!WIR SIND WIEDER DA - ما برگشتیم!
اگرچه در روزهای گذشته در این صفحه فعالیتی نداشتیم، اما در فضای آموزشی و کلاسهایمان هم مثل همیشه پر از انرژی و یادگیری بودیم!بعد از یک "Pause" کوتاه، حالا با انرژی بیشتر و مطالب تازه برگشتیم!
امروز میخواهیم با هم کلمات و ترکیبات مرتبط با موضوع "Pause" (استراحت/وقفه) را در سطوح مختلف بررسی کنیم. این کلمات در مکالمات روزمره و حتی آزمونهای سطح بالا بسیار کاربردی هستند.
🟠 سطح مبتدی (A1 - A2)در این سطح، کلمات ساده و کاربردی را میشناسیم:
eine Pause machen ← استراحت کردن / وقفه انداختنWir müssen eine kurze Pause machen.(ما باید یک استراحت کوتاه بکنیم.)
die Kaffeepause ← وقت استراحت برای قهوهIn der Kaffeepause unterhalten wir uns.(در وقت استراحت قهوه، با هم گپ میزنیم.)
🟢 سطح متوسط (B1 - B2)در اینجا با ترکیبات دقیقتر و رسمیتر روبرو میشویم:
eine Pause einlegen ← وقفه ایجاد کردن / میان برنامهای استراحت کردن (کمی رسمیتر)Er legte eine kurze Pause ein, um tief durchzuatmen.(او وقفهای کوتاه ایجاد کرد تا نفسی تازه کند.)
die Unterbrechung ← قطع / وقفه (در جریان یک اتفاق یا کار)Die Unterbrechung der Sendung war ärgerlich.(قطع شدن برنامه [برنامه تلویزیونی] آزاردهنده بود.)
sich erholen ← تجدید قوا کردن / استراحت کردن برای بازیابی انرژیNach der Pause fühle ich mich erholt.(بعد از استراحت، احساس میکنم انرژیام برگشته است.)
سطح پیشرفته (C1)برای تسلط کامل و استفاده در متون علمی یا ادبی:
die Verschnaufpause ← استراحت کوتاه (برای گرفتن نفس در میان کارهای سخت)Nach den harten Verhandlungen brauchten sie eine Verschnaufpause.(بعد از مذاکرات سخت، آنها به یک فرصت کوتاه برای نفس تازه کردن نیاز داشتند.)
etwas aufschieben ← چیزی را به تعویق انداختن (وقفه در انجام کار)Wegen der Pause wurde die Entscheidung aufgeschoben.(به دلیل وقفه/توقف، تصمیمگیری به تعویق افتاد.)
نکته طلایی:فرقی نمیکند در حال یادگیری هستید یا در حال کار؛ همیشه به خودتان اجازه دهید یک Pause داشته باشید تا مغزتان بتواند اطلاعات را بهتر ذخیره کند!
Andishe Parsian. Sprache mit System. Erfolg mit Plan.
@andisheparsianlc@andisheparsianplus@andisheparsianadmin
اگرچه در روزهای گذشته در این صفحه فعالیتی نداشتیم، اما در فضای آموزشی و کلاسهایمان هم مثل همیشه پر از انرژی و یادگیری بودیم!بعد از یک "Pause" کوتاه، حالا با انرژی بیشتر و مطالب تازه برگشتیم!
امروز میخواهیم با هم کلمات و ترکیبات مرتبط با موضوع "Pause" (استراحت/وقفه) را در سطوح مختلف بررسی کنیم. این کلمات در مکالمات روزمره و حتی آزمونهای سطح بالا بسیار کاربردی هستند.
🟠 سطح مبتدی (A1 - A2)در این سطح، کلمات ساده و کاربردی را میشناسیم:
🟢 سطح متوسط (B1 - B2)در اینجا با ترکیبات دقیقتر و رسمیتر روبرو میشویم:
نکته طلایی:فرقی نمیکند در حال یادگیری هستید یا در حال کار؛ همیشه به خودتان اجازه دهید یک Pause داشته باشید تا مغزتان بتواند اطلاعات را بهتر ذخیره کند!
