کنم. ولی من ترجیح میدادم که نه پشهای بود و نه من دمی داشتم».یا شعار انقلابیِ «حیوانات با هم برابرند» که به مرور تبدیل میشود به «حیوانات با هم برابرند، اما بعضی برابرترند»
@AmirTravels
@AmirTravels
۱۶۷
۲۱:۰۳
رمان بسیار جذابی که نسخهی صوتیش رو گوش دادم. سال ۱۹۳۹ جان اشتاینبک این کتاب رو نوشته. داستان دربارهی یک خانوادهی آمریکایی است که در دوران رکود بزرگ آمریکا و همزمان با Dust Bowl (طوفان گرد و غبار و نابودی کشاورزی) همهی زندگیشون رو در اوکلاهاما از دست میدن و مجبور میشن برای کار در مزارع به کالیفرنیا برن.این رمان بسیار تلخه. تصویری که جان اشتاینبک ارائه میکنه در واقع انتقاد از سرمایهداری افسارگسیخته و بیتوجهی به حقوق کارگران است.یکی از تکنیکهای جالب این رمان اینه که یک فصل به سرگذشت شخصیتها میپردازه و یک فصل گزارشی از رویهها و سلسلهی علتها میده. این تا پایان کتاب ادامه داره. در واقع جان اشتاینبک با این کار میخواد به مخاطب بگه که اتفاقی که برای شخصیتهای اصلی این داستان میافته، نتیجهی رویههای رایج است.آخرین صفحهی کتاب با یک لحظهی بسیار غمانگیز و تکاندهنده تموم میشه.بعد از رمان، فیلمش رو هم دیدم. فیلم سال ۱۹۴۰ ساخته شده و اسکار هم برده. اما انگار زهر کتاب تا حد زیادی در فیلم گرفته شده. اول فیلم نوشته میشه که این ماجراها صرفاً اتفاقیه که برای یک خانوادهی خاص رقم خورده (انگار میخواد کسی خدای نکرده برداشت کلی نکنه
). لحظهی تلخ پایان رمان هم در فیلم نیومده و فیلم تا حدی شاد و امیدبخش تموم میشه.از نظر من رمان خوشههای خشم جذابتر از فیلمش بود (بر خلاف حرفی که دربارهی داستان بنجامین باتن زدم)
@AmirTravels
@AmirTravels
۹۸
۲۱:۲۳