لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل ❤️آرامش خدایی❤️❤
۱۲۱ عضو

❤️آرامش خدایی❤️

undefinedآرامش سهم قلبی است که در تصرف خداستundefined
مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۵ مرداد

ali-ya-ali.mp3

۰۱:۲۸-۱.۳۸ مگابایت

۴۱

۲۰:۱۷

۹ مرداد
thumbnail

۳۸

۱۷:۲۹

۱۱ مرداد
thumbnail

۳۸

۱۹:۱۴

۱۲ مرداد

نماهنگ_پاییز_320.mp3

۰۴:۳۸-۱۰.۷ مگابایت

۳۰

۱۶:۵۵

۱۶ مرداد

نماهنگ مثل مادر.mp3

۰۴:۱۲-۳.۹۳ مگابایت

۱۹

۱۸:۱۴

۱۷ مرداد
دکتر حسام‌الدین آشنا در یادداشتی نوشت:
حدود بیست سال پیش منزل ما خیابانهفده شهریور بود و ما برای نماز خواندنو مراسم عزاداری و جشن‌های مذهبیبه مسجدی که نزدیک منزلمان بود می‌رفتیم
پیش نماز مسجد حاج آقایی بود به نامشیخ هادی که امور مسجد را انجام می‌دادو معتمد محل بود
یک روز من برای خواندن نماز مغرب و عشاءراهی مسجد شدم و برای گرفتن وضو بهطبقه پائین که وضوخانه در آنجا بود رفتم
منتظر خالی شدن دستشویی بودم کهدر این حين در یکی از دستشویی‌ها باز شدو شیخ هادی از آن بیرون آمد
با هم سلام و علیک کردیم و شیخ بدوناینکه وضو بگیرد دستشویی را ترک کرد!
من که بسیار تعجب کرده بودم به دنبالشیخ راهی شدم که ببینم کجا وضو می‌گیردو با کمال شگفتی دیدم شیخ هادی بدونگرفتن وضو وارد محراب شد و یکسره بعداز خواندن اذان و اقامه نماز را شروع کردو مردم هم به شیخ اقتداء کردند
من که کاملاً گیج شده بودم سریعا بهحاج علی که سال‌های زیادی با هم همسایهبودیم گفتم: حاجی شیخ هادی وضو نداردخودم دیدم از دستشویی اومد بیرونولی وضو نگرفت
حاج علی که به من اعتماد کامل داشتبا تعجب گفت خیلی خوب فرادا می‌خوانم
این ماجرا بین متدینین پیچیدمن و دوستانم برای رضای خدا همه رااز وضو نداشتن شیخ هادی آگاه کردیمو مأمومین کم‌کم از دور شیخ متفرّق شدندتا جایی که بعد از چند روز خانواده او همفهمیدند
زن شیخ قهر کرد و به خانه پدرش رفتبچه‌های شیخ هم برای این آبروریزیپدر را ترک کردند
دیگر همه جا صحبت از مشکوک بودنشیخ هادی بود آیا اصلاً مسلمان است؟آیا جاسوس است؟ و آیا...
شیخ بعد از مدتی محله ما را ترک کردو دیگر خبری از او نبودبعد از دوسال از این ماجرا من به اتفاقهمسرم به عمره مشرف شدیم در مکهبه خاطر آب و هوای آلوده بیمار شدمبعد از بازگشت به پزشک مراجعه کردمو دکتر پس از معاینه مقداری قرص و آمپولبرایم تجویز کرد
روز بعد وقتی می‌خواستم برای نماز بهمسجد بروم تصمیم گرفتم قبل از آنبه درمانگاه بروم و آمپول بزنمپس از تزریق به مسجد رفتم و چون هنوزوقت اذان نشده بود وارد دستشویی شدمتا جای آمپول را آب بکشم
در حال خارج شدن از دستشویی ناگهانبه یاد شیخ هادی افتادمچشمانم سیاهی می‌رفت، همه چیز دورسرم شروع به چرخیدن کردانگار دنیا را روی سرم خراب کردند
نکند آن بیچاره هم می‌خواسته جای آمپولرا آب بکشد! نکند؟!...؟! نکند؟!
