لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل علیرضا چیت‌سازیانع
۱۱۸ عضو

علیرضا چیت‌سازیان

عضو هیأت علمی دانشگاه کاشاندکتری مدیریت رفتار سازمانی دانشگاه فردوسی
بنیان‌گذار آکادمی مثبت مدرسهمشاور منابع انسانی و مربی شرکت‌های دانش‌بنیان
مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۲۷ خرداد
بازارسال شده از سرباز روح الله رضوی
آنانیکه حنجره‌شان جز به تخدیر و یاس و ناامیدی باز نمی‌شود را کنار نهید. اینان هرچند خروارها ادعای انقلابی داشته باشند در عمل کنش ضدانقلابی دارند.
ما کودتا و جنگ سخت و توقف آتش را سپری کردیم و اینکه در آستانه پایان جنگ بر روی کاغذیم. جنگ در میدان هم پایان یابد تمام قرائن و شواهد حاکی از تدارک دشمن برای جنگ بعدی است.
مهمترین شرایطی که دیگر نباید به آن برگردیم خواب خرگوشی در کنار گرگ درنده‌ی بیدار است. برویم و در هر جائیکه هستیم آماده جنگ بعدی شویم تا در روز توافق پایان آن جنگ به مراتب بیشتر از آنچه اینک حاصل کردیم بتوانیم حاصل کنیم.
تا نابودی اسراییل این معرکه ادامه دارد. مرد میدان باشیم و تا کمتر از ۱۵ سال کار را تمام کنیم.

۱

۲۱:۴۰

۳ تیر
thumbnail
.امروز به زیارت مقبره محتشم کاشانی رفتم. محتشم به گردن ما بچه شیعه‌ها حق زیادی دارد.فقط کافی بود که روضه خوان لب به باز این چه شورش است باز کند تا شانه‌های آقاجون بلرزد و دست خود را محکم به پیشانی بزند. عزیز هم چادر گلدار کُدِری را به صورت بکشد و به جای همه آنها که در کربلا نبودند، برای دردانه حضرت زهرا گریه کند. شاید کمتر شعری اعجاز شاهکار محتشم را داشته باشد.
به تاریخ وفات محتشم دقت کردم. او هم در دو قرن طلایی تشیع در کاشان زندگی می‌کرده؛ قرن دهم و یازدهم. سال‌های طلایی که نفس و قلم بزرگانی همچون ملامحسن فیض، سید اعظم، عارف بالله قاضی‌اسدالله و دیگر بزرگان، کاشانِ دیگری ساخته است. کاشانی که این ایام اگر بخواهی هم نمی‌توانی بی یاد حسین روزی را به شب برسانی؛ الحمدلله.
undefined۳۴

