کمک(!) به خانه ما هم رسید
۱۷فرودین ۱۴۰۴ پیش از شنیده شدن بانگ اذان صبح صدای انفجار از دانشگاه به گوش رسید. صدایی که در سراسر ایران پیچید. صدایی که به نیت خاموش کردن صدای ما بلند شد. فرمان آتش برای خانهای که آجرهای سرخش برای ما همواره نماد دانش، پویایی و زندگی بوده است صادر شد اما نمیدانند سرخی این آجرها در کنار سرخی آتش انفجارها دانش و پویایی ما را هزاران برابر خواهد کرد. تکرار آتشی که یکبار چهلسال پیش به خیال خام شروران آن زمان برای سوزاندن ما در دل همین دانشگاه شعلهور شد بار دیگر هم بر ما گلستان خواهد شد.امروز پس از قریب به گذشتن ۴۰روز از آغاز جنگ آموختهایم چگونه زخمهای خودمان و خانواده بزرگمان را مرهم بگذاریم، چگونه به جای زانوی غم بغل گرفتن دست بر زانو بگذاریم و برخیزیم تا سایه قامت بلندمان بر صورت کوتهبینان روزگار بيفتد. بترسند کفتارها از روزی که شیری که قصد زخمی کردنش را داشتند غرشکنان بیشه به بیشه در جستجویشان باشد.
@anjoman_sut
۱۷فرودین ۱۴۰۴ پیش از شنیده شدن بانگ اذان صبح صدای انفجار از دانشگاه به گوش رسید. صدایی که در سراسر ایران پیچید. صدایی که به نیت خاموش کردن صدای ما بلند شد. فرمان آتش برای خانهای که آجرهای سرخش برای ما همواره نماد دانش، پویایی و زندگی بوده است صادر شد اما نمیدانند سرخی این آجرها در کنار سرخی آتش انفجارها دانش و پویایی ما را هزاران برابر خواهد کرد. تکرار آتشی که یکبار چهلسال پیش به خیال خام شروران آن زمان برای سوزاندن ما در دل همین دانشگاه شعلهور شد بار دیگر هم بر ما گلستان خواهد شد.امروز پس از قریب به گذشتن ۴۰روز از آغاز جنگ آموختهایم چگونه زخمهای خودمان و خانواده بزرگمان را مرهم بگذاریم، چگونه به جای زانوی غم بغل گرفتن دست بر زانو بگذاریم و برخیزیم تا سایه قامت بلندمان بر صورت کوتهبینان روزگار بيفتد. بترسند کفتارها از روزی که شیری که قصد زخمی کردنش را داشتند غرشکنان بیشه به بیشه در جستجویشان باشد.
@anjoman_sut
۸۸
۳:۱۶