یه لحظه «تقلید» نکنید، شاید موضوع مساله شما متفاوت بود،
یادتونه یه دورهای مد شده بود همه تو جلساتشون میگفتن:«بیل گیتس گفته فلان…»«ایلان ماسک اینطوری کار میکنه…»«گوگل این ساختار رو داره…»
بعدش یه موج راه افتاد:خب پس ما هم باید همونو اجرا کنیم.بدون اینکه خیلی ساده از خودمون بپرسیم:ما گوگل هستیم اصلاً؟
بعد کمکم همهچی “ایرانیزه” شد…همه در صنعت پرداخت،همه در صنعت پوشاک،همه در صنعت الکترونیک،همه در استارتاپ…و همه سبک همو تقلید کردن، حتی مدیرا و نیروهاشون هم از شرکتی به شرکت دیگه حابجا شدن،
تهش چی شد؟همه داشتن یه نسخهی یکسان رو تو فضاهای کاملاً متفاوت اجرا میکردن، انگار که بدون دیدن صورت مسئله یه جواب یکسان داشتیم.
بعد اسمش رو هم قشنگ کردیم:«استانداردسازی»«Best Practice»«مدلهای جهانی»
در حالیکه استاندارد استفاده کردن هم به بسترش برمیگرده،
حالا نتیجه این همه تقلید چی شده؟یه جاهایی تقلید شانسی جواب دادهیه جاهایی نابود کرد
به قول مولانا:خلق را تقلیدشان بر باد داد…
یعنی مشکل این نیست که از دنیا یاد نگیریم…مشکل اینه که بدون فهم، داریم نسخهها رو کپی میکنیم.
مطالعه فایل تحلیل شعر مولانا
https://www.linkedin.com/posts/fatemeh-arezi_تقلید-activity-7479804634031755264-UOy6?utm_source=share&utm_medium=member_android&rcm=ACoAACVLf-ABYhHq917za_2lnCkv9lMQxj6oq6g
تهش چی شد؟همه داشتن یه نسخهی یکسان رو تو فضاهای کاملاً متفاوت اجرا میکردن، انگار که بدون دیدن صورت مسئله یه جواب یکسان داشتیم.
بعد اسمش رو هم قشنگ کردیم:«استانداردسازی»«Best Practice»«مدلهای جهانی»
در حالیکه استاندارد استفاده کردن هم به بسترش برمیگرده،
به قول مولانا:خلق را تقلیدشان بر باد داد…
یعنی مشکل این نیست که از دنیا یاد نگیریم…مشکل اینه که بدون فهم، داریم نسخهها رو کپی میکنیم.
مطالعه فایل تحلیل شعر مولانا
۱۲۵
۹:۲۷
اتفاقا که من در مورد پنجسال آیندهام حرف دارم
چند وقته یه موج راه افتاده که میگه:«برنامهریزی نکنیم»«دیسیپلین الکیه.»«خودت رو چند سال دیگه تصور نکن، چون آینده قابل پیشبینی نیست.»
و اتفاقا این حرفها خیلی هم وایرال میشن.ولی یه سوال...
اگه برنامهریزی بیفایدهست، پس چرا اکثر آدمها، تیمها و سازمانهای موفق برنامه دارن؟
مطالعه ادامه متن
https://www.linkedin.com/posts/fatemeh-arezi_اتفاقا-که-من-در-مورد-پنجسال-آیندهام-حرف-activity-7481286922221486080-I9Qz?utm_source=share&utm_medium=member_android&rcm=ACoAACVLf-ABYhHq917za_2lnCkv9lMQxj6oq6g
چند وقته یه موج راه افتاده که میگه:«برنامهریزی نکنیم»«دیسیپلین الکیه.»«خودت رو چند سال دیگه تصور نکن، چون آینده قابل پیشبینی نیست.»
و اتفاقا این حرفها خیلی هم وایرال میشن.ولی یه سوال...
