پیام اصلی صحبتهای آقای پزشکیان در صداوسیما این بود: دولت، کارآمد نیست و توان اداره ندارد هرکه میتواند به میدان بیاید.
دردناکترین حرف او هم این بود: «اگر ارز را در زمینه کالاهای اساسی اصلاح نمیکردیم، مطمئن باشید که الان با قحطی مواجه میشدیم!»این سخن دردناک، رُویهی دیگر همان نکته و پیام اصلی است؛ دولت، چون کارآمد نیست و توان اداره ندارد، در تأمین مایحتاج مردم هم نمیتواند اثرگذار باشد و حاضر است اقلام معاش مردم را در سختترین شرایط جنگی با تورمهای ۷۵ درصد تا ۳۰۸ درصد تأمین کند!
@Asheeree
دردناکترین حرف او هم این بود: «اگر ارز را در زمینه کالاهای اساسی اصلاح نمیکردیم، مطمئن باشید که الان با قحطی مواجه میشدیم!»این سخن دردناک، رُویهی دیگر همان نکته و پیام اصلی است؛ دولت، چون کارآمد نیست و توان اداره ندارد، در تأمین مایحتاج مردم هم نمیتواند اثرگذار باشد و حاضر است اقلام معاش مردم را در سختترین شرایط جنگی با تورمهای ۷۵ درصد تا ۳۰۸ درصد تأمین کند!
@Asheeree
۶۸
۷:۴۵
۶۸
۷:۴۵
در مجموع، این نکات حاکی از افول و تضعیف معنادار اقتدار دلار حتی در خودِ آمریکاست.
۶۶
۲۲:۰۸
اکنون تقریباً تمام بازار کالاهای توکنیزهشده روی بلاکچین در اختیار طلاست؛ بهطوریکه ارزش طلای دیجیتالیشده (Tokenized Gold) به حدود ۵ میلیارد دلار رسیده و سهمی بسیار بزرگتر از نقره و سایر کالاها دارد. این یعنی طلا در حال تبدیلشدن به مهمترین دارایی فیزیکیِ واردشده به اقتصاد بلاکچین است.
@Asheeree
۶۵
۲۲:۱۲
۸۹
۲۳:۳۲
#تحلیل_راهبردی
ترامپ میگوید: فقط دو خواسته از ایران داریم…
فقط دو چیز میخواهیم؛ اول اینکه تنگه هرمز باید فورا باز و آزاد باشد و هیچ عوارضی دریافت نشود
دوم اینکه ایران نباید سلاح هستهای داشته باشد.
همین است؛ موضوع بسیار ساده است. پس از آن، ما از آنجا خارج خواهیم شد.
سخن ترامپ، دقیقاً دکترین امنیتی نوین ایران: «دکترین سپر و شمشیر» را نشانه رفته است:
صنعت هستهای، سپر ماست و مانع بزرگ برای تداوم تجاوز است؛
تنگهی هرمز، شمشیر ماست و عامل دفع تجاوزهای دشمن است.
@Asheeree
ترامپ میگوید: فقط دو خواسته از ایران داریم…
۱۲۵
۱۳:۱۱
بازارسال شده از همشناسی فرهنگی
انسان، زوجِ ذوالقلب
علی اصغر اسلامی تنها
️ذهن آکادمیک ما در بهترین حالت متأثر از فلسفهی مشّایی است؛ و یکی از آرزوهای من این است که ذهن ایرانی به بنیادهای اشراقی خویش بازگردد یا دستکم صدرایی بیندیشد، حتی اگر به افق ابنعربی نرسد و جمهوری عشق برپا نشود؛ که آن، آرزوی دیرین من است!
