این روزها اضطراب انگار مرز نمیشناسه؛ خبرها، تصویرها و حرفها میتونن از هر جایی از دنیا دل همه ما رو بلرزونن.
️اما اگر «والد» باشیم، ماجرا لایههای عمیقتری داره.
ما فقط با ترسِ خودمون روبهرو نیستیم؛ یک دنیای کوچیک هم کنار ماست که امنیت رو از نگاه ما یاد میگیره.
بچهها قبل از اینکه معنای جنگ رو بفهمن، «حسش رو میفهمن؛ از لحن ما، از نگاه ما، از ریتم نفسهامون، از سکوتها و عجلههامون.
بچهها دنیا رو از چشم ما تماشا میکنن. اگر ما مدام فرو بریزیم، دنیا براشون جای ناامنی میشه. اما این به معنیِ «نترسیدن» نیست؛
️ترس طبیعیه؛ حتی لازمه. فرقش اینه که ما قرار نیست ترس رو بیفیلتر روی شانهی کودک بذاریم.
کاری که میتونیم بکنیم اینه: -احساساتمون رو بپذیریم و مدیریتش کنیم.- به کودک این پیام رو بدیم که: «میفهمم نگرانی. من کنارتم.» - به جای جزئیات ترسناک، اطلاعاتی کوتاه و متناسب با سن کودک ارائه بدیم. - به جای پیشبینیهای فاجعهبار، روی زمانِ حال و قدمهای کوچیک تمرکز کنیم: «امروز قرارمون اینه…» - اجازه بدیم کودک سوال بپرسه، اما مجبورش نکنیم حرف بزنه. بعضی بچهها با بازی، نقاشی یا چسبیدن بیشتر به والد، نگرانیشون رو نشون میدن.
و مهمتر از همه:
حواسمون باشه چه چیزی رو، کِی و چطور نشون میدیم. گاهی بهترین مراقبت اینه که خبرها رو جلوی بچهها نبینیم، بحثهای سنگین رو به بعد موکول کنیم و وقتی خودمون خیلی بههمریختهایم، اول از یک بزرگسال امن کمک بگیریم—نه از کودکمون.
🟢 امنیت کودک با این جملههای ساده و تکرارشونده ساخته میشه: «من اینجام.» «تو تنها نیستی.» «من مراقبت هستم.»
در روزهای سخت، لازم نیست والدِ بیاحساس و سفت و سختی باشیم؛ کافیه والدِ حاضر و امنی باشیم؛ همدل و تا حد ممکن قابلاتکا.
به امید روزهای خوب
...
@armana_psy09354452597
ما فقط با ترسِ خودمون روبهرو نیستیم؛ یک دنیای کوچیک هم کنار ماست که امنیت رو از نگاه ما یاد میگیره.
و مهمتر از همه:
🟢 امنیت کودک با این جملههای ساده و تکرارشونده ساخته میشه: «من اینجام.» «تو تنها نیستی.» «من مراقبت هستم.»
به امید روزهای خوب
@armana_psy09354452597
۱۹۸
۲۰:۲۰
گاهی با آغاز جنگ، ما با درونِ خودمون ناآشنا میشیم؛اون چه که زمانی «منِ آشنا» بود، ناگهان برامون غریبه میشه؛احساساتمون، هویتمون، شناختهامون و... همگی میتونن معناهای گنگی برامون داشته باشن.
و ما میمونیم با این سوال:حالا که این اتفاقات افتاده، من چه کسی هستم؟نقش من چیه؟چه احساساتی رو تجربه میکنم؟اهدافم چیه؟
این سرگشتگی، نشونهی تلاشی انسانی برای بازسازی خودمون در دل واقعیتیه که دیگه شبیه قبل نیست.
و شاید هویت، نه مفهومی ثابت، بلکه چیزی باشه که درست در همین تزلزلها، به مرور دوباره شکل میگیره 🤍...
ارتباط با آرمانا@armana_psy09354452597
و ما میمونیم با این سوال:حالا که این اتفاقات افتاده، من چه کسی هستم؟نقش من چیه؟چه احساساتی رو تجربه میکنم؟اهدافم چیه؟
این سرگشتگی، نشونهی تلاشی انسانی برای بازسازی خودمون در دل واقعیتیه که دیگه شبیه قبل نیست.
و شاید هویت، نه مفهومی ثابت، بلکه چیزی باشه که درست در همین تزلزلها، به مرور دوباره شکل میگیره 🤍...
