لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل اندیشه پارسیان پلاس | یادگیری هوشمندانه آلمانی با اندیشها
۳۹۶ عضو

اندیشه پارسیان پلاس | یادگیری هوشمندانه آلمانی با اندیشه

فراتر از یادگیریِ لغات؛ اینجا آلمانی را زندگی می‌کنیم، تحلیل می‌کنیم و هوشمندانه پیش می‌رویم. استانداردی نو برای یادگیریِ واقعی‌تر در اندیشه پارسیان.
مشاهده در وب بله
۱۱ مهر
thumbnail
!WIR SIND WIEDER DA - ما برگشتیم!
اگرچه در روزهای گذشته در این صفحه فعالیتی نداشتیم، اما در فضای آموزشی و کلاس‌هایمان هم مثل همیشه پر از انرژی و یادگیری بودیم!بعد از یک "Pause" کوتاه، حالا با انرژی بیشتر و مطالب تازه برگشتیم!
امروز می‌خواهیم با هم کلمات و ترکیبات مرتبط با موضوع "Pause" (استراحت/وقفه) را در سطوح مختلف بررسی کنیم. این کلمات در مکالمات روزمره و حتی آزمون‌های سطح بالا بسیار کاربردی هستند.
🟠 سطح مبتدی (A1 - A2)در این سطح، کلمات ساده و کاربردی را می‌شناسیم:
undefined eine Pause machen ← استراحت کردن / وقفه انداختنWir müssen eine kurze Pause machen.(ما باید یک استراحت کوتاه بکنیم.)
undefined die Kaffeepause ← وقت استراحت برای قهوهIn der Kaffeepause unterhalten wir uns.(در وقت استراحت قهوه، با هم گپ می‌زنیم.)
🟢 سطح متوسط (B1 - B2)در اینجا با ترکیبات دقیق‌تر و رسمی‌تر روبرو می‌شویم:
undefined eine Pause einlegen ← وقفه ایجاد کردن / میان برنامه‌ای استراحت کردن (کمی رسمی‌تر)Er legte eine kurze Pause ein, um tief durchzuatmen.(او وقفه‌ای کوتاه ایجاد کرد تا نفسی تازه کند.)
undefined die Unterbrechung ← قطع / وقفه (در جریان یک اتفاق یا کار)Die Unterbrechung der Sendung war ärgerlich.(قطع شدن برنامه [برنامه تلویزیونی] آزاردهنده بود.)
undefined sich erholen ← تجدید قوا کردن / استراحت کردن برای بازیابی انرژیNach der Pause fühle ich mich erholt.(بعد از استراحت، احساس می‌کنم انرژی‌ام برگشته است.)
undefined سطح پیشرفته (C1)برای تسلط کامل و استفاده در متون علمی یا ادبی:
undefined die Verschnaufpause ← استراحت کوتاه (برای گرفتن نفس در میان کارهای سخت)Nach den harten Verhandlungen brauchten sie eine Verschnaufpause.(بعد از مذاکرات سخت، آن‌ها به یک فرصت کوتاه برای نفس تازه کردن نیاز داشتند.)
undefined etwas aufschieben ← چیزی را به تعویق انداختن (وقفه در انجام کار)Wegen der Pause wurde die Entscheidung aufgeschoben.(به دلیل وقفه/توقف، تصمیم‌گیری به تعویق افتاد.)
نکته طلایی:فرقی نمی‌کند در حال یادگیری هستید یا در حال کار؛ همیشه به خودتان اجازه دهید یک Pause داشته باشید تا مغزتان بتواند اطلاعات را بهتر ذخیره کند!
Andishe Parsian. Sprache mit System. Erfolg mit Plan.