Andishe Parsian. Sprache mit System. Erfolg mit Plan.
@andisheparsianlc@andisheparsianplus@andisheparsianadmin
۲۰۴
۱۳:۱۶
امروز ۳ اکتبر است؛ روزی که برای تاریخ معاصر آلمان اهمیت زیادی دارد. اما این روز دقیقاً چه معنایی دارد؟
پس از جنگ جهانی دوم، آلمان برای چند دهه به دو کشور تقسیم شده بود: جمهوری فدرال آلمان (BRD) در غرب و جمهوری دموکراتیک آلمان (DDR) در شرق.در سال ۱۹۸۹، دیوار برلین سقوط کرد و مسیر برای پایان تقسیم آلمان هموار شد. در نهایت، در ۳ اکتبر ۱۹۹۰، اتحاد دو بخش آلمان بهطور رسمی و حقوقی تحقق یافت. از آن زمان، این روز به عنوان Tag der Deutschen Einheit، یعنی «روز وحدت آلمان»، جشن گرفته میشود.
سه تاریخ مهم:
بیایید با هم چند واژه و ترکیب مهم مرتبط با این موضوع را یاد بگیریم:
شناخت تاریخ و فرهنگ، بخش مهمی از یادگیری یک زبان است. وقتی یک زبان جدید یاد میگیریم، فقط واژهها و قواعد دستوری را یاد نمیگیریم؛ بلکه با تاریخ، جامعه و فرهنگ آن زبان نیز بیشتر آشنا میشویم.
ما در اندیشه پارسیان تلاش میکنیم در کنار آموزش زبان آلمانی، شما را با جنبههای مختلف فرهنگ و زندگی در کشورهای آلمانیزبان نیز آشنا کنیم.
@andisheparsianlc@andisheparsianplus@andisheparsianadmin
۲۲۸
۱۵:۳۹
افعال با حرف اضافه "auf"
آیا میدانستید که در آلمانی، بسیاری از افعال به طور ثابت با یک حرف اضافه خاص همراه میشوند؟ امروز میخواهیم یکی از پرکاربردترین آنها را بررسی کنیم: حرف اضافه "auf".
نکته بسیار مهم: در این ساختارها، حرف اضافه "auf" معمولاً با حالت Akkusativ میآید.
بیایید از سطح پایه شروع کنیم و به سمت سطوح پیشرفته برویم:
🟡🟢 سطح A2/B1
warten auf ← منتظرِ ... بودن Ich warte auf dich.(من منتظر تو هستم.)
sich freuen auf ← مشتاق بودن برای (اتفاقی در آینده) Er freut sich auf das Wochenende.(او مشتاقانه منتظر آخر هفته است.)
antworten auf ← پاسخ دادن به Sie antwortet nicht auf meine Frage.(او به سوال من پاسخ نمیدهد.)
achten auf ← توجه کردن به Bitte achten Sie auf die Durchsage.(لطفاً به اعلان توجه کنید.)
hoffen auf ← امیدوار بودن به Wir hoffen auf besseres Wetter.(ما امیدواریم که هوا بهتر شود.)
🟢 سطح B2
sich konzentrieren auf ← تمرکز کردن بر Ich kann mich nicht auf die Arbeit konzentrieren.(من نمیتوانم روی کار تمرکز کنم.)
sich verlassen auf ← حساب کردن رویِ ... Du kannst dich immer auf mich verlassen.(تو همیشه میتوانی روی من حساب کنی.)
verzichten auf ← چشمپوشی کردن از / صرفنظر کردن از Viele Menschen verzichten heutzutage auf Zucker.(امروزه بسیاری از مردم از مصرف شکر صرفنظر میکنند.)
reagieren auf ← واکنش نشان دادن به Er reagiert sehr empfindlich auf Kritik.(او نسبت به انتقاد بسیار حساس واکنش نشان میدهد.)
sich vorbereiten auf ← آماده شدن برای Wir bereiten uns auf die Prüfung vor.(ما خودمان را برای امتحان آماده میکنیم.)