ارتباط با آرمانا@armana_psy09354452597
۱۸۵
۱۴:۳۰
یعنی برای برگشت به روتین،بیشتر از شروعهای سنگین و قدمهای بزرگ،تداوم در قدمهای کوچکه که اهمیت داره
ما میتونیم با همین قدمهای کوچک هم به خودمون نزدیکتر بشیم
ارتباط با آرمانا@armana_psy09354452597
۱۶۵
۱۷:۱۹
«بودن»، فقط به معنای زیستن نیست؛ بلکه نوعی ایستادنِ آگاهانه در برابر اضطرابهای بنیادینِ زندگی است: ایستادن در برابرِ ترس از مرگ، تنهایی، بیمعنایی، ابهام و غیرقابل پیشبینی بودنِ جهان.
آن برگ کوچکی که در دل زمستان از شاخه دل نمیکند، نماد انسانی است که با وجود آگاهی از شکنندگی، فقدان و ناامنیِ جهان، همچنان حضور خود را حفظ میکند، از هستیاش عقبنشینی نمیکند و امیدوار است.
امید، لزوماً به معنای خوشبینی نسبت به جهان نیست؛ گاهی امید یعنی تابآوردنِ حقیقت، ماندن در دل تاریکی و پذیرفتن اینکه زندگی همزمان زیبا، دردناک و ناپایدار است.
به همین دلیل «بودن» میتواند زیباترین شکلِ مقاومت باشد:مقاومتی نه از جنس انکارِ غم و خشونت، بلکه از جنسِ مواجهه با آنها و انتخابِ زیستنِ اصیل با وجود همهی آنها.
این بودن، خودش معنابخش است؛ یعنی انسان صرفاً با حضورِ صادقانه و آگاهانهاش در جهان، به زندگی پاسخی انسانی میدهد.
...
ارتباط با آرمانا: @armana_psy09354452597
آن برگ کوچکی که در دل زمستان از شاخه دل نمیکند، نماد انسانی است که با وجود آگاهی از شکنندگی، فقدان و ناامنیِ جهان، همچنان حضور خود را حفظ میکند، از هستیاش عقبنشینی نمیکند و امیدوار است.
امید، لزوماً به معنای خوشبینی نسبت به جهان نیست؛ گاهی امید یعنی تابآوردنِ حقیقت، ماندن در دل تاریکی و پذیرفتن اینکه زندگی همزمان زیبا، دردناک و ناپایدار است.
به همین دلیل «بودن» میتواند زیباترین شکلِ مقاومت باشد:مقاومتی نه از جنس انکارِ غم و خشونت، بلکه از جنسِ مواجهه با آنها و انتخابِ زیستنِ اصیل با وجود همهی آنها.
این بودن، خودش معنابخش است؛ یعنی انسان صرفاً با حضورِ صادقانه و آگاهانهاش در جهان، به زندگی پاسخی انسانی میدهد.
۱۶۵
۱۰:۲۵
حرفهای منتقد درونی ما، حتی وقتی در ظاهر منطقی به نظر میرسه، معمولا غیرمنصفانه است
یکی از مشکلات اصلی این صدا اینه که فقط با دانستههای امروز، گذشته ما رو قضاوت میکنه.
در حالی که ما در گذشته، با اطلاعات محدودتر، در شرایط خاص اون زمان و با احساسات و نیازهای واقعیِ اون لحظه تصمیم گرفتیم.
چیزی که امروز واضح به نظر میرسه، در گذشته واضح نبوده...
از طرفی، خیلی از اتفاقهای زندگی، مخصوصاً در شرایط ناپایدار و بحرانی، به طور کامل در کنترل ما نیستن و حتی تصمیمهای معقول هم همیشه نمیتونن به نتیجه دلخواه برسن.
اما منتقد درونی ما معمولاً این پیچیدگیها رو نادیده میگیره؛ • شرایط اون زمان رو نمیبینه، • محدودیت اطلاعات رو در نظر نمیگیره، • نقش شانس و عوامل بیرونی رو حذف میکنه...
و خیلی ساده نتیجه میگیره که:• *اگر بهتر یا قویتر بودی، درستتر تصمیم میگرفتی.
• اگر الان ناراضیای، چون بلد نبودی درست عمل کنی.
• درنتیجه تو کافی نیستی.
