آتش #جنگ فرو نشست، اما شعلههای پیمانشکنی، چون عهدشکنی امروز #اسرائیل، همچنان زنده و پابرجاست.
تاریخ گواه امضاهای ناپایدار #آمریکا و اسرائیلی است که پیش از خشک شدن، باطل شدهاند.
برای ملتی که طعم تلخ بدعهدی برجام، تجربههایی چون، جنگ ۱۲ روزه و رمضان در میانه مذاکرات و ترور رهبر را چشیده، برگزاری جشن صلح را زودهنگام و بیمعنا میسازد.
امید، چراغ راه است، اما نباید به بهای سادهانگاری خاموش شود. این آرامش کنونی، بیش از آنکه نوید صلح پایدار باشد، به مصلحتی گذرا شباهت دارد؛ آرامشی که شاید خرج نمایش تولد ترامپ و تأمین منافع آمریکا برای برگزاری جام جهانی شود.
ایران باید امیدوار بماند، اما هرگز از کید دشمن غافل نگردد و همواره آمادگی کامل خود را حفظ کرده، ابزار و نیروی خود را تقویت نماید.
پسرکوهستان
تاریخ گواه امضاهای ناپایدار #آمریکا و اسرائیلی است که پیش از خشک شدن، باطل شدهاند.
برای ملتی که طعم تلخ بدعهدی برجام، تجربههایی چون، جنگ ۱۲ روزه و رمضان در میانه مذاکرات و ترور رهبر را چشیده، برگزاری جشن صلح را زودهنگام و بیمعنا میسازد.
امید، چراغ راه است، اما نباید به بهای سادهانگاری خاموش شود. این آرامش کنونی، بیش از آنکه نوید صلح پایدار باشد، به مصلحتی گذرا شباهت دارد؛ آرامشی که شاید خرج نمایش تولد ترامپ و تأمین منافع آمریکا برای برگزاری جام جهانی شود.
ایران باید امیدوار بماند، اما هرگز از کید دشمن غافل نگردد و همواره آمادگی کامل خود را حفظ کرده، ابزار و نیروی خود را تقویت نماید.
۶۸
۸:۴۷
بازارسال شده از وحید یامین پور
هیچ تهدیدی خنثی نشده...ما در موقعیت ۸ اسفند هستیم.
این پیچ تاریخی طاقت فرساستباطل خواهد رفت و حق پابرجاست
این پیچ تاریخی طاقت فرساستباطل خواهد رفت و حق پابرجاست
۱
۹:۲۵
بازارسال شده از شطحیات|محمدمهدیآقاجانی
شطحیات|محمدمهدیآقاجانی
۱
۱۱:۰۹
فراتر از یک تفاهم؛ میثاق مسئولیت و خدمت
تلخ آنجاست که نظری که از دل مشورت، تجربه، تحلیل و مصلحتسنجی برآمده بود، از سوی مسئولان امر پذیرفته نشد؛ تلختر آنکه همان نظر، گاه خلاف حقیقت بازنمایی شد؛ و تلختر از همه آنکه ما، با وجود نشانههای روشن در سیرهی امام خمینی، در سیر حرکت رهبر شهید و در پیامهای رهبر حاضر، باز هم دیر میفهمیم؛ و اکنون نیز، با وجود این همه هشدار، هنوز به قدر کافی به عمل برنخاستهایم.
اما این تلخی دردناک، خودش یک «نکته» است که باید به آن پرداخت؛ و نگاه رهبری—که جمهوریت را پاس میدارد—نکتهی دیگری است که باید فهمید. رهبر انقلاب، با وجود تلخی موضوع، آن را صلاح دانستهاند.
پیام رهبر معظم انقلاب، صرفاً درباره یک تفاهم نیست؛ بلکه تبیین نسبت میان ولایت، جمهوریت و مسئولیت است. آنجا که فرمودند «بنده علیالاصول نظر دیگری داشتم»، پرده از حقیقتی برمیدارند؛ یعنی نظر رهبر انقلاب با مسیر برگزیده دولت یکسان نبوده است، اما چون رئیسجمهور، منتخب مردم است و مسئولیت این مسیر را پذیرفته، اجازه داده شده است که آن را دنبال کند. این، عین جمهوریت نظام است؛ مردم انتخاب میکنند، منتخبشان تصمیم میگیرد و خود نیز پاسخگوی نتیجه تصمیم خویش خواهد بود. موفقیتها و ناکامیها در کارنامه صاحب همان تصمیم ثبت میشود.