اگه برنامهریزی بیفایدهست، پس چرا اکثر آدمها، تیمها و سازمانهای موفق برنامه دارن؟
مطالعه ادامه متن
۱۸۶
۱۰:۲۰
مدتهاست درباره منابع انسانی، رهبری، فرهنگ سازمانی، مدیریت عملکرد، دادههای منابع انسانی و تجربههای پروژهها مینویسم.
اما به نتیجهای رسیدم...
دانستن یک مفهوم جدید برای مدیران کافی نیست و بیشتر به دنبال حل یک مسئله واقعی هستن.
برای همین تصمیم گرفتم از این به بعد، محتواهام ساختار مشخصتری داشته باشن؛ ساختاری که هر هفته به یکی از چالشهای واقعی سازمانها بپردازه و تجربیاتم رو بیشتر بنویسم.
🟣 شنبهها | کالبدشکافی سازمانهر هفته یک مسئله واقعی رو بررسی میکنم؛ از بهرهوری و عملکرد گرفته تا فرهنگ، جذب، نگهداشت و مدیریت.
🟣 یکشنبهها| پشت میز مشاورروایتهایی از تجربههای واقعی مشاوره، چالشهای پروژهها و تصمیمهایی که پشت درهای اتاق جلسه گرفته میشه رو به اشتراک میگذارم. (بدون اشاره به نام سازمانها)
🟣 دوشنبهها| کتاب روی میز مشاورایدههایی از کتابهای مدیریت و منابع انسانی که بشه اونها رو در عمل به کار گرفت خواهیم داشت؛ نه صرفاً معرفی کتاب، معرفی کتاب و کتابخوانی و .... به اندازهکافی هست، من تبدیلشون به مدل و اجرایی کردن رو خواهم داشت.
🟣 سهشنبهها | اعدادی برای مدیراندرباره شاخصها، داشبوردها و دادههایی که تصمیمهای بهتر میسازن صحبت میکنم، البته که بستر شرکت و شرایطش اینجا مهمه، دیتاها همه جا یکسان سودمند نیستن
🟣 چهارشنبهها | جعبهابزار مدیرانمدلها، چارچوبها و ابزارهایی که به مدیران کمک میکنه تصمیمهای اثربخشتری بگیرن؛ از KPI و OKR تا مدلهای توسعه و ارزیابی.
🟣 پنجشنبهها | خود راهبری درباره خودرهبری، تصمیمگیری، سوگیریهای ذهنی، تفکر انتقادی و هر آنچه پیش از مدیریت دیگران، به مدیریت خودمون کمک میکنه.
هدفم از این تغییر چیه:
کمتر درباره «دانستن» بنویسم و بیشتر درباره اجرا و «حل کردن».
امیدوارم این مسیر، برای مدیران، متخصصان منابع انسانی و همه کسانی که دغدغه ساختن سازمانهای بهتر دارن، کاربردی و ارزشآفرین باشه،
ترجیحم بر این هست که محتواها منسجم در لینکدین و سایتم به اشتراک گذاشته بشهآدرس لینکدینhttps://www.linkedin.com/in/fatemeh-arezi?utm_source=share_via&utm_content=profile&utm_medium=member_android
اما به نتیجهای رسیدم...
دانستن یک مفهوم جدید برای مدیران کافی نیست و بیشتر به دنبال حل یک مسئله واقعی هستن.
برای همین تصمیم گرفتم از این به بعد، محتواهام ساختار مشخصتری داشته باشن؛ ساختاری که هر هفته به یکی از چالشهای واقعی سازمانها بپردازه و تجربیاتم رو بیشتر بنویسم.
🟣 شنبهها | کالبدشکافی سازمانهر هفته یک مسئله واقعی رو بررسی میکنم؛ از بهرهوری و عملکرد گرفته تا فرهنگ، جذب، نگهداشت و مدیریت.
