بازارسال شده از ا. ع.
ای مقتدای مکتب احرار یا حسینتازه ترین به شیوه تکرار یا حسینشعر، دکتر عبدالرضا مدرس زادهخط احمد عبدالرضایی 


۲
۲۰:۴۵
بهنامخداعباس (س)
بنده پاکدل بر سر پیمان عباسدر پی آب بقا ساقی عطشان عباس
جرعهنوشان بلا تشنه به خاک افتادندتا گذارد سرشان بر سر دامان عباس
پا ز میدان نکشید از سر پیمان نگذشتداد با عشق و شرف خوب چه تاوان عباس
بر دل دشمن خود حسرت جاوید گذاشتکه شود از هدف خویش پشیمان عباس
لرزه بر پیکر یاران ستم میافتادهرکجا داشت به میدان سر جولان عباس
تا که تاریخ دهد شرح چنان جانبازی عَلم و مشک بیاورد به میدان عباس
تا بیفتاد دو دست از بدن صد چاکشآشنا کرد لب مشک به دندان عباس
تیر آمد و بر آبروی او بنشست ننوشتند چه گفت از سر حرمان عباس
گر دو تا فرق قمر شد ز عمود آهنآه جانسوز نزد با دل نالان عباس
آبرو داد به آیین مسلمانی مابا وفایی که بود مظهر ایمان عباس
باد ارزانی او رشته اشکم تا هستبین دریای عطش گوهر غلطان عباس
کاش در برزخ تنهایی و سرگردانی جان ما را بنشاند به سر خوان عباس
مادرش واسطه فیض شود، بنگاردنام ما را به صف مرثیهخوانان عباس
عبدالرضا مدرسزاده۴تیر ۱۴۰۵ تاسوعا
https://eitaa.com/joinchat/4023125640C67f3927d54
بنده پاکدل بر سر پیمان عباسدر پی آب بقا ساقی عطشان عباس
جرعهنوشان بلا تشنه به خاک افتادندتا گذارد سرشان بر سر دامان عباس
پا ز میدان نکشید از سر پیمان نگذشتداد با عشق و شرف خوب چه تاوان عباس
بر دل دشمن خود حسرت جاوید گذاشتکه شود از هدف خویش پشیمان عباس
لرزه بر پیکر یاران ستم میافتادهرکجا داشت به میدان سر جولان عباس
تا که تاریخ دهد شرح چنان جانبازی عَلم و مشک بیاورد به میدان عباس
تا بیفتاد دو دست از بدن صد چاکشآشنا کرد لب مشک به دندان عباس
تیر آمد و بر آبروی او بنشست ننوشتند چه گفت از سر حرمان عباس
گر دو تا فرق قمر شد ز عمود آهنآه جانسوز نزد با دل نالان عباس
آبرو داد به آیین مسلمانی مابا وفایی که بود مظهر ایمان عباس
باد ارزانی او رشته اشکم تا هستبین دریای عطش گوهر غلطان عباس
کاش در برزخ تنهایی و سرگردانی جان ما را بنشاند به سر خوان عباس
مادرش واسطه فیض شود، بنگاردنام ما را به صف مرثیهخوانان عباس
عبدالرضا مدرسزاده۴تیر ۱۴۰۵ تاسوعا
https://eitaa.com/joinchat/4023125640C67f3927d54
۳۸
۱۹:۲۶
بهنامخدایا حسین ع
تا اشک معطر ز گريبان حسین استاندوه، گل سرخ ز بستان حسین است
در جوهر خود رنگ غباری نپذیردبا شبنم اگر آینه گریان حسین است
کافور مصیبت نپذیرد به دو عالمهر زلف سیاهی که پریشان حسین است
دستار بینداخت ز سر در سحر سردخورشید که مات تن عریان حسین است
رخسار بنفشه است کبود از سر اندوهتا غرق به خون زلف چو ریحان حسین است
دیدند که گل کرد نی خشک به صحراتا بر سر نی معجز قرآن حسین است
مهتاب عجب نیست که با حزن خدادادبر بام فلک تعزیهگردان حسین است
تاریک نماند دلش از آفت غفلتتا چشم غزل آینهبندان حسین است
