۸۷
۲۲:۳۲
۶۱
۱۰:۱۷
۸۳
۷:۲۱
فارسی: میخواهم به بازار بروم تا میوه بخرم.
کلمات مهم:أريد = میخواهمأروح = میروم (عراقی)السوق = بازارحتى = تا / برای اینکهأشتري = میخرمفواكه = میوهها
۶۱
۲۲:۴۶
۶۹
۱۴:۱۷
دفتر — دفترخودکار — قلمکیف — حقيبةبازار — سوقخیابان — شارعفروشگاه — متجردوست — صديقهمکار — زميلخانواده — عائلةغذا — طعام
۶۳
۷:۲۲
رفتإجى = آمدشاف = دیدأخذ = گرفتسوّى = انجام داد / کردحچى = صحبت کرددگّ = زدگال = گفتأكل = خوردشرب = نوشیدنام = خوابیدقام = بلند شدوقف = ایستاددخل = وارد شدطلع = بیرون رفتلعب = بازی کرد
۷۳
۸:۴۵
۶۰
۱۴:۳۷
۵۳
۱:۳۹
مثال:
۲۲
۶:۵۲