@andisheparsianlc@andisheparsianplus@andisheparsianadmin
undefined۵
undefined۲

۲۰۴

۱۳:۱۶

thumbnail
undefined Tag der Deutschen Einheit | روز وحدت آلمان
امروز ۳ اکتبر است؛ روزی که برای تاریخ معاصر آلمان اهمیت زیادی دارد. اما این روز دقیقاً چه معنایی دارد؟
undefined چه اتفاقی افتاد؟
پس از جنگ جهانی دوم، آلمان برای چند دهه به دو کشور تقسیم شده بود: جمهوری فدرال آلمان (BRD) در غرب و جمهوری دموکراتیک آلمان (DDR) در شرق.در سال ۱۹۸۹، دیوار برلین سقوط کرد و مسیر برای پایان تقسیم آلمان هموار شد. در نهایت، در ۳ اکتبر ۱۹۹۰، اتحاد دو بخش آلمان به‌طور رسمی و حقوقی تحقق یافت. از آن زمان، این روز به عنوان Tag der Deutschen Einheit، یعنی «روز وحدت آلمان»، جشن گرفته می‌شود.
سه تاریخ مهم:
undefined 09.11.1989 – der Fall der Berliner Mauerسقوط دیوار برلینundefined 31.08.1990 – der Einigungsvertragپیمان اتحاد آلمان امضا شد.undefined 03.10.1990 – die Deutsche Einheitاتحاد آلمان به‌طور رسمی و حقوقی تحقق یافت. citeturn0search2turn0search9
بیایید با هم چند واژه و ترکیب مهم مرتبط با این موضوع را یاد بگیریم:
undefined die Mauer ← دیوارDer Fall der Mauer veränderte die Geschichte Deutschlands.سقوط دیوار، تاریخ آلمان را تغییر داد.
undefined der Osten / der Westen ← شرق / غربDeutschland war in Ost und West geteilt.آلمان به شرق و غرب تقسیم شده بود.
undefined die Teilung ← تقسیم / جداییDie Teilung Deutschlands dauerte mehrere Jahrzehnte.تقسیم آلمان چندین دهه ادامه داشت.
undefined die Einheit ← وحدت / اتحادDie deutsche Einheit wurde am 3. Oktober 1990 vollzogen.وحدت آلمان در ۳ اکتبر ۱۹۹۰ به‌طور رسمی تحقق یافت.
undefined die Wiedervereinigung ← اتحاد مجددDie Wiedervereinigung Deutschlands fand 1990 statt.اتحاد مجدد آلمان در سال ۱۹۹۰ اتفاق افتاد.
undefined Einheit oder Wiedervereinigung?این دو واژه بسیار به هم نزدیک هستند، اما کاربردشان کاملاً یکسان نیست:die Einheit بیشتر به مفهوم «وحدت» و وضعیت یک کشور متحد اشاره می‌کند.die Wiedervereinigung بیشتر برای اشاره به روند و رویداد تاریخیِ اتحاد دوباره آلمان به کار می‌رود.مثلاً:Am 3. Oktober feiern wir den Tag der Deutschen Einheit.Die Wiedervereinigung Deutschlands wurde 1990 vollzogen.
undefined نکته:Der 3. Oktober ist seit 1990 der Nationalfeiertag Deutschlands.در پیمان اتحاد آلمان تعیین شد که ۳ اکتبر به عنوان Tag der Deutschen Einheit یک تعطیل رسمی باشد.

شناخت تاریخ و فرهنگ، بخش مهمی از یادگیری یک زبان است. وقتی یک زبان جدید یاد می‌گیریم، فقط واژه‌ها و قواعد دستوری را یاد نمی‌گیریم؛ بلکه با تاریخ، جامعه و فرهنگ آن زبان نیز بیشتر آشنا می‌شویم.


ما در اندیشه پارسیان تلاش می‌کنیم در کنار آموزش زبان آلمانی، شما را با جنبه‌های مختلف فرهنگ و زندگی در کشورهای آلمانی‌زبان نیز آشنا کنیم.