️در مکتب فلسفی مشّاء، انسان یک «جوهر نوعی» است که با دو ویژگی تعریف میشود: جنس قریب، یعنی حیوان (موجودی دارای حس و حرکت ارادی)، و فصل نوعی، یعنی ناطق (دارای زبان، عقل و نطق درونی و بیرونی). این تعریف ارسطویی، هرچند در جای خود ژرف و کارآمد است، انسان را درون همان نظام «اجناس و انواع» محصور میکند و او را «بخشی از طبیعت» میداند، هرچند اشرف اجزای آن؛ از همین رو، نگاه مشّاء به انسان نگاهی ماهوی و ایستا است؛ انسانشدن در این منظر، چیزی جز کسبِ یک صورت نوعی نیست.
️اما حکمت اشراقی «انسان» را بهمثابهی «مجمعالبحرینِ» هستی بازمیشناسد. در نظام زوجیت و تناکحِ اسماء، تعریف انسان بهکلی دگرگون میشود. برای عارف، انسان ـ بهویژه انسان کامل ـ نه یک «نوع طبیعی»، بلکه یک «وجود جمعی» است که ازدواج دو ساحت جلالی و جمالی در او تحقق یافته است. انسان موجودی است که حقیقت او از تناکح دو وجه الهی و بشری (یا علوی و سفلی، روحی و جسمی) پدید آمده، و درست به همین سبب، آینهی جامع همهی اسماء الهی است.
️فلسفهی مشّاء وحدت انسان را وحدتی نوعی و جوهری (یک جوهر بسیط) میداند و منشأ کثرت در او را عوارض و اعراض میشمارد؛ نرینگی و مادینگی نیز در همین سطح، اموری عرضی تلقی میشوند. در این نگاه، رابطهی روح و بدن رابطهی تدبیر و صنعت است: روح در بدن همچون ناخدا در کشتی است (دوگانگیِ ماهوی). اما در حکمت اشراقی، وحدت انسان وحدتی وجودی و ازدواجی است، یعنی اتحاد دو امر متفاوت. انسان ذاتاً زوج است و رابطهی روح و بدن رابطهی نکاح و درآمیختن است؛ تناکحِ دو امر جمالی و جلالی. بدینسان انسان ترکیبی است از «علو» (روح، نفس و دیگر مظاهر اسماء جمالی) و «سفل» (بدن، جسم و دیگر مظاهر اسماء جلالی). این دو نه در عرض یکدیگر بلکه بهصورت «ازدواج وجودی» با هم پیوند خوردهاند، و از این نکاح است که «انسان» همچون حقیقتی نو و متعالی زاده میشود. بهتأسی از تعبیر درخشان توحیدی علوی (ع) که حضرت حق را «داخلٌ فی الاشیاء لا بالممازجه و خارجٌ عنها لا بالمباینه» میخواند، گفتهاند: «النفس داخلٌ فی البدن لا بالممازجه و خارجٌ عنه لا بالمباینه.»
️در حکمت مشّاء، «ناطق» بهمعنای قوهی تعقل است؛ یعنی ادراک کلیات و قیاس منطقی و فضیلت انسان در شکوفایی همین عقل نظری و عملی است. اما در حکمت اشراقی و عرفان ابنعربی، بهجای عقل مشّایی، «قلبِ» قرآنی مینشیند که نزد او جامع جمیع اسماء است. قلب، اسماء جلالی (قهر، عظمت، شدت) و اسماء جمالی (لطف، رحمت، جمال) را در خود گرد میآورد و به تناکح میرساند. از اینرو انسان کامل کسی است که قلبش به «عرصهی تناکحِ» اسماء الهی بدل شده باشد.
ادامه....
@hamshenasi
ادامه....
@hamshenasi
۱
۲۰:۲۸
بازارسال شده از همشناسی فرهنگی
#نظریه_زوجیت
@hamshenasi
۱
۲۰:۲۸
جنگ تابآوری در شرایط تنش نظامی
سعید اشیریدر روزهایی که صدای موشکها و انفجارها، نوسانی شده و عمدتاً دعوا و عملیات نظامی در حوالی تنگهی هرمز و زیر حدّ آستانهی جنگ، فعال است اگر «جنگ و غافلگیری دیگری» جزو مکاید دشمن نباشد، صحنهی اصلی رویارویی ایران با آمریکا و رژیم اسرائیل تغییر کرده است. این دیگر میدان «جنگ نیابتی» یا «حمله سایبری» نیست؛ این میدان جنگ تابآوری است.