مشکل دقیقاً همینجاست:
این صدا ممکنه در ظاهر منطقی به نظر برسه، اما واقعیت رو ناقص و یکطرفه میبینه.
مثلاً:
بابت یک تصمیم، به کل هویت ما برچسب میزنه
یعنی بهجای اینکه بگه:
• اون تصمیم شاید بهترین تصمیم ممکن نبوده
میگه:
• تو آدم ناتوانی هستی
و این دو تا اصلاً یکی نیستن!
خیلی وقتها، اشتباهات گذشته ما به دلیلی ناکارآمدی نیست؛
ما فقط در یک موقعیت پیچیده، با منابع محدود، بهترین تصمیمی رو که بلد بودیم گرفتیم.
نگاه منصفانهتر اینه که به خودمون بگیم:
- من با آگاهی و توان اون زمان تصمیم گرفتم، نه با دانشی که امروز دارم.
- همهچیز در کنترل من نبوده و نیست.
- نتیجه نامطلوب، لزوماً به معنی ناتوانی من نیست.
- میتونم از گذشتهام چیزهایی یاد بگیرم، بدون اینکه خودم رو تحقیر کنم.
و نکته مهم اینه:
بین مسئولیتپذیری و خودسرزنشگری فرق زیادی هست.
مسئولیتپذیری یعنی:
ببینم از این تجربه چی میتونم یاد بگیرم.
خودسرزنشگری یعنی:
از نتیجههای سخت، مدرکی بسازم برای اینکه ثابت کنم کافی نیستم.*
🫶
پس اگر گاهی حرفهای این صدا رو باور میکنیم، به این خاطره که ممکنه در ظاهر منطقی به نظر برسه...
اما یادمون باشه: زندگی پیچیدهتر از اونیه که بشه با چند قضاوت سختگیرانه و سادهسازیشده دربارهش حکم صادر کرد؛ با خودمون مهربونتر باشیم
@armana_psy
یکی از مشکلات اصلی این صدا اینه که فقط با دانستههای امروز، گذشته ما رو قضاوت میکنه.
در حالی که ما در گذشته، با اطلاعات محدودتر، در شرایط خاص اون زمان و با احساسات و نیازهای واقعیِ اون لحظه تصمیم گرفتیم.
از طرفی، خیلی از اتفاقهای زندگی، مخصوصاً در شرایط ناپایدار و بحرانی، به طور کامل در کنترل ما نیستن و حتی تصمیمهای معقول هم همیشه نمیتونن به نتیجه دلخواه برسن.
اما منتقد درونی ما معمولاً این پیچیدگیها رو نادیده میگیره؛ • شرایط اون زمان رو نمیبینه، • محدودیت اطلاعات رو در نظر نمیگیره، • نقش شانس و عوامل بیرونی رو حذف میکنه...
و خیلی ساده نتیجه میگیره که:• *اگر بهتر یا قویتر بودی، درستتر تصمیم میگرفتی.
• اگر الان ناراضیای، چون بلد نبودی درست عمل کنی.
• درنتیجه تو کافی نیستی.
این صدا ممکنه در ظاهر منطقی به نظر برسه، اما واقعیت رو ناقص و یکطرفه میبینه.
مثلاً:
بابت یک تصمیم، به کل هویت ما برچسب میزنه
یعنی بهجای اینکه بگه:
• اون تصمیم شاید بهترین تصمیم ممکن نبوده
میگه:
• تو آدم ناتوانی هستی
و این دو تا اصلاً یکی نیستن!
خیلی وقتها، اشتباهات گذشته ما به دلیلی ناکارآمدی نیست؛
ما فقط در یک موقعیت پیچیده، با منابع محدود، بهترین تصمیمی رو که بلد بودیم گرفتیم.
- من با آگاهی و توان اون زمان تصمیم گرفتم، نه با دانشی که امروز دارم.
- همهچیز در کنترل من نبوده و نیست.
- نتیجه نامطلوب، لزوماً به معنی ناتوانی من نیست.
- میتونم از گذشتهام چیزهایی یاد بگیرم، بدون اینکه خودم رو تحقیر کنم.
و نکته مهم اینه:
بین مسئولیتپذیری و خودسرزنشگری فرق زیادی هست.
ببینم از این تجربه چی میتونم یاد بگیرم.