۶۷۳

۱۱:۴۴

thumbnail
undefined۳۴

۶۷۴

۱۱:۴۴

۵ تیر
undefined اتفاقی که در این روزها قابل دیدن است؛روشن شدن موتور پروپاگاندای ترامپ و تیم برای مصرف داخلی+ تضعیف روحیه طرف مقابل و ایجادبی اعتمادی عمیق (که مقداری قابل قبول و مقداری واقعاً بی مبنا) در بین جمعی از بچه‌های دغدغه‌دار پویائی‌های این فضا؛ در این موقعیت کافی است که یک ترجمه از توئیت‌ها یا حرفهای از جبهه ظلم بیرون بیاید و جبهه بچه‌های دغدغه‌دار آن را در همه گروه‌هایی که عضو هستند ارسال کنند. اتفاقی که می‌افتد؛ عموم (یعنی مشاهده‌گران فضای مجازی که غالبا منفعل بوده و تنها منبع اطلاعات آنها همین فضا است) در مارپیچ بی‌اعتمادی-ناامیدی می‌افتند. ثمره؛ اخبار درست و نادرست (راست و دروغ) با ضریب زیاد دست به دست می‌شوند. هر گروه و کانال که باز می‌کنید همان حرف را با عبارت‌های مختلف می‌گوید (مثل قرار است که از آمریکا گندم و سویای تراریخته بیاورند که در ایران نسل کشی به راه بیندازند؛ حرفی که نیاز به دقت نظام غذا و داروی کشور دارد و به این سادگی اتفاق نمی‌افتد). نتیجه دیگر این فضا؛احساس ترس زیاد در بین افراد. آدمهایی که هیچ چیز در ید قدرتشان نیست. احساس اینکه همه دستاوردها از دست رفت و ما در معرض نابودی هستیم. در کنار آن فضا قطبی سازی می‌شود و مطالبه‌گری موثر جای خود را به ناامیدی و البته گاهی بروز رفتارهای خشن می‌دهد. پ.ن:این عرایض نفی‌کننده مطالبات درستی مثل بازگشایی مجلس نیست. آن مطالبات باید باشد و می‌توان از طریق صحبت با نمایندگان، شعارهای صحیح در کف خیابان و ایجاد کارزار مطالبه نمود. اما اگر امت مبعوث بخواهد با سازوکارهای گرفتار شدن در دام اخبار جعلی و مانند آن درگیر هیجانات مخرب بشوند، رسیدن به قله را با سختی های بیشتری همراه می‌کنند. کارزار جهاد عرصه‌ای برای رشد انسان است. اگر این عرصه بتواند صبر و نوع تحلیل ما را ارتقا دهد، برد بزرگی داشته‌ایم. #سوادـرسانه
علیرضا چیت‌سازیان
undefined۱۹

۷۲۵

۱۲:۲۱

۹ تیر
بازارسال شده از مثبت مدرسه | والدین

سواد مالی رو از ۳ سالگی شروع کنید!.mp3

۰۵:۰۱-۵.۸۸ مگابایت
undefined دکتر علیرضا چیت سازیان
undefinedشروع آموزش از ۳ سالگیundefinedدرک مفهوم ارزشundefinedیادگیری مهارت مبادلهundefinedتقویت قدرت صبر و تحملundefinedآینده‌سازی با مهارت مالی

درکِ این واقعیت که «هر چیزی ارزشی دارد و برای به‌دست آوردنش باید بهایی (پول، زمان یا گذشت) پرداخت کرد.»

@mosbatmadrese_valedein

۱

۲۱:۵۳

۱۳ تیر
thumbnail
جمعه دوازدهم تیرماه ۱۴۰۵
برای آخرین بار خدمت استاد رسیدم. این بار نه در دانشگاه ، بلکه در محله‌ی کن، همان محله دوست‌داشتنی استاد. این‌جا هم مثل همیشه، دور استاد شلوغ بود؛ شلوغ‌تر از همیشه. همه آمده بودند، از استادان دانشگاه گرفته تا رفقای قدیمی و شاگردان استاد. یکی از ویژگی‌های برجسته‌ی استاد که هم خودم بارها دیده‌ام و هم از دیگران شنیده‌ام، خوش‌مشربی و صمیمیت کم‌نظیرشان بود. ساعت‌ها در کنارشان می‌نشستی و گذر زمان را احساس نمی‌کردی.
هر طرف را که نگاه می‌کردم، آدم‌هایی را می‌دیدم که خود را مدیون استاد می‌دانستند. آنجا بیش از همیشه فهمیدم که «مصباح» چه نام بامسمایی بود. او حقیقتاً چراغ راه زندگی بسیاری از انسان‌ها شد. عمرش را وقف پرورش انسان کرد و در این راه از خیلی چیزها گذشت. برای من هم فقط یک استاد نبود؛ پدری کرد.
این‌جا شکوه دوباره‌ی استاد را دیدم و اشک‌هایم در پی این قافله بارید. مصباح دیگر یک نفر نبود، او حالا هزاران نفر بود. او در وجود تک تک شاگردانش که به بدرقه اش آمده بودند جریان داشت.
سفرت به سلامت، استادما را فراموش نکن.
علیرضا چیت‌سازیان
undefined۳۷