سطح C1/C2
ankommen auf ← بستگی داشتن به Es kommt auf die Details an.(همه چیز به جزئیات بستگی دارد.)
hinweisen auf ← اشاره کردن / گوشزد کردن به Ich möchte Sie auf einen wichtigen Punkt hinweisen.(میخواهم به یک نکته مهم به شما گوشزد کنم.)
eingehen auf ← پرداختن به / پاسخ دادن به (یک موضوع یا سوال) Der Redner geht nicht auf die Fragen des Publikums ein.(سخنران به سوالات مخاطبان نمیپردازد.)
drängen auf ← فشار آوردن برای / اصرار کردن برDie Opposition drängt auf eine schnelle Entscheidung.(اپوزیسیون برای یک تصمیم سریع فشار میآورد.)
schließen auf ← استنباط کردن از / تشخیص دادن از رویِ ...Man kann auf sein Verhalten auf seinen Charakter schließen.(میتوان از روی رفتار او، شخصیتش را تشخیص داد.)
با اندیشهی پارسیان، به طور کارآمد زبان یاد بگیرید.
@andisheparsianlc@andisheparsianplus@andisheparsianadmin
آیا میدانستید که در آلمانی، بسیاری از افعال به طور ثابت با یک حرف اضافه خاص همراه میشوند؟ امروز میخواهیم یکی از پرکاربردترین آنها را بررسی کنیم: حرف اضافه "auf".
بیایید از سطح پایه شروع کنیم و به سمت سطوح پیشرفته برویم:
🟡🟢 سطح A2/B1
🟢 سطح B2
با اندیشهی پارسیان، به طور کارآمد زبان یاد بگیرید.
@andisheparsianlc@andisheparsianplus@andisheparsianadmin
۸۵۴
۱۴:۱۸
قانون n-Deklination چیست؟
آیا تا به حال دیدهاید که یک اسم در حالتهای Nominativ (نهاد) معمولی باشد، اما در حالتهای Akkusativ، Dativ یا Genitiv یک حرف -n یا -en به انتهای آن اضافه شود؟ این همان موضوع n-Deklination است.
قانون ساده برای یادگیری:
بسیاری از اسامی مذکر (maskulin)، که در حالت جمع به -n یا -en ختم میشوند، در حالتهای Akkusativ، Dativ و Genitiv در حالت مفرد نیز یک -n یا -en دریافت میکنند.
مثال (اسم der Herr):
Nominativ: Der Herr dort drüben ist der Chef.(آن آقای آنجا، رئیس است.)در اینجا Herr حالت عادی دارد.
Akkusativ: Kennst du den Herrn dort drüben?(آیا آن آقا را میشناسی؟)
Dativ: Wir haben dem Herrn den Termin mitgeteilt.(ما وقت ملاقات را به آن آقا اطلاع دادیم.)
Genitiv: Der Mantel des Herrn hängt in der Garderobe.(کتِ آن آقا در کمد آویزان است.)
یک مثال دیگر (اسم Junge):
Nominativ: Der Junge spielt im Garten.(پسر در باغ بازی میکند.)
Akkusativ: Ich sehe den Jungen.(من پسر را میبینم.)
Dativ: Ich helfe dem Jungen.(من به پسر کمک میکنم.)
Genitiv: Das Spielzeug des Jungen ist neu.(اسباببازیِ پسر جدید است.)
لیست اسامی پرکاربرد با n-Deklination
این اسامی را به خاطر بسپارید، چون در مکالمات روزمره بسیار پرکاربرد هستند:
1. der Name (نام)2. der Kunde (مشتری)3. der Kollege (همکار)4. der Student (دانشجو)5. der Mensch (انسان)6. der Nachbar (همسایه)7. der Held (قهرمان)8. der Experte (کارشناس)9. der Tourist (توریست)10. der Präsident (رئیس جمهور)
با اندیشهی پارسیان، کارآمد زبان یاد بگیرید.