🟣 یکشنبهها| پشت میز مشاورروایتهایی از تجربههای واقعی مشاوره، چالشهای پروژهها و تصمیمهایی که پشت درهای اتاق جلسه گرفته میشه رو به اشتراک میگذارم. (بدون اشاره به نام سازمانها)
🟣 دوشنبهها| کتاب روی میز مشاورایدههایی از کتابهای مدیریت و منابع انسانی که بشه اونها رو در عمل به کار گرفت خواهیم داشت؛ نه صرفاً معرفی کتاب، معرفی کتاب و کتابخوانی و .... به اندازهکافی هست، من تبدیلشون به مدل و اجرایی کردن رو خواهم داشت.
🟣 سهشنبهها | اعدادی برای مدیراندرباره شاخصها، داشبوردها و دادههایی که تصمیمهای بهتر میسازن صحبت میکنم، البته که بستر شرکت و شرایطش اینجا مهمه، دیتاها همه جا یکسان سودمند نیستن
🟣 چهارشنبهها | جعبهابزار مدیرانمدلها، چارچوبها و ابزارهایی که به مدیران کمک میکنه تصمیمهای اثربخشتری بگیرن؛ از KPI و OKR تا مدلهای توسعه و ارزیابی.
🟣 پنجشنبهها | خود راهبری درباره خودرهبری، تصمیمگیری، سوگیریهای ذهنی، تفکر انتقادی و هر آنچه پیش از مدیریت دیگران، به مدیریت خودمون کمک میکنه.
هدفم از این تغییر چیه:
کمتر درباره «دانستن» بنویسم و بیشتر درباره اجرا و «حل کردن».
امیدوارم این مسیر، برای مدیران، متخصصان منابع انسانی و همه کسانی که دغدغه ساختن سازمانهای بهتر دارن، کاربردی و ارزشآفرین باشه،
ترجیحم بر این هست که محتواها منسجم در لینکدین و سایتم به اشتراک گذاشته بشهآدرس لینکدینhttps://www.linkedin.com/in/fatemeh-arezi?utm_source=share_via&utm_content=profile&utm_medium=member_android
۱۴۸
۴:۲۱
🟣 شنبه | کالبدشکافی سازمانبیاین مثل اون دختربچه پشیمان از چتری، رو سر خودمون سلمونی نکنیم
فکر کنم اکثر دخترها، یه خاطره مشترک از بچگی دارنیه روز تصمیم گرفتیم با یه قیچی آرایشگر بشیم،یا موهای خودمون رو کوتاه کردیم یا برای عروسکمون چتری زدیماون لحظه هم فکر میکردیم کار سختی نیست، کافیه قیچی مامانمون رو از تو وسایل خیاطی برداریم و روی موها حرکتش بدیم،
اما وقتی نتیجه رو دیدیم، متاسفانه چتری ما، اندازهاش افتضاح شد، ظاهر مسخرهای داشت، اومده بود تا وسط پیشونی، اگه موی خودمون بود که سه چهارماه طول کشید تا بلند بشه و کمی درست شه اما امان از روزی که موی عروسکمون بود، دیگه خراب شده بود، خب ما قلق کار رو نمیدونستیم، ما آرایشگر نبودیم!
