لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل Aranex AcademyA
۳۶۵ عضو

Aranex Academy

آموزش تخصصی آلمانی و انگلیسی undefinedundefinedکودک، نوجوان، بزرگسالراه ارتباطی: @aranexacademy11
مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۱۰ خرداد

در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمی‌شود.

۱۱ خرداد
thumbnail
اصطلاحات عجیب آلمانیundefined قهوه رو ریخت روی خودش undefinedundefinedو اون بهش خندید.آلمانی‌ها به این حس میگن: Schadenfreudeundefined خوشحال شدن از بدبیاری دیگران!
#اصطلاح_ آلمانی
undefined۷

۱۰۶

۱۷:۴۷

۱۲ خرداد
Hello Hello undefinedundefined
undefinedبیاید مدل سلام‌های مختلف رو به زبان انگلیسی یاد بگیرم ! undefinedundefined
سلام دادن به افراد می‌تواند به شیوه‌های مختلفی انجام شود. بیایید نگاهی به چند عبارت متفاوت بیندازیم:
1. Hello! - سلام! undefined یک روش ساده و عمومی برای سلام دادن.
2. Hi! - سلام! undefined غیررسمی و دوستانه.
3. Hey! - هی! undefined بسیار غیررسمی و دوستانه، مناسب برای دوستان نزدیک.
4. Greetings! - درود! undefined رسمی‌تر و کمتر استفاده می‌شود.
5. What’s up? - چه خبر؟ undefined غیررسمی و نشان‌دهنده‌ی نزدیکی.
6. How’s it going? - چطور پیش می‌ره؟ undefined غیررسمی و دوستانه.
7. Good morning/afternoon/evening! - صبح بخیر/بعدازظهر بخیر/عصر بخیر! undefinedundefinedundefined رسمی و مناسب برای موقعیت‌های مختلف.
8. How are you? - حال شما چطور است؟ undefinedundefined یک روش مؤدبانه برای پرسیدن حال فرد.
9. Long time no see! - مدتی است که همدیگر را ندیده‌ایم! undefinedundefined برای زمانی که مدت زیادی از آخرین دیدار گذشته باشد.
10. Nice to meet you! - خوشبختم از آشنایی با شما! undefinedundefined مناسب برای ملاقات‌های جدید.
undefined نکته: همیشه توجه کنید که نوع سلام شما بستگی به موقعیت و رابطه شما با فرد مقابل دارد!
امیدوارم این عبارات به شما کمک کند تا در مکالمات خود تنوع بیشتری داشته باشید! undefinedundefinedundefined
undefinedراه ارتباطی : @aranexacademy11
undefined: https://ble.ir/Aranexacademyundefined: https://rubika.ir/Aranexacademy
undefined۸

۸۶

۱۰:۲۱

undefined️بیایید چندتا اشتباه راجب تو انگلیسی رو باهم برسی کنیم undefined

undefined "Affect" vs "Effect" undefined "Affect" = فعل (to influence) undefined "Effect" = اسم (result) undefined اشتباه رایج: استفاده نادرست از این دو کلمه! مثال: The weather can affect your mood. undefinedundefined
---
undefined "Since" vs "For" undefined "Since" = از یک زمان خاص undefined "For" = مدت زمان undefined اشتباه رایج: استفاده نادرست از این دو! مثال: I have lived here since 2010. undefined

undefined "Much" vs "Many" undefined "Much" = غیر قابل شمارش (uncountable) undefined "Many" = قابل شمارش (countable) undefined اشتباه رایج: گفتن "much apples"! مثال: I have many friends. undefined
undefined "Travel" vs "Trip" undefined "Travel" = فعل (to go from one place to another) undefined "Trip" = اسم (a journey) undefined اشتباه رایج: گفتن "I love to trip"! مثال: I love to travel to new places! undefined

undefinedراه ارتباطی : @aranexacademy11
undefined: https://ble.ir/Aranexacademyundefined: https://rubika.ir/Aranexacademy
undefined۷