درک حسابشدهی دشمن از نقطهضعف مزمن ایران، چنین است: فشار اقتصادی خردکننده و تسلیم ایران از مسیر شکست اقتصادی در جنگ تابآوری.
اما آیا ایران ابزار شکست او را دارد؟
مسئلهی اصلی، اکنون: تابآوری در ماههای پیشرو است و جنگ، سراسر به نبرد ارادهها و تدبیرها مبدل شده است.
فرض کنید تنگهی هرمز تا مردادماه عملاً مسدود بماند (حتی اگر به صورت اعلامنشده و گسسته). در این صورت، دو واقعیت بزرگ و موازی شکل میگیرد:
یک. فشار بزرگ بر اقتصاد جهان و آمریکاشوک قیمت انرژی و تورم وارداتی به اقتصاد غرب، به ویژه در آستانه انتخابات آمریکا، میتواند یکی از بیسابقهترین فشارها را به غرب وارد کند و اهرم بزرگی را برای اثبات بازدارندگی ایران بسازد.
دوم. فشار خودتحمیلی بر ایراناگر ایران از یک سو تنگه را ببندد و از سوی دیگر اقتصاد خود را دلاریسازی شده نگه دارد، عملاً بیآنکه شلیکی کند، به قلب اقتصادی خود شلیک کرده است. بستن تنگه بدون قطع وابستگی داخلی به دلار، خودکشی تدریجی اقتصادی محسوب میشود.
اشتباه بزرگ راهبردی ایراناتفاقی که اکنون در اقتصاد ایران در حال وقوع است، پیچیدهتر از تحریم است: یک خودتحریمی ارادی است به نام «حذف ارز ترجیحی و آزادسازی قیمتها». این تصمیم، هرچند در بلندمدت اهداف تعدیل ساختاری داشت، در کوتاهمدت و در بحبوحهی جنگ اقتصادی، به بزرگترین هدیه به ترامپ تبدیل شد.
ادامهی دلاریسازی اقتصاد (یعنی قیمتگذاری کالاها و داراییها بر پایهی دلار آزاد) این شوک را چندبرابر کرده است.
راهبرد اصلاحی: سه رکن جنگ تابآوری هوشمند
برای شکست آمریکا در این نبرد، ایران باید استراتژی خود را افزون بر «فشار حداکثری خارجی» با «مقاومت هوشمند داخلی» تقویت کند:
یک. کنترل تورم با فرماندهی انتظارات۱.۱. جایگزینی ارز ترجیحی با سازوکار ریالی مبتنی بر کالاهای اساسی داخلی. باید شبکه تأمین کالاهای کلیدی (گندم، برنج، مرغ، دارو) را با قیمت ثابت ریالی و مستقلّ از نرخ ارز تعریف کرد.
۱.۲. تفکیک بازار ارز: ایجاد «دلار تجاری» برای کالاهای غیر اساسی و «دلار معیشتی» برای کالاهای ضروری، به طوری که میانگین موزون تورم مهار شود.
۱.۳. پرهیز از هرگونه اجرای سیاست شکستخوردهی «شوکدرمانی» بهویژه دربارهی بنزین و گازوئیل.
دو. تبدیل تنگهی هرمز به ابزار عدم قطعیت، نه بستن کاملبستن مطلق تنگه تا مرداد، ایران را نیز از درآمد نفت محروم میکند. راهبرد بهینه:۲.۱. تهدید قابل اعتماد گسسته: بسته شدن اعلامنشده و چندروزه با هماهنگی دیپلماتیک همزمان در واکنش به هر اقدام تنشزای دشمن.۲.۲. هزینهزایی برای بیمه دریایی: افزایش حقبیمه کشتیهای عبوری به حدی که حتی بدون بستن فیزیکی، اقتصاد جهانی هزینه تابآوری ایران را بپردازد.
