Arash analysis
لایه پنجم: فقر معنایی این عمیقترین فقر دنیاست. ممکن است فرد میلیاردها دلار داشته باشد اما هنوز فقیر باشد. نشانهها هیچ چیز راضیاش نمیکند. همیشه دنبال چیز بزرگتر است. لذت را فقط در خرید میبیند. مثال یک نفر: رولزرویس دارد. جت شخصی دارد. ویلای ساحلی دارد. اما شبها آرامش ندارد. فرد دیگری: درآمد متوسط دارد. خانواده سالم دارد. هدف مشخص دارد. هر شب آرام میخوابد. از نظر روانی نفر دوم ثروتمندتر است. تمرین سه سؤال هر روز: چرا دارم این کار را انجام میدهم؟ اگر پول نبود باز هم این کار را میکردم؟ آیا این کار به زندگی من معنا میدهد؟
هرم ثروت واقعی
بیشتر مردم فکر میکنند ثروت این است:
پول ← خانه ← ماشین ← تجملات
اما در واقع ثروت پایدار این است:
۱. سلامت جسم
۲. آرامش ذهن
۳. شخصیت قوی
۴. مهارت ارزشمند
۵. روابط سالم
۶. پول و دارایی
اگر پایهها ضعیف باشند، حتی میلیاردها تومان هم احساس ثروتمندی ایجاد نمیکند.
به همین دلیل بعضی افراد با ثروت زیاد دائماً احساس کمبود دارند و بعضی افراد با دارایی کمتر احساس رضایت و قدرت میکنند.
بیشتر مردم فکر میکنند ثروت این است:
پول ← خانه ← ماشین ← تجملات
اما در واقع ثروت پایدار این است:
۱. سلامت جسم
اگر پایهها ضعیف باشند، حتی میلیاردها تومان هم احساس ثروتمندی ایجاد نمیکند.
به همین دلیل بعضی افراد با ثروت زیاد دائماً احساس کمبود دارند و بعضی افراد با دارایی کمتر احساس رضایت و قدرت میکنند.
۶۲.۹K
۱۷:۲۳
Arash analysis
هرم ثروت واقعی بیشتر مردم فکر میکنند ثروت این است: پول ← خانه ← ماشین ← تجملات اما در واقع ثروت پایدار این است: ۱. سلامت جسم
۲. آرامش ذهن
۳. شخصیت قوی
۴. مهارت ارزشمند
۵. روابط سالم
۶. پول و دارایی اگر پایهها ضعیف باشند، حتی میلیاردها تومان هم احساس ثروتمندی ایجاد نمیکند. به همین دلیل بعضی افراد با ثروت زیاد دائماً احساس کمبود دارند و بعضی افراد با دارایی کمتر احساس رضایت و قدرت میکنند.
فقر واقعی زمانی شروع میشود که انسان ارزش خودش را با چیزهایی که مالک است اندازه بگیرد؛ ثروت واقعی زمانی شروع میشود که انسان ارزش خودش را با چیزی که هست و چیزی که میتواند خلق کند بسنجد.
