م

مسکن عرب عامری

۱۶۰ عضو
#اجاره_مسکن#صاحبخانه #مؤمن undefinedبه دنبال مستاجر خوب، مومن و مذهبی هستیم. ترجیحا پوشش بانوان چادر باشد.#محدوده_ملک : #تهران / منطقه ۲۲ / شهرک شهید خرازی / برج A8#مشخصات : ۱۳۱ متر، ۲ خواب، طبقه ۳، یک سال ساخت، جنوبی، غرق در نور، نقشه مربع و قابل چیدمان، سالن مربع، پرده‌خور، بدون مزاحم و یک دیوار مشترک،‌ آشپزخانه ۱۸ متری، سرویس های بهداشتی بزرگ، بر خیابان اصلی، آنتن مرکزی، دارای مودم فیبرنوری، روبروی ایستگاه اتوبوس،‌ نزدیک مترو وردآورد#امکانات : ۳ لاین آسانسور ۱ لاین باری، پارکینگ بدون مزاحم، انباری بزرگ و جادار (۵ متر مربع)، بالکن بزرگ، کمد دیواری های بزرگ و جادار، کابینت زیاد، دیزاین شده، نقاشی شده، لابی من ۲۴ ساعته، هیئت مدیره عالی و مومن، همسایه ها خوب، گرمایش شوفاژ با موتورخانه مرکزی، سرمایش اسپیلت، شوتینگ زباله، محوطه برج گل کاری و نورپردازی شده و تمیز، لابی مبله و شیک و...#موقعیت_فرهنگی :نزدیک مقبره شهید گمنام، مسجد، مدرسه همه مقاطع، مهدکودک، تره بار شهرداری، داروخانه، فروشگاه و سوپر، پلاسکو، گل فروشی، باشگاه ورزشی، خانه بازی، شیرینی فروشی، فروشگاه پوشاک، پروتئین، نانوایی بربری، سنگک، تافتون، لواش، فانتزی، عطاری، خشکشویی، خواروبار فروشی، کافی نت، لوازم التحریر و... نزدیک مراکز خرید و تفریحی منطقهundefinedنصب ماهواره و حیوانات خانگی ممنوع می باشد.undefined#قیمت : قرض الحسنه کامل ۱ میلیارد و ۲۰۰ میلیون تومان. مبلغ قابل تبدیل می‌باشد. برای خانواده های مذهبی و دارای ۳ فرزند و بیشتر تخفیف در نظر گرفته می‌شود. .(تماس یا پیامک)09121935577

۴۷۶

۱۰:۰۹

thumbnail

۳۸۳

۱۹:۱۵

undefined به بهانه شهادت مردان بزرگ جبهه خدمت مرد شدن شاید تصادفی باشد ، اما مرد ماندن و مردانگی ، کار هر کسی نیست....!!!*بهرام گرامی ، معروف به "بهرام قصاب" ، میلیاردر ایرانی که بزرگترین کوره آجر پزی خصوصی در منطقه "تمبی" مسجدسلیمان را با‌ بیش از ۲۰۰ هزار سفال و آجر ، وقف خیریه کرده است....!!!undefined او داستان جالبی از زمانی که در فقر زندگی کرده است ، بازگو می‌کند....!!!undefined می‌گويد : من در خانواده‌ای بسیار فقیر و در روستای "گلی خون" در حوالی "پاگچ امام رضا" زندگی می‌کردم .هنگامی که از بچه‌های مدرسه خواستند که برای رفتن به اردو "یک ریال" با خود بیاورند ، خانواده‌ام به رغم گریه‌های شدید من ، از پرداخت آن عاجز ماندند....!!!یک روز قبل از اردو ، در کلاس به یک سؤال درست جواب دادم و معلمِ من که از اهالی "کلگیر" بود و از وضعیت فقرِ خانواده ما هم آگاه بود ، به عنوان جایزه به من "یک ریال" داد و از بچه‌ها خواست برایم کف بزنند، غم وغصه من ، تبدیل به شادی شد و به سرعت با همان "یک ریال" در اردوی مدرسه ثبت نام کردم....!!!دوران مدرسه تمام شد و من بزرگ شدم و وارد زندگی و کسب و کار شدم و به فضل پروردگار ، ثروت زیادی هم به دست آوردم و بخشی از آن را وارد اعمال خیریه نمودم، در این زمان به یاد آن «معلم کلگیری» افتادم و با خود فکر می‌کردم که آیا آن "یک ریالی" که به من داد ، صدقه بود یا جایزه....؟؟!!به جواب این سئوال نرسیدم و با خود گفتم : نیتش هرچه که بود ، من را خیلی خوشحال کرد و باعث شد دیگر دانش آموزان هم نفهمند که دلیل واقعی دادن آن "یک ریال" چه بود . تصمیم گرفتم که او را پیدا کنم و پس از جستجوی زیاد ، او را در بازار "نمره یک" یافتم . در زندگی سختی به سر می‌برد و قصد داشت که از آن مکان هم کوچ کند....!!!بعد از سلام و احوال پرسی به او گفتم : "استاد عزیز ، تو حق بزرگی به گردن من داری" . او گفت : "من اصلاً به گردن کسی حقی ندارم" . من داستان کودکی خود را برایش بازگو نمودم و او به سختی به یاد آورد و خندید و گفت : "لابد آمده‌ای که آن "یک ریال" را به من پس بدهی"...؟؟ گفتم : " آری" و با اصرار زیاد ، او را سوار بر ماشین خود کردم و به سمت یکی از ویلاهایم در "چم آسیاب" به راه افتادم .هنگامی که به ویلا رسیدم ، به استادم گفتم : "استاد ، این ویلا و این ماشین را باید به پاداش آن" یک ریال" از من قبول کنی و مادام العمر هم حقوق ماهیانه ای نزد من خواهی داشت" . استاد که خیلی شگفت زده شده بود گفت : "اما این خیلی زیاد است" .من گفتم : "به اندازه آن شادی و سروری که در کودکی در دل من انداختی نیست" . من هنوز هم لذت آن شادی را در درونِ خودم احساس می‌کنم‌....!!!مرد شدن‌ ، شاید تصادفی باشد ، ولی مرد ماندن و مردانگی ، کار هر کسی نیست....!!! ﻫﻤﻪ ﻣﯽ‌ﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﭘﻮﻟﺪﺍﺭ ﺷﻮﻧﺪ....!!!اما ﻫﻤﻪ ﻧﻤﯽ‌ﺗﻮﺍﻧﻨﺪ "ﺑﺨﺸﻨﺪﻩ" باشند....!!!که ﭘﻮﻟﺪﺍﺭﯼ ﯾﮏ ﻣﻬﺎﺭت است....!!!ﻭ اما ﺑﺨﺸﻨﺪﮔﯽ ﯾﮏ ﻓﻀﯿﻠﺖ ...!!!؟
‎‌ ‌‌ ‌ ‎ ‎
undefined۲۰