@andisheparsianlc@andisheparsianplus@andisheparsianadmin
آیا تا به حال دیدهاید که یک اسم در حالتهای Nominativ (نهاد) معمولی باشد، اما در حالتهای Akkusativ، Dativ یا Genitiv یک حرف -n یا -en به انتهای آن اضافه شود؟ این همان موضوع n-Deklination است.
قانون ساده برای یادگیری:
بسیاری از اسامی مذکر (maskulin)، که در حالت جمع به -n یا -en ختم میشوند، در حالتهای Akkusativ، Dativ و Genitiv در حالت مفرد نیز یک -n یا -en دریافت میکنند.
مثال (اسم der Herr):
یک مثال دیگر (اسم Junge):
لیست اسامی پرکاربرد با n-Deklination
این اسامی را به خاطر بسپارید، چون در مکالمات روزمره بسیار پرکاربرد هستند:
1. der Name (نام)2. der Kunde (مشتری)3. der Kollege (همکار)4. der Student (دانشجو)5. der Mensch (انسان)6. der Nachbar (همسایه)7. der Held (قهرمان)8. der Experte (کارشناس)9. der Tourist (توریست)10. der Präsident (رئیس جمهور)
با اندیشهی پارسیان، کارآمد زبان یاد بگیرید.
@andisheparsianlc@andisheparsianplus@andisheparsianadmin
۲۷۷
۱۱:۱۵
بازارسال شده از موسسه زبان اندیشه پارسیان
۱
۱۳:۱۳
تفاوت میان: nutzen – benutzen – verwenden
آیا تا به حال برایتان پیش آمده که بخواهید بگویید «استفاده کردن»، اما شک کنید که کدام فعل را به کار ببرید؟ امروزه در زبان آلمانی سه فعل پرکاربرد برای این معنا وجود دارد، اما هر کدام کاربرد خاص خود را دارند.
بیایید آنها را با هم بررسی کنیم:
benutzen (استفاده کردن با یک شیء فیزیکی یا ابزار)
این فعل زمانی به کار میرود که شما از یک وسیله، ابزار یا شیء مشخص برای انجام کاری استفاده میکنید. معمولاً این کار را یکبار انجام میدهید یا وسیلهای است که متعلق به شما نیست.
Ich benutze einen Hammer, um den Nagel einzuschlagen.(من از یک چکش برای کوبیدن میخ استفاده میکنم.)
Darf ich dein Telefon kurz benutzen?(میتوانم برای لحظهای از تلفن تو استفاده کنم؟)
verwenden (استفاده کردن به معنای بهکارگیری یا مصرف کردن)
این فعل کمی رسمیتر است و بیشتر زمانی به کار میرود که شما چیزی (مثل مواد اولیه، پول، یا کلمات) را برای یک هدف مشخص «بهکار میبرید» یا «مصرف میکنید».
Für diesen Kuchen verwende ich nur Bio-Eier.(برای این کیک، من فقط از تخممرغهای ارگانیک استفاده میکنم/بهکار میبرم.)
Er verwendet viele Fachbegriffe in seinem Vortrag.(او در سخنرانی خود از اصطلاحات تخصصی زیادی استفاده میکند.)
nutzen (استفاده کردن از یک فرصت، مزیت یا پتانسیل)
این فعل زمانی به کار میرود که شما از یک موقعیت، یک فرصت، یا یک مزیت برای رسیدن به یک هدف یا بهرهوری استفاده میکنید. در واقع اینجا بحث «بهرهبرداری» مطرح است.
Wir sollten die gute Gelegenheit nutzen, um zu lernen.(ما باید از فرصت خوب برای یادگیری استفاده کنیم/بهره ببریم.)
Er nutzt das Internet für seine Recherche.(او از اینترنت برای تحقیق خود استفاده میکند.)
خلاصه برای یادگیری سریع:
benutzen ← استفاده از یک ابزار یا وسیله(مثل چاقو، تلفن، ماشین).
verwenden ← بهکارگیری یا مصرف کردن مواد یا منابع (مثل مواد پختوپز، پول، کلمات).
nutzen ← بهرهبرداری از یک فرصت یا پتانسیل(مثل زمان، موقعیت، مزیت).