۶۵۳

۲۲:۰۱

۱۷ تیر
thumbnail
نزع و جاودانگییکی از ویژگی‌های بارز آقای ایران این بود که از دنیا هیچ چیز نمی‌خواست؛ نه اسم و رسمی و نه مال و منالی. حتی منتقدان و دشمنان هم به منش زاهدانه و ادب شهرت‌گریز ایشان معترف بودند.امروز که فیلمی از حسینیه‌ی با خاک یکسان شده ایشان را می‌دیدم، یاد صحبت یکی از افراد مطلع افتادم که می‌گفت هیچی از اسباب و وسایل آقا نمانده و دفتر کار و حتی کتابخانه ایشان هم در آتش سوخته و چیزی باقی نمانده. آقا دنیا را واقعا عاریتی می‌دیدند و این باور بود که به او چنین وسعت روحی بخشیده بود.
سحر هم بر می‌گردد شهر پدری. دست خالی از دنیایی که برای اهلش است. کُنجی دِنج از حرم امام رئوف را انتخاب کرده که برای همیشه کنار امام باشد. در زاویه‌ای از حرم که حتی برای قبر او هم آجری بر آجر نگذارند.
همین کارهایش بود که در دل آنان که دیدنش و یا حتی ندیدنش حسابی جا باز کرده و همه را درگیر خود کرده.آقا گواه‌ی بود برای انسان‌ها؛ نه فقط برای انسان‌های هم‌عصرش. او نشانه‌ای بود برای انسانیت.
حالا او می‌رود در پناه خورشید تا در نور محو شود؛ بی‌ادعا مثل همیشه. می‌رود در آغوش امام آرام بگیرد و ثمره یک عمر تلاش را به نظاره بنشیند.
پدر مهربان امت؛ ما را از دعا فراموش نکن.
غروب در نفس گرم جاده خواهم رفتپیاده آمده بودم، پیاده خواهم رفت
منم تمام افق را به رنج گردیدهمنم که هر که مرا دیده، در گذر دیده
من ایستادم، اگر پشت آسمان خم شدنماز خواندم، اگر دهر ابن ملجم شد
طلسم غربتم امشب شکسته خواهد شدو سفره ام که تهی بود، بسته خواهد شد
غروب در نفس گرم جاده خواهم رفتپیاده آمده بودم، پیاده خواهم رفت
تمام آنچه ندارم، نهاده خواهم رفتپیاده آمده بودم، پیاده خواهم رفت
به این امام قسم، چیز دیگری نبرمبه جز غبار حرم، چیز دیگری نبرم
پ.ن۱. نزع به معنای جدا شدن و کندن است. عبارتی که استاد باقری در توصیف زندگی زاهدانه آقای ایران استفاده می‌کردند.۲. شعر از استاد کاظمی را با کمی تعدیل
علیرضا چیت‌سازیان
undefined۳۸
undefined۱