۸۵

۱۰:۲۵

undefinedundefinedundefined
undefined "Say" vs "Tell" undefined "Say" = گفتن (to express in words) undefined "Tell" = گفتن به کسی (to inform someone) undefined اشتباه رایج: گفتن "I told him to say that"! مثال: I told him a story. undefined


undefined "Do" vs "Make" undefined "Do" = انجام دادن فعالیت‌ها undefined "Make" = ساختن یا تولید کردن undefined اشتباه رایج: گفتن "make homework"! مثال: I need to do my homework. undefined
---undefined "Look for" vs "Look at" undefined "Look for" = جستجو کردن undefined "Look at" = نگاه کردن به چیزی undefined اشتباه رایج: گفتن "I look at my keys"! مثال: I need to look for my keys! undefined
---
undefined "Fun" vs "Funny" undefined "Fun" = لذت‌بخش (enjoyable) undefined "Funny" = خنده‌دار (causing laughter) undefined اشتباه رایج: گفتن "This movie is fun!" در حالی که منظور خنده‌دار است. مثال: That joke was really funny! undefined
---

undefined "Good at" vs "Good in" undefined "Good at" = در زمینه‌ای مهارت داشتن undefined "Good in" = در یک زمینه خاص خوب بودن (معمولاً در تحصیلات) undefined اشتباه رایج: گفتن "I am good in math"! مثال: I am good at playing guitar. undefined
---
undefined زمان‌های آینده: Will vs Going to undefined "Will" = تصمیمات آنی یا پیش‌بینی‌ها undefined "Going to" = برنامه‌ریزی برای آینده undefined اشتباه رایج: استفاده نادرست از این دو! مثال: I am going to visit my friend tomorrow. undefined
---
undefinedراه ارتباطی : @aranexacademy11
undefined: https://ble.ir/Aranexacademyundefined: https://rubika.ir/Aranexacademy
undefined۹

۱۴۶

۱۰:۲۷

۱۶ خرداد
Guten Morgenundefinedundefined
undefined۲

۸۶

۵:۴۴

#GrammatikA1
undefined پست آموزشی: چطوری مثل یک آلمانی کلمات رو درست بخونیم؟ undefined
توی زبان آلمانی، بعضی حروف وقتی کنار هم میان، صدای جدیدی می‌سازن که اگه بلد نباشی، کلمات رو اشتباه تلفظ می‌کنی. امروز ۳ تا از مهم‌ترین "غول‌های تلفظ" رو با هم یاد می‌گیریم:
undefined *ترکیب (ei) ➔ صدای «آی» می‌دهد
این پرکاربردترینه! یادت باشه اولی (e) هست ولی دومی (i) خونده میشه.
-
Nein (ناین) ➔ نه
-
Mein (ماین) ➔ مال من
-
Eis (آیس) ➔ بستنی

undefined
ترکیب (ie) ➔ صدای «ای کشیده» می‌دهد
دقیقاً برعکس قبلی! اینجا (e) کشیده خونده میشه.
-
Sie (زی) ➔ شما / او (مؤنث)
-
Viel (فیل) ➔ زیاد
-
Bier (بییِر) ➔ آبجو

undefined
ترکیب (eu) ➔ صدای «اُوی» می‌دهد
خیلی‌ها اینو اشتباهی "ئو" می‌خونن، اما درستش "اُوی" هست.
-
Euro (اُویرو) ➔ یورو
-
Neu (نُوی) ➔ جدید
-
Deutsch (دُویچ) ➔ آلمانی


undefined یک نکته مهم برای آلمانی‌آموزها:
توی ترکیب
ei و ie، همیشه حرف دومی برنده است!
اگه دومی
i بود ➔ صدای آی
اگه دومی
e بود ➔ صدای ای*


undefinedراه ارتباطی : @aranexacademy11
undefined: https://ble.ir/Aranexacademyundefined: https://rubika.ir/Aranexacademy
#آلمانی#زبانـآلمانی
undefined۶

۱۳۵

۵:۴۶

۱۹ خرداد
undefinedundefinedGrammar Time
undefinedپست آموزشی:used to undefinedundefined
گرامر *Used to برای صحبت درباره چیزهایی است که در گذشته وجود داشته ولی الان دیگر این‌طور نیست. به طور کلی دو کاربرد اصلی دارد:

undefined عادات گذشته (Past Habits)
این کاربرد برای کارهایی است که در گذشته به طور
منظم و بارها انجام می‌دادیم، اما حالا دیگر آن کار را انجام نمی‌دهیم.