سرگشته به صحرای قیامت نبود هیچهر سر که به امید به دامان حسین است
عبدالرضا مدرسزاده۴ تیر ۱۴۰۵عاشورای حسینی
در بله:@amodarrees1969
در ایتا:https://eitaa.com/joinchat/4023125640C67f3927d54
تا اشک معطر ز گريبان حسین استاندوه، گل سرخ ز بستان حسین است
در جوهر خود رنگ غباری نپذیردبا شبنم اگر آینه گریان حسین است
کافور مصیبت نپذیرد به دو عالمهر زلف سیاهی که پریشان حسین است
دستار بینداخت ز سر در سحر سردخورشید که مات تن عریان حسین است
رخسار بنفشه است کبود از سر اندوهتا غرق به خون زلف چو ریحان حسین است
دیدند که گل کرد نی خشک به صحراتا بر سر نی معجز قرآن حسین است
مهتاب عجب نیست که با حزن خدادادبر بام فلک تعزیهگردان حسین است
تاریک نماند دلش از آفت غفلتتا چشم غزل آینهبندان حسین است
سرگشته به صحرای قیامت نبود هیچهر سر که به امید به دامان حسین است
عبدالرضا مدرسزاده۴ تیر ۱۴۰۵عاشورای حسینی
در بله:@amodarrees1969
در ایتا:https://eitaa.com/joinchat/4023125640C67f3927d54
۲۹
۱۹:۲۷
بهنامخدا
عصر عاشورا
به باد شد شرف آب عصر عاشوراکه رفت حرمت آداب عصر عاشورا
میان آن همه غربت امام مهر و وفاگریست بر سر اصحاب عصر عاشورا
چگونه فرشچیان رنگ را به گریه نشاندکه خون گرفت رخ قاب عصر عاشورا
"بلند مرتبه شاهی " به هر کجا نگریستندید هیچ از احباب عصر عاشورا
نشست تا به نی آن آفتاب خونافشانگسست طاقت مهتاب عصر عاشورا
چگونه شرم نکرد آتش و چرا افتادمیان خیمه بیتاب عصر عاشورا
توان بیش سرودن گرفته شد از طبعکه رفت پای قلم خواب، عصر عاشورا
عبدالرضا مدرسزاده۴ تیر ۱۴۰۵عصر عاشورا
در بله:@amodarrees1969
در ایتا:https://eitaa.com/joinchat/4023125640C67f3927d54
عصر عاشورا
به باد شد شرف آب عصر عاشوراکه رفت حرمت آداب عصر عاشورا
میان آن همه غربت امام مهر و وفاگریست بر سر اصحاب عصر عاشورا
چگونه فرشچیان رنگ را به گریه نشاندکه خون گرفت رخ قاب عصر عاشورا
"بلند مرتبه شاهی " به هر کجا نگریستندید هیچ از احباب عصر عاشورا
نشست تا به نی آن آفتاب خونافشانگسست طاقت مهتاب عصر عاشورا
چگونه شرم نکرد آتش و چرا افتادمیان خیمه بیتاب عصر عاشورا
توان بیش سرودن گرفته شد از طبعکه رفت پای قلم خواب، عصر عاشورا
عبدالرضا مدرسزاده۴ تیر ۱۴۰۵عصر عاشورا
در بله:@amodarrees1969
در ایتا:https://eitaa.com/joinchat/4023125640C67f3927d54
۵۳
۱۹:۲۹
بهنامخدانیزهها
تا تو را پیدا کنم در های و هوی نیزههاپا به پای اشک رفتم تا به سوی نیزهها
دست خالی برنگشتم دیدهام با صد امیدخواب چشمان تو را در جستجوی نیزهها
خیمههای نیمسوز عصر عاشورا زدندجرعههای خشککامی از سبوی نیزهها
چشمهای خونفشان دیدند هنگام وداعحنجری خونین بود در شستشوی نیزهها
قدشان گاه اعتبار کارزاری سخت بودرفت افسوس از جنایت آبروی نیزهها
در مسیر همنشینی با سر پاکان دهرهست پیدا مویههای مو به موی نیزهها