۸۱۶

۱۹:۲۴

۴ مرداد
thumbnail
.فَإِذَا فَرَغْتَ فَانْصَبْ وَإِلَى رَبِّكَ فَارْغَبْ
این روزها خیلی‌ها در فکر چگونه سامان دادن جنگ و پایان آن هستند، اینکه باید برای جنگ چکار کنیم و چه کاری نکنیم. ولی من بیشتر به روز بعد از این غائله فکر می‌کنم. آیا برای فردای جنگ برنامه‌ای داریم یا روز از نو و روزی از نو! قرار است همان مسیری را برویم که قبل از جنگ بوده یا این صحنه و اتفاقاتی که برای ما افتاده است، توانسته ذهن و فکر ما را خانه‌تکانی کند؟
جنگ و اتفاقاتی که در این چند ماه برای ما پیش‌آمد، نشان داد که آنکه در بحران‌ها مایه‌ی امن و آرامش است، مردم و حضور موثر آنهاست. به گفته دوست و دشمن اگر حضور، صبوری و تاب‌آوری مردم نبود، نمی‌توانستیم با قوت بایستیم و محاسبات طرف مقابل را تغییر دهیم. حال قرار است وقتی جنگ تمام شد دوباره شرایط برگردد به قبل؟ بعضی پیشنهاد داده‌اند که تجمعات یک شب در هفته، ادامه داشته باشند. پیشنهاد خوبی است، ولی آیا این استفاده از تمام ظرفیت مردم است؟ اصلا محدود کردن مردم در این حد جفای بر مبنایی است که تاکنون انقلاب بر آن اساس پیش رفته است. اصلا مردم اینگونه برخورد را می‌پذیرند؟
باید برای فردای جنگ فکری داشته باشیم. بدون شک مسأله اول پساجنگ اقتصاد و سازندگی کشور است. زمزمه‌هایی هم شنیده می‌شود که پدرخوانده‌های اقتصاد آماده‌اند. دادن دوباره اقتصاد به دست  شرکت‌های بزرگ و رانتی‌ها و تراستی‌ها اشتباهی نابخشودنی است. بعد از دفاع مقدس اول هم این اتفاق افتاد. هرچند آن اتفاق ناشی از این بود که نه تجارب اعتماد به سیستم رایج اقتصاد را داشتیم و نه ظرفیت نیروی انسانی که بتواند نظریه و مدل‌های لازم را بسازد. اما الان قضیه متفاوت است. افراد اهل فکر علوم اجتماعی لازم است که دست به‌کار شوند. آنها هستند که می‌توانند ققنوس نورسته‌ای از میان دود و خاکستر جنگ، در آسمان آبی وطن به پرواز درآوردند.
موفقیت در مردمی شدن واقعی اقتصاد، راه علاج قدرت درونی و جلوگیری طمع دوباره دشمن است.
ان شاء الله ادامه دارد.....
علیرضا چیت‌سازیان
undefined۱۳
undefined۷
undefined۱

۸۱۸

۲۱:۵۵

۶ مرداد
undefined در نگاه اندیشمندان اسلامی که برپایی حکومت اسلامی را ضروری می‌دانند (مانند امام خمینی، رهبر شهید، شهید محمدباقر صدر)، مقوله حضور مردم و واگذاری سیاست و اقتصاد به آنها، موضوعی تزئینی (که جلوه حکومت را زیباتر کند) و یا تنها برای افزایش رضایت مردم نیست. بر اساس آیه ۲۵ سوره حدید، فرستادن پیامبران و نازل شدن کتاب‌های آسمانی برای این است که مردم خود دست بکار شده و اقامه قسط(عدالت در عرصه اجتماعی) داشته باشند. بر این اساس یکی از وظایف مهم جمهوری اسلامی، بسترسازی حضور موثر و مولد مردم در عرصه‌های مختلف از جمله اقتصاد است.
undefinedحال چه باید کرد؟هرچند قد و قواره سوالی به این هیبت به این مجال مجمل ناساز است، با این وجود چند نکته‌ای برای تبادل فکر و ایده عرض می‌کنم.اصل کار این است که انگیزه لازم، عزم کافی و توانمندی ضروری در مردم برای پذیرش مسوولیت اقتصادی ایجاد شود و از سویی دیگر با رعایت اصل احترام به مالکیت، امور اقتصادی تا آنجا که می‌شود از دولت و شرکت‌های بزرگ جدا شده و به مردم واگذار شود. موضوعی سهل و ممتنع که در بیان بسیار آسان و برای انجام دشوار.برای اجرای این کار و رسیدن به نقطه مطلوب مردمی شدن اقتصاد، نیاز به تغییر و اصلاحی چند لایه دارد. برای اصلاح تغییر در سه سطح پیشنهاد می‌شود؛- اصلاح در لایه شناخت، نگرش، رفتار و توانمندی‌های عموم مردم- اصلاح در نظریه و مدل‌های اقدام حاکمیت و قوانین کشور- اصلاح در نظام اداری و الگوهای عملیاتی اقتصادی در داخل کشور و در تعامل با دنیا ان شاء الله هرکدام از این سه سطح را در حد بضاعت توضیح خواهم داد.....