۱.۹K

۴:۳۳

undefined رهبر انقلاب، خطاب به نامزدهای انتخابات: رقیب‌هراسی نکنید؛ کشور ضرر میکندundefined ما در گذشته هم هر وقتی که نامزدها در مناظرات تلویزیونی و غیره روش اهانت و توهین و تهمت و تخریب طرف مقابل و ترساندن مردم از رقیب را دنبال کردند، کشور به نحوی از انحاء ضرر کرد؛ در گذشته هم این جور بوده. این جوری نباشد که مردم را از رقیب بترسانیم که اگر او بیاید چنین خواهد شد، چنین خواهد شد. ۱۴۰۰/۰۳/۰۶undefined Farsi.khamenei.ir
undefined۲

۳۱۸

۱۱:۱۳

undefined ایام عزای سیدالشهدا (علیه‌السلام) را تسلیت می‌گویم و از عموم مشتریان عزیز مسکن عرب عامری تقاضای دعای خیر و عاقبت به خیری دارم. دلتان نورانی به عشق حسین (ع) و عزاداریتان مقبول درگاه حق.ملتمس دعا امامعلی عرب عامری

۳۰۱

۳:۵۱

حکایت عبدالله دیوونهundefinedاسمش عبدالله بود . .تو شهر معروف بود به عبدالله دیوونه همه میشناختنش!مشکل ذهنی داشت .خانمش هم مثل خودش بود ... وضع مالی درست و حسابی نداشت ؛ زوری خرج شکم خودش و خانمش رو میداد .تو شهر این آقا عبدالله دیوونه، یه هیئتی بود ؛ هر هفته خونه یکی از خادمای هیئت بود ،نمیدونم کجا و چطور ولی هرجا هیئت بود عبدالله دیوونه هم میومد . .یه شب بعد هیئت مسئول هیئت اعلام کرد که هرکی میخواد هفته بعد هیئت خونه اش باشه بیاد اعلام کنه : دیدند ؛ عبدالله دیوونه رفت پیش مسئول هیئت نمی تونست درست صحبت کنه . به زبون خودش میگفت . . . حسین حسین خونه ماundefined مسئول هیئت با خادما تعجب کرده بودن ، گفتن آخه عبدالله تو خرج خودت وخانمت رو زوری میدی ،هیئت تو خونه گرفتن کجا بود این وسط . . !'عبدالله دیوونه ناراحت شد ' به پهنای صورت اشک می ریخت می گفت آقا ؛ حسین حسین خونه ماundefinedخونه ما undefinedبعد کلی گریه و اصرار قبول کردن ،حسین حسین خونه عبدالله باشه . اومد خونه به خانمش گفت ، خانمش عصبانی شد گفت عبدالله تو پول یه چایی نداری ، خونه هم که اجاره ست ... !! چه جوری حسین حسین خونه ما باشه کتکش زد . گفت عبدالله من نمیدونم ؛ تا هفته دیگه میری کار میکنی پول هیئت رو در میاری . واِلا خودتم میندازم بیرون از خونه ؛ عبدالله قبول کرد .معروف بود تو شهر ، کسی کار بهش نمی داد هرجا می رفت قبول نمیکردن . هی می گفت : آقا ؛ حسین حسین قراره خونه ما باش undefined . .روز اول گذشت ، روز دوم گذشت . تا روز آخر خانمش گفت عبدالله وقتت تموم شد هیچی هم که پول نیاوردی !!!تا شب فقط وقت داری پول آوردی آوردی نیاوردی درو به رو خودت و هیئت ها باز نمی کنم . عبدالله دیوونه راه افتاد تو شهر هی گریه میکرد می گفت حسین حسین خونه ماundefined رفت ؛ از شهر خارج شد ، بیرون از شهر یه آقایی رو دید ؛ آقا سلام کرد گفت عبدالله کجا ؟ مگه قرار نبود حسین حسین خونه شما باشه ؟!عبدالله دیوونه گریه اش گرفت ، تعریف کرد برا اون آقا که چی شد و . . .