از نتیجههای سخت، مدرکی بسازم برای اینکه ثابت کنم کافی نیستم.*
🫶
اما یادمون باشه: زندگی پیچیدهتر از اونیه که بشه با چند قضاوت سختگیرانه و سادهسازیشده دربارهش حکم صادر کرد؛ با خودمون مهربونتر باشیم
@armana_psy
۱۴۰
۱۸:۴۱
همراهان عزیز سلام؛
برای دریافت مشاوره و رزرو وقت جلساتتون در کلینیک آرمانا، میتونید از طریق پیامرسان بله، واتساپ یا پیامک با ما در ارتباط باشید:
09354452597
@armana_psy
بهصورت آنلاین و حضوریهر کجا که باشید، در کنارتون هستیم 
برای دریافت مشاوره و رزرو وقت جلساتتون در کلینیک آرمانا، میتونید از طریق پیامرسان بله، واتساپ یا پیامک با ما در ارتباط باشید:
۱۳۵
۱۶:۲۵
اکثر ما بهطور طبیعی به سمت چیزهایی میریم که حس خوبی به ما میدن؛ حس آرامش، لذت، راحتی و حتی تأیید شدن...
️ در مقابل، از هر چیزی که بوی رنج، ترس، شکست یا فشار روحی و جسمی بده فاصله میگیریم؛
اما مسئله اینجاست: خیلی وقتها همون چیزی که از اون فرار میکنیم، دقیقاً همون چیزیه که میتونه ما رو رشد بده...
مثلاً:
- گفتوگوی سختی که مدام عقبش میاندازیم
- تصمیمی که از ترسِ اشتباهکردن نگرفتیم
- کاری که شروعش میکنیم اما چون سخت میشه رهاش میکنیم
- مواجهه با احساسی که بهجای فهمیدنش، فقط از اون فرار میکنیم
نکته اینجاست:ذهن ما معمولاً احساسِ خوبِ فوری رو به رشدِ بلندمدت ترجیح میده؛ چون رشد، اغلب با کمی ناراحتی، ابهام، ترس و تحمل همراهه.
هر اجتنابی، آرامشبخش نیست...گاهی اجتنابکردن، فقط برای به تعویق انداختنِ رشدیه که باید از دلِ سختیها اتفاق بیفته.
شاید وقتش باشد از خودت بپرسی: آیا چیزهایی که ازشون میترسم و فرار میکنم، واقعاً "خطرناکن"؟ یا من از این میترسم که "از منطقه امنِ ذهنیم بیرون بیام و با ابهام و احساساتِ جدیدی روبرو بشم"؟
...
ارتباط با آرمانا@armana_psy09354452597
- گفتوگوی سختی که مدام عقبش میاندازیم
- تصمیمی که از ترسِ اشتباهکردن نگرفتیم
- کاری که شروعش میکنیم اما چون سخت میشه رهاش میکنیم
- مواجهه با احساسی که بهجای فهمیدنش، فقط از اون فرار میکنیم
هر اجتنابی، آرامشبخش نیست...گاهی اجتنابکردن، فقط برای به تعویق انداختنِ رشدیه که باید از دلِ سختیها اتفاق بیفته.
...
۱۲۸
۱۷:۱۵
گاهی رنج، پیش از آنکه در واژهها عیان شود، در بدن جایی برای خود پیدا میکند.
وقتی نتوانیم ترسها، فشارها، خشمها یا اندوههایمان را بشناسیم و بیان کنیم، این تجربههای ناتمام خاموش نمیشوند؛ فقط مسیر دیگری برای دیده شدن پیدا میکنند.
بدن در چنین لحظههایی با زبانِ بیزبانی نشان میدهد که ما: درد داریم خستهایمتپش قلب داریمبیقراریمو...
بیماریهای روانتنی را میتوان پیامهایی دانست که بارها از درون ما نشانههایی فرستادهاند، اما دلایل این نشانهها هرگز پیدا نشدند...
آنچه که بر زبان نمیآید، از بین نمیرود؛ بلکه در چرخهای از تنش، نگرانی و حساسیت بدنی ادامه پیدا میکند و کمکم خودش را به شکل علائم جسمی نشان میدهد.
در این میان، مسئله فقط یافتنِ رنجِ پنهان نیست، بلکه ناتوانی در فهمیدن، نامگذاری کردن و معنا دادن به آن رنج است.
شاید درمان، پیش از هر چیز، از همینجا آغاز شود: از جایی که انسان بتواند به جای تحمل خاموش دردهایش، آنها را بشنود، برایشان واژه پیدا کند و پیام نهفته در آنها را بفهمد.
