لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل حوزه هنری لرستانح
۸۲۲ عضو

حوزه هنری لرستان

ارتباط با ما‎@lorestan0361
مشاهده در وب بله
۲۶ مهر
thumbnail
undefined۵

۱۸۷

۱۸:۰۸

thumbnail
undefined۵

۱۸۷

۱۸:۰۸

thumbnail
undefined۵

۱۸۷

۱۸:۰۸

۲۷ مهر
thumbnail
undefined مستند «وقتی جنگ رسید» در خرم‌آباد رونمایی شد
undefinedبه گزارش روابط عمومی حوزه هنری استان لرستان، مستند «وقتی جنگ رسید» نخستین اثر بلند تولیدشده در بستر جنگ چهل‌روزه در لرستان است که با محوریت روایت تجربه‌های مردم این استان در جنگ رمضان، به بازنمایی بخشی از وقایع، رنج‌ها، رشادت‌ها و پیامدهای جنگ بر زندگی مردم می‌پردازد.undefinedمهدی سلیمی، کارگردان این اثر، با اشاره به محتوای مستند «وقتی جنگ رسید» اظهار کرد: روایت این مستند از سحرگاه نهم اسفندماه آغاز می‌شود و تا پایان جنگ و حتی روزهای پس از آن ادامه می‌یابد تا بخشی از تأثیرات جنگ بر مردم لرستان به تصویر کشیده شود.
undefinedمشروح خبر
undefined حوزه هنری لرستان در فضای مجازی:بله | اینستاگرام | سایت | ایتا
undefined۳

۷۵

۶:۵۱

thumbnail
undefinedزغال؛ راوی روزهای سوخته
این روزها که هیاهوی جنگ فروکش کرده است، در سکوت، با زغالی روبه‌رو هستم که گویی خود، راوی تاریخ شده است؛ ابزاری ساده که در سیاهی‌اش، ردّی از روزهای سوخته را به یادگار دارد.وقتی نوبت به تیرگی‌های عمیق طرحم می‌رسد، ناخودآگاه به یاد سوختگی‌های ماندگار جنگ می‌افتم؛ به یاد آن سیاهی‌هایی که بر حافظهٔ جمعی ما نقش بسته‌اند و هنوز، پس از فروکش کردن آتش، در گوشه‌وکنار ذهن و جانمان باقی مانده‌اند.هنر من، روایت دوبارهٔ همان سوختن‌هاست؛ اما با هدفی متفاوت: ساختن به‌جای تخریب.تفاوت جنگ و هنر، برای من، شاید در همین باشد؛ در جنگ، آتش می‌سوزاند و خاکستر می‌کند، اما در هنر، ما از دل همین تیرگی و خاکستر، شکلی از حیات می‌آفرینیم؛ تصویری، اندیشه‌ای یا روایتی که می‌تواند پنجره‌ای رو به فردا بگشاید.شاید بخشی از رسالت ما همین باشد؛ اینکه سیاهی‌های تلخ گذشته را به زیبایی‌هایی تأمل‌برانگیز برای آینده تبدیل کنیم؛ اینکه نگذاریم خاطرات سوخته، تنها در هیئت ویرانی باقی بمانند.در روزگار جنگ، با هر زبان هنری می‌توان چراغی در دل دیگری روشن کرد؛ با شعر، نقاشی، موسیقی، سینما و هر آنچه از جنس آفرینش است. چراکه در کنار هر سیاهی، نوری نهفته است؛ نوری که گاه باید با دستان هنر از دل تاریکی بیرون کشیده شود.گویی این زغال، دیگر فقط ابزار نقاشی نیست؛ بخشی از خاطرات سوختهٔ ماست که حالا در دستان من فرصت یافته تا به شکلی دیگر، با روایتی نو، متولد شود.زغال، راوی روزهای سوخته است؛ و هنر، روایت دوبارهٔ زندگی.
undefinedزهرا یاراحمدی

undefined حوزه هنری لرستان در فضای مجازی:بله | اینستاگرام | سایت | ایتا
undefined۲

۹۲

۱۵:۱۳

۲۸ مهر
thumbnail
undefined برگزاری کارگاه سینما تجربه در بروجرد
undefinedکارگاه سینما تجربه روز دوشنبه ۲۷ مهرماه ۱۴۰۵، با حضور مسعود بیرانوند، کارشناس مسئول هنرهای تصویری حوزه هنری انقلاب اسلامی استان لرستان، در سالن شماره ۳ سینما فلسطین بروجرد برگزار شد.
undefinedاین نشست با اجرای سید حسین شریعتمداری و با هدف ایجاد فضایی برای یادگیری، تبادل تجربه و گفت‌وگو پیرامون هنر سینما برگزار شد و فرصتی برای حضور و مشارکت علاقه‌مندان به هنر هفتم فراهم آورد.
undefinedکارگاه سینما تجربه در ادامه برنامه‌های حوزه هنری شهرستان بروجرد برای گسترش فعالیت‌های آموزشی و تقویت جریان نقد و گفت‌وگوی سینمایی در سطح شهرستان برگزار می‌شود.
undefined حوزه هنری لرستان در فضای مجازی:بله | اینستاگرام | سایت | ایتا
undefined۲