شرمسار جاودان شد مهر در صحرا که چونپرتو خود را بیفشانید روی نیزهها
گمشده، خسته، پریشان، دل نشستدر مسیر سرخناک کو به کوی نیزهها
عبدالرضا مدرسزاده ۶ تیر ۱۴۰۵ ۱۲ محرم
تا تو را پیدا کنم در های و هوی نیزههاپا به پای اشک رفتم تا به سوی نیزهها
دست خالی برنگشتم دیدهام با صد امیدخواب چشمان تو را در جستجوی نیزهها
خیمههای نیمسوز عصر عاشورا زدندجرعههای خشککامی از سبوی نیزهها
چشمهای خونفشان دیدند هنگام وداعحنجری خونین بود در شستشوی نیزهها
قدشان گاه اعتبار کارزاری سخت بودرفت افسوس از جنایت آبروی نیزهها
در مسیر همنشینی با سر پاکان دهرهست پیدا مویههای مو به موی نیزهها
شرمسار جاودان شد مهر در صحرا که چونپرتو خود را بیفشانید روی نیزهها
گمشده، خسته، پریشان، دل نشستدر مسیر سرخناک کو به کوی نیزهها
عبدالرضا مدرسزاده ۶ تیر ۱۴۰۵ ۱۲ محرم
۵۱
۱۷:۲۶
بهنامخدا
دهم تیر؛ روز صائبتبریزی
عبدالرضا مدرسزاده
اگر ادیبان سده اخیر به رهبری استاد ملکالشعرای بهار، سبک اصفهانی (و نیز هندی) را نکوهش نکردهبودند و در پیچ و خم قصاید درازآهنگ خراسانی تاب نمیخوردند، نگاهها به شعر دوره صفوی پیشروانه و آگاهانهتر از آن چه اکنون هست، میبود.
میرزا محمد علی صائب (از تبارزه* به اصفهان آمده ) در روزگار شاهان صفوی، این هنر و درایت را داشت که در روایت شاعرانه خود، به شیوهای خاص از شعر رو بیاورد که دقیقا بازتاب رخدادهای سیاسی و اجتماعی روزگار اوست.
سرعت پیشرفتهای اجتماعی و نیز دگرگونیهایی که با رسمیت یافتن آیین نورانی تشیع در ایران رخ داد به همراه رواج هنرهایی چون معماری و همچنین میدانداری فقها در گستره حکمرانی، جایی برای ادامه دادن شیوه سنتیای که از رودکی تا جامی دنبال میشد، و حتی اندکی پیش از او محتشم کاشانی هم به آن تعلق خاطر داشت، باقی نمیگذاشت.
شابد بتوان گفت کار صائب در توجهی پر رنگ به شعر خاصی که او را در آن سرآمد میشناسیم، گونهای چارهاندیشی شاعر برای نیفتادن شعر به دستانداز عُسرت باشد که مطابق با حوصله و کشش و پذیرش جامعه، شعر را به سوی مفردات و تکبیت کشانیدهاست به گونهای که شباهت و همسانی وزن و قافیه و ردیف هم ردای غزل معهود سنتی را بر اندام این تکبیتهای به هم پیوسته نمیپوشاند زیرا کارهایی مانند تکرار قافیه و پرشماری ابیات مانع غزلگونگی کار شاعر است .
از این باب؛ صائب تبریزی را بایست در ردیف نوآورانی مانند ناصرخسرو و سنایی و سعدی و حتی نیما دانست که نخواستند روی دست گذشتگان خود برخيزند و آنان را منفعل سازند بلکه خواستند کاری کنند که شعر در شلوغی جامعه از قلم نیفتد.
این تکبیتهای بیمانند و شاهکار در میان دود و دم ادبیات قهوهخانهای و نقلخوانیهای آن روزگار؛ دقیق و درست سرودهشدهاست و اگر در سرزمین هند کسانی چون بیدل دهلوی؛ شعر صائب را به چیزی نمیگیرند دقیقا به این دلیل است که شعر صائب، بومی سرزمین ایران است و اشک کباب شعر صائب، ربطی و تناسبی با فلفل هند ندارد.