سه. دلارزدایی از اقتصاد داخلی و منطقهای۳.۱. راهاندازی رمزریال و تسویههای ریال-یوآن خارج از سوئیفت.۳.۲. حذف تدریجی شاخصهای دلاری در قیمتگذاریهای پیشرو تورم (محصولات پتروشیمی، معدنی، مسکن، خودرو و طلا) از طریق تعریف واحدهای حسابداری ملی مبتنی بر سبدی از کالاهای داخلی.
هشدار نهایی: تهدید واقعی از درون استاکنون بزرگترین خطر در ماههای پیشرو، فرسایش مشروعیت حاکمیت در داخل است. اگر نرخ تورم ماهانه از مرز ۵ درصد عبور کند (که اکنون نزدیک به آن است)، ارادهی اقشار مردم حتی «مردم کف خیابون» تضعیف خواهد یافت.بنابراین اولویت بیچونوچرای ایران در جنگ تابآوری، کنترل منحنی قیمت خردهفروشی با تزریق کالا (نه پول) و قطع رابطه دوگانه «دلار - قیمتگذاری داخلی» و نفی هرگونه شوکدرمانی اقتصادی است.
برآیندترامپ امیدوار است ایران از مسیر فشار اقتصادی تسلیم شود. ایران میتواند دشمن را از مسیر تابآوری هوشمند شکست دهد اما مشروط به سه اقدام فوری: توقف شوکهای تورمی خودساخته، هوشمندی در مدیریت تهدید تنگه هرمز، و دلارزدایی واقعی از اقتصاد معیشتی مردم.
@Asheeree
سعید اشیریدر روزهایی که صدای موشکها و انفجارها، نوسانی شده و عمدتاً دعوا و عملیات نظامی در حوالی تنگهی هرمز و زیر حدّ آستانهی جنگ، فعال است اگر «جنگ و غافلگیری دیگری» جزو مکاید دشمن نباشد، صحنهی اصلی رویارویی ایران با آمریکا و رژیم اسرائیل تغییر کرده است. این دیگر میدان «جنگ نیابتی» یا «حمله سایبری» نیست؛ این میدان جنگ تابآوری است.
درک حسابشدهی دشمن از نقطهضعف مزمن ایران، چنین است: فشار اقتصادی خردکننده و تسلیم ایران از مسیر شکست اقتصادی در جنگ تابآوری.
اما آیا ایران ابزار شکست او را دارد؟
مسئلهی اصلی، اکنون: تابآوری در ماههای پیشرو است و جنگ، سراسر به نبرد ارادهها و تدبیرها مبدل شده است.
فرض کنید تنگهی هرمز تا مردادماه عملاً مسدود بماند (حتی اگر به صورت اعلامنشده و گسسته). در این صورت، دو واقعیت بزرگ و موازی شکل میگیرد:
یک. فشار بزرگ بر اقتصاد جهان و آمریکاشوک قیمت انرژی و تورم وارداتی به اقتصاد غرب، به ویژه در آستانه انتخابات آمریکا، میتواند یکی از بیسابقهترین فشارها را به غرب وارد کند و اهرم بزرگی را برای اثبات بازدارندگی ایران بسازد.
دوم. فشار خودتحمیلی بر ایراناگر ایران از یک سو تنگه را ببندد و از سوی دیگر اقتصاد خود را دلاریسازی شده نگه دارد، عملاً بیآنکه شلیکی کند، به قلب اقتصادی خود شلیک کرده است. بستن تنگه بدون قطع وابستگی داخلی به دلار، خودکشی تدریجی اقتصادی محسوب میشود.
اشتباه بزرگ راهبردی ایراناتفاقی که اکنون در اقتصاد ایران در حال وقوع است، پیچیدهتر از تحریم است: یک خودتحریمی ارادی است به نام «حذف ارز ترجیحی و آزادسازی قیمتها». این تصمیم، هرچند در بلندمدت اهداف تعدیل ساختاری داشت، در کوتاهمدت و در بحبوحهی جنگ اقتصادی، به بزرگترین هدیه به ترامپ تبدیل شد.
