در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
اصطلاحات عجیب آلمانی
قهوه رو ریخت روی خودش 
و اون بهش خندید.آلمانیها به این حس میگن: Schadenfreude
خوشحال شدن از بدبیاری دیگران!
#اصطلاح_ آلمانی
#اصطلاح_ آلمانی
۱۰۶
۱۷:۴۷
Hello Hello 

بیاید مدل سلامهای مختلف رو به زبان انگلیسی یاد بگیرم ! 

سلام دادن به افراد میتواند به شیوههای مختلفی انجام شود. بیایید نگاهی به چند عبارت متفاوت بیندازیم:
1. Hello! - سلام!
یک روش ساده و عمومی برای سلام دادن.
2. Hi! - سلام!
غیررسمی و دوستانه.
3. Hey! - هی!
بسیار غیررسمی و دوستانه، مناسب برای دوستان نزدیک.
4. Greetings! - درود!
رسمیتر و کمتر استفاده میشود.
5. What’s up? - چه خبر؟
غیررسمی و نشاندهندهی نزدیکی.
6. How’s it going? - چطور پیش میره؟
غیررسمی و دوستانه.
7. Good morning/afternoon/evening! - صبح بخیر/بعدازظهر بخیر/عصر بخیر!

رسمی و مناسب برای موقعیتهای مختلف.
8. How are you? - حال شما چطور است؟
یک روش مؤدبانه برای پرسیدن حال فرد.
9. Long time no see! - مدتی است که همدیگر را ندیدهایم!
برای زمانی که مدت زیادی از آخرین دیدار گذشته باشد.
10. Nice to meet you! - خوشبختم از آشنایی با شما!
مناسب برای ملاقاتهای جدید.
نکته: همیشه توجه کنید که نوع سلام شما بستگی به موقعیت و رابطه شما با فرد مقابل دارد!
امیدوارم این عبارات به شما کمک کند تا در مکالمات خود تنوع بیشتری داشته باشید!


راه ارتباطی : @aranexacademy11
: https://ble.ir/Aranexacademy
: https://rubika.ir/Aranexacademy
سلام دادن به افراد میتواند به شیوههای مختلفی انجام شود. بیایید نگاهی به چند عبارت متفاوت بیندازیم:
1. Hello! - سلام!
2. Hi! - سلام!
3. Hey! - هی!
4. Greetings! - درود!
5. What’s up? - چه خبر؟
6. How’s it going? - چطور پیش میره؟
7. Good morning/afternoon/evening! - صبح بخیر/بعدازظهر بخیر/عصر بخیر!
8. How are you? - حال شما چطور است؟
9. Long time no see! - مدتی است که همدیگر را ندیدهایم!
10. Nice to meet you! - خوشبختم از آشنایی با شما!
امیدوارم این عبارات به شما کمک کند تا در مکالمات خود تنوع بیشتری داشته باشید!
۸۶
۱۰:۲۱
---
۸۵
۱۰:۲۵
---
---
---
---
---
۱۴۶
۱۰:۲۷
Guten Morgen