۹۱.۲K
۱۷:۲۳
درد و مشکل ایرانی ها چیست ؟
۴۶.۳K
۱۸:۲۳
Arash analysis
درد و مشکل ایرانی ها چیست ؟
دنیل دی لوئیستنها بازیگر برنده سه جایزه اسکار نقش اول مرد در تاریخ سینما در کارنامه سینمایی «دی»«لوئیس آمار خیره کننده 127 جایزه سینمایی از جشنواره های جهانی وجود دارهو تا ده قرن دیگه هم کسی به گرد پای دی لوئیس از لحاظ کسب جوایز مختلفنمی رسهرضا ناجیدر جوانی مکانیک ماشین ،بود بعد رفت توی ارتش درجه دار شد، بازنشسته شد بازیگر ،شد توی جشنواره برلین برای نقش اول مرد دنیل دی لوئیس خدای تاریخ هالیوود رو شکست داد.خیلی ها راه زندگیشون رو عوض کردند و زندگیشون متحول شدبابا یه وقتایی لازمه عوض کنی اون راه زندگی رو که داری میریپیش خودت توهم نزن که من مهندس شدم و نباید زمینه کاری خودم رو عوض کنم تا نون ببرم سر سفرهمراه عوض کنید راه هر راهی قرار نیست شما رو به موفقیت برسونه …راهی که نمیشه و نشده رو بیخیال بشید…
۴۹.۵K
۱۸:۲۳
Arash analysis
دنیل دی لوئیس تنها بازیگر برنده سه جایزه اسکار نقش اول مرد در تاریخ سینما در کارنامه سینمایی «دی»«لوئیس آمار خیره کننده 127 جایزه سینمایی از جشنواره های جهانی وجود داره و تا ده قرن دیگه هم کسی به گرد پای دی لوئیس از لحاظ کسب جوایز مختلف نمی رسه رضا ناجی در جوانی مکانیک ماشین ،بود بعد رفت توی ارتش درجه دار شد، بازنشسته شد بازیگر ،شد توی جشنواره برلین برای نقش اول مرد دنیل دی لوئیس خدای تاریخ هالیوود رو شکست داد. خیلی ها راه زندگیشون رو عوض کردند و زندگیشون متحول شد بابا یه وقتایی لازمه عوض کنی اون راه زندگی رو که داری میری پیش خودت توهم نزن که من مهندس شدم و نباید زمینه کاری خودم رو عوض کنم تا نون ببرم سر سفرهم راه عوض کنید راه هر راهی قرار نیست شما رو به موفقیت برسونه … راهی که نمیشه و نشده رو بیخیال بشید…
تغییر مسیر زندگی؛ شکست نیست، بازطراحی است
گاهی آدمها سالها در مسیری میمانند، فقط چون یک روزی آن مسیر را انتخاب کردهاند.میگویند: «من مهندس شدم، پس باید تا آخر عمر همین کار را بکنم.»میگویند: «من این همه سال برای این رشته وقت گذاشتم، حیف است عوضش کنم.»میگویند: «سنم گذشته، دیر شده، از من دیگر گذشته.»
اما واقعیت این است:بزرگترین زندان انسان، همیشه شرایط بیرونی نیست؛ گاهی تصویری است که از خودش ساخته و جرئت تغییرش را ندارد.
آدم موفق کسی نیست که از اول، مسیر درست را پیدا کرده باشد. آدم موفق کسی است که وقتی میفهمد مسیرش دیگر جواب نمیدهد، آنقدر شجاعت دارد که مسیرش را بازبینی کند.
رضا ناجی یک نمونه مهم است، نه فقط به خاطر جایزهای که گرفت؛ بلکه به خاطر این پیام بزرگ که زندگیاش دارد:انسان میتواند از یک نقطه کاملاً معمولی شروع کند، چند بار نقش عوض کند، چند بار مسیر عوض کند، و در نهایت در جایی بدرخشد که هیچکس تصورش را نمیکرد.
این یعنی گذشته تو مهم است، اما زندان تو نیست
گاهی آدمها سالها در مسیری میمانند، فقط چون یک روزی آن مسیر را انتخاب کردهاند.میگویند: «من مهندس شدم، پس باید تا آخر عمر همین کار را بکنم.»میگویند: «من این همه سال برای این رشته وقت گذاشتم، حیف است عوضش کنم.»میگویند: «سنم گذشته، دیر شده، از من دیگر گذشته.»
اما واقعیت این است:بزرگترین زندان انسان، همیشه شرایط بیرونی نیست؛ گاهی تصویری است که از خودش ساخته و جرئت تغییرش را ندارد.
آدم موفق کسی نیست که از اول، مسیر درست را پیدا کرده باشد. آدم موفق کسی است که وقتی میفهمد مسیرش دیگر جواب نمیدهد، آنقدر شجاعت دارد که مسیرش را بازبینی کند.