با اندیشهی پارسیان، هوشمندانه زبان یاد بگیرید.
@andisheparsianlc@andisheparsianplus@andisheprasianadmin
آیا تا به حال برایتان پیش آمده که بخواهید بگویید «استفاده کردن»، اما شک کنید که کدام فعل را به کار ببرید؟ امروزه در زبان آلمانی سه فعل پرکاربرد برای این معنا وجود دارد، اما هر کدام کاربرد خاص خود را دارند.
بیایید آنها را با هم بررسی کنیم:
این فعل زمانی به کار میرود که شما از یک وسیله، ابزار یا شیء مشخص برای انجام کاری استفاده میکنید. معمولاً این کار را یکبار انجام میدهید یا وسیلهای است که متعلق به شما نیست.
Ich benutze einen Hammer, um den Nagel einzuschlagen.(من از یک چکش برای کوبیدن میخ استفاده میکنم.)
Darf ich dein Telefon kurz benutzen?(میتوانم برای لحظهای از تلفن تو استفاده کنم؟)
این فعل کمی رسمیتر است و بیشتر زمانی به کار میرود که شما چیزی (مثل مواد اولیه، پول، یا کلمات) را برای یک هدف مشخص «بهکار میبرید» یا «مصرف میکنید».
Für diesen Kuchen verwende ich nur Bio-Eier.(برای این کیک، من فقط از تخممرغهای ارگانیک استفاده میکنم/بهکار میبرم.)
Er verwendet viele Fachbegriffe in seinem Vortrag.(او در سخنرانی خود از اصطلاحات تخصصی زیادی استفاده میکند.)
این فعل زمانی به کار میرود که شما از یک موقعیت، یک فرصت، یا یک مزیت برای رسیدن به یک هدف یا بهرهوری استفاده میکنید. در واقع اینجا بحث «بهرهبرداری» مطرح است.
Wir sollten die gute Gelegenheit nutzen, um zu lernen.(ما باید از فرصت خوب برای یادگیری استفاده کنیم/بهره ببریم.)
Er nutzt das Internet für seine Recherche.(او از اینترنت برای تحقیق خود استفاده میکند.)
خلاصه برای یادگیری سریع:
benutzen ← استفاده از یک ابزار یا وسیله(مثل چاقو، تلفن، ماشین).
verwenden ← بهکارگیری یا مصرف کردن مواد یا منابع (مثل مواد پختوپز، پول، کلمات).
nutzen ← بهرهبرداری از یک فرصت یا پتانسیل(مثل زمان، موقعیت، مزیت).
با اندیشهی پارسیان، هوشمندانه زبان یاد بگیرید.
@andisheparsianlc@andisheparsianplus@andisheprasianadmin
۲۴۷
۶:۵۰
تفاوت میان: obwohl و trotzdem
بسیاری از زبانآموزان آلمانی در استفاده از این دو کلمه دچار مشکل میشوند. اگرچه هر دو به معنای «با وجود اینکه» (obwohl) یا «با این وجود / با این حال» (trotzdem) هستند، اما کاربرد آنها کاملاً متفاوت است.
بیایید این تفاوت را از دو دیدگاه «گرامر» و «معنا» بررسی کنیم:
بخش اول: تفاوت در ساختار گرامری (Grammatik)
obwohl (با وجود اینکه / اگرچه)این کلمه یک حرف ربط (Konjunktion) است که یک جمله پیرو (Nebensatz) میسازد. قانون طلایی:obwohl ← فعل در انتهای جمله
مثال: Obwohl es regnet, gehe ich spazieren.(با وجود اینکه باران میبارد، من به پیادهروی میروم.)
Obwohl er sich sehr bemüht hat, konnte er die Prüfung nicht bestehen.(اگرچه او بسیار تلاش کرد، اما نتوانست در امتحان موفق شود.)
trotzdem (با این وجود / با این حال)این کلمه یک قید ربط (Konjunktionaladverb) است که در یک جمله پایه (Hauptsatz) به کار میرود.
