۸۵
۲:۵۹
۸۵
۲:۵۹
۸۵
۲:۵۹
از نظر تکنیکی ممکن است این کارها را با فتومونتاژ اشتباه بگیریم. بهویژه اینکه در سالهای اخیر با افزایش ظرفیت پردازش کامپیوترها و افزوده شدن امکانات بسیار به نرمافزارهایی ویرایش عکس مانند فتوشاپ، تولید چنین تصاویری به اندازهی گذشته دشوار نیست.
اما ماجرا اینجاست که اینها عکسهایی از مدلهای واقعی هستند. فرانک کونرت (Frank Kunert) خالق این آثار، قطعه به قطعهی این مدلها را سر حوصله و با جزئیات فراوان، طی چند هفته و گاه چند ماه میسازد و سپس از آنها عکاسی میکند.
او متولد سال ۱۹۶۳ در شهر فرانکفورت آلمان است و از کودکی به عکاسی علاقهمند بوده. در دههی هشتاد میلادی تصمیم میگیرد به سراغ مدلهای مینیاتوری برود و اولین کار جدیاش را به شکل عمومی در سال ۱۹۹۴ عرضه میکند.
از آن زمان تا کنون کونرت در نمایشگاههای بسیاری حضور داشته و علاقهمندان توانستهاند کارهایش را از نزدیک ببینند. در سال ۲۰۱۸ کتابی هم از آثار کونرت و نگاه او به هنر منتشر شد. این کتاب دنیای وارونه نام دارد (+).
در تصاویر زیر میتوانید فرانک کونرت را در حالی که به کار مشغول است ببینید:
اما ماجرا اینجاست که اینها عکسهایی از مدلهای واقعی هستند. فرانک کونرت (Frank Kunert) خالق این آثار، قطعه به قطعهی این مدلها را سر حوصله و با جزئیات فراوان، طی چند هفته و گاه چند ماه میسازد و سپس از آنها عکاسی میکند.
او متولد سال ۱۹۶۳ در شهر فرانکفورت آلمان است و از کودکی به عکاسی علاقهمند بوده. در دههی هشتاد میلادی تصمیم میگیرد به سراغ مدلهای مینیاتوری برود و اولین کار جدیاش را به شکل عمومی در سال ۱۹۹۴ عرضه میکند.
از آن زمان تا کنون کونرت در نمایشگاههای بسیاری حضور داشته و علاقهمندان توانستهاند کارهایش را از نزدیک ببینند. در سال ۲۰۱۸ کتابی هم از آثار کونرت و نگاه او به هنر منتشر شد. این کتاب دنیای وارونه نام دارد (+).
در تصاویر زیر میتوانید فرانک کونرت را در حالی که به کار مشغول است ببینید:
۹۳
۲:۵۹
۹۴
۲:۵۹
۹۴
۲:۵۹
۹۴
۲:۵۹
۹۴
۲:۵۹
چشم ما با بسیاری از کارهایی که کونرت ارائه کرده بیگانه است. ماشینی را میبینیم که میخواهد وارد تونلی شود که سر به آسمان بلند کرده است. یا هتلی که به جای اینکه مانند هتلهای امروزی قد برافراشته باشد، پا در زمین فرو برده و مسافر چارهای ندارد جز اینکه از مسیر دودکش وارد آن شود.
صحنهها به گونهای طراحی شده که احساس میکنیم آنها را پیش از این در خواب دیدهایم یا هر زمان ممکن است آنها را در خواب ببینیم.
اما اگر بخواهیم کارهای کونرت را صرفاً زیر چترِ سورئالیسم قرار دهیم، شاید بتوان گفت همهی عمق و پیام آنها را جدی نگرفتهایم. المانهای ابسورد در کار او فراونند.
اتاقی را میبینیم که به همهی اجزای ضروری یک اتاق مجهز است؛ از در و پنجره گرفته تا کمد لباسها. اما ارتفاع نصبشان به گونهای است که دسترسی به آنها وجود ندارد. و با خود میپرسیم اگر نمیشود به آنها دسترسی داشت، آیا بودنشان از نبودنشان بهتر است؟ آیا واقعاً با حضور خود چیزی به خانه افزودهاند؟
چنانکه تختی را میبینیم که به شکل مایل بین دستشویی و توالت قرار گرفته است. اینجا هم در ظاهر همهی اجزای اتاق کاملاند. اما کارکرد و کارایی خود را از دست دادهاند. شاید اشارهای به زندگیهای امروزی که در ظاهر از همهی اجزای ضروری بهرهمندند، در حالی که الزاماً کارایی و کارکرد مطلوبی را عرضه نمیکنند. چقدر بسیارند بالکنهایی که دیگر نقش واقعی بالکن را ندارند و جز در هنگام خرید و فروش خانه به آنها اشاره نمیشود. و یا پنجرههایی که فضایی برای دیدن افقهای دور فراهم نمیکنند و نگاهی که از قاب آنها بیرون میرود، هنوز چند متر جلوتر نرفته با دیواری دیگر برخورد میکند و متوقف میشود.