علیرضا چیت‌سازیان
undefined۷
undefined۶

۱۵۲

۰:۴۹

۷ مرداد
إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذینَ آمَنُوا بِاللهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ یرْتابُوا وَ جاهَدُوا بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ فی‏ سَبیلِ اللهِ أُولئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ undefined مطلب به اینجا رسید که لازمه‌ی تحقق مردمی شدن اقتصاد، به سه مجموعه اقدام نیازمند است؛ - توانمندسازی، رشد و ایجاد تحول واقعی در مردم- تدوین و تنظیم نظریه، مدل‌های اقدام و قوانین به نحوی که با این آرمان همراستا باشد - اصلاح در نظام اداری و روش‌های اجرایی که در عرصه اقتصاد(چه در داخل و چه در تعامل با دنیا) انجام می‌شود.
این تحول کار بسیار دشواری است که با تنها جهاد و روحیه جهادی امکان دارد. اگر بخواهیم در سه محور اصلاحی که در بالا اشاره شد، حرکتی جهادی داشته باشیم به سه جهاد نیاز داریم؛ جهاداکبر، جهادکبیر و جهاداصغر. به این نکته توجه دارم که در ادبیات دینی از این مفاهیم تعریف‌هایی ارائه شده است. اما اجازه بدهید با حفظ روح معنی این واژگان، آنها را به عاریت بگیرم و با توسعه معنایی آنها، مراحل تحول را بر اساس آنها توضیح بدهم.
پایه تحول و مردمی شدن اقتصاد، یک نوع جهاد اکبر است. جهاد اکبر در این راه، خانه‌تکانی باورهایی است که در مورد کار، ثروت، سازمان و مانند آنها در دل و ذهن ما شکل گرفته و سبک زندگی ما را درست کرده است. تا زمانیکه که دل ما درگرو شریک بودن کدخدا و مدیر و این و آن در رسیدن رزق باشد، تحولی اتفاق نمی‌افتد. محور دوم تحول، نیازمند جهاد کبیر است. جهاد کبیر که یک عبارت قرآنی دقیق و عمیق برگرفته از آیه ۵۲ سوره فرقان است که به شرط حیات بیشتر گفتگو خواهیم کرد. اما در این مجال به این مجمل کفایت می‌کنم که جهاد کبیر این است که جامعه دینی در نظریه و مدل‌های اداره و تدبیر امور برای خود برنامه و محتوا داشته باشد و از نظریه ها، قوانین و الگوهای ساخته شده‌ی هر دوره ای تبعیت نکند. جامعه دینی باید علوم اجتماعی و نظام حقوقی برخاسته از بنیان ‌های فکری خود را داشته باشد. جهاد اصغر تلاش‌هایی است که سبب حفظ نظام و کیان جامه‌ی دینی می‌شود. هماوردی با هر نیرویی که در تقابل با استقرار منطق دین است. عرصه جهاد اکبر، ذهن و قلب مومن است و جهاد کبیر نظریه و الگوی عمل مومن را مشخص کرده و نقشه‌ی اقدام اوست. جهاد اصغر در ادامه‌ی آن دو کنش‌گری مومن را سامان می‌بخشد.
به شرط توفیق هرکدام را بیشتر توضیح خواهم داد

علیرضا چیت‌سازیان
undefined۸
undefined۱

۷۷

۲۳:۴۴