#اجاره_مسکن#صاحبخانه #مؤمن
به دنبال مستاجر خوب، مومن و مذهبی هستیم. ترجیحا پوشش بانوان چادر باشد.#محدوده_ملک : #تهران / منطقه ۲۲ / شهرک شهید خرازی / برج A8#مشخصات : ۱۳۱ متر، ۲ خواب، طبقه ۳، یک سال ساخت، جنوبی، غرق در نور، نقشه مربع و قابل چیدمان، سالن مربع، پردهخور، بدون مزاحم و یک دیوار مشترک، آشپزخانه ۱۸ متری، سرویس های بهداشتی بزرگ، بر خیابان اصلی، آنتن مرکزی، دارای مودم فیبرنوری، روبروی ایستگاه اتوبوس، نزدیک مترو وردآورد#امکانات : ۳ لاین آسانسور ۱ لاین باری، پارکینگ بدون مزاحم، انباری بزرگ و جادار (۵ متر مربع)، بالکن بزرگ، کمد دیواری های بزرگ و جادار، کابینت زیاد، دیزاین شده، نقاشی شده، لابی من ۲۴ ساعته، هیئت مدیره عالی و مومن، همسایه ها خوب، گرمایش شوفاژ با موتورخانه مرکزی، سرمایش اسپیلت، شوتینگ زباله، محوطه برج گل کاری و نورپردازی شده و تمیز، لابی مبله و شیک و...#موقعیت_فرهنگی :نزدیک مقبره شهید گمنام، مسجد، مدرسه همه مقاطع، مهدکودک، تره بار شهرداری، داروخانه، فروشگاه و سوپر، پلاسکو، گل فروشی، باشگاه ورزشی، خانه بازی، شیرینی فروشی، فروشگاه پوشاک، پروتئین، نانوایی بربری، سنگک، تافتون، لواش، فانتزی، عطاری، خشکشویی، خواروبار فروشی، کافی نت، لوازم التحریر و... نزدیک مراکز خرید و تفریحی منطقه
نصب ماهواره و حیوانات خانگی ممنوع می باشد.
#قیمت : قرض الحسنه کامل ۱ میلیارد و ۲۰۰ میلیون تومان. مبلغ قابل تبدیل میباشد. برای خانواده های مذهبی و دارای ۳ فرزند و بیشتر تخفیف در نظر گرفته میشود. .(تماس یا پیامک)09121935577
۴۷۶
۱۰:۰۹
۳۸۳
۱۹:۱۵
۱.۹K
۴:۳۳
۳۱۸
۱۱:۱۳
۳۰۱
۳:۵۱
حکایت عبدالله دیوونه
اسمش عبدالله بود . .تو شهر معروف بود به عبدالله دیوونه همه میشناختنش!مشکل ذهنی داشت .خانمش هم مثل خودش بود ... وضع مالی درست و حسابی نداشت ؛ زوری خرج شکم خودش و خانمش رو میداد .تو شهر این آقا عبدالله دیوونه، یه هیئتی بود ؛ هر هفته خونه یکی از خادمای هیئت بود ،نمیدونم کجا و چطور ولی هرجا هیئت بود عبدالله دیوونه هم میومد . .یه شب بعد هیئت مسئول هیئت اعلام کرد که هرکی میخواد هفته بعد هیئت خونه اش باشه بیاد اعلام کنه : دیدند ؛ عبدالله دیوونه رفت پیش مسئول هیئت نمی تونست درست صحبت کنه . به زبون خودش میگفت . . . حسین حسین خونه ما
مسئول هیئت با خادما تعجب کرده بودن ، گفتن آخه عبدالله تو خرج خودت وخانمت رو زوری میدی ،هیئت تو خونه گرفتن کجا بود این وسط . . !'عبدالله دیوونه ناراحت شد ' به پهنای صورت اشک می ریخت می گفت آقا ؛ حسین حسین خونه ما
خونه ما
بعد کلی گریه و اصرار قبول کردن ،حسین حسین خونه عبدالله باشه . اومد خونه به خانمش گفت ، خانمش عصبانی شد گفت عبدالله تو پول یه چایی نداری ، خونه هم که اجاره ست ... !! چه جوری حسین حسین خونه ما باشه کتکش زد . گفت عبدالله من نمیدونم ؛ تا هفته دیگه میری کار میکنی پول هیئت رو در میاری . واِلا خودتم میندازم بیرون از خونه ؛ عبدالله قبول کرد .معروف بود تو شهر ، کسی کار بهش نمی داد هرجا می رفت قبول نمیکردن . هی می گفت : آقا ؛ حسین حسین قراره خونه ما باش
. .روز اول گذشت ، روز دوم گذشت . تا روز آخر خانمش گفت عبدالله وقتت تموم شد هیچی هم که پول نیاوردی !!!تا شب فقط وقت داری پول آوردی آوردی نیاوردی درو به رو خودت و هیئت ها باز نمی کنم . عبدالله دیوونه راه افتاد تو شهر هی گریه میکرد می گفت حسین حسین خونه ما
رفت ؛ از شهر خارج شد ، بیرون از شهر یه آقایی رو دید ؛ آقا سلام کرد گفت عبدالله کجا ؟ مگه قرار نبود حسین حسین خونه شما باشه ؟!عبدالله دیوونه گریه اش گرفت ، تعریف کرد برا اون آقا که چی شد و . . .آقا بهش گفت برو پیش حاج اکبر تو بازار فرش فروشا بگو حجه ابن الحسن سلام رسوند گفت امانتی منو بهت بده ، بفروش خرج حسین حسین خونه رو بده
عبدالله خندش گرفت دوید به سمت بازار فرش فروشا به هرکی میرسید می خندید می گفت : حسین حسین خونه ما . . خونه ما
رسید به مغازه حاج اکبر گفت حجه ابن الحسن سلام رسوند گفت امانتی منو بده !حاج اکبر برق از سرش پرید عبدالله دیوونه رو می شناختگریه اش گرفت چشمهای عبدالله رو بوسید عبدالله ... !!! امانتی آقا رو داد بهش رفت تو بازار فروخت با پولش میشد خرج ۱۰۰ تا حسین حسین دیگه رو هم داد . .با خنده دوید سمت خونه نمیدونم گریه میکرد ، میخندید می گفت حسین حسین خونه ما
رسید به خونه شب شده بود ، دید خادمای هیئت خونه رو آماده کردن ؛ خانم عبدالله رفت چایی و شیرینی گرفت چه هیئتی شد اون شب !!!@@آره حجت ابن الحسن خرج هیئت اون شب خونه عبدالله دیوونه رو داد
عبدالله خودش که متوجه نشد ولی دیگه عبدالله دیوونه نبود ، خیلی خوب صحبت می کرد .آخه حجه ابن الحسن رو دیده بود
می خوام بگم حسین جان ؛ حواست به عبدالله بود ؛ حواست بود خرج هیئتت رو نداره ؛ اینجوری هواشو داشتی ، آقا حتما حواست هست نوکرات دلشون برات تنگه
...می شه یه شب هم حسین حسین بین الحرمین باشه؟!
میشه درد ماراهم دوا کنی بیاییم حرم
یا امام حسین خیلی ها دلشون میخواد بیان کربلا اما......ندارند خودت مثل عبدالله دیوونه براشون درست کن...بحق مادرت .