قانون طلایی:trotzdem ← فعل بلافاصله بعد از آن (جایگاه دوم)
مثال: Es regnet. Trotzdem gehe ich spazieren.(باران میبارد. با این حال، من به پیادهروی میروم.)
Er hat wenig Zeit. Trotzdem versucht er, jeden Tag Deutsch zu lernen.(او زمان کمی دارد. با این حال، تلاش میکند هر روز آلمانی یاد بگیرد.)
بخش دوم: تفاوت در معنا و تمرکز (Semantik)
تفاوت اصلی اینجاست: جایگاه «دلیل مخالف» در ذهن ما کجاست؟
با استفاده از obwohl (تمرکز بر «دلیل»):ما روی عاملی تمرکز میکنیم که برخلاف انتظار است.
Obwohl es kalt ist, trägt er ein T-Shirt.(با وجود اینکه هوا سرد است، او یک تیشرت پوشیده است.)اینجا تمرکز ما روی «سرد بودن هوا» است؛ چیزی که باعث میشد انتظار داشته باشیم او پالتو بپوشد.
با استفاده از trotzdem (تمرکز بر «نتیجه»):ما ابتدا یک واقعیت را میگوییم و سپس روی «نتیجه غیرمنتظره» تأکید میکنیم.
Es ist kalt. Trotzdem trägt er ein T-Shirt.(هوا سرد است. با این حال، او یک تیشرت پوشیده است.)اینجا تمرکز ما روی «پوشیدن تیشرت» است؛ یعنی علیرغم واقعیتِ سرد بودن هوا، او کاری غیرمنتظره انجام داده است.
بخش سوم: انعطافپذیری در جایگاه (Flexibilität)*
obwohl حتماً نباید در ابتدای جمله بیاید! میتوانید با جمله اصلی شروع کنید و سپس جمله با obwohl را بیاورید.
نکته مهم: قبل از شروع جمله با obwohl حتماً باید از یک کاما (,) استفاده کنید.
مثال (Obwohl در وسط جمله): Ich gehe spazieren, obwohl es regnet.(من به پیادهروی میروم، با وجود اینکه باران میبارد.)
جمعبندی نهایی برای تشخیص سریع
ساختار گرامری:
obwohl ← جمله پیرو ← فعل در انتها
trotzdem ← جمله اصلی ← فعل بلافاصله بعد از آن
تمرکز معنایی:
obwohl ← تمرکز بر دلیلِ برخلاف انتظار
trotzdem ← تمرکز بر نتیجهی برخلاف انتظار
با اندیشه پارسیان هوشمندانه زبان یاد بگیرید.
@andisheparsianlc@andisheparsianplus@andisheparsianadmin
بسیاری از زبانآموزان آلمانی در استفاده از این دو کلمه دچار مشکل میشوند. اگرچه هر دو به معنای «با وجود اینکه» (obwohl) یا «با این وجود / با این حال» (trotzdem) هستند، اما کاربرد آنها کاملاً متفاوت است.
بیایید این تفاوت را از دو دیدگاه «گرامر» و «معنا» بررسی کنیم:
بخش اول: تفاوت در ساختار گرامری (Grammatik)
مثال: Obwohl es regnet, gehe ich spazieren.(با وجود اینکه باران میبارد، من به پیادهروی میروم.)
Obwohl er sich sehr bemüht hat, konnte er die Prüfung nicht bestehen.(اگرچه او بسیار تلاش کرد، اما نتوانست در امتحان موفق شود.)
قانون طلایی:trotzdem ← فعل بلافاصله بعد از آن (جایگاه دوم)
مثال: Es regnet. Trotzdem gehe ich spazieren.(باران میبارد. با این حال، من به پیادهروی میروم.)
Er hat wenig Zeit. Trotzdem versucht er, jeden Tag Deutsch zu lernen.(او زمان کمی دارد. با این حال، تلاش میکند هر روز آلمانی یاد بگیرد.)