@andisheparsianlc@andisheparsianplus@andisheparsianadmin
undefined۳
undefined۱

۲۲۸

۱۵:۳۹

۱۲ مهر
thumbnail
افعال با حرف اضافه "auf"
آیا می‌دانستید که در آلمانی، بسیاری از افعال به طور ثابت با یک حرف اضافه خاص همراه می‌شوند؟ امروز می‌خواهیم یکی از پرکاربردترین آن‌ها را بررسی کنیم: حرف اضافه "auf".
undefined نکته بسیار مهم: در این ساختارها، حرف اضافه "auf" معمولاً با حالت Akkusativ می‌آید.
بیایید از سطح پایه شروع کنیم و به سمت سطوح پیشرفته برویم:
🟡🟢 سطح A2/B1
undefined warten auf ← منتظرِ ... بودن Ich warte auf dich.(من منتظر تو هستم.)
undefined sich freuen auf ← مشتاق بودن برای (اتفاقی در آینده) Er freut sich auf das Wochenende.(او مشتاقانه منتظر آخر هفته است.)
undefined antworten auf ← پاسخ دادن به Sie antwortet nicht auf meine Frage.(او به سوال من پاسخ نمی‌دهد.)
undefined achten auf ← توجه کردن به Bitte achten Sie auf die Durchsage.(لطفاً به اعلان توجه کنید.)
undefined hoffen auf ← امیدوار بودن به Wir hoffen auf besseres Wetter.(ما امیدواریم که هوا بهتر شود.)
🟢 سطح B2
undefined sich konzentrieren auf ← تمرکز کردن بر Ich kann mich nicht auf die Arbeit konzentrieren.(من نمی‌توانم روی کار تمرکز کنم.)
undefined sich verlassen auf ← حساب کردن رویِ ... Du kannst dich immer auf mich verlassen.(تو همیشه می‌توانی روی من حساب کنی.)
undefined verzichten auf ← چشم‌پوشی کردن از / صرف‌نظر کردن از Viele Menschen verzichten heutzutage auf Zucker.(امروزه بسیاری از مردم از مصرف شکر صرف‌نظر می‌کنند.)
undefined reagieren auf ← واکنش نشان دادن به Er reagiert sehr empfindlich auf Kritik.(او نسبت به انتقاد بسیار حساس واکنش نشان می‌دهد.)
undefined sich vorbereiten auf ← آماده شدن برای Wir bereiten uns auf die Prüfung vor.(ما خودمان را برای امتحان آماده می‌کنیم.)
undefined سطح C1/C2
undefined ankommen auf ← بستگی داشتن به Es kommt auf die Details an.(همه چیز به جزئیات بستگی دارد.)
undefined hinweisen auf ← اشاره کردن / گوشزد کردن به Ich möchte Sie auf einen wichtigen Punkt hinweisen.(می‌خواهم به یک نکته مهم به شما گوشزد کنم.)
undefined eingehen auf ← پرداختن به / پاسخ دادن به (یک موضوع یا سوال) Der Redner geht nicht auf die Fragen des Publikums ein.(سخنران به سوالات مخاطبان نمی‌پردازد.)
undefined drängen auf ← فشار آوردن برای / اصرار کردن برDie Opposition drängt auf eine schnelle Entscheidung.(اپوزیسیون برای یک تصمیم سریع فشار می‌آورد.)
undefined schließen auf ← استنباط کردن از / تشخیص دادن از رویِ ...Man kann auf sein Verhalten auf seinen Charakter schließen.(می‌توان از روی رفتار او، شخصیتش را تشخیص داد.)

با اندیشه‌ی پارسیان، به طور کارآمد زبان یاد بگیرید.


@andisheparsianlc@andisheparsianplus@andisheparsianadmin
undefined۱۲

۸۵۴

۱۴:۱۸

۱۳ مهر
thumbnail
قانون n-Deklination چیست؟
آیا تا به حال دیده‌اید که یک اسم در حالت‌های Nominativ (نهاد) معمولی باشد، اما در حالت‌های Akkusativ، Dativ یا Genitiv یک حرف -n یا -en به انتهای آن اضافه شود؟ این همان موضوع n-Deklination است.
قانون ساده برای یادگیری:
بسیاری از اسامی مذکر (maskulin)، که در حالت جمع به -n یا -en ختم می‌شوند، در حالت‌های Akkusativ، Dativ و Genitiv در حالت مفرد نیز یک -n یا -en دریافت می‌کنند.
مثال (اسم der Herr):
undefined Nominativ: Der Herr dort drüben ist der Chef.(آن آقای آنجا، رئیس است.)در اینجا Herr حالت عادی دارد.
undefined Akkusativ: Kennst du den Herrn dort drüben?(آیا آن آقا را می‌شناسی؟)
undefined Dativ: Wir haben dem Herrn den Termin mitgeteilt.(ما وقت ملاقات را به آن آقا اطلاع دادیم.)
undefined Genitiv: Der Mantel des Herrn hängt in der Garderobe.(کتِ آن آقا در کمد آویزان است.)

یک مثال دیگر (اسم Junge):
undefined Nominativ: Der Junge spielt im Garten.(پسر در باغ بازی می‌کند.)
undefined Akkusativ: Ich sehe den Jungen.(من پسر را می‌بینم.)
undefined Dativ: Ich helfe dem Jungen.(من به پسر کمک می‌کنم.)
undefined Genitiv: Das Spielzeug des Jungen ist neu.(اسباب‌بازیِ پسر جدید است.)