دیگر نفهمیدم چه شد به خانه برگشتمتا صبح خوابم نبرد و به شیخ هادی فکرمی‌کردم که چگونه من نادان و دوستانو متدینین نادان‌تر از خودم ندانستهو با قصد قربت آبرویش را بردیمخانواده‌اش را نابود کردیم
از فردا سراسیمه پرس‌وجو را شروع کردمتا شیخ هادی را پیدا کنمبه پیش حاج ابراهیم رفتم به او گفتمبرای کار مهمی دنبال شیخ هادی می‌گردماو گفت: شیخ دوستی در بازار عبدالعظیمداشت و گاه گاهی به دیدنش می‌رفتاسمش هم حاج احمد بود و به عطاریمشغول بود
پس از خداحافظی با حاج احمد یکراستبه بازار شاه عبدالعظیم رفتم و سراغ عطاریحاج احمد را گرفتم خوشبختانه توانستماز کسبه آدرسش را پیدا کنمبعد از چند دقیقه جستجو پیرمردی باصفارا یافتم که پشت پیشخوان نشستهو قرآن می‌خواند
سلام کردم جواب سلام را با مهربانی دادو گفتم: ببخشید من دنبال شیخ هادیمی‌گردم ظاهراً از دوستان شماستشما او را می‌شناسید؟
پیرمرد سری تکان داد و گفت: دو سال پیششیخ هادی در حالی که بسیار ناراحت و دلگیربود و خیلی هم شکسته شده بود پیش من آمدمن تا آن زمان شیخ را در این حال ندیده بودمبسیار تعجب کردم و علتش را از او پرسیدم
او در جواب گفت: من برای آب کشیدنجای آمپول به دستشویی رفته بودمکه متدینین بدون اینکه از خودم بپرسندبه من تهمت زدند که وضو نگرفته نمازخوانده‌ام، خلاصه حاج احمد آبرویم را بردندخانواده‌ام را نابود کردند و آبرویی برایمدر این شهر نگذاشتند و دیگر نمی‌توانمدر این شهر بمانم؛ فقط شما شاهد باشکه با من چه کردند
بعد از این جملات گفت که قصد دارداین شهر را ترک گفته و به عراق سفر کندکه در جوار حرم امیرالمومنین علیه‌السلام مجاور گردد تا بقیه عمرش را سپری کنداو رفت و از آن روز به بعد دیگر خبری از او ندارم
ناگهان بغضم سرباز کرد و اشک‌هایم جاریشد که خدای من این چه غلطی بود که منمرتکب شدم
الآن حدود ۲۰ سال است که از این ماجرامی‌گذرد و هر کس به نجف مشرف می‌شودمن سراغ شیخ هادی را از او می‌گیرمولی افسوس که هیچ خبری از شیخ هادیمظلوم نیست
به راستی ما هر روز چقدر آبروی دیگران رامی‌بریم؟! يا چقدر زندگی‌ها را نابود می‌کنیم؟!عقیق با شماست https://ble.ir/arameshkhodaee

۱۹

۱۵:۵۴

thumbnail
https://ble.ir/arameshkhodaeeلطفا هر کس حال خوب گرفت برای شادی روح شهدا و اسرای کربلا و حاجات همه صلوات هدیه کنه و به دوستان فوروارد کنه

۲۵

۲۰:۳۳

undefinedآرامش سهم قلبی است که در تصرف خداستundefined
undefined۱

۱۴

۲۰:۴۴

۱۹ مرداد

4_5771671361256685914.mp3

۱۲:۰۷-۲.۷۸ مگابایت
حتما گوش کنید و لذت ببریداگر اشکی ریختید برای بنده حقیرم دعا کنیداگردانلودنکنی خیــــــلی ضررکردی
اگرخوشت نیومد.هرچی خواستی به من بگواگرخوشت اومد به هرکی میشناسی ارسال کن
التماس دعاundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined
https://ble.ir/arameshkhodaee

۱۰

۱۸:۳۶

thumbnail

۷

۲۰:۰۳