آقا بهش گفت برو پیش حاج اکبر تو بازار فرش فروشا بگو حجه ابن الحسن سلام رسوند گفت امانتی منو بهت بده ، بفروش خرج حسین حسین خونه رو بدهundefinedعبدالله خندش گرفت دوید به سمت بازار فرش فروشا به هرکی میرسید می خندید می گفت : حسین حسین خونه ما . . خونه ماundefinedرسید به مغازه حاج اکبر گفت حجه ابن الحسن سلام رسوند گفت امانتی منو بده !حاج اکبر برق از سرش پرید عبدالله دیوونه رو می شناختگریه اش گرفت چشمهای عبدالله رو بوسید عبدالله ... !!! امانتی آقا رو داد بهش رفت تو بازار فروخت با پولش میشد خرج ۱۰۰ تا حسین حسین دیگه رو هم داد . .با خنده دوید سمت خونه نمیدونم گریه میکرد ، میخندید می گفت حسین حسین خونه ما undefinedرسید به خونه شب شده بود ، دید خادمای هیئت خونه رو آماده کردن ؛ خانم عبدالله رفت چایی و شیرینی گرفت چه هیئتی شد اون شب !!!@@آره حجت ابن الحسن خرج هیئت اون شب خونه عبدالله دیوونه رو دادundefinedundefinedعبدالله خودش که متوجه نشد ولی دیگه عبدالله دیوونه نبود ، خیلی خوب صحبت می کرد .آخه حجه ابن الحسن رو دیده بودundefinedمی خوام بگم حسین جان ؛ حواست به عبدالله بود ؛ حواست بود خرج هیئتت رو نداره ؛ اینجوری هواشو داشتی ، آقا حتما حواست هست نوکرات دلشون برات تنگهundefinedundefined ...می شه یه شب هم حسین حسین بین الحرمین باشه؟!undefinedundefinedمیشه درد ماراهم دوا کنی بیاییم حرمundefinedundefinedیا امام حسین خیلی ها دلشون میخواد بیان کربلا اما......ندارند خودت مثل عبدالله دیوونه براشون درست کن...بحق مادرت .undefinedundefinedundefinedهر کس خوند ودلش شکست برای فرج امام زمان _عج الله تعالی _دعا کنه وثوابش رو هدیه کنه نثار اموات همه مومنین ؛شهدایی که راه کربلا رابرای امت امام حسین گشودند .*کپی با ذکر صلوات* undefined اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهمundefinedundefinedundefinedاین داستان زیبا را حتما بخونید و هر کجا دلتون شکست برای بنده حقیرم دعا کنیدundefinedundefinedundefined undefinedاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَجundefined
undefined۲

۳۴۲

۱۸:۱۴

Photo from اگر دلیل دوستی ها صرفا دانش آدم هاباشد کتابخانه ها بهترین دوست در دوستی اند،چرا که پای دلت را لگد نمی کنندو قند و چاییت را هدر نمی دهند!و به موقع ساختندو به موقع حرف می زنند!...undefined حسین پناهی6 شهریور زادروز حسین پناهی است.شاعر هنرپیشه ای که نقش بازی نمی کرد و خودش بود.روحش شاد و یادش جاودان...undefinedundefinedundefined عرب عامری Realstat
undefined۱

۳۱۵

۷:۴۱

مسکن عرب عامری ؛undefinedخرید - undefinedفروش -undefinedاجاره - undefinedامتیاز undefinedهم مسیر بودن از صفر تا صد شعار نیست اقدام دو دهه ماستundefined.https://t.me/+Ah4xF1EmbUZjNzdk
44757121_44757122Www.sadra2.irInstagram = @maskan_arabameri
undefined۱

۲۸۵

۶:۰۶