این رویکرد، نه از سر بیتفاوتی، بلکه از سر احترام به رأی مردم است. نظام نشان میدهد که حتی اگر میان نظر رهبر انقلاب و نظر مسئولان منتخب تفاوتی وجود داشته باشد، تا آنجا که در چارچوب قانون و مصالح کشور باشد، منتخب مردم مسیر خود را طی میکند و مسئولیت کامل آن را نیز بر عهده دارد.
در مقابل، رهبر انقلاب با جمله «ما، یعنی شما ملت سرافراز و این خادم ناچیز، منتظر تحقق شروط خواهیم بود»، مردم را نیز در جایگاه ناظر قرار دادهاند. رأی مردم پایان مسئولیت نیست؛ آغاز مسئولیت است. امروز وظیفه ملت، حفظ وحدت، نظارت بر اجرای شروط و مطالبهگری مسئولانه و اخلاقمدارانه است.
این سخنان را نباید صرفاً نظر شخصی دانست؛ این همان مسیر عزت، استقلال و پیشرفت ایران است که نسلها برای آن هزینه دادهاند و شهیدان بسیاری جان خود را در این راه تقدیم کردهاند. امام خمینی و رهبر شهید در همین مسیر حرکت کردهاند و اکنون آقا مجتبی نیز در همان مسیر ادامه حرکت میدهد.
اکنون هر قوه باید به وظیفه ذاتی خود بازگردد تا این میثاق، در تار و پود عملکردشان جان بگیرد:
دولت باید بازوی توانمند این میثاق باشد؛ با تمام همت خود، گره از معیشت بگشاید، آتش گرانی را مهار کند و با رونق تولید، کرامت را به سفرههای مردم بازگرداند. مجلس باید چشم تیزبین و صدای بلند ملت بازگردد؛ تا با قانونگذاری حقطلبانه و نظارت مستمر، از انفعال رها شده و این ننگ را که خانه ملت از ایفای نقش خود بازمانده است، از تارک تاریخ بزداید. و قوه قضائیه باید قلب تپنده و ترازوی عادل این پیکره باشد؛ تا با صیانت از حقوق عامه و برخورد قاطع با فساد، امنیت روانی جامعه را تضمین کند و عدالت را از کتابها به میان زندگی مردم بیاورد.
امروز، نه روز شوقزدگی است و نه یأس؛ روز مسئولیت، خدمت، نظارت و حفظ وحدت ملی است. اگر این سه رکن در یک همسویی هنرمندانه، عدالت را به خدمت و خدمت را به پیشرفت بدل کنند، آنگاه رضایت عمومی، همچون رودی جاری، در سراسر کشور سرازیر خواهد شد. درباره این تفاهم، نه شعارها، بلکه عملکردها داوری خواهند کرد.
پسرکوهستان
تلخ آنجاست که نظری که از دل مشورت، تجربه، تحلیل و مصلحتسنجی برآمده بود، از سوی مسئولان امر پذیرفته نشد؛ تلختر آنکه همان نظر، گاه خلاف حقیقت بازنمایی شد؛ و تلختر از همه آنکه ما، با وجود نشانههای روشن در سیرهی امام خمینی، در سیر حرکت رهبر شهید و در پیامهای رهبر حاضر، باز هم دیر میفهمیم؛ و اکنون نیز، با وجود این همه هشدار، هنوز به قدر کافی به عمل برنخاستهایم.
اما این تلخی دردناک، خودش یک «نکته» است که باید به آن پرداخت؛ و نگاه رهبری—که جمهوریت را پاس میدارد—نکتهی دیگری است که باید فهمید. رهبر انقلاب، با وجود تلخی موضوع، آن را صلاح دانستهاند.
پیام رهبر معظم انقلاب، صرفاً درباره یک تفاهم نیست؛ بلکه تبیین نسبت میان ولایت، جمهوریت و مسئولیت است. آنجا که فرمودند «بنده علیالاصول نظر دیگری داشتم»، پرده از حقیقتی برمیدارند؛ یعنی نظر رهبر انقلاب با مسیر برگزیده دولت یکسان نبوده است، اما چون رئیسجمهور، منتخب مردم است و مسئولیت این مسیر را پذیرفته، اجازه داده شده است که آن را دنبال کند. این، عین جمهوریت نظام است؛ مردم انتخاب میکنند، منتخبشان تصمیم میگیرد و خود نیز پاسخگوی نتیجه تصمیم خویش خواهد بود. موفقیتها و ناکامیها در کارنامه صاحب همان تصمیم ثبت میشود.