لیست اسامی پرکاربرد با n-Deklination
این اسامی را به خاطر بسپارید، چون در مکالمات روزمره بسیار پرکاربرد هستند:
1. der Name (نام)2. der Kunde (مشتری)3. der Kollege (همکار)4. der Student (دانشجو)5. der Mensch (انسان)6. der Nachbar (همسایه)7. der Held (قهرمان)8. der Experte (کارشناس)9. der Tourist (توریست)10. der Präsident (رئیس جمهور)

با اندیشه‌ی پارسیان، کارآمد زبان یاد بگیرید.

@andisheparsianlc@andisheparsianplus@andisheparsianadmin
undefined۵
undefined۲

۲۷۷

۱۱:۱۵

۱۶ مهر
بازارسال شده از موسسه زبان اندیشه پارسیان
thumbnail

۴

۹:۴۹

بازارسال شده از موسسه زبان اندیشه پارسیان
thumbnail
undefined ساعت و روز دقیق امتحان مهرماه در پروفایل شما اعلام شد.

۱

۱۳:۱۳

۱۸ مهر
thumbnail
تفاوت میان: nutzen – benutzen – verwenden
آیا تا به حال برایتان پیش آمده که بخواهید بگویید «استفاده کردن»، اما شک کنید که کدام فعل را به کار ببرید؟ امروزه در زبان آلمانی سه فعل پرکاربرد برای این معنا وجود دارد، اما هر کدام کاربرد خاص خود را دارند.
بیایید آن‌ها را با هم بررسی کنیم:
undefined benutzen (استفاده کردن با یک شیء فیزیکی یا ابزار)
این فعل زمانی به کار می‌رود که شما از یک وسیله، ابزار یا شیء مشخص برای انجام کاری استفاده می‌کنید. معمولاً این کار را یک‌بار انجام می‌دهید یا وسیله‌ای است که متعلق به شما نیست.
Ich benutze einen Hammer, um den Nagel einzuschlagen.(من از یک چکش برای کوبیدن میخ استفاده می‌کنم.)
Darf ich dein Telefon kurz benutzen?(می‌توانم برای لحظه‌ای از تلفن تو استفاده کنم؟)

undefined verwenden (استفاده کردن به معنای به‌کارگیری یا مصرف کردن)
این فعل کمی رسمی‌تر است و بیشتر زمانی به کار می‌رود که شما چیزی (مثل مواد اولیه، پول، یا کلمات) را برای یک هدف مشخص «به‌کار می‌برید» یا «مصرف می‌کنید».
Für diesen Kuchen verwende ich nur Bio-Eier.(برای این کیک، من فقط از تخم‌مرغ‌های ارگانیک استفاده می‌کنم/به‌کار می‌برم.)
Er verwendet viele Fachbegriffe in seinem Vortrag.(او در سخنرانی خود از اصطلاحات تخصصی زیادی استفاده می‌کند.)

undefined nutzen (استفاده کردن از یک فرصت، مزیت یا پتانسیل)
این فعل زمانی به کار می‌رود که شما از یک موقعیت، یک فرصت، یا یک مزیت برای رسیدن به یک هدف یا بهره‌وری استفاده می‌کنید. در واقع اینجا بحث «بهره‌برداری» مطرح است.
Wir sollten die gute Gelegenheit nutzen, um zu lernen.(ما باید از فرصت خوب برای یادگیری استفاده کنیم/بهره ببریم.)
Er nutzt das Internet für seine Recherche.(او از اینترنت برای تحقیق خود استفاده می‌کند.)

خلاصه برای یادگیری سریع:
benutzen ← استفاده از یک ابزار یا وسیله(مثل چاقو، تلفن، ماشین).
verwenden ← به‌کارگیری یا مصرف کردن مواد یا منابع (مثل مواد پخت‌وپز، پول، کلمات).
nutzen ← بهره‌برداری از یک فرصت یا پتانسیل(مثل زمان، موقعیت، مزیت).

با اندیشه‌ی پارسیان، هوشمندانه زبان یاد بگیرید.

