«کاش میشد که تو با معجزهای برگردی...»
۳K
۲۲:۲۴
خواستم بگم که فقط حدود ۹۰ روز از آخرین سخنرانی رهبر شهید انقلاب اسلامی میگذره: «مِثلي لايُبايِعُ يَزيد!» هیچی دیگه؛ همین...@ammar_nevesht
۴۳۹.۶K
۲۳:۵۰
خبر فوری: «روند مثبت آتشبس و توافق، در بندر عباس با موفقیت در حال پیگیری است.»@ammar_nevesht
۹۱۷
۲۱:۰۰
بازارسال شده از عجم علوی | مهدی مولایی
اخبار مذاکرات را که منابع آگاه و موثقتان به رسانههای خارجی، از رویترز تا العربیه میدهند و ما نامحرمان باید با واسطه از آنها بشنویم. خبر شهادت سبزپوشان جانبهکفمان را چرا پنهان میکنید؟ ما در آسایش خفتگان، حق این را نداریم که بدانیم همین حالا بر آبهای خلیجفارس، کدام تازهداماد و رعناجوان جانش را فدای ما کرده؟ کدام مادر داغ جوان دیده و کدام طفل یتیم شده. ما داغهای بزرگ دیدهایم و جانهای عزیز دادهایم. حالا حق این را داریم که بدانیم چه کسانی خون خود را برای ما به دریا ریختهاند. خبرهای سیاسیتان را به رویترز بدهید. ما با خبر شهادت جوانهایمان شب را صبح خواهیم کرد و صبح را شب!
«مهدی مولایی»@m_molaie110
«مهدی مولایی»@m_molaie110
۱
۲۳:۰۶
بازارسال شده از شعله ی طور(محمد هادی اصفهانی)
خاطره رهبر شهید انقلاب از روزهای عرفه، در دوران کودکی شانو یک نکته بسیار مهم در انتهای آن که با توجه به یکی از عبارات دعای عرفه متذکر آن می شوند.
نشر دهید
۴۸
۱۰:۲۴
رهبر شهید انقلاب اسلامی: «یادم هست هنوز بالغ نبودم که اعمال روز عرفه را بهجا آوردم. اعمال آن روز، طولانی هم هست -لابد آشنا هستید؛ خیلی از جوانان با آن اعمال آشنا هستند- چند ساعت طول میکشد. اعمال، از بعد از نماز ظهر و عصر شروع میشود و اگر انسان بخواهد به همهی آن اعمال برسد، شاید تا نزدیک غروب -روزهای نه چندان بلند- به طول میانجامد.
آن وقت من یادم است که با مادرم -چون مادرم هم خیلی اهل دعا و توجّه و اعمال مستحبّی بود- میرفتیم یک گوشهی حیاط که سایه بود -منزل ما حیاط کوچکی داشت- آنجا فرش پهن میکردیم -چون مستحب است که زیر آسمان باشد- هوا گرم بود؛ آن سالهایی که الان در ذهنم مانده، یا تابستان بود، یا شاید پاییز بود، روزها نسبتاً بلند بود. در آن سایه مینشستیم و ساعتهای متمادی، اعمال روز عرفه را انجام میدادیم. هم دعا داشت، هم ذکر و هم نماز. مادرم میخواند، من و بعضی از برادر و خواهرها هم بودند، میخواندیم. دورهی جوانی و نوجوانی من اینگونه بود؛ دورهی اُنس با معنویات و با دعا و نیایش...»@ammar_nevesht
آن وقت من یادم است که با مادرم -چون مادرم هم خیلی اهل دعا و توجّه و اعمال مستحبّی بود- میرفتیم یک گوشهی حیاط که سایه بود -منزل ما حیاط کوچکی داشت- آنجا فرش پهن میکردیم -چون مستحب است که زیر آسمان باشد- هوا گرم بود؛ آن سالهایی که الان در ذهنم مانده، یا تابستان بود، یا شاید پاییز بود، روزها نسبتاً بلند بود. در آن سایه مینشستیم و ساعتهای متمادی، اعمال روز عرفه را انجام میدادیم. هم دعا داشت، هم ذکر و هم نماز. مادرم میخواند، من و بعضی از برادر و خواهرها هم بودند، میخواندیم. دورهی جوانی و نوجوانی من اینگونه بود؛ دورهی اُنس با معنویات و با دعا و نیایش...»@ammar_nevesht
۵۵۲
۱۰:۳۸
قربونت برم یا اباعبدالله؛ که بعد از این همه سال، دعای عرفهات زبان حال تکتک ماهاست. قربونت برم یا سیدالشهداء؛ که تو به ما یاد دادی چهطوری با خدا صحبت کنیم...@ammar_nevesht
۵۳۷
۱۴:۱۲
«و سرانجام حسین علیهالسلام،حج خود را ناتمام گذاشت؛و با تمام زندگیاش راهی کربلا شد...»@ammar_nevesht
۵۱۹
۱۴:۱۹
تا دیشب «برخط» بودی؛حالا واسه ما «آنلاین» شدی شیطون :)
۳۴۱
۲۰:۵۷
«ولی واقعا پیامرسان «بله» بهترین پیامرسان موجود در دنیاست.»
(پیام را در کانال ارسال نموده و منتظر اعلان مجله میماند.)@ammar_nevesht
(پیام را در کانال ارسال نموده و منتظر اعلان مجله میماند.)@ammar_nevesht
۱۸۶
۲۲:۳۲