بخش دوم: تفاوت در معنا و تمرکز (Semantik)
تفاوت اصلی اینجاست: جایگاه «دلیل مخالف» در ذهن ما کجاست؟
Obwohl es kalt ist, trägt er ein T-Shirt.(با وجود اینکه هوا سرد است، او یک تیشرت پوشیده است.)اینجا تمرکز ما روی «سرد بودن هوا» است؛ چیزی که باعث میشد انتظار داشته باشیم او پالتو بپوشد.
Es ist kalt. Trotzdem trägt er ein T-Shirt.(هوا سرد است. با این حال، او یک تیشرت پوشیده است.)اینجا تمرکز ما روی «پوشیدن تیشرت» است؛ یعنی علیرغم واقعیتِ سرد بودن هوا، او کاری غیرمنتظره انجام داده است.
بخش سوم: انعطافپذیری در جایگاه (Flexibilität)*
obwohl حتماً نباید در ابتدای جمله بیاید! میتوانید با جمله اصلی شروع کنید و سپس جمله با obwohl را بیاورید.
مثال (Obwohl در وسط جمله): Ich gehe spazieren, obwohl es regnet.(من به پیادهروی میروم، با وجود اینکه باران میبارد.)
جمعبندی نهایی برای تشخیص سریع
با اندیشه پارسیان هوشمندانه زبان یاد بگیرید.
@andisheparsianlc@andisheparsianplus@andisheparsianadmin
۲۰۹
۸:۵۲
یک اشتباه رایج در زبان آلمانی: آیا بعد از Modalverben باید از „zu“ استفاده کنیم؟
آیا تا به حال برایتان پیش آمده که بخواهید بگویید «من میتوانم شنا کنم» و بگویید: Ich kann zu schwimmen.
اگر بله، نگران نباشید!
این یکی از اشتباهات رایج در یادگیری زبان آلمانی است.بیایید با هم یاد بگیریم که چه زمانی از „zu + Infinitiv“ استفاده میکنیم و چه زمانی به آن نیاز نداریم.
افعال وجهی (Modalverben) چیستند؟
افعال وجهی در زبان آلمانی عبارتاند از:können – müssen – dürfen – sollen – wollen – mögen
این افعال معمولاً در کنار یک فعل دیگر میآیند و مفاهیمی مانند توانایی، اجبار، اجازه، توصیه یا قصد را بیان میکنند.
قانون طلایی:بعد از افعال وجهی (Modalverben)، معمولاً از مصدر ساده بدون „zu“ استفاده میکنیم.یعنی:(Modalverb + Infinitiv* (ohne zu*
چند مثال:
Ich muss zu arbeiten.
Ich muss arbeiten.(من باید کار کنم.)
Er kann Deutsch zu sprechen.
Er kann Deutsch sprechen.(او میتواند آلمانی صحبت کند.)
Wir wollen zu Hause zu bleiben.
Wir wollen zu Hause bleiben.(ما میخواهیم در خانه بمانیم.)
پس چه زمانی از „zu + Infinitiv“ استفاده میکنیم؟
بعد از بسیاری از افعال دیگر، برای مثال versuchen، planen و vergessen، از ساختار zu + Infinitiv استفاده میکنیم.در این ساختار، فعل دوم به صورت مصدر همراه با zu میآید.
مثال:
Ich versuche, jeden Tag Deutsch zu lernen.(من تلاش میکنم هر روز آلمانی یاد بگیرم.)فعل اصلی جمله versuchen است و فعل دوم، یعنی lernen، با zu میآید.
Sie plant, in Deutschland zu studieren.(او برنامهریزی میکند که در آلمان تحصیل کند.)
Er hat vergessen, seine Hausaufgaben zu machen.(او فراموش کرده است که تکالیفش را انجام دهد.)
پس تفاوت را به خاطر بسپارید:
Ich will Deutsch lernen.من میخواهم آلمانی یاد بگیرم.