چیزی شبیه فرمان یک خودرو را میبینیم که روبهروی پنجره نصب شده و با صندلیای که پیش آن قرار گرفته، ما را به چرخاندن فرمان وسوسه میکند. اما آیا بازی با فرمان میتواند منظرهای را که از پنجره دیده میشود تغییر دهد؟ وقتی پنجره در دیوارهای سیمانی قفل شده و سیمانها پا در زمین فرو کردهاند، آیا فرمان نصب شده بر روی پنجره، مخاطب خود را فریب نمیدهد؟
پلههایی که ما را به بالا رفتن ترغیب میکنند، اما در نهایت به هیچجا نمیرسند. تختهای که از مرز دیوارها عبور کرده، اما در نهایت در فضا معلق مانده و بستری برای رهایی از اتاق فراهم نمیکند.
بالکن و ریلی که گویی در سکوت به جنگ با یکدیگر برخاستهاند. نمیدانیم که بالکن را باید مزاحم در نظر بگیریم که مانع مسیر ریل شده و باید برچیده شود، یا ریل را که از زیر بالکن عبور کرده، در حالی که بر اساس قاعدهی کارهای کونرت، احتمالاً هیچجا را به هیچجا نمیرساند.
حتی تصویری از کرهی ماه با یک توالت. انگار تمام تلاش بشر را برای تسخیر فضا به سخره میگیرد. این همه تلاش برای بقا؟ برای حفظ گونهی انسان؟ برای فراتر رفتن از مرزها و محدودیتهای زمین؟ صرفاً برای اینکه مطمئن باشیم مدفوع انسان به نقطهای دورتر رسیده و توانستهایم بخش بزرگتری از جهان را به فضولات خود آلوده کنیم؟
کارهای کونرت پر از داستانند. پر از تناقض و تعارض و پوچی و ابهام. پر از المانهای معنازداییشده. ترکیبی از سورئالیسم و ابسوردیسم. فرصتی برای بیشتر اندیشیدن به ویژگیهای جهانی که ما را در بر گرفته است.
صحنهها به گونهای طراحی شده که احساس میکنیم آنها را پیش از این در خواب دیدهایم یا هر زمان ممکن است آنها را در خواب ببینیم.
اما اگر بخواهیم کارهای کونرت را صرفاً زیر چترِ سورئالیسم قرار دهیم، شاید بتوان گفت همهی عمق و پیام آنها را جدی نگرفتهایم. المانهای ابسورد در کار او فراونند.
اتاقی را میبینیم که به همهی اجزای ضروری یک اتاق مجهز است؛ از در و پنجره گرفته تا کمد لباسها. اما ارتفاع نصبشان به گونهای است که دسترسی به آنها وجود ندارد. و با خود میپرسیم اگر نمیشود به آنها دسترسی داشت، آیا بودنشان از نبودنشان بهتر است؟ آیا واقعاً با حضور خود چیزی به خانه افزودهاند؟
چنانکه تختی را میبینیم که به شکل مایل بین دستشویی و توالت قرار گرفته است. اینجا هم در ظاهر همهی اجزای اتاق کاملاند. اما کارکرد و کارایی خود را از دست دادهاند. شاید اشارهای به زندگیهای امروزی که در ظاهر از همهی اجزای ضروری بهرهمندند، در حالی که الزاماً کارایی و کارکرد مطلوبی را عرضه نمیکنند. چقدر بسیارند بالکنهایی که دیگر نقش واقعی بالکن را ندارند و جز در هنگام خرید و فروش خانه به آنها اشاره نمیشود. و یا پنجرههایی که فضایی برای دیدن افقهای دور فراهم نمیکنند و نگاهی که از قاب آنها بیرون میرود، هنوز چند متر جلوتر نرفته با دیواری دیگر برخورد میکند و متوقف میشود.
چیزی شبیه فرمان یک خودرو را میبینیم که روبهروی پنجره نصب شده و با صندلیای که پیش آن قرار گرفته، ما را به چرخاندن فرمان وسوسه میکند. اما آیا بازی با فرمان میتواند منظرهای را که از پنجره دیده میشود تغییر دهد؟ وقتی پنجره در دیوارهای سیمانی قفل شده و سیمانها پا در زمین فرو کردهاند، آیا فرمان نصب شده بر روی پنجره، مخاطب خود را فریب نمیدهد؟
پلههایی که ما را به بالا رفتن ترغیب میکنند، اما در نهایت به هیچجا نمیرسند. تختهای که از مرز دیوارها عبور کرده، اما در نهایت در فضا معلق مانده و بستری برای رهایی از اتاق فراهم نمیکند.
بالکن و ریلی که گویی در سکوت به جنگ با یکدیگر برخاستهاند. نمیدانیم که بالکن را باید مزاحم در نظر بگیریم که مانع مسیر ریل شده و باید برچیده شود، یا ریل را که از زیر بالکن عبور کرده، در حالی که بر اساس قاعدهی کارهای کونرت، احتمالاً هیچجا را به هیچجا نمیرساند.
حتی تصویری از کرهی ماه با یک توالت. انگار تمام تلاش بشر را برای تسخیر فضا به سخره میگیرد. این همه تلاش برای بقا؟ برای حفظ گونهی انسان؟ برای فراتر رفتن از مرزها و محدودیتهای زمین؟ صرفاً برای اینکه مطمئن باشیم مدفوع انسان به نقطهای دورتر رسیده و توانستهایم بخش بزرگتری از جهان را به فضولات خود آلوده کنیم؟
کارهای کونرت پر از داستانند. پر از تناقض و تعارض و پوچی و ابهام. پر از المانهای معنازداییشده. ترکیبی از سورئالیسم و ابسوردیسم. فرصتی برای بیشتر اندیشیدن به ویژگیهای جهانی که ما را در بر گرفته است.
۱۰۶
۲:۵۹