راستش، بعضی تصمیمهای سازمانی هم دقیقاً همین شکلیه.مدیرعامل یا مدیر یک واحد با خودش میگه:«قرارداد کار که چیز خاصی نیست، خودمون مینویسیم.»«نظام جبران خدمت رو هم از اینترنت یه نمونه پیدا میکنیم.»«مدیریت عملکرد؟ یه فرم طراحی میکنیم، از همه هم نظرسنجی ۳۶۰ میگیریم، حل میشه.»«مصاحبه؟ کاری نداره، من خودم آدم شناسم طرف سلام میکنه از تن صداش میفهمم خوبه یانه، در مورد شغل پدرش و حیوون مورد علاقهاش هم میپرسم دیگه تمومه»«کانون ارزیابی هم که چند تا بازی و آزمون مثل MBTI میزارم دیگه حله»«آگهی استخدامی هم که کاری نداره سرچ کنیم ببینیم بقیه چی زدن، همون رو مینویسیم، یه دانشگاه معتبر هم بهش اضافه میکنیم»
ادامه متن: https://www.linkedin.com/posts/fatemeh-arezi_aetaeuaepaeqaehabraepaeuaebaepaeuahy-aetaexahyaezahyaesabraehaetaesagpaezaex-activity-7484102153330999297-ZVg-?utm_source=share&utm_medium=member_android&rcm=ACoAACVLf-ABYhHq917za_2lnCkv9lMQxj6oq6g
فکر کنم اکثر دخترها، یه خاطره مشترک از بچگی دارنیه روز تصمیم گرفتیم با یه قیچی آرایشگر بشیم،یا موهای خودمون رو کوتاه کردیم یا برای عروسکمون چتری زدیماون لحظه هم فکر میکردیم کار سختی نیست، کافیه قیچی مامانمون رو از تو وسایل خیاطی برداریم و روی موها حرکتش بدیم،
اما وقتی نتیجه رو دیدیم، متاسفانه چتری ما، اندازهاش افتضاح شد، ظاهر مسخرهای داشت، اومده بود تا وسط پیشونی، اگه موی خودمون بود که سه چهارماه طول کشید تا بلند بشه و کمی درست شه اما امان از روزی که موی عروسکمون بود، دیگه خراب شده بود، خب ما قلق کار رو نمیدونستیم، ما آرایشگر نبودیم!
راستش، بعضی تصمیمهای سازمانی هم دقیقاً همین شکلیه.مدیرعامل یا مدیر یک واحد با خودش میگه:«قرارداد کار که چیز خاصی نیست، خودمون مینویسیم.»«نظام جبران خدمت رو هم از اینترنت یه نمونه پیدا میکنیم.»«مدیریت عملکرد؟ یه فرم طراحی میکنیم، از همه هم نظرسنجی ۳۶۰ میگیریم، حل میشه.»«مصاحبه؟ کاری نداره، من خودم آدم شناسم طرف سلام میکنه از تن صداش میفهمم خوبه یانه، در مورد شغل پدرش و حیوون مورد علاقهاش هم میپرسم دیگه تمومه»«کانون ارزیابی هم که چند تا بازی و آزمون مثل MBTI میزارم دیگه حله»«آگهی استخدامی هم که کاری نداره سرچ کنیم ببینیم بقیه چی زدن، همون رو مینویسیم، یه دانشگاه معتبر هم بهش اضافه میکنیم»
ادامه متن: https://www.linkedin.com/posts/fatemeh-arezi_aetaeuaepaeqaehabraepaeuaebaepaeuahy-aetaexahyaezahyaesabraehaetaesagpaezaex-activity-7484102153330999297-ZVg-?utm_source=share&utm_medium=member_android&rcm=ACoAACVLf-ABYhHq917za_2lnCkv9lMQxj6oq6g
۲۱۸
۴:۵۰
شاید یکی از نشونههای بلوغ این نباشه که همیشه جواب داشته باشیم؛ این باشه که بدونیم کِی سکوت کنیم، کِی سؤال بپرسیم و کِی اصلاً لازم نیست چیزی بگیم. خیلی وقتها سکوتِ بهموقع، از بهترین جملهها اثرگذارتره.
مطالعه متن:https://www.linkedin.com/posts/fatemeh-arezi_agpaepaesaeqaexaecagpaepaepahyabraebaepaeaaetaepaeu-activity-7486653969130373120-EL9f?utm_source=share&utm_medium=member_android&rcm=ACoAACVLf-ABYhHq917za_2lnCkv9lMQxj6oq6g
مطالعه متن:https://www.linkedin.com/posts/fatemeh-arezi_agpaepaesaeqaexaecagpaepaepahyabraebaepaeaaetaepaeu-activity-7486653969130373120-EL9f?utm_source=share&utm_medium=member_android&rcm=ACoAACVLf-ABYhHq917za_2lnCkv9lMQxj6oq6g
۳۷
۶:۴۵