Have you ever experienced, done, thought, or felt anything outside the Now? آیا تا به حال چیزی را خارج از لحظهی اکنون تجربه کرده، انجام داده، فکر کرده یا احساس کردهاید؟
Do you think you ever will? فکر میکنید هرگز چنین چیزی ممکن است؟
Is it possible for anything to happen or be outside the Now? آیا ممکن است چیزی خارج از اکنون اتفاق بیفتد یا وجود داشته باشد؟
The answer is obvious, is it not? پاسخ واضح است، مگر نه؟
Nothing ever happened in the past; it happened in the Now. هیچ چیز در گذشته اتفاق نیفتاده است؛ همه چیز در اکنون رخ داده است.
Nothing will ever happen in the future; it will happen in the Now. هیچ چیز در آینده رخ نخواهد داد؛ آن نیز در اکنون اتفاق خواهد افتاد.
What you think of as the past is a memory trace stored in the mind of a former Now. آنچه شما گذشته مینامید، ردّی از حافظه است که در ذهن از اکنونی در گذشته باقی مانده است.
When you remember the past, you reactivate a memory trace — and you do so now. وقتی گذشته را به یاد میآورید، یک ردّ حافظه را فعال میکنید — و این کار را در همین اکنون انجام میدهید.
The future is an imagined Now, a projection of the mind. آینده یک اکنونِ تصورشده است، تصویری که ذهن آن را میسازد.
When the future comes, it comes as the Now. وقتی آینده فرا میرسد، به صورت اکنون میآید.
When you think about the future, you do it now. وقتی به آینده فکر میکنید، این کار را در اکنون انجام میدهید.-----------------------------------------------#آموزش_زبان_با_خلاصه_کتاب#آموزش_رایگان-----------------------------------------------
۱۱۵
۱۶:۳۷
engbook01.mp3
۰۰:۳۸-۱.۷۶ مگابایت
۱۱۴
۱۶:۴۴
Winners don't do different things, they do things differently. برندهها کارهای متفاوتی انجام نمیدهند، کارها را متفاوت انجام میدهند.
Success is not an accident, it is the result of attitude. موفقیت تصادفی نیست، نتیجهی نگرش است.
Your attitude determines your altitude. نگرش تو میزان اوجگیریات را تعیین میکند.
If you think you can, you can. If you think you can’t, you’re right. اگر فکر کنی میتوانی، میتوانی. اگر فکر کنی نمیتوانی، درست فکر کردهای.
Winners see the gain, losers see the pain. برندهها سود را میبینند، بازندهها رنج را.
Losers complain, winners solve. بازندهها شکایت میکنند، برندهها حل میکنند.
A positive attitude leads to positive results. نگرش مثبت، به نتایج مثبت منجر میشود.
Confidence comes from preparation. اعتمادبهنفس از آمادگی میآید.
Failure is only a step toward success. شکست تنها گامی به سوی موفقیت است.
Learning from mistakes makes you stronger. یادگیری از اشتباهات تو را قویتر میکند.
Motivation gets you started, habit keeps you going. انگیزه شروعت را رقم میزند، عادت ادامهات را حفظ میکند.
Don’t wait for opportunity, create it. منتظر فرصت نباش، آن را بساز.
Winners set goals and follow them. برندهها هدف تعیین میکنند و آن را دنبال میکنند.
Discipline turns dreams into reality. انضباط رؤیاها را به واقعیت تبدیل میکند.
Honesty and hard work are the foundation of success. صداقت و تلاش پایههای موفقیتاند.
Think big, act small, start now. بزرگ فکر کن، کوچک عمل کن، همین حالا شروع کن.-----------------------------------------------#آموزش_زبان_با_خلاصه_کتاب#آموزش_رایگان-----------------------------------------------
۱۲۵
۱۶:۴۹
engbook02.mp3
۰۰:۴۳-۲ مگابایت
۱۲۳
۱۶:۵۱
🥳 فیلم برای آخر هفته
بهترینها را براتون جمع کردیم. ببینید و لذت ببرید. مشاهده و دانلود:
https://asa365.ir/movies/-----------------------------------------------#آموزش_زبان_با_فیلم_و_سریال#آموزش_رایگان
قوی رو به جلو-----------------------------------------------
آموزش زبان انگلیسی با آکادمی آساble.ir/join/7Lkv8RBoUC
بهترینها را براتون جمع کردیم. ببینید و لذت ببرید. مشاهده و دانلود:
۱۱۸
۱۷:۳۲
پیشنهادی: آموزش زبان انگلیسی با انیمیشن داخل و بیرون 2 ( Inside Out 2)
جزئیات و دانلود:https://asa365.ir/film/inside-out-2/
-----------------------------------------------
آموزش زبان انگلیسی با آکادمی آسا#آموزش_زبان_با_فیلم_و_سریالble.ir/join/7Lkv8RBoUC
-----------------------------------------------
۱۳۴
۱۷:۳۴
تعریف انگلیسی (English-to-English): To leave someone or something completely and not return; to stop supporting or continuing something.