هر کس خوند ودلش شکست برای فرج امام زمان _عج الله تعالی _دعا کنه وثوابش رو هدیه کنه نثار اموات همه مومنین ؛شهدایی که راه کربلا رابرای امت امام حسین گشودند .*کپی با ذکر صلوات*
اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

این داستان زیبا را حتما بخونید و هر کجا دلتون شکست برای بنده حقیرم دعا کنید

اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج
۳۴۲
۱۸:۱۴
34577696.jpg
۱۲۶.۳۳ کیلوبایت
۳۳۶
۱۲:۴۷
Photo from اگر دلیل دوستی ها صرفا دانش آدم هاباشد کتابخانه ها بهترین دوست در دوستی اند،چرا که پای دلت را لگد نمی کنندو قند و چاییت را هدر نمی دهند!و به موقع ساختندو به موقع حرف می زنند!...
حسین پناهی6 شهریور زادروز حسین پناهی است.شاعر هنرپیشه ای که نقش بازی نمی کرد و خودش بود.روحش شاد و یادش جاودان...

عرب عامری Realstat
۳۱۵
۷:۴۱
مسکن عرب عامری ؛
خرید -
فروش -
اجاره -
امتیاز
هم مسیر بودن از صفر تا صد شعار نیست اقدام دو دهه ماست
.https://t.me/+Ah4xF1EmbUZjNzdk
44757121_44757122Www.sadra2.irInstagram = @maskan_arabameri
44757121_44757122Www.sadra2.irInstagram = @maskan_arabameri
۲۸۵
۶:۰۶