ا

اصطلاحات، کنایات و مثل ها

۳۲ عضو
مجامله: چرب زبانیسپوختن: به معنی چیزی را فروبردنشاگرد اتوکشه: در تمثیل از صاحب کار بهانه جو به کار می رودمثل میت بین دو دست غسال: کنایه از مطیع کامل بودن
undefined۱

۴۶

۱۲:۴۲

غربال که زمین بخورد کمانه می کند: سختگیری زیاد باعث سرکشی می شودریشت را اگر سگ بخورد قاتمه می ریند: در توبیخ و تحقیر مرد مسنی گفته می شود که رفتاری مغایر سن و سالش سر زده باشداگر زخم شتر به خر باشد یک ساعت هم دوام نمی آورد: خداوند درد را به اندازه طاقت می دهدجلوی خر جو پاک کردن: عمل تحریک آمیز انجام دادن
undefined۱

۴۷

۱۲:۵۱

thumbnail

۴۷

۱۲:۵۱

خونه قاضی گردو فراوونه اما حساب و کتاب داره!چشمت به قابله افتاد، زائیدنت نگیره!دکان جلوی دکان کسی باز کردن: مبارزه با رقیبی اجتماعی و سیاسیاگه تو خر دیر بمیری منم سگ انتظار کشم!

۴۷

۱۲:۵۷

پیر انجیری: سالخورده ای کوچک اندام که علی رغم سن و سال بسیار خوب و جوان مانده استانگار بیژن را از چاه درآورده: چنان به کار خود غره است که انگار ناممکنی را انجام دادهانگار پشت قباله مادرش انداختند: ادعای بیجا می کندشهری علی آباد کسی بودن: یعنی همسرش اهل آن شهر است

۴۸

۱۳:۴۵

thumbnail

۴۹

۷:۴۵

دو صد من استخوان باید که صد من بار بردارد
undefined۲

۵۰

۱۵:۳۲

thumbnail

۵۰

۱:۰۷

کسی که تو چهل سالگی تنبور یاد بگیره، تو گور استاد میشه!
undefined۲

۵۰

۲۱:۲۸

کسی را قُر زدنکسی [ معمولا زنی ] را فریفتن / از دست دیگری درآوردن
undefined۱

۵۰

۱۵:۴۸