۸۶
۵:۴۴
#GrammatikA1
پست آموزشی: چطوری مثل یک آلمانی کلمات رو درست بخونیم؟ 
توی زبان آلمانی، بعضی حروف وقتی کنار هم میان، صدای جدیدی میسازن که اگه بلد نباشی، کلمات رو اشتباه تلفظ میکنی. امروز ۳ تا از مهمترین "غولهای تلفظ" رو با هم یاد میگیریم:
*ترکیب (ei) ➔ صدای «آی» میدهد
این پرکاربردترینه! یادت باشه اولی (e) هست ولی دومی (i) خونده میشه.
- Nein (ناین) ➔ نه
- Mein (ماین) ➔ مال من
- Eis (آیس) ➔ بستنی
ترکیب (ie) ➔ صدای «ای کشیده» میدهد
دقیقاً برعکس قبلی! اینجا (e) کشیده خونده میشه.
- Sie (زی) ➔ شما / او (مؤنث)
- Viel (فیل) ➔ زیاد
- Bier (بییِر) ➔ آبجو
ترکیب (eu) ➔ صدای «اُوی» میدهد
خیلیها اینو اشتباهی "ئو" میخونن، اما درستش "اُوی" هست.
- Euro (اُویرو) ➔ یورو
- Neu (نُوی) ➔ جدید
- Deutsch (دُویچ) ➔ آلمانی
یک نکته مهم برای آلمانیآموزها:
توی ترکیب ei و ie، همیشه حرف دومی برنده است!
اگه دومی i بود ➔ صدای آی
اگه دومی e بود ➔ صدای ای*
راه ارتباطی : @aranexacademy11
: https://ble.ir/Aranexacademy
: https://rubika.ir/Aranexacademy
#آلمانی#زبانـآلمانی
توی زبان آلمانی، بعضی حروف وقتی کنار هم میان، صدای جدیدی میسازن که اگه بلد نباشی، کلمات رو اشتباه تلفظ میکنی. امروز ۳ تا از مهمترین "غولهای تلفظ" رو با هم یاد میگیریم:
این پرکاربردترینه! یادت باشه اولی (e) هست ولی دومی (i) خونده میشه.
- Nein (ناین) ➔ نه
- Mein (ماین) ➔ مال من
- Eis (آیس) ➔ بستنی
دقیقاً برعکس قبلی! اینجا (e) کشیده خونده میشه.
- Sie (زی) ➔ شما / او (مؤنث)
- Viel (فیل) ➔ زیاد
- Bier (بییِر) ➔ آبجو
خیلیها اینو اشتباهی "ئو" میخونن، اما درستش "اُوی" هست.
- Euro (اُویرو) ➔ یورو
- Neu (نُوی) ➔ جدید
- Deutsch (دُویچ) ➔ آلمانی
توی ترکیب ei و ie، همیشه حرف دومی برنده است!
اگه دومی i بود ➔ صدای آی
اگه دومی e بود ➔ صدای ای*
#آلمانی#زبانـآلمانی
۱۳۵
۵:۴۶
گرامر *Used to برای صحبت درباره چیزهایی است که در گذشته وجود داشته ولی الان دیگر اینطور نیست. به طور کلی دو کاربرد اصلی دارد:
این کاربرد برای کارهایی است که در گذشته به طور منظم و بارها انجام میدادیم، اما حالا دیگر آن کار را انجام نمیدهیم.
- مثال ۱: I used to play football every weekend.
(من قبلاً هر آخر هفته فوتبال بازی میکردم. - یعنی الان دیگر بازی نمیکنم.)*- *مثال ۲: She used to bite her nails when she was nervous.
(او وقتی عصبی میشد ناخنهایش را میجوید. - یعنی این عادت را ترک کرده است.)*
---
- مثال ۱: My family used to live in a small flat.
(خانواده من قبلاً در یک آپارتمان کوچک زندگی میکردند. - یعنی الان جای دیگری زندگی میکنیم.)*- *مثال ۲: He used to be very shy in high school.
(او در دبیرستان خیلی خجالتی بود. - یعنی الان دیگر خجالتی نیست.)*- *مثال ۳: I didn't use to like broccoli, but now I love it.
(من قبلاً کلم بروکلی دوست نداشتم، اما الان عاشقشم.)*
فرمولها
1. *مثبت: `Subject + used to + Verb (simple form)`
I *used to smoke.
2. منفی: `Subject + didn't use to + Verb (simple form)`
I *didn't use to smoke. (دقت کن که d حذف میشود)
3. سوالی: `Did + Subject + use to + Verb (simple form)?`
*Did you use to smoke? (دقت کن که d حذف میشود)
فراموش نکنید که بعد از used to همیشه فعل به صورت ساده (Infinitive)* میآید (بدون ing یا ed یا s).
#آموزش_انگلیسی #یادگیری_زبان #مکالمه_انگلیسی #EnglishTips
۸۱
۱۰:۲۸
بریم چند تا اصطلاحات ماشینی و فوتبالی یادبگیریم



️
🛞
️
️


۱. اعلام نتیجه (امتیاز تیمها)
در انگلیسی برای اعلام نتیجه، عدد بزرگتر را اول میگویند. اگر بخواهی بگویی «دو - هیچ» از کلمه *Nil برای صفر استفاده میکنند:
- Two-nil (2-0): دو - هیچ.
- Three-one (3-1): سه - یک.
- A two-goal lead: اختلاف دو گل (وقتی تیمی دو تا جلو است).
- They are 2-0 up: آنها دو - هیچ جلو هستند.
- They are 2-0 down: آنها دو - هیچ عقب هستند.

