در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
« اشعار ۳۱۵ »
شور مناجاتی حضرتاباعبدالله(ع)ومولاحضرتاباالفضل(ع): بند اول: بي تاب توام / آقا علني اي عشق تمام / تو عشق مني مهتاب مني / ارباب مني توُ ظلمتمو / مهتاب مني بي طاقتمو / درمونده شدم از کرب و بلا / هي رونده شدم یه رفیق دارم که نامش حسینه خوش آن دل که دلارامش حسینه از آن روزی که نامش را شنیدم بلای عشق او با جان خریدم حسین جانم حسین جانم حسین جان ... بند دوم: عمریه آقا / در بند توام زنجيري يك / لبخند توام مجنون توام / ليلاي مني من بنده و تو / آقاي مني مولاي مني / روياي مني تو دلخوشيِ / دنياي مني یه رفیق دارم که نامش حسینه خوش آن دل که دلارامش حسینه از آن روزی که نامش را شنیدم بلای عشق او با جان خریدم حسین جانم حسین جانم حسین جان ... بند سوم: بیمار توام / درمون مني عشقت به گِلم / در خون مني سقاي حسين / دستامو بگیر با گوشه نگات / دردامو بگیر اي حضرت ماه / اي بدر تمام دارم به شما / من عرض سلام دل من به زیر پاته اباالفضل علم حق توُ دستاته اباالفضل بدان علت تماشايي ست محشر شفیع شعیه چشماته اباالفضل ابوفاضل ابوفاصل اباالفضل …
" />
مهدی باقر اشعار ۳۱۵
|﷽|•صلیاللهعلیکیااباعبدالله•شب جمعهست هوایت نکنم میمیرم•┄┅┅⊰☫
☫⊱┅┅┄•تقدیم به روح مطهر و منورقائد شهید آقاجانم امامخامنهای(ره) • اجرا شده در هیئتجوانانانصارالحسین(ع)•
کربلاییمهدیباقر•اشعار ۳۱۵
۱۶:۱۴
بند اول:شنیدم توو کربلا ؛ همراه با رقیه جانسرِ بریده دیده ای ؛ به روی نیزه و سنان
آه و نوا دیدی / آری بلا دیدیچقدر جسارت به / خون خدا دیدی
واویلا واویلا ...
بند دوم:نرود از نظرت ؛ کوه مصیبات و بلانرود از نظرت ؛ خنجر و ذبح از قفا
یکی عصا میزد / سنگ جفا میزدبه پیکر جدت / با نیزه ها میزد
واویلا واویلا ...
بند سوم:بگو از شام بلا / زِ مجلسِ بزم شراببگو از جسارتِ به عمه و بی بی رباب
رقاصه ها با دف / و پیر زن ها چنگو میزدند باهم / ز پشت بام ها سنگ
واویلا واویلا ...
اشعار ۳۱۵
۷:۲۷
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
بند اول:بي كس و تنها به كوچه ها بشنو نواي مُسلمتكوفه ميا اي شه وفا، تو را به جان دخترت
ياحسين اي اميرممن به غصه هات اسيرمپاي عشقت حضرت مولاعاقبت تشنه لب ميميرم
یأبنالزهرا ميا به كوفه ...
بند دوم:سرت سلامت حسین من، که سر به دارمو حزینتنم به میخ و سرم به نِی، تو حال مسلمت ببین
الامان يابن الزهراکه شدم اسير اعدابا لب تشنه میخونمای حسینجان کوفه میا
یأبنالزهرا ميا به كوفه ...
بند سوم:رونق بازارشان شده، به تيغ و نيزه و سنانو چشم هيز حراميان، منتظرِ دختركان
زينبت بدون چارهغير درد ياري ندارهآسمون چشم رقيهمثلِ ابر بهار ميباره
یأبنالزهرا ميا به كوفه ...
اشعار ۳۱۵
۸:۰۲
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.