@andisheparsianlc@andisheparsianplus@andisheprasianadmin
undefined۶
undefined۴
undefined۲

۲۴۷

۶:۵۰

۲۰ مهر
بازارسال شده از موسسه زبان اندیشه پارسیان
thumbnail
undefined<img style=" />undefinedآغاز ثبت نام آزمون ösd آبان ماه از ۲۵ مهر

۱

۱۷:۲۲

۲۱ مهر
thumbnail
تفاوت میان: obwohl و trotzdem
بسیاری از زبان‌آموزان آلمانی در استفاده از این دو کلمه دچار مشکل می‌شوند. اگرچه هر دو به معنای «با وجود اینکه» (obwohl) یا «با این وجود / با این حال» (trotzdem) هستند، اما کاربرد آن‌ها کاملاً متفاوت است.
بیایید این تفاوت را از دو دیدگاه «گرامر» و «معنا» بررسی کنیم:
بخش اول: تفاوت در ساختار گرامری (Grammatik)
undefined obwohl (با وجود اینکه / اگرچه)این کلمه یک حرف ربط (Konjunktion) است که یک جمله پیرو (Nebensatz) می‌سازد. قانون طلایی:obwohl ← فعل در انتهای جمله
مثال: Obwohl es regnet, gehe ich spazieren.(با وجود اینکه باران می‌بارد، من به پیاده‌روی می‌روم.)
Obwohl er sich sehr bemüht hat, konnte er die Prüfung nicht bestehen.(اگرچه او بسیار تلاش کرد، اما نتوانست در امتحان موفق شود.)
undefinedtrotzdem (با این وجود / با این حال)این کلمه یک قید ربط (Konjunktionaladverb) است که در یک جمله پایه (Hauptsatz) به کار می‌رود.
قانون طلایی:trotzdem ← فعل بلافاصله بعد از آن (جایگاه دوم)
مثال: Es regnet. Trotzdem gehe ich spazieren.(باران می‌بارد. با این حال، من به پیاده‌روی می‌روم.)
Er hat wenig Zeit. Trotzdem versucht er, jeden Tag Deutsch zu lernen.(او زمان کمی دارد. با این حال، تلاش می‌کند هر روز آلمانی یاد بگیرد.)

بخش دوم: تفاوت در معنا و تمرکز (Semantik)
تفاوت اصلی اینجاست: جایگاه «دلیل مخالف» در ذهن ما کجاست؟
undefined با استفاده از obwohl (تمرکز بر «دلیل»):ما روی عاملی تمرکز می‌کنیم که برخلاف انتظار است.
Obwohl es kalt ist, trägt er ein T-Shirt.(با وجود اینکه هوا سرد است، او یک تی‌شرت پوشیده است.)اینجا تمرکز ما روی «سرد بودن هوا» است؛ چیزی که باعث می‌شد انتظار داشته باشیم او پالتو بپوشد.
undefined با استفاده از trotzdem (تمرکز بر «نتیجه»):ما ابتدا یک واقعیت را می‌گوییم و سپس روی «نتیجه غیرمنتظره» تأکید می‌کنیم.
Es ist kalt. Trotzdem trägt er ein T-Shirt.(هوا سرد است. با این حال، او یک تی‌شرت پوشیده است.)اینجا تمرکز ما روی «پوشیدن تی‌شرت» است؛ یعنی علی‌رغم واقعیتِ سرد بودن هوا، او کاری غیرمنتظره انجام داده است.


بخش سوم: انعطاف‌پذیری در جایگاه (Flexibilität)*

obwohl حتماً نباید در ابتدای جمله بیاید! می‌توانید با جمله اصلی شروع کنید و سپس جمله با obwohl را بیاورید.
undefined نکته مهم: قبل از شروع جمله با obwohl حتماً باید از یک کاما (,) استفاده کنید.
مثال (Obwohl در وسط جمله): Ich gehe spazieren, obwohl es regnet.(من به پیاده‌روی می‌روم، با وجود اینکه باران می‌بارد.)

جمع‌بندی نهایی برای تشخیص سریع
undefined ساختار گرامری:undefined obwohl ← جمله پیرو ← فعل در انتهاundefined trotzdem ← جمله اصلی ← فعل بلافاصله بعد از آن
undefined تمرکز معنایی:undefined obwohl ← تمرکز بر دلیلِ برخلاف انتظارundefined trotzdem ← تمرکز بر نتیجه‌ی برخلاف انتظار


با اندیشه پارسیان هوشمندانه زبان یاد بگیرید.

@andisheparsianlc@andisheparsianplus@andisheparsianadmin
undefined۵
undefined۲

۲۰۹

۸:۵۲

۲۷ مهر
thumbnail
یک اشتباه رایج در زبان آلمانی: آیا بعد از Modalverben باید از „zu“ استفاده کنیم؟

آیا تا به حال برایتان پیش آمده که بخواهید بگویید «من می‌توانم شنا کنم» و بگویید: Ich kann zu schwimmen.undefinedاگر بله، نگران نباشید! undefined این یکی از اشتباهات رایج در یادگیری زبان آلمانی است.بیایید با هم یاد بگیریم که چه زمانی از „zu + Infinitiv“ استفاده می‌کنیم و چه زمانی به آن نیاز نداریم.