نکته: اگر بازی مساوی باشد، از کلمه All استفاده میکنند. مثلاً ۱-۱ میشود: One-all.
اگر بازی بدون گل مساوی تمام شود، میگویند: Goal-less draw یا Nil-nil.
۲. گزارش حرکت بازیکنان (پاس دادن و...)
- Pass the ball to [someone]: پاس دادن توپ به کسی.
مثال: "Messi *passes the ball to Mbappe."
- Cross the ball: سانت کردن توپ (از جناحین به روی دروازه).
مثال: "He *crossed the ball into the box."
- Through ball: پاس عمقی (پاسی که از بین مدافعان رد میشود).
مثال: "What a beautiful *through ball!"
- Long ball: پاس بلند/زیر توپ زدن.
- Dribble past someone: دریبل زدن و رد شدن از کسی.
مثال: "He *dribbled past three defenders."
- Assist: پاس گل.
مثال: "He provided a great *assist for the goal."
۳. شوت زدن و گل زدن
- Take a shot: شوت زدن.
- Find the back of the net: گل زدن (به معنی: پیدا کردن پشت تور!).
- Score a goal: گل زدن.
- Header: گل با سر.
- Volley: شوت والی (وقتی توپ روی هواست و بدون برخورد به زمین به آن ضربه میزنند).
- Clinical finish: یک تمامکنندگی دقیق و حرفهای.
Slangs:
- Nutmeg
*معنی: لایی زدن! (وقتی توپ را از بین پاهای بازیکن حریف رد میکنی).
مثال: "Did you see that? He *nutmegged the defender!"
- Top Bins
*معنی: کنجِ دروازه (دقیقاً همان جایی که تار عنکبوت میبندد). به گلی که به کنج بالا زده شود میگویند.
مثال: "He hit it straight into the *top bins!"
- Park the Bus
*معنی: اتوبوسی دفاع کردن. وقتی یک تیم فقط دفاع میکند و اجازه نمیدهد حریف نزدیک شود.
مثال: "They have no chance of winning; they’re just *parking the bus."
- Clean Sheet
*معنی: کلینشیت (گل نخوردن دروازهبان در یک بازی).
مثال: "Our goalkeeper kept a *clean sheet tonight."
- A game of two halves
*معنی: بازی دو نیمه دارد. (کنایه از اینکه نتیجه ممکن است در لحظه آخر عوض شود؛ هم در فوتبال و هم در زندگی).
مثال: "We lost the first half, but it's *a game of two halves