رضا ناجی یک نمونه مهم است، نه فقط به خاطر جایزهای که گرفت؛ بلکه به خاطر این پیام بزرگ که زندگیاش دارد:انسان میتواند از یک نقطه کاملاً معمولی شروع کند، چند بار نقش عوض کند، چند بار مسیر عوض کند، و در نهایت در جایی بدرخشد که هیچکس تصورش را نمیکرد.
این یعنی گذشته تو مهم است، اما زندان تو نیست
۴۰.۴K
۱۸:۳۸
Arash analysis
تغییر مسیر زندگی؛ شکست نیست، بازطراحی است گاهی آدمها سالها در مسیری میمانند، فقط چون یک روزی آن مسیر را انتخاب کردهاند. میگویند: «من مهندس شدم، پس باید تا آخر عمر همین کار را بکنم.» میگویند: «من این همه سال برای این رشته وقت گذاشتم، حیف است عوضش کنم.» میگویند: «سنم گذشته، دیر شده، از من دیگر گذشته.» اما واقعیت این است: بزرگترین زندان انسان، همیشه شرایط بیرونی نیست؛ گاهی تصویری است که از خودش ساخته و جرئت تغییرش را ندارد. آدم موفق کسی نیست که از اول، مسیر درست را پیدا کرده باشد. آدم موفق کسی است که وقتی میفهمد مسیرش دیگر جواب نمیدهد، آنقدر شجاعت دارد که مسیرش را بازبینی کند. رضا ناجی یک نمونه مهم است، نه فقط به خاطر جایزهای که گرفت؛ بلکه به خاطر این پیام بزرگ که زندگیاش دارد: انسان میتواند از یک نقطه کاملاً معمولی شروع کند، چند بار نقش عوض کند، چند بار مسیر عوض کند، و در نهایت در جایی بدرخشد که هیچکس تصورش را نمیکرد. این یعنی گذشته تو مهم است، اما زندان تو نیست
چرا آدمها از تغییر مسیر میترسند؟
از نظر روانشناسی، یکی از بزرگترین خطاهای ذهنی انسان چیزی است به نام خطای هزینه ازدسترفته.یعنی چون برای چیزی زمان، پول، انرژی یا اعتبار خرج کردهایم، فکر میکنیم باید حتماً همان را ادامه بدهیم؛ حتی وقتی میبینیم دیگر برایمان نتیجه ندارد.
مثلاً کسی پنج سال مهندسی خوانده، اما علاقه، توان، بازار یا روحیهاش با آن مسیر هماهنگ نیست. با این حال به خودش میگوید:«حیف است، من این همه سال وقت گذاشتم.»
اما سؤال درست این نیست که:«تا امروز چقدر برای این مسیر هزینه دادهام؟»
سؤال درست این است:«از امروز به بعد، ادامه این مسیر من را به زندگی بهتر نزدیکتر میکند یا دورتر؟»
گذشته قابل برگشت نیست، اما آینده هنوز قابل طراحی است.
⸻
تغییر مسیر یعنی چه؟
تغییر مسیر یعنی یک روزه همهچیز را ول کنی و بیبرنامه وارد یک دنیای ناشناخته شوی؟نه.
تغییر مسیر یعنی با عقل، بررسی، آزمایش و شجاعت بفهمی کدام راه برای نسخه امروز تو مناسبتر است.
گاهی تغییر مسیر یعنی رشتهات را عوض کنی.گاهی یعنی شغلت را عوض کنی.گاهی یعنی همان تخصص قبلی را در یک صنعت جدید استفاده کنی.گاهی یعنی از کارمندی به کار آزاد بروی.گاهی یعنی از کار فنی به آموزش، مدیریت، فروش، تولید محتوا، مشاوره یا کارآفرینی مهاجرت کنی.
تغییر مسیر همیشه به معنی دور ریختن گذشته نیست.خیلی وقتها یعنی استفاده بهتر از گذشته در یک زمین تازه.