این رویکرد، نه از سر بیتفاوتی، بلکه از سر احترام به رأی مردم است. نظام نشان میدهد که حتی اگر میان نظر رهبر انقلاب و نظر مسئولان منتخب تفاوتی وجود داشته باشد، تا آنجا که در چارچوب قانون و مصالح کشور باشد، منتخب مردم مسیر خود را طی میکند و مسئولیت کامل آن را نیز بر عهده دارد.
در مقابل، رهبر انقلاب با جمله «ما، یعنی شما ملت سرافراز و این خادم ناچیز، منتظر تحقق شروط خواهیم بود»، مردم را نیز در جایگاه ناظر قرار دادهاند. رأی مردم پایان مسئولیت نیست؛ آغاز مسئولیت است. امروز وظیفه ملت، حفظ وحدت، نظارت بر اجرای شروط و مطالبهگری مسئولانه و اخلاقمدارانه است.
این سخنان را نباید صرفاً نظر شخصی دانست؛ این همان مسیر عزت، استقلال و پیشرفت ایران است که نسلها برای آن هزینه دادهاند و شهیدان بسیاری جان خود را در این راه تقدیم کردهاند. امام خمینی و رهبر شهید در همین مسیر حرکت کردهاند و اکنون آقا مجتبی نیز در همان مسیر ادامه حرکت میدهد.
اکنون هر قوه باید به وظیفه ذاتی خود بازگردد تا این میثاق، در تار و پود عملکردشان جان بگیرد:
دولت باید بازوی توانمند این میثاق باشد؛ با تمام همت خود، گره از معیشت بگشاید، آتش گرانی را مهار کند و با رونق تولید، کرامت را به سفرههای مردم بازگرداند. مجلس باید چشم تیزبین و صدای بلند ملت بازگردد؛ تا با قانونگذاری حقطلبانه و نظارت مستمر، از انفعال رها شده و این ننگ را که خانه ملت از ایفای نقش خود بازمانده است، از تارک تاریخ بزداید. و قوه قضائیه باید قلب تپنده و ترازوی عادل این پیکره باشد؛ تا با صیانت از حقوق عامه و برخورد قاطع با فساد، امنیت روانی جامعه را تضمین کند و عدالت را از کتابها به میان زندگی مردم بیاورد.
امروز، نه روز شوقزدگی است و نه یأس؛ روز مسئولیت، خدمت، نظارت و حفظ وحدت ملی است. اگر این سه رکن در یک همسویی هنرمندانه، عدالت را به خدمت و خدمت را به پیشرفت بدل کنند، آنگاه رضایت عمومی، همچون رودی جاری، در سراسر کشور سرازیر خواهد شد. درباره این تفاهم، نه شعارها، بلکه عملکردها داوری خواهند کرد.
۴۷
۱۵:۱۴
«شریعتی از بند زمان گذشت تا در پهنای تاریخ، معنای تازهای برای هستی خلق کند. امروز که سالگرد عروج اوست، میبینیم که او عاشورا را از قفس سنتهای مرده بیرون کشید تا به ما بفهماند کربلا، نه یک واقعهی دور، که یک "موضع" در برابر حقیقت است.
امروز که آسمان لبنان در شعلههای بیرحمانه میسوزد و ویرانههای خانه بر سر معصومترین انسانها فرومیریزد، پرسشی تلخ و گزنده بر جان هر انسان بیدار سنگینی میکند: «چگونه میتوان در برابر این همه خون، این همه قتل و این همه شهادت، همچنان خود را ایرانی، مسلمان و شیعه دانست؟» چگونه میتوان هویت خود را در برابر این حجم از بیرحمی ثابت نگه داشت، وقتی رنج برادر از دور میرسد؟
پاسخ شریعتی در همین درد نهفته است. او میگفت هویت، ادعا نیست؛ هویت، "مواجهه" است. امروز که یاد آن پیوند عمیق میان فکر و عمل میان شریعتی و رفیق و هممسیرش، شهید سید علی خامنهای، در مسیر ایستادگی برمیگردد، میفهمیم که شیعه بودن و مسلمان بودن و ایرانی بودن، یعنی همین: یعنی نتوانستن در برابر رنج جهان، بیتفاوت بود. یعنی وقتی خون مقاومت با آتش ظلم درآمیخته، دیگر جای تماشاگری نیست.