اصطلاحات ماشینی (در مورد سرعت و وضعیت)
- Overtake: سبقت گرفتن (مثل دریبل زدن در فوتبال).
مثال: "He *overtook the truck on the highway.
"
- Tailgate: سپر به سپر کسی حرکت کردن (خیلی نزدیک به ماشین جلویی رانندگی کردن).
- Cut someone off: لایی کشیدن یا پیچیدن جلوی کسی طوری که مجبور شود ترمز کند.
- Give it some gas: گاز دادن
- Floor it
*معنی: پدال گاز را تا ته فشار دادن (تختهگاز رفتن).
مثال: "We’re going to be late, *floor it!"
- Whip (Slang)
*معنی: یک کلمه خیلی خیابانی و باحال برای «ماشین». به ماشینهای خوشگل و باکلاس میگویند.
مثال: "Check out my new *whip!" (ماشین جدیدم رو ببین!)
- Lemon
*معنی: لگن! (به ماشینی میگویند که دائم خراب میشود و خریدنش اشتباه بوده).
مثال: "I bought this car last month, but it's a total *lemon."
- Backseat driver
*معنی: کسی که روی صندلی عقب نشسته و مدام به راننده دستور میدهد (کنایه از آدمهایی که در کاری تخصص ندارند ولی مدام دخالت میکنند).
مثال: "Stop being such a *backseat driver; I know the way!"
- Put the brakes on
*معنی: ترمز چیزی را کشیدن (متوقف کردن یک فعالیت یا پروژه).
مثال: "The manager *put the brakes on the new project."
- In the fast lane
*معنی: در لاین سرعت (کنایه از زندگی پرهیجان، سریع و پر ریسک).
مثال: "He likes living life *in the fast lane
۱. اعلام نتیجه (امتیاز تیمها)
در انگلیسی برای اعلام نتیجه، عدد بزرگتر را اول میگویند. اگر بخواهی بگویی «دو - هیچ» از کلمه *Nil برای صفر استفاده میکنند:
اگر بازی بدون گل مساوی تمام شود، میگویند: Goal-less draw یا Nil-nil.
۲. گزارش حرکت بازیکنان (پاس دادن و...)
مثال: "Messi *passes the ball to Mbappe."
مثال: "He *crossed the ball into the box."
مثال: "What a beautiful *through ball!"
- Dribble past someone: دریبل زدن و رد شدن از کسی.
مثال: "He *dribbled past three defenders."
مثال: "He provided a great *assist for the goal."
۳. شوت زدن و گل زدن
- Find the back of the net: گل زدن (به معنی: پیدا کردن پشت تور!).
Slangs:
*معنی: لایی زدن! (وقتی توپ را از بین پاهای بازیکن حریف رد میکنی).
مثال: "Did you see that? He *nutmegged the defender!"
*معنی: کنجِ دروازه (دقیقاً همان جایی که تار عنکبوت میبندد). به گلی که به کنج بالا زده شود میگویند.
مثال: "He hit it straight into the *top bins!"
*معنی: اتوبوسی دفاع کردن. وقتی یک تیم فقط دفاع میکند و اجازه نمیدهد حریف نزدیک شود.
مثال: "They have no chance of winning; they’re just *parking the bus."
*معنی: کلینشیت (گل نخوردن دروازهبان در یک بازی).
مثال: "Our goalkeeper kept a *clean sheet tonight."
*معنی: بازی دو نیمه دارد. (کنایه از اینکه نتیجه ممکن است در لحظه آخر عوض شود؛ هم در فوتبال و هم در زندگی).
مثال: "We lost the first half, but it's *a game of two halves
اصطلاحات ماشینی (در مورد سرعت و وضعیت)
مثال: "He *overtook the truck on the highway.
"
- Give it some gas: گاز دادن
*معنی: پدال گاز را تا ته فشار دادن (تختهگاز رفتن).
مثال: "We’re going to be late, *floor it!"
*معنی: یک کلمه خیلی خیابانی و باحال برای «ماشین». به ماشینهای خوشگل و باکلاس میگویند.
مثال: "Check out my new *whip!" (ماشین جدیدم رو ببین!)
*معنی: لگن! (به ماشینی میگویند که دائم خراب میشود و خریدنش اشتباه بوده).
مثال: "I bought this car last month, but it's a total *lemon."
*معنی: کسی که روی صندلی عقب نشسته و مدام به راننده دستور میدهد (کنایه از آدمهایی که در کاری تخصص ندارند ولی مدام دخالت میکنند).
مثال: "Stop being such a *backseat driver; I know the way!"
*معنی: ترمز چیزی را کشیدن (متوقف کردن یک فعالیت یا پروژه).
مثال: "The manager *put the brakes on the new project."
*معنی: در لاین سرعت (کنایه از زندگی پرهیجان، سریع و پر ریسک).
مثال: "He likes living life *in the fast lane
۱۵۰
۱۰:۵۴
Some adjectives of personality
چند تا اصطلاح شخصیتی یاد بگیریم
چند تا اصطلاح شخصیتی یاد بگیریم
۹۷
۱۴:۲۸