اکنون که در گستره نقد و نظر ادبی؛ دریچه دانشهای تازه به روي ما بازشدهاست؛ مرور دوباره کاری که صائب تبریزی انجام دادهاست، شناخت بیشتر ایران گرامی عصر صفوی و محتوای ارزشمند ادبیات این دوره را در پی خواهد داشت.
*تبارزه ؛ جمع مکسر عربی از واژه تبریزیهاست که نادرست است و چون در زبان شاعر و در زبان مردم شنیده میشد، از آن یاد کردبم
https://eitaa.com/joinchat/4023125640C9117bfa2b7
دهم تیر؛ روز صائبتبریزی
عبدالرضا مدرسزاده
اگر ادیبان سده اخیر به رهبری استاد ملکالشعرای بهار، سبک اصفهانی (و نیز هندی) را نکوهش نکردهبودند و در پیچ و خم قصاید درازآهنگ خراسانی تاب نمیخوردند، نگاهها به شعر دوره صفوی پیشروانه و آگاهانهتر از آن چه اکنون هست، میبود.
میرزا محمد علی صائب (از تبارزه* به اصفهان آمده ) در روزگار شاهان صفوی، این هنر و درایت را داشت که در روایت شاعرانه خود، به شیوهای خاص از شعر رو بیاورد که دقیقا بازتاب رخدادهای سیاسی و اجتماعی روزگار اوست.
سرعت پیشرفتهای اجتماعی و نیز دگرگونیهایی که با رسمیت یافتن آیین نورانی تشیع در ایران رخ داد به همراه رواج هنرهایی چون معماری و همچنین میدانداری فقها در گستره حکمرانی، جایی برای ادامه دادن شیوه سنتیای که از رودکی تا جامی دنبال میشد، و حتی اندکی پیش از او محتشم کاشانی هم به آن تعلق خاطر داشت، باقی نمیگذاشت.
شابد بتوان گفت کار صائب در توجهی پر رنگ به شعر خاصی که او را در آن سرآمد میشناسیم، گونهای چارهاندیشی شاعر برای نیفتادن شعر به دستانداز عُسرت باشد که مطابق با حوصله و کشش و پذیرش جامعه، شعر را به سوی مفردات و تکبیت کشانیدهاست به گونهای که شباهت و همسانی وزن و قافیه و ردیف هم ردای غزل معهود سنتی را بر اندام این تکبیتهای به هم پیوسته نمیپوشاند زیرا کارهایی مانند تکرار قافیه و پرشماری ابیات مانع غزلگونگی کار شاعر است .
از این باب؛ صائب تبریزی را بایست در ردیف نوآورانی مانند ناصرخسرو و سنایی و سعدی و حتی نیما دانست که نخواستند روی دست گذشتگان خود برخيزند و آنان را منفعل سازند بلکه خواستند کاری کنند که شعر در شلوغی جامعه از قلم نیفتد.
این تکبیتهای بیمانند و شاهکار در میان دود و دم ادبیات قهوهخانهای و نقلخوانیهای آن روزگار؛ دقیق و درست سرودهشدهاست و اگر در سرزمین هند کسانی چون بیدل دهلوی؛ شعر صائب را به چیزی نمیگیرند دقیقا به این دلیل است که شعر صائب، بومی سرزمین ایران است و اشک کباب شعر صائب، ربطی و تناسبی با فلفل هند ندارد.
اکنون که در گستره نقد و نظر ادبی؛ دریچه دانشهای تازه به روي ما بازشدهاست؛ مرور دوباره کاری که صائب تبریزی انجام دادهاست، شناخت بیشتر ایران گرامی عصر صفوی و محتوای ارزشمند ادبیات این دوره را در پی خواهد داشت.