-
مثال ۱: I used to play football every weekend.
(من قبلاً هر آخر هفته فوتبال بازی می‌کردم. - یعنی الان دیگر بازی نمی‌کنم.)*
- *مثال ۲: She used to bite her nails when she was nervous.
(او وقتی عصبی می‌شد ناخن‌هایش را می‌جوید. - یعنی این عادت را ترک کرده است.)*

---
undefinedحالات پایدار گذشته (Past States)این کاربرد برای «وضعیت‌ها» یا «حقیقت‌هایی» است که در گذشته برای مدتی طولانی برقرار بوده، اما الان تغییر کرده است. این مورد معمولاً با فعل‌هایی مثل *be, live, like, have, know می‌آید.

-
مثال ۱: My family used to live in a small flat.
(خانواده من قبلاً در یک آپارتمان کوچک زندگی می‌کردند. - یعنی الان جای دیگری زندگی می‌کنیم.)*
- *مثال ۲: He used to be very shy in high school.
(او در دبیرستان خیلی خجالتی بود. - یعنی الان دیگر خجالتی نیست.)*
- *مثال ۳: I didn't use to like broccoli, but now I love it.
(من قبلاً کلم بروکلی دوست نداشتم، اما الان عاشقشم.)*


فرمول‌هاundefined
1. *مثبت: `Subject + used to + Verb (simple form)`
I *used to smoke.
2.
منفی: `Subject + didn't use to + Verb (simple form)`
I *didn't use to smoke. (دقت کن که d حذف می‌شود)
3.
سوالی: `Did + Subject + use to + Verb (simple form)?`
*Did you use to smoke? (دقت کن که d حذف می‌شود)

undefinedیک نکتهundefined:
فراموش نکنید که بعد از
used to همیشه فعل به صورت ساده (Infinitive)* می‌آید (بدون ing یا ed یا s).

#آموزش_انگلیسی #یادگیری_زبان #مکالمه_انگلیسی #EnglishTips
undefinedراه ارتباطی بله: @aranexacademy11
undefined: https://ble.ir/Aranexacademyundefined: https://rubika.ir/Aranexacademy
undefined۲

۸۱

۱۰:۲۸

بریم چند تا اصطلاحات ماشینی و فوتبالی یادبگیریمundefinedundefinedundefinedundefinedundefined️undefined🛞
undefined️undefined️undefinedundefinedundefined
۱. اعلام نتیجه (امتیاز تیم‌ها)
در انگلیسی برای اعلام نتیجه، عدد بزرگتر را اول می‌گویند. اگر بخواهی بگویی «دو - هیچ» از کلمه *Nil برای صفر استفاده می‌کنند:

undefined-
Two-nil (2-0): دو - هیچ.

undefined-
Three-one (3-1): سه - یک.

undefined-
A two-goal lead: اختلاف دو گل (وقتی تیمی دو تا جلو است).

undefined-
They are 2-0 up: آن‌ها دو - هیچ جلو هستند.

undefined-
They are 2-0 down: آن‌ها دو - هیچ عقب هستند.

undefinedundefined
نکته: اگر بازی مساوی باشد، از کلمه All استفاده می‌کنند. مثلاً ۱-۱ می‌شود: One-all.
اگر بازی بدون گل مساوی تمام شود، می‌گویند:
Goal-less draw یا Nil-nil.


۲. گزارش حرکت بازیکنان (پاس دادن و...)

undefined-
Pass the ball to [someone]: پاس دادن توپ به کسی.
مثال: "Messi *passes the ball to Mbappe."

undefined-
Cross the ball: سانت کردن توپ (از جناحین به روی دروازه).
مثال: "He *crossed the ball into the box."

undefined-
Through ball: پاس عمقی (پاسی که از بین مدافعان رد می‌شود).
مثال: "What a beautiful *through ball!"

undefined-
Long ball: پاس بلند/زیر توپ زدن.
-
Dribble past someone: دریبل زدن و رد شدن از کسی.
مثال: "He *dribbled past three defenders."

undefined-
Assist: پاس گل.
مثال: "He provided a great *assist for the goal."