یک مهندس میتواند تحلیلگر کسبوکار شود.یک معلم میتواند تولیدکننده محتوای آموزشی شود.یک کارمند اداری میتواند مدیر عملیات شود.یک مکانیک میتواند مدرس فنی، کارآفرین، فروشنده تخصصی قطعات یا صاحب کسبوکار خدماتی شود.
مسئله این نیست که «من قبلاً چه بودهام؟»مسئله این است که «من با چیزهایی که بلدم، از این به بعد چه چیزی میتوانم بسازم؟
از نظر روانشناسی، یکی از بزرگترین خطاهای ذهنی انسان چیزی است به نام خطای هزینه ازدسترفته.یعنی چون برای چیزی زمان، پول، انرژی یا اعتبار خرج کردهایم، فکر میکنیم باید حتماً همان را ادامه بدهیم؛ حتی وقتی میبینیم دیگر برایمان نتیجه ندارد.
مثلاً کسی پنج سال مهندسی خوانده، اما علاقه، توان، بازار یا روحیهاش با آن مسیر هماهنگ نیست. با این حال به خودش میگوید:«حیف است، من این همه سال وقت گذاشتم.»
اما سؤال درست این نیست که:«تا امروز چقدر برای این مسیر هزینه دادهام؟»
سؤال درست این است:«از امروز به بعد، ادامه این مسیر من را به زندگی بهتر نزدیکتر میکند یا دورتر؟»
گذشته قابل برگشت نیست، اما آینده هنوز قابل طراحی است.
⸻
تغییر مسیر یعنی چه؟
تغییر مسیر یعنی یک روزه همهچیز را ول کنی و بیبرنامه وارد یک دنیای ناشناخته شوی؟نه.
تغییر مسیر یعنی با عقل، بررسی، آزمایش و شجاعت بفهمی کدام راه برای نسخه امروز تو مناسبتر است.
گاهی تغییر مسیر یعنی رشتهات را عوض کنی.گاهی یعنی شغلت را عوض کنی.گاهی یعنی همان تخصص قبلی را در یک صنعت جدید استفاده کنی.گاهی یعنی از کارمندی به کار آزاد بروی.گاهی یعنی از کار فنی به آموزش، مدیریت، فروش، تولید محتوا، مشاوره یا کارآفرینی مهاجرت کنی.
تغییر مسیر همیشه به معنی دور ریختن گذشته نیست.خیلی وقتها یعنی استفاده بهتر از گذشته در یک زمین تازه.
یک مهندس میتواند تحلیلگر کسبوکار شود.یک معلم میتواند تولیدکننده محتوای آموزشی شود.یک کارمند اداری میتواند مدیر عملیات شود.یک مکانیک میتواند مدرس فنی، کارآفرین، فروشنده تخصصی قطعات یا صاحب کسبوکار خدماتی شود.
مسئله این نیست که «من قبلاً چه بودهام؟»مسئله این است که «من با چیزهایی که بلدم، از این به بعد چه چیزی میتوانم بسازم؟
۳۷.۲K
۱۸:۳۸
Arash analysis
چرا آدمها از تغییر مسیر میترسند؟ از نظر روانشناسی، یکی از بزرگترین خطاهای ذهنی انسان چیزی است به نام خطای هزینه ازدسترفته. یعنی چون برای چیزی زمان، پول، انرژی یا اعتبار خرج کردهایم، فکر میکنیم باید حتماً همان را ادامه بدهیم؛ حتی وقتی میبینیم دیگر برایمان نتیجه ندارد. مثلاً کسی پنج سال مهندسی خوانده، اما علاقه، توان، بازار یا روحیهاش با آن مسیر هماهنگ نیست. با این حال به خودش میگوید: «حیف است، من این همه سال وقت گذاشتم.» اما سؤال درست این نیست که: «تا امروز چقدر برای این مسیر هزینه دادهام؟» سؤال درست این است: «از امروز به بعد، ادامه این مسیر من را به زندگی بهتر نزدیکتر میکند یا دورتر؟» گذشته قابل برگشت نیست، اما آینده هنوز قابل طراحی است. ⸻ تغییر مسیر یعنی چه؟ تغییر مسیر یعنی یک روزه همهچیز را ول کنی و بیبرنامه وارد یک دنیای ناشناخته شوی؟ نه. تغییر مسیر یعنی با عقل، بررسی، آزمایش و شجاعت بفهمی کدام راه برای نسخه امروز تو مناسبتر است. گاهی تغییر مسیر یعنی رشتهات را عوض کنی. گاهی یعنی شغلت را عوض کنی. گاهی یعنی همان تخصص قبلی را در یک صنعت جدید استفاده کنی. گاهی یعنی از کارمندی به کار آزاد بروی. گاهی یعنی از کار فنی به آموزش، مدیریت، فروش، تولید محتوا، مشاوره یا کارآفرینی مهاجرت کنی. تغییر مسیر همیشه به معنی دور ریختن گذشته نیست. خیلی وقتها یعنی استفاده بهتر از گذشته در یک زمین تازه. یک مهندس میتواند تحلیلگر کسبوکار شود. یک معلم میتواند تولیدکننده محتوای آموزشی شود. یک کارمند اداری میتواند مدیر عملیات شود. یک مکانیک میتواند مدرس فنی، کارآفرین، فروشنده تخصصی قطعات یا صاحب کسبوکار خدماتی شود. مسئله این نیست که «من قبلاً چه بودهام؟» مسئله این است که «من با چیزهایی که بلدم، از این به بعد چه چیزی میتوانم بسازم؟
یک اصل علمی مهم: هویت انسان ثابت نیست
خیلیها خودشان را با شغلشان تعریف میکنند:«من مهندسم.»«من کارمندم.»«من فقط دیپلم دارم.»«من آدم فروش نیستم.»«من برای هنر ساخته نشدهام.»«من دیر شروع کردهام.»
اما هویت شغلی انسان قابل تغییر است. مغز انسان با تمرین، تکرار، محیط و تجربههای تازه، مسیرهای جدید میسازد. کسی که امروز در یک مهارت ضعیف است، الزاماً برای همیشه ضعیف نمیماند.
البته این به معنی شعار دادن نیست.هیچکس فقط با انگیزه موفق نمیشود.تغییر واقعی به سه چیز نیاز دارد:
شناخت دقیق خود، شناخت واقعبینانه بازار، و تمرین منظم.
انگیزه فقط جرقه است.سیستم، برنامه و استمرار است که آدم را جلو میبرد.
⸻
قبل از تغییر مسیر، این پنج سؤال را از خودت بپرس
اول: آیا من از مسیرم خستهام یا واقعاً مسیرم اشتباه است؟گاهی آدم مسیر غلطی ندارد، فقط فرسوده شده، استراحت نکرده، محیط بدی دارد یا مدیر بدی بالای سرش است. در این حالت شاید نیاز به تغییر کل مسیر نباشد؛ شاید نیاز به تغییر محیط، سبک کار یا زمانبندی باشد.
دوم: در کار فعلی چه چیزی من را خالی میکند و چه چیزی من را زنده میکند؟برای سی روز یادداشت کن کدام کارها به تو انرژی میدهند و کدام کارها انرژیات را میگیرند. این دادهها از احساسات لحظهای قابل اعتمادترند.
سوم: چه مهارتهایی دارم که قابل انتقال به مسیرهای دیگرند؟مثلاً حل مسئله، مذاکره، نوشتن، تحلیل، مدیریت پروژه، کار با آدمها، نظم، فروش، آموزش، طراحی، برنامهریزی یا تجربه فنی. خیلی از مهارتها فقط مخصوص یک شغل نیستند.
چهارم: مسیر جدید فقط برایم جذاب است یا واقعاً بازار دارد؟علاقه مهم است، اما کافی نیست. باید ببینی مردم حاضرند بابت آن مهارت، محصول یا خدمت پول بدهند یا نه.