*تبارزه ؛ جمع مکسر عربی از واژه تبریزیهاست که نادرست است و چون در زبان شاعر و در زبان مردم شنیده میشد، از آن یاد کردبم
https://eitaa.com/joinchat/4023125640C9117bfa2b7
۵۷
۱۶:۲۸
به نام خدا
پرواز روی دست
ابراز شد کرامت اعجاز روی دستوقتی که کرد جسم تو پرواز روی دست
شد بدرقه شکوه تمدننشان عصربا اشکهای گرم وطنساز روی دست
افتاد نقش پرچم بیگانه زیر پاتا بیرق ردای تو شد باز روی دست
تابوت پاک پیکر تو در دیار حزندر خود ببرد هیبت یک راز روی دست
تا مشت خویش را چو دماوند کردهای مانده است کید دشمن غماز روی دست
طومار زندگی حماسی تو بلنداکنون رود به صورت ایجاز روی دست
سرو بلند قامت تو در هوای اشکاز شهر چشم رفته چه با ناز روی دست
با آن که بوی خون به مشام وطن رسیدبردند عطر نرگس شیراز روی دست
مرغ سخن شکستهدلیهای خویش راسر داد در غم تو به آواز روی دست
از خاطر وطن نرود با چنین وداععشقی که میشود به تو ابراز روی دست
عبدالرضا مدرسزاده۱۴ تیر ۱۴۰۵
https://eitaa.com/joinchat/4023125640C9117bfa2b7
پرواز روی دست
ابراز شد کرامت اعجاز روی دستوقتی که کرد جسم تو پرواز روی دست
شد بدرقه شکوه تمدننشان عصربا اشکهای گرم وطنساز روی دست
افتاد نقش پرچم بیگانه زیر پاتا بیرق ردای تو شد باز روی دست
تابوت پاک پیکر تو در دیار حزندر خود ببرد هیبت یک راز روی دست
تا مشت خویش را چو دماوند کردهای مانده است کید دشمن غماز روی دست
طومار زندگی حماسی تو بلنداکنون رود به صورت ایجاز روی دست
سرو بلند قامت تو در هوای اشکاز شهر چشم رفته چه با ناز روی دست
با آن که بوی خون به مشام وطن رسیدبردند عطر نرگس شیراز روی دست
مرغ سخن شکستهدلیهای خویش راسر داد در غم تو به آواز روی دست
از خاطر وطن نرود با چنین وداععشقی که میشود به تو ابراز روی دست
عبدالرضا مدرسزاده۱۴ تیر ۱۴۰۵
https://eitaa.com/joinchat/4023125640C9117bfa2b7
۵۵
۱۴:۱۷
بهنامخدا۲۷ محرمالحرامدهمین سال ارتحالروحانی فرهنگساز، ادیب و شاعر و ذاکر آلالله علیهمالسلام حجتالاسلام والمسلمین حاج شیخ میرزاعبدالله مدرسزادهبنیانگذار کانون نشر فرهنگ اسلامی کاشان را با ذکر فاتحه و صلوات گرامی میداریم
https://eitaa.com/joinchat/4023125640C9117bfa2b7
https://eitaa.com/joinchat/4023125640C9117bfa2b7
۳۲
۴:۰۱
بازارسال شده از برخوان (باشگاه روزنامهخوانی و آیین نویسندگی )
#گفت_و_گو
نام نیکو گر بماند ز آدمیبه کز او ماند سرای زرنگار
۲۷ محرمالحرامدهمین سال ارتحالروحانی فرهنگساز، ادیب، شاعر و ذاکر آلالله علیهمالسلام حجتالاسلام والمسلمین حاج شیخ میرزاعبدالله مدرسزادهبنیانگذار کانون نشر فرهنگ اسلامی کاشان را با ذکر فاتحه و صلوات گرامی میداریم.
گفت و گوی اختصاصی رادیو کاشان با دکتر عبدالرضا مدرسزاده مدیرعامل کانون نشر فرهنگ اسلامی کاشان به مناسبت دهمین سال قمری ارتحال حجتالاسلام والمسلمین حاج شیخ عبدالله مدرسزاده بنیانگذار کانون نشر فرهنگ اسلامی کاشان.
️ رسانه کانون نشر فرهنگ اسلامی کاشان یاد آن بزرگمرد فرهنگی و نیکاندیش را گرامی میدارد.