بشنوید! در میدان حق و باطل، بیطرفی بزرگترین خیانت به خویشتن است. در منطق عاشورا، میانهی راه، تنها خانهی بیپناه ترسوهاست؛ یا تو در جبههی مبارزه و قیام هستی، یا در جبههی انفعال و سکوت. سالگرد عروج او، تجدید میعاد با آن رسالتی است که میگفت: انسان بودن، یعنی مسئولیتپذیری در برابر رنج دیگری؛ یعنی برگزیدن راه دشوار عدالت بر راه آسان تسلیم. تا آنگاه که تاریخ از تو بپرسد «چه کردی؟»، اگر پاسخی نداشته باشی، تو تنها یک تماشاگر بیهویت بودهای، نه یک انسان!»
پسرکوهستان
امروز که آسمان لبنان در شعلههای بیرحمانه میسوزد و ویرانههای خانه بر سر معصومترین انسانها فرومیریزد، پرسشی تلخ و گزنده بر جان هر انسان بیدار سنگینی میکند: «چگونه میتوان در برابر این همه خون، این همه قتل و این همه شهادت، همچنان خود را ایرانی، مسلمان و شیعه دانست؟» چگونه میتوان هویت خود را در برابر این حجم از بیرحمی ثابت نگه داشت، وقتی رنج برادر از دور میرسد؟
پاسخ شریعتی در همین درد نهفته است. او میگفت هویت، ادعا نیست؛ هویت، "مواجهه" است. امروز که یاد آن پیوند عمیق میان فکر و عمل میان شریعتی و رفیق و هممسیرش، شهید سید علی خامنهای، در مسیر ایستادگی برمیگردد، میفهمیم که شیعه بودن و مسلمان بودن و ایرانی بودن، یعنی همین: یعنی نتوانستن در برابر رنج جهان، بیتفاوت بود. یعنی وقتی خون مقاومت با آتش ظلم درآمیخته، دیگر جای تماشاگری نیست.
بشنوید! در میدان حق و باطل، بیطرفی بزرگترین خیانت به خویشتن است. در منطق عاشورا، میانهی راه، تنها خانهی بیپناه ترسوهاست؛ یا تو در جبههی مبارزه و قیام هستی، یا در جبههی انفعال و سکوت. سالگرد عروج او، تجدید میعاد با آن رسالتی است که میگفت: انسان بودن، یعنی مسئولیتپذیری در برابر رنج دیگری؛ یعنی برگزیدن راه دشوار عدالت بر راه آسان تسلیم. تا آنگاه که تاریخ از تو بپرسد «چه کردی؟»، اگر پاسخی نداشته باشی، تو تنها یک تماشاگر بیهویت بودهای، نه یک انسان!»
۶۸
۱۹:۴۳
بله؛ #صداوسیما #ملی نیست؛ #میلی است.
به میل #موافقان #تفاهمنامه سخن میگوید، نه به زبان #ملت.
در آنجا نه حق #مخالفت هست، نه حق #نقد، نه حتی حق #اظهار_نظر؛تنها یک حق به رسمیت شناخته میشود: حق #موافقت.
رسانهای که تنها #یک_صدا را بازتاب میدهد، رسانهی ملی نیست؛
بلندگویی به میل موافقان تفاهمنامه است و بس.
پسرکوهستان
به میل #موافقان #تفاهمنامه سخن میگوید، نه به زبان #ملت.
در آنجا نه حق #مخالفت هست، نه حق #نقد، نه حتی حق #اظهار_نظر؛تنها یک حق به رسمیت شناخته میشود: حق #موافقت.
رسانهای که تنها #یک_صدا را بازتاب میدهد، رسانهی ملی نیست؛
بلندگویی به میل موافقان تفاهمنامه است و بس.
۴۵
۲۰:۱۲
درد، نه در تغییر موضع، که در گمگشتگی خویشتن است؛ در مسخ ماهیت.