پنجم: حاضرم برای مسیر جدید هزینه یادگیری بدهم؟هر تغییر مسیری یک دوره خامی دارد. ممکن است مدتی تازهکار باشی. ممکن است درآمدت اول کم شود. ممکن است لازم باشد دوباره شاگردی کنی. کسی که تحمل این دوره را ندارد، معمولاً فقط رویاپردازی میکند، نه تغییر واقعی
خیلیها خودشان را با شغلشان تعریف میکنند:«من مهندسم.»«من کارمندم.»«من فقط دیپلم دارم.»«من آدم فروش نیستم.»«من برای هنر ساخته نشدهام.»«من دیر شروع کردهام.»
اما هویت شغلی انسان قابل تغییر است. مغز انسان با تمرین، تکرار، محیط و تجربههای تازه، مسیرهای جدید میسازد. کسی که امروز در یک مهارت ضعیف است، الزاماً برای همیشه ضعیف نمیماند.
البته این به معنی شعار دادن نیست.هیچکس فقط با انگیزه موفق نمیشود.تغییر واقعی به سه چیز نیاز دارد:
شناخت دقیق خود، شناخت واقعبینانه بازار، و تمرین منظم.
انگیزه فقط جرقه است.سیستم، برنامه و استمرار است که آدم را جلو میبرد.
⸻
قبل از تغییر مسیر، این پنج سؤال را از خودت بپرس
اول: آیا من از مسیرم خستهام یا واقعاً مسیرم اشتباه است؟گاهی آدم مسیر غلطی ندارد، فقط فرسوده شده، استراحت نکرده، محیط بدی دارد یا مدیر بدی بالای سرش است. در این حالت شاید نیاز به تغییر کل مسیر نباشد؛ شاید نیاز به تغییر محیط، سبک کار یا زمانبندی باشد.
دوم: در کار فعلی چه چیزی من را خالی میکند و چه چیزی من را زنده میکند؟برای سی روز یادداشت کن کدام کارها به تو انرژی میدهند و کدام کارها انرژیات را میگیرند. این دادهها از احساسات لحظهای قابل اعتمادترند.
سوم: چه مهارتهایی دارم که قابل انتقال به مسیرهای دیگرند؟مثلاً حل مسئله، مذاکره، نوشتن، تحلیل، مدیریت پروژه، کار با آدمها، نظم، فروش، آموزش، طراحی، برنامهریزی یا تجربه فنی. خیلی از مهارتها فقط مخصوص یک شغل نیستند.
چهارم: مسیر جدید فقط برایم جذاب است یا واقعاً بازار دارد؟علاقه مهم است، اما کافی نیست. باید ببینی مردم حاضرند بابت آن مهارت، محصول یا خدمت پول بدهند یا نه.
پنجم: حاضرم برای مسیر جدید هزینه یادگیری بدهم؟هر تغییر مسیری یک دوره خامی دارد. ممکن است مدتی تازهکار باشی. ممکن است درآمدت اول کم شود. ممکن است لازم باشد دوباره شاگردی کنی. کسی که تحمل این دوره را ندارد، معمولاً فقط رویاپردازی میکند، نه تغییر واقعی
۳۶.۳K
۱۸:۳۸
Arash analysis
یک اصل علمی مهم: هویت انسان ثابت نیست خیلیها خودشان را با شغلشان تعریف میکنند: «من مهندسم.» «من کارمندم.» «من فقط دیپلم دارم.» «من آدم فروش نیستم.» «من برای هنر ساخته نشدهام.» «من دیر شروع کردهام.» اما هویت شغلی انسان قابل تغییر است. مغز انسان با تمرین، تکرار، محیط و تجربههای تازه، مسیرهای جدید میسازد. کسی که امروز در یک مهارت ضعیف است، الزاماً برای همیشه ضعیف نمیماند. البته این به معنی شعار دادن نیست. هیچکس فقط با انگیزه موفق نمیشود. تغییر واقعی به سه چیز نیاز دارد: شناخت دقیق خود، شناخت واقعبینانه بازار، و تمرین منظم. انگیزه فقط جرقه است. سیستم، برنامه و استمرار است که آدم را جلو میبرد. ⸻ قبل از تغییر مسیر، این پنج سؤال را از خودت بپرس اول: آیا من از مسیرم خستهام یا واقعاً مسیرم اشتباه است؟ گاهی آدم مسیر غلطی ندارد، فقط فرسوده شده، استراحت نکرده، محیط بدی دارد یا مدیر بدی بالای سرش است. در این حالت شاید نیاز به تغییر کل مسیر نباشد؛ شاید نیاز به تغییر محیط، سبک کار یا زمانبندی باشد. دوم: در کار فعلی چه چیزی من را خالی میکند و چه چیزی من را زنده میکند؟ برای سی روز یادداشت کن کدام کارها به تو انرژی میدهند و کدام کارها انرژیات را میگیرند. این دادهها از احساسات لحظهای قابل اعتمادترند. سوم: چه مهارتهایی دارم که قابل انتقال به مسیرهای دیگرند؟ مثلاً حل مسئله، مذاکره، نوشتن، تحلیل، مدیریت پروژه، کار با آدمها، نظم، فروش، آموزش، طراحی، برنامهریزی یا تجربه فنی. خیلی از مهارتها فقط مخصوص یک شغل نیستند. چهارم: مسیر جدید فقط برایم جذاب است یا واقعاً بازار دارد؟ علاقه مهم است، اما کافی نیست. باید ببینی مردم حاضرند بابت آن مهارت، محصول یا خدمت پول بدهند یا نه. پنجم: حاضرم برای مسیر جدید هزینه یادگیری بدهم؟ هر تغییر مسیری یک دوره خامی دارد. ممکن است مدتی تازهکار باشی. ممکن است درآمدت اول کم شود. ممکن است لازم باشد دوباره شاگردی کنی. کسی که تحمل این دوره را ندارد، معمولاً فقط رویاپردازی میکند، نه تغییر واقعی
روش درست تغییر مسیر: آزمایش کوچک، نه تصمیم احساسی بزرگ
یکی از اشتباهات رایج این است که آدم ناگهان میگوید:«از فردا همهچیز را ول میکنم و میروم دنبال علاقهام.»
این همیشه شجاعت نیست؛ گاهی بیبرنامگی است.
روش علمیتر این است:قبل از اینکه پل پشت سرت را خراب کنی، یک پل جلوی پایت بساز.
یعنی مسیر جدید را کوچک آزمایش کن.
مثلاً اگر میخواهی وارد تولید محتوا شوی، اول ۹۰ روز محتوا تولید کن.اگر میخواهی مدرس شوی، اول چند کلاس کوچک برگزار کن.اگر میخواهی وارد فروش شوی، اول یک محصول واقعی را بفروش.اگر میخواهی کسبوکار راه بیندازی، اول با کمترین هزینه یک نمونه ساده بساز و واکنش بازار را ببین.اگر میخواهی مهاجرت شغلی کنی، اول چند پروژه کوچک بگیر، نه اینکه فقط دوره بخری و منتظر معجزه بمانی.
تغییر مسیر موفق با خیالپردازی شروع نمیشود؛ با آزمایش واقعی شروع میشود.
یکی از اشتباهات رایج این است که آدم ناگهان میگوید:«از فردا همهچیز را ول میکنم و میروم دنبال علاقهام.»
این همیشه شجاعت نیست؛ گاهی بیبرنامگی است.
روش علمیتر این است:قبل از اینکه پل پشت سرت را خراب کنی، یک پل جلوی پایت بساز.
یعنی مسیر جدید را کوچک آزمایش کن.
مثلاً اگر میخواهی وارد تولید محتوا شوی، اول ۹۰ روز محتوا تولید کن.اگر میخواهی مدرس شوی، اول چند کلاس کوچک برگزار کن.اگر میخواهی وارد فروش شوی، اول یک محصول واقعی را بفروش.اگر میخواهی کسبوکار راه بیندازی، اول با کمترین هزینه یک نمونه ساده بساز و واکنش بازار را ببین.اگر میخواهی مهاجرت شغلی کنی، اول چند پروژه کوچک بگیر، نه اینکه فقط دوره بخری و منتظر معجزه بمانی.