#رسانه_کانون#کانون_رسانه #کانون_نشر_فرهنگ_اسلامی_کاشان
نام نیکو گر بماند ز آدمیبه کز او ماند سرای زرنگار
۲۷ محرمالحرامدهمین سال ارتحالروحانی فرهنگساز، ادیب، شاعر و ذاکر آلالله علیهمالسلام حجتالاسلام والمسلمین حاج شیخ میرزاعبدالله مدرسزادهبنیانگذار کانون نشر فرهنگ اسلامی کاشان را با ذکر فاتحه و صلوات گرامی میداریم.
#رسانه_کانون#کانون_رسانه #کانون_نشر_فرهنگ_اسلامی_کاشان
۱
۱۹:۰۴
دفتر مرکز سعدیشناسی شیراز در کاشان بنیاد میشود.
دکتر فرح نیازکار معاون پژوهشی مرکز سعدیشناسی در گفتگو با پایگاه خبری کانون نشر فرهنگ اسلامی کاشان با اعلام این خبر افزود: نظر به برگزاری سالانه نکوداشت سعدی در کاشان از سوی کانون نشر فرهنگ اسلامی کاشان و نیز پیشینه درخشان کنشهای فرهنگی اجتماعی در کاشان ، مرکز سعدیشناسی که در محل آرامگاه سعدی در شیراز مستقر است، تصمیم گرفت نخستین دفتر شهرستانی این مرکز را در شهرستان کاشان افتتاح کند.
عبدالرضا مدرسزاده مدیر کانون نشر فرهنگ اسلامی کاشان هم در این گفتگو با استقبال از پیشآمدن چنین ظرفیت فرهنگی و بازآفرینی پیوند فرهنگی میان کاشان و شیراز اظهار امیدواری کرد با گشایش این دفتر در کاشان؛ برنامههایی گوناگون با محوریت آثار سعدی در کاشان برای همه گروههای سنی و شغلی برگزار شود.
وی پیشنهاد داد نخستین برنامه مشترک مرکز سعدیشناسی و دفتر کاشان این مرکز، نکوداشت استاد فقید دکتر اصغر دادبه باشد که از مشاوران عالی مرکز سعدیشناسی و کانون نشر فرهنگ اسلامی کاشان بودهاند و چند دهه در شیراز و کاشان فعالیت ارزشمند آموزشی و پژوهشی داشتهاند و فروردین امسال از دنیا رفتند./
#کانون_رسانه#رسانه_کانون#مرکز_سعدیشناسی_شیراز#کانون_نشر_فرهنگ_اسلامی_کاشان
دکتر فرح نیازکار معاون پژوهشی مرکز سعدیشناسی در گفتگو با پایگاه خبری کانون نشر فرهنگ اسلامی کاشان با اعلام این خبر افزود: نظر به برگزاری سالانه نکوداشت سعدی در کاشان از سوی کانون نشر فرهنگ اسلامی کاشان و نیز پیشینه درخشان کنشهای فرهنگی اجتماعی در کاشان ، مرکز سعدیشناسی که در محل آرامگاه سعدی در شیراز مستقر است، تصمیم گرفت نخستین دفتر شهرستانی این مرکز را در شهرستان کاشان افتتاح کند.
عبدالرضا مدرسزاده مدیر کانون نشر فرهنگ اسلامی کاشان هم در این گفتگو با استقبال از پیشآمدن چنین ظرفیت فرهنگی و بازآفرینی پیوند فرهنگی میان کاشان و شیراز اظهار امیدواری کرد با گشایش این دفتر در کاشان؛ برنامههایی گوناگون با محوریت آثار سعدی در کاشان برای همه گروههای سنی و شغلی برگزار شود.
وی پیشنهاد داد نخستین برنامه مشترک مرکز سعدیشناسی و دفتر کاشان این مرکز، نکوداشت استاد فقید دکتر اصغر دادبه باشد که از مشاوران عالی مرکز سعدیشناسی و کانون نشر فرهنگ اسلامی کاشان بودهاند و چند دهه در شیراز و کاشان فعالیت ارزشمند آموزشی و پژوهشی داشتهاند و فروردین امسال از دنیا رفتند./
#کانون_رسانه#رسانه_کانون#مرکز_سعدیشناسی_شیراز#کانون_نشر_فرهنگ_اسلامی_کاشان
۳۱
۱۴:۱۴