یاران دیروز ما؛ همانان که هر واقعبینی را عدول از عدالت میشمردند، تنها از آن رو که ما برای واقعیت نیز حرمتی قائل بودیم؛ اکنون خود، نه تنها از آرمان، که از عدالت و از واقعیت و حتی از بهترین حالت امکان این روزگار نیز گذشتهاند؛ و چه مسخره که نام این سقوط در خویش، این تسلیم بیحاصل را، وفاق نهادهاند و عقلانیت!
گویی چون نتوانستند روزگار را با رویای خویش همنوا کنند، خود به ساز روزگار رقصیدند؛ نه برای ساختن حقیقتی که در غبار زمان گم شده است، که برای آرام کردن وجدان معذب خویش و تسکین شکستهای دیرین اندیشهشان.
و چه اندوهبار است که در این میان، عدالت، نه به دست دشمنان، که به دست کینههای ناتمام و توهم پیروزی قربانی میشود؛ و اینگونه است که تاریخ، در تکرار مداوم خویش، نه تنها قهرمانانش را، که آرمانهایش را نیز در مسلخ مصلحتجویی پوچ آنان، به دار میآویزد.
پسرکوهستان
یاران دیروز ما؛ همانان که هر واقعبینی را عدول از عدالت میشمردند، تنها از آن رو که ما برای واقعیت نیز حرمتی قائل بودیم؛ اکنون خود، نه تنها از آرمان، که از عدالت و از واقعیت و حتی از بهترین حالت امکان این روزگار نیز گذشتهاند؛ و چه مسخره که نام این سقوط در خویش، این تسلیم بیحاصل را، وفاق نهادهاند و عقلانیت!
گویی چون نتوانستند روزگار را با رویای خویش همنوا کنند، خود به ساز روزگار رقصیدند؛ نه برای ساختن حقیقتی که در غبار زمان گم شده است، که برای آرام کردن وجدان معذب خویش و تسکین شکستهای دیرین اندیشهشان.
و چه اندوهبار است که در این میان، عدالت، نه به دست دشمنان، که به دست کینههای ناتمام و توهم پیروزی قربانی میشود؛ و اینگونه است که تاریخ، در تکرار مداوم خویش، نه تنها قهرمانانش را، که آرمانهایش را نیز در مسلخ مصلحتجویی پوچ آنان، به دار میآویزد.
۴۰
۱۲:۵۳
این نوشتار تحلیل نیست بلکه مرثیهای است از سر ترس؛ ترسی که به جای فهم، جهان را به دوگانه صلح یا سقوط تقلیل میدهد.
اما حقیقت نه در سیاه است و نه در سفید، که در میانهی تپش عزت و حاکمیت ملی نفس میکشد.
اینجا به جای اندیشه، تازیانهی برچسبها نشسته است. واژههایی چون کاسبان تنش و کفنپوشان، استدلال نیستند بلکه ابزاری برای حذف دیگری در مسلخ بحث هستند.
مسئله صلح یا جنگ نیست بلکه مسئله عزت در چارچوب حاکمیت ملی است. حسین (ع) نیز نه نماد جنگ است و نه دعوت به تسلیم، بلکه او معیار ایستادن بر حق است؛ ایستادنی که از ترس زاده نمیشود و به ذلت بقا ختم نمیگردد.
خلاصه آنکه نه هر صلحی نجات است و نه هر مقاومتی فضیلت، بلکه آنچه ماندگار میماند عزت در سایهی حاکمیت ملی است و بس.
۲۳
۱۴:۳۴
در اینجا، معیار جرم، “دروغ” نیست، بلکه “مخالف بودن” است!
یکی با دروغ، به سوی ریاست جمهوری خود را سوق میدهد و دیگری با حقیقت، تهدید به برکناری از کمیسیون میشود!
گویا در این تماشاخانه، تنها گناه بزرگ این است که نخواهی با امضای تفاهمنامه، همنفس شوی.
#عبدالمطلب_پارسه
https://ble.ir/aohayat
یکی با دروغ، به سوی ریاست جمهوری خود را سوق میدهد و دیگری با حقیقت، تهدید به برکناری از کمیسیون میشود!
گویا در این تماشاخانه، تنها گناه بزرگ این است که نخواهی با امضای تفاهمنامه، همنفس شوی.
۱۶
۱۹:۳۰