بسیاری از رنجها، زمانی که فهمیده میشوند، دیگر به دردهای مزمن جسمی تبدیل نخواهند شد
...ارتباط با آرمانا۰۹۳۵۴۴۵۲۵۹۷@armana_psy
وقتی نتوانیم ترسها، فشارها، خشمها یا اندوههایمان را بشناسیم و بیان کنیم، این تجربههای ناتمام خاموش نمیشوند؛ فقط مسیر دیگری برای دیده شدن پیدا میکنند.
بدن در چنین لحظههایی با زبانِ بیزبانی نشان میدهد که ما: درد داریم خستهایمتپش قلب داریمبیقراریمو...
بیماریهای روانتنی را میتوان پیامهایی دانست که بارها از درون ما نشانههایی فرستادهاند، اما دلایل این نشانهها هرگز پیدا نشدند...
آنچه که بر زبان نمیآید، از بین نمیرود؛ بلکه در چرخهای از تنش، نگرانی و حساسیت بدنی ادامه پیدا میکند و کمکم خودش را به شکل علائم جسمی نشان میدهد.
در این میان، مسئله فقط یافتنِ رنجِ پنهان نیست، بلکه ناتوانی در فهمیدن، نامگذاری کردن و معنا دادن به آن رنج است.
شاید درمان، پیش از هر چیز، از همینجا آغاز شود: از جایی که انسان بتواند به جای تحمل خاموش دردهایش، آنها را بشنود، برایشان واژه پیدا کند و پیام نهفته در آنها را بفهمد.
بسیاری از رنجها، زمانی که فهمیده میشوند، دیگر به دردهای مزمن جسمی تبدیل نخواهند شد
۱۳۵
۱۶:۵۷
در چنین شرایطی، نباید فقط به فکر خوب شد حالمان باشیم، بلکه چیزی که بیشتر از هر راهحلی به آن نیاز داریم، این است که کمی کنار خودمان بمانیم.
لازم نیست برای ارزشمند بودن، همیشه آرام، موفق، منطقی و بیاشتباه باشیم؛ ما حتی در روزهایی که بههمریختهایم هم شایستهی احترامیم.
۱۱۰
۱۴:۴۶
عشق، بهتنهایی برای دوام یک رابطه کافی نیست.
ممکن است دو نفر عمیقاً همدیگر را دوست داشته باشند، اما اگر این دوست داشتن در قالب قدردانی و قدرشناسی دیده و شنیده نشود، رابطه بهآرامی فرسوده میشود.
بسیاری از آدمها از نبود عشق آسیب نمیبینند؛ از دیدهنشدن آسیب میبینند.
وقتی تلاشها، فداکاریها، حضور و مراقبتِ یک نفر بدیهی فرض میشود، ذهن بهتدریج این پیام را دریافت میکند که «ارزش من دیده نمیشود.» در چنین فضایی، عشق هنوز ممکن است وجود داشته باشد، اما احساس صمیمیت، امنیت و اشتیاق کمرنگ میشود.
قدردانی فقط گفتنِ «ممنونم» نیست؛ قدردانی یعنی با رفتار، گفتار و واکنشهایمان به دیگری نشان دهیم که حضورش، زحمتش و بودنش برای ما ارزشمند است.
...ارتباط با آرمانا021-22842917021-2287938509354452597
ممکن است دو نفر عمیقاً همدیگر را دوست داشته باشند، اما اگر این دوست داشتن در قالب قدردانی و قدرشناسی دیده و شنیده نشود، رابطه بهآرامی فرسوده میشود.
بسیاری از آدمها از نبود عشق آسیب نمیبینند؛ از دیدهنشدن آسیب میبینند.
وقتی تلاشها، فداکاریها، حضور و مراقبتِ یک نفر بدیهی فرض میشود، ذهن بهتدریج این پیام را دریافت میکند که «ارزش من دیده نمیشود.» در چنین فضایی، عشق هنوز ممکن است وجود داشته باشد، اما احساس صمیمیت، امنیت و اشتیاق کمرنگ میشود.
قدردانی فقط گفتنِ «ممنونم» نیست؛ قدردانی یعنی با رفتار، گفتار و واکنشهایمان به دیگری نشان دهیم که حضورش، زحمتش و بودنش برای ما ارزشمند است.
...ارتباط با آرمانا021-22842917021-2287938509354452597
۳۲
۱۷:۱۷