Ich versuche, Deutsch zu lernen.من تلاش میکنم آلمانی یاد بگیرم.
در جمله اول از فعل وجهی wollen استفاده شده است؛ بنابراین zu نمیآید.در جمله دوم، فعل versuchen به کار رفته است و ساختار zu + Infinitiv را به کار میبریم.
یک نکته مهم درباره افعال جداشدنی (trennbare Verben)
وقتی از ساختار zu + Infinitiv با یک فعل جداشدنی استفاده میکنیم، zu بین پیشوند و بخش اصلی فعل قرار میگیرد.
مثالها:
aufstehen → aufzustehen Ich versuche, früh aufzustehen.(من تلاش میکنم زود از خواب بیدار شوم.)
anrufen → anzurufen Er plant, seine Eltern anzurufen.(او قصد دارد با والدینش تماس بگیرد.)
einkaufen → einzukaufen Ich habe vergessen, Lebensmittel einzukaufen.(من فراموش کردم مواد غذایی بخرم.)
بنابراین:
zu aufstehen
aufzustehen
جمعبندی نهایی: چه زمانی از „zu“ استفاده میکنیم؟
با افعال وجهی (Modalverben): مصدر ساده و بدون zu - können → Ich kann schwimmen.- müssen → Ich muss arbeiten.- wollen → Ich will reisen.
بعد از بسیاری از افعال دیگر:ساختار zu + Infinitiv - versuchen → Ich versuche, Deutsch zu lernen.- planen → Sie plant, nach Berlin zu fahren.- vergessen → Er hat vergessen, mich anzurufen.
نکته پایانی:برای یادگیری درست زبان آلمانی، فقط حفظ کردن واژهها کافی نیست؛ باید به ساختارهایی که این واژهها در جمله میسازند نیز توجه کنیم.
با اندیشه پارسیان هوشمندانه نکات مهم زبان رو بیاموزید.
@andisheparsianlc@andisheparsianplus@andisheparsianadmin
آیا تا به حال برایتان پیش آمده که بخواهید بگویید «من میتوانم شنا کنم» و بگویید: Ich kann zu schwimmen.
افعال وجهی (Modalverben) چیستند؟
افعال وجهی در زبان آلمانی عبارتاند از:können – müssen – dürfen – sollen – wollen – mögen
این افعال معمولاً در کنار یک فعل دیگر میآیند و مفاهیمی مانند توانایی، اجبار، اجازه، توصیه یا قصد را بیان میکنند.
چند مثال:
پس چه زمانی از „zu + Infinitiv“ استفاده میکنیم؟
بعد از بسیاری از افعال دیگر، برای مثال versuchen، planen و vergessen، از ساختار zu + Infinitiv استفاده میکنیم.در این ساختار، فعل دوم به صورت مصدر همراه با zu میآید.
مثال:
Ich versuche, jeden Tag Deutsch zu lernen.(من تلاش میکنم هر روز آلمانی یاد بگیرم.)فعل اصلی جمله versuchen است و فعل دوم، یعنی lernen، با zu میآید.
Sie plant, in Deutschland zu studieren.(او برنامهریزی میکند که در آلمان تحصیل کند.)
Er hat vergessen, seine Hausaufgaben zu machen.(او فراموش کرده است که تکالیفش را انجام دهد.)
پس تفاوت را به خاطر بسپارید:
در جمله اول از فعل وجهی wollen استفاده شده است؛ بنابراین zu نمیآید.در جمله دوم، فعل versuchen به کار رفته است و ساختار zu + Infinitiv را به کار میبریم.
وقتی از ساختار zu + Infinitiv با یک فعل جداشدنی استفاده میکنیم، zu بین پیشوند و بخش اصلی فعل قرار میگیرد.
مثالها:
بنابراین:
جمعبندی نهایی: چه زمانی از „zu“ استفاده میکنیم؟
با اندیشه پارسیان هوشمندانه نکات مهم زبان رو بیاموزید.
@andisheparsianlc@andisheparsianplus@andisheparsianadmin
۹۵
۶:۵۳