تغییر مسیر موفق با خیالپردازی شروع نمیشود؛ با آزمایش واقعی شروع میشود.
۵۱.۸K
۱۸:۳۸
Arash analysis
روش درست تغییر مسیر: آزمایش کوچک، نه تصمیم احساسی بزرگ یکی از اشتباهات رایج این است که آدم ناگهان میگوید: «از فردا همهچیز را ول میکنم و میروم دنبال علاقهام.» این همیشه شجاعت نیست؛ گاهی بیبرنامگی است. روش علمیتر این است: قبل از اینکه پل پشت سرت را خراب کنی، یک پل جلوی پایت بساز. یعنی مسیر جدید را کوچک آزمایش کن. مثلاً اگر میخواهی وارد تولید محتوا شوی، اول ۹۰ روز محتوا تولید کن. اگر میخواهی مدرس شوی، اول چند کلاس کوچک برگزار کن. اگر میخواهی وارد فروش شوی، اول یک محصول واقعی را بفروش. اگر میخواهی کسبوکار راه بیندازی، اول با کمترین هزینه یک نمونه ساده بساز و واکنش بازار را ببین. اگر میخواهی مهاجرت شغلی کنی، اول چند پروژه کوچک بگیر، نه اینکه فقط دوره بخری و منتظر معجزه بمانی. تغییر مسیر موفق با خیالپردازی شروع نمیشود؛ با آزمایش واقعی شروع میشود.
فرمول ساده برای انتخاب مسیر جدید
یک مسیر خوب معمولاً چهار ویژگی دارد:
۱. توانایی: آیا میتوانم در آن بهتر شوم؟۲. علاقه پایدار: آیا بعد از سختیهای اولیه هم هنوز برایم معنا دارد؟۳. نیاز بازار: آیا کسی به این مهارت یا خدمت نیاز دارد؟۴. سبک زندگی مناسب: آیا این مسیر با شخصیت، انرژی، خانواده و شرایط زندگی من سازگار است؟
یک مسیر خوب معمولاً چهار ویژگی دارد:
۱. توانایی: آیا میتوانم در آن بهتر شوم؟۲. علاقه پایدار: آیا بعد از سختیهای اولیه هم هنوز برایم معنا دارد؟۳. نیاز بازار: آیا کسی به این مهارت یا خدمت نیاز دارد؟۴. سبک زندگی مناسب: آیا این مسیر با شخصیت، انرژی، خانواده و شرایط زندگی من سازگار است؟
۵۵.۷K
۱۸:۳۸
Arash analysis
دنیل دی لوئیس تنها بازیگر برنده سه جایزه اسکار نقش اول مرد در تاریخ سینما در کارنامه سینمایی «دی»«لوئیس آمار خیره کننده 127 جایزه سینمایی از جشنواره های جهانی وجود داره و تا ده قرن دیگه هم کسی به گرد پای دی لوئیس از لحاظ کسب جوایز مختلف نمی رسه رضا ناجی در جوانی مکانیک ماشین ،بود بعد رفت توی ارتش درجه دار شد، بازنشسته شد بازیگر ،شد توی جشنواره برلین برای نقش اول مرد دنیل دی لوئیس خدای تاریخ هالیوود رو شکست داد. خیلی ها راه زندگیشون رو عوض کردند و زندگیشون متحول شد بابا یه وقتایی لازمه عوض کنی اون راه زندگی رو که داری میری پیش خودت توهم نزن که من مهندس شدم و نباید زمینه کاری خودم رو عوض کنم تا نون ببرم سر سفرهم راه عوض کنید راه هر راهی قرار نیست شما رو به موفقیت برسونه … راهی که نمیشه و نشده رو بیخیال بشید…
روزی یه بار این متن رو بخوانید تو مسیر درست برید یه حرکته مسیر صد ساله رو میرید ….
۵۵K
۱۸:۳۸