مجامله: چرب زبانیسپوختن: به معنی چیزی را فروبردنشاگرد اتوکشه: در تمثیل از صاحب کار بهانه جو به کار می رودمثل میت بین دو دست غسال: کنایه از مطیع کامل بودن
۴۶
۱۲:۴۲
غربال که زمین بخورد کمانه می کند: سختگیری زیاد باعث سرکشی می شودریشت را اگر سگ بخورد قاتمه می ریند: در توبیخ و تحقیر مرد مسنی گفته می شود که رفتاری مغایر سن و سالش سر زده باشداگر زخم شتر به خر باشد یک ساعت هم دوام نمی آورد: خداوند درد را به اندازه طاقت می دهدجلوی خر جو پاک کردن: عمل تحریک آمیز انجام دادن
۴۷
۱۲:۵۱
۴۷
۱۲:۵۱
خونه قاضی گردو فراوونه اما حساب و کتاب داره!چشمت به قابله افتاد، زائیدنت نگیره!دکان جلوی دکان کسی باز کردن: مبارزه با رقیبی اجتماعی و سیاسیاگه تو خر دیر بمیری منم سگ انتظار کشم!
۴۷
۱۲:۵۷
پیر انجیری: سالخورده ای کوچک اندام که علی رغم سن و سال بسیار خوب و جوان مانده استانگار بیژن را از چاه درآورده: چنان به کار خود غره است که انگار ناممکنی را انجام دادهانگار پشت قباله مادرش انداختند: ادعای بیجا می کندشهری علی آباد کسی بودن: یعنی همسرش اهل آن شهر است
۴۸
۱۳:۴۵
۴۹
۷:۴۵
دو صد من استخوان باید که صد من بار بردارد
۵۰
۱۵:۳۲
۵۰
۱:۰۷
کسی که تو چهل سالگی تنبور یاد بگیره، تو گور استاد میشه!
۵۰
۲۱:۲۸
کسی را قُر زدنکسی [ معمولا زنی ] را فریفتن / از دست دیگری درآوردن
۵۰
۱۵:۴۸