۷۳

۹:۲۵

thumbnail
undefined۲

۷۳

۹:۲۵

thumbnail
undefined۲

۷۳

۹:۲۵

thumbnail
undefined۲

۷۳

۹:۲۵

۲۹ مهر
thumbnail
undefined راهی برای صعود
جملۀ مشترک همه‌شان بود: «من از گذشته‌م خجالت نمی‌کشم. این که از اون موقعیت به اینجا رسیدم بیشتر برام لذت‌بخشه؛ چون مسیر سخت‌تری رو طی کردم». و این بار این امیرحسین علیپور یکی دیگر از شاگردان استاد مصطفی بهرامی، پرافتخارترین مربی ورزش کشور، بود که با آن هیبت روی صندلی کوچک حوزۀ هنری جمع شده و با احترام و تواضع نشسته بود. دارندۀ مدال طلای جوانان جهان در سه مادۀ پرتاب دیسک، پرتاب نیزه و پرتاب وزنه؛ دارندۀ مدال طلای بازی‌های آسیایی هانگژو در مادۀ پرتاب وزنه و چندین مدال جهانی و آسیایی نوجوانان و جوانان و تورنمنت‌های بین‌المللی.
پرسیدم اهل کدام محله‌ای؟ برای اولین بار کی متوجه شدی کم‌بینایی؟ جواب داد: «از همون اول که به دنیا اومدم، ۶ ماهم بود که فهمیدن و منو بردن دکتر و بیمارستان و تا سه سالگی چند تا عمل داشتم. هیچ تصویر واضحی از گذشته ندارم که حالا بگم کی فهمیدم. من بچۀ فلک‌الدینم. سه سال تو مدرسۀ شهید فرزاد درس خوندم. چون کتاب خط درشت نداشتم و خوندن از خط ریز کتاب‌های معمولی برام سخت بود رفتم مدرسۀ ویژۀ کم‌بینایان و نابینایان محلۀ خیرآباد. اونجا دیدم یکی از بچه‌ها نابیناست و چقدر اهل درس و تلاشه، به خودم نهیب زدم که نباید تو زندگیم کم بیارم. من که فقط دیدم کمه. از همون بچگی به چادر مادرم آویزون می‌شدم که برم هیئت محل. وقتی اونجا اسم مولا علی رو آوردن یاد گرفتم هر بار که از پس تاری چشم‌هام، مانع جلوی پامو ندیدم و زمین خوردم و هر بار تو جوی آب مسیر خونه‌مون افتادم، دست بذارم رو زانو و یا علی بگم و بلند شم. الان هم هر چی دارم از همون عنایت مولاست. من دستفروشی کردم، از تخمه تا باتری. دور همین دریاچۀ کیو. شب‌ها سکه‌ها و پول دست‌فروشیم رو تو جیب شلوار کردی‌م می‌ذاشتم و سفت می‌چسبیدم تا سالم برسم خونه و بدم دست مامانم برام نگه داره. دعای مادرم بود که تو بازی خیبر چشمم افتاد به سجاد محمدیان که کنار زمین فوتبال تمرین می‌کرد. دلم هوایی شد که منم مثل سجاد تشویق بشم، آخه آقا سجاد اون موقع طلای آسیا آورده بود. منم ثبت‌نام کردم و تو همون پرتاب اول ۸ متر انداختم».
وقتی ماجرای شروع ورزش با اردشیر کاظمی و در ادامه رشد و صعودش را با استاد مصطفی بهرامی تعریف کرد، هربار که اسم مربی‌اش را می‌آورد در نهایت تواضع و احترام از او یاد می‌کرد. این ادب و احترام اگرچه بین نسل امروز کم‌رنگ شده، اما در امیرحسین به اندازۀ همه‌شان پررنگش است. حالا که در اولین تجربۀ حضورش در مسابقات پارالمپیک مدال طلا آورده، حقش را ادا کرده؛ هم به کشور، هم به مربی‌ها و خانواده‌اش و هم به همۀ کسانی که راه را بلد نیستند و امیرحسین انگیزه و قوت قلب می‌شود برایشان تا راهی پیدا کنند برای صعود.
undefinedرعنا مرادی‌نسب
undefinedبرشی از کتاب تاشین روایت جذابی از مصطفی بهرامی و امیرحسین علیپور undefinedامیرحسین علیپور روز گذشته موفق شد در مسابقات ناگویای ژاپن مدال طلا برای کشورمان کسب کند.

undefined حوزه هنری لرستان در فضای مجازی:بله | اینستاگرام | سایت | ایتا
undefined۳

۱۰۸

۵:۲۸