افعال وجهی (Modalverben) چیستند؟
افعال وجهی در زبان آلمانی عبارت‌اند از:können – müssen – dürfen – sollen – wollen – mögen
این افعال معمولاً در کنار یک فعل دیگر می‌آیند و مفاهیمی مانند توانایی، اجبار، اجازه، توصیه یا قصد را بیان می‌کنند.
undefined قانون طلایی:بعد از افعال وجهی (Modalverben)، معمولاً از مصدر ساده بدون „zu“ استفاده می‌کنیم.یعنی:(Modalverb + Infinitiv* (ohne zu*
چند مثال:undefined Ich muss zu arbeiten.undefined Ich muss arbeiten.(من باید کار کنم.)
undefined Er kann Deutsch zu sprechen.undefined Er kann Deutsch sprechen.(او می‌تواند آلمانی صحبت کند.)
undefined Wir wollen zu Hause zu bleiben.undefined Wir wollen zu Hause bleiben.(ما می‌خواهیم در خانه بمانیم.)
پس چه زمانی از „zu + Infinitiv“ استفاده می‌کنیم؟
بعد از بسیاری از افعال دیگر، برای مثال versuchen، planen و vergessen، از ساختار zu + Infinitiv استفاده می‌کنیم.در این ساختار، فعل دوم به صورت مصدر همراه با zu می‌آید.
مثال:
Ich versuche, jeden Tag Deutsch zu lernen.(من تلاش می‌کنم هر روز آلمانی یاد بگیرم.)فعل اصلی جمله versuchen است و فعل دوم، یعنی lernen، با zu می‌آید.
Sie plant, in Deutschland zu studieren.(او برنامه‌ریزی می‌کند که در آلمان تحصیل کند.)
Er hat vergessen, seine Hausaufgaben zu machen.(او فراموش کرده است که تکالیفش را انجام دهد.)
پس تفاوت را به خاطر بسپارید:
undefined Ich will Deutsch lernen.من می‌خواهم آلمانی یاد بگیرم.
undefined Ich versuche, Deutsch zu lernen.من تلاش می‌کنم آلمانی یاد بگیرم.
در جمله اول از فعل وجهی wollen استفاده شده است؛ بنابراین zu نمی‌آید.در جمله دوم، فعل versuchen به کار رفته است و ساختار zu + Infinitiv را به کار می‌بریم.
undefinedیک نکته مهم درباره افعال جداشدنی (trennbare Verben)
وقتی از ساختار zu + Infinitiv با یک فعل جداشدنی استفاده می‌کنیم، zu بین پیشوند و بخش اصلی فعل قرار می‌گیرد.
مثال‌ها:
undefined aufstehen → aufzustehen Ich versuche, früh aufzustehen.(من تلاش می‌کنم زود از خواب بیدار شوم.)
undefined anrufen → anzurufen Er plant, seine Eltern anzurufen.(او قصد دارد با والدینش تماس بگیرد.)
undefined einkaufen → einzukaufen Ich habe vergessen, Lebensmittel einzukaufen.(من فراموش کردم مواد غذایی بخرم.)
بنابراین:undefined zu aufstehenundefined aufzustehen

جمع‌بندی نهایی: چه زمانی از „zu“ استفاده می‌کنیم؟
undefined با افعال وجهی (Modalverben): مصدر ساده و بدون zu - können → Ich kann schwimmen.- müssen → Ich muss arbeiten.- wollen → Ich will reisen.
undefined بعد از بسیاری از افعال دیگر:ساختار zu + Infinitiv - versuchen → Ich versuche, Deutsch zu lernen.- planen → Sie plant, nach Berlin zu fahren.- vergessen → Er hat vergessen, mich anzurufen.

undefined نکته پایانی:برای یادگیری درست زبان آلمانی، فقط حفظ کردن واژه‌ها کافی نیست؛ باید به ساختارهایی که این واژه‌ها در جمله می‌سازند نیز توجه کنیم.

با اندیشه پارسیان هوشمندانه نکات مهم زبان رو بیاموزید.

@andisheparsianlc@andisheparsianplus@andisheparsianadmin
undefined۲
undefined۲

۹۵

۶:۵۳