فونتیک (IPA): /əˈbændən/
معنی فارسی: ترک کردن، رها کردن، دست کشیدن از
مترادفها (Synonyms): leave, desert, quit, give up, forsake
متضادها (Antonyms): keep, stay, continue, support, maintain
جمله مثال سطح A1: He abandoned his old car.
ترجمه فارسی جمله: او ماشین قدیمیاش را رها کرد.
جمله مثال سطح B1: They abandoned the plan because it was too expensive.
ترجمه فارسی جمله: آنها به دلیل گران بودن، از طرح صرفنظر کردند.
جمله مثال سطح C1: The government was forced to abandon the policy after widespread public criticism.
ترجمه فارسی جمله: دولت پس از انتقاد گسترده عمومی مجبور شد آن سیاست را کنار بگذارد.
نکته کاربردی (Usage Note): "Abandon" معمولاً بار معنایی قوی دارد و اغلب نشاندهنده ترک کامل و دائمی یک شخص، مکان یا ایده است؛ برای موقعیتهای رسمی و جدی بیشتر استفاده میشود.-----------------------------------------------#کتاب_504#آموزش_رایگان
۸۱
۱۸:۲۳
تعریف انگلیسی (English-to-English): Having or showing strong interest, enthusiasm, or eagerness; also sharp or highly developed.
فونتیک (IPA): /kiːn/
معنی فارسی: مشتاق، علاقهمند؛ تیز، قوی
مترادفها (Synonyms): eager, enthusiastic, willing, sharp, intense
متضادها (Antonyms): uninterested, unwilling, dull, indifferent
جمله مثال سطح A1: She is keen to learn English.
ترجمه فارسی جمله: او مشتاق یادگیری انگلیسی است.
جمله مثال سطح B1: He is very keen on sports and trains every day.
ترجمه فارسی جمله: او خیلی به ورزش علاقه دارد و هر روز تمرین میکند.
جمله مثال سطح C1: The company is keen to attract skilled professionals to support its long-term strategy.
ترجمه فارسی جمله: شرکت مشتاق است متخصصان ماهر را برای حمایت از استراتژی بلندمدت خود جذب کند.
نکته کاربردی (Usage Note): "Keen" اغلب با حرف اضافه on یا to بهکار میرود؛ "keen on" برای علاقه به یک موضوع و "keen to" برای بیان اشتیاق به انجام کاری استفاده میشود.-----------------------------------------------#کتاب_504#آموزش_رایگان
۱۰۴
۱۸:۲۷
پیشنهادی: آموزش زبان انگلیسی با فیلم رستگاری در شاوشنک (1994 The Shawshank Redemption)
جزئیات و دانلود:https://asa365.ir/film/1994-the-shawshank-redemption/
-----------------------------------------------
آموزش زبان انگلیسی با آکادمی آسا#آموزش_زبان_با_فیلم_و_سریالble.ir/join/7Lkv8RBoUC
-----------------------------------------------
۸۰
۱۴:۵۸
be snowed under (with something)غرق کار بودن / سرت خیلی شلوغ بودن
توضیح کوتاه و خودمونی:snowed under یعنی زیر برف موندن. حالا تصور کن اونقدر کار یا پیام یا پروژه ریخته سرت که انگار زیر یه کوه برف گیر کردی و راه نفس کشیدن نداری!
این اصطلاح بیشتر تو انگلیسی بریتانیایی و آمریکایی هر دو رایجه و خیلی تو موقعیتهای کاری استفاده میشه.
مثال: I’m completely snowed under with work this week. این هفته کاملاً زیر کار دفن شدم.
یا: Sorry I didn’t reply, I’ve been snowed under. ببخشید جواب ندادم، سرم خیلی شلوغ بود.
خیلی کاربردیه، مخصوصاً وقتی نمیخوای بگی «حوصله نداشتم»
-----------------------------------------------#آموزش_زبان_با_اصطلاح#آموزش_رایگان-----------------------------------------------
آموزش زبان انگلیسی با آکادمی آساble.ir/join/7Lkv8RBoUC
توضیح کوتاه و خودمونی:snowed under یعنی زیر برف موندن. حالا تصور کن اونقدر کار یا پیام یا پروژه ریخته سرت که انگار زیر یه کوه برف گیر کردی و راه نفس کشیدن نداری!
این اصطلاح بیشتر تو انگلیسی بریتانیایی و آمریکایی هر دو رایجه و خیلی تو موقعیتهای کاری استفاده میشه.
یا: Sorry I didn’t reply, I’ve been snowed under. ببخشید جواب ندادم، سرم خیلی شلوغ بود.
خیلی کاربردیه، مخصوصاً وقتی نمیخوای بگی «حوصله نداشتم»
۱۱۶
۱۵:۰۶