۳. شوت زدن و گل زدن

undefined-
Take a shot: شوت زدن.

-
Find the back of the net: گل زدن (به معنی: پیدا کردن پشت تور!).

undefined-
Score a goal: گل زدن.

undefined-
Header: گل با سر.

undefined-
Volley: شوت والی (وقتی توپ روی هواست و بدون برخورد به زمین به آن ضربه می‌زنند).

undefined-
Clinical finish: یک تمام‌کنندگی دقیق و حرفه‌ای.


Slangs:

undefined-
Nutmeg
*معنی: لایی زدن! (وقتی توپ را از بین پاهای بازیکن حریف رد می‌کنی).
مثال: "Did you see that? He *nutmegged the defender!"

undefined-
Top Bins
*معنی: کنجِ دروازه (دقیقاً همان جایی که تار عنکبوت می‌بندد). به گلی که به کنج بالا زده شود می‌گویند.
مثال: "He hit it straight into the *top bins!"

undefined-
Park the Bus
*معنی: اتوبوسی دفاع کردن. وقتی یک تیم فقط دفاع می‌کند و اجازه نمی‌دهد حریف نزدیک شود.
مثال: "They have no chance of winning; they’re just *parking the bus."

undefined-
Clean Sheet
*معنی: کلین‌شیت (گل نخوردن دروازه‌بان در یک بازی).
مثال: "Our goalkeeper kept a *clean sheet tonight."

undefined-
A game of two halves
*معنی: بازی دو نیمه دارد. (کنایه از اینکه نتیجه ممکن است در لحظه آخر عوض شود؛ هم در فوتبال و هم در زندگی).
مثال: "We lost the first half, but it's *a game of two halves


undefined undefinedundefinedundefined

اصطلاحات ماشینی (در مورد سرعت و وضعیت)

undefined-
Overtake: سبقت گرفتن (مثل دریبل زدن در فوتبال).
مثال: "He *overtook the truck on the highway.
"
undefined-
Tailgate: سپر به سپر کسی حرکت کردن (خیلی نزدیک به ماشین جلویی رانندگی کردن).

undefined-
Cut someone off: لایی کشیدن یا پیچیدن جلوی کسی طوری که مجبور شود ترمز کند.
-
Give it some gas: گاز دادن

undefined-
Floor it
*معنی: پدال گاز را تا ته فشار دادن (تخته‌گاز رفتن).
مثال: "We’re going to be late, *floor it!"

undefined-
Whip (Slang)
*معنی: یک کلمه خیلی خیابانی و باحال برای «ماشین». به ماشین‌های خوشگل و باکلاس می‌گویند.
مثال: "Check out my new *whip!" (ماشین جدیدم رو ببین!)

undefined-
Lemon
*معنی: لگن! (به ماشینی می‌گویند که دائم خراب می‌شود و خریدنش اشتباه بوده).
مثال: "I bought this car last month, but it's a total *lemon."

undefined-
Backseat driver
*معنی: کسی که روی صندلی عقب نشسته و مدام به راننده دستور می‌دهد (کنایه از آدم‌هایی که در کاری تخصص ندارند ولی مدام دخالت می‌کنند).
مثال: "Stop being such a *backseat driver; I know the way!"

undefined-
Put the brakes on
*معنی: ترمز چیزی را کشیدن (متوقف کردن یک فعالیت یا پروژه).
مثال: "The manager *put the brakes on the new project."

undefined-
In the fast lane
*معنی: در لاین سرعت (کنایه از زندگی پرهیجان، سریع و پر ریسک).
مثال: "He likes living life *in the fast lane
undefined۳

۱۵۰

۱۰:۵۴

۲۴ خرداد
thumbnail
Some adjectives of personality
چند تا اصطلاح شخصیتی یاد بگیریم
undefined۱

۹۷

۱۴:۲۸