ادامهی دلاریسازی اقتصاد (یعنی قیمتگذاری کالاها و داراییها بر پایهی دلار آزاد) این شوک را چندبرابر کرده است.
راهبرد اصلاحی: سه رکن جنگ تابآوری هوشمند
برای شکست آمریکا در این نبرد، ایران باید استراتژی خود را افزون بر «فشار حداکثری خارجی» با «مقاومت هوشمند داخلی» تقویت کند:
یک. کنترل تورم با فرماندهی انتظارات۱.۱. جایگزینی ارز ترجیحی با سازوکار ریالی مبتنی بر کالاهای اساسی داخلی. باید شبکه تأمین کالاهای کلیدی (گندم، برنج، مرغ، دارو) را با قیمت ثابت ریالی و مستقلّ از نرخ ارز تعریف کرد.
۱.۲. تفکیک بازار ارز: ایجاد «دلار تجاری» برای کالاهای غیر اساسی و «دلار معیشتی» برای کالاهای ضروری، به طوری که میانگین موزون تورم مهار شود.
۱.۳. پرهیز از هرگونه اجرای سیاست شکستخوردهی «شوکدرمانی» بهویژه دربارهی بنزین و گازوئیل.
دو. تبدیل تنگهی هرمز به ابزار عدم قطعیت، نه بستن کاملبستن مطلق تنگه تا مرداد، ایران را نیز از درآمد نفت محروم میکند. راهبرد بهینه:۲.۱. تهدید قابل اعتماد گسسته: بسته شدن اعلامنشده و چندروزه با هماهنگی دیپلماتیک همزمان در واکنش به هر اقدام تنشزای دشمن.۲.۲. هزینهزایی برای بیمه دریایی: افزایش حقبیمه کشتیهای عبوری به حدی که حتی بدون بستن فیزیکی، اقتصاد جهانی هزینه تابآوری ایران را بپردازد.
سه. دلارزدایی از اقتصاد داخلی و منطقهای۳.۱. راهاندازی رمزریال و تسویههای ریال-یوآن خارج از سوئیفت.۳.۲. حذف تدریجی شاخصهای دلاری در قیمتگذاریهای پیشرو تورم (محصولات پتروشیمی، معدنی، مسکن، خودرو و طلا) از طریق تعریف واحدهای حسابداری ملی مبتنی بر سبدی از کالاهای داخلی.
هشدار نهایی: تهدید واقعی از درون استاکنون بزرگترین خطر در ماههای پیشرو، فرسایش مشروعیت حاکمیت در داخل است. اگر نرخ تورم ماهانه از مرز ۵ درصد عبور کند (که اکنون نزدیک به آن است)، ارادهی اقشار مردم حتی «مردم کف خیابون» تضعیف خواهد یافت.بنابراین اولویت بیچونوچرای ایران در جنگ تابآوری، کنترل منحنی قیمت خردهفروشی با تزریق کالا (نه پول) و قطع رابطه دوگانه «دلار - قیمتگذاری داخلی» و نفی هرگونه شوکدرمانی اقتصادی است.
برآیندترامپ امیدوار است ایران از مسیر فشار اقتصادی تسلیم شود. ایران میتواند دشمن را از مسیر تابآوری هوشمند شکست دهد اما مشروط به سه اقدام فوری: توقف شوکهای تورمی خودساخته، هوشمندی در مدیریت تهدید تنگه هرمز، و دلارزدایی واقعی از اقتصاد معیشتی مردم.
۹۰
۹:۰۳
نگاه کودک بلوچ
احسان نجفی
آفتاب تند و بیرحم، پهن شده بود کف حیاط درمانگاه. روی نیمکت چوبیِ ورارفته نشسته بودم و سیگار به دست، دود میکردم و به این خلقالله خیره بودم.عمق و اصالت کویر را یکجا کنده بودند و چپانده بودند توی آن دو حدقهی زیبا و فریبا. یک شیشهی خالیِ دارو را طوری چسبانده بود به سینه که انگار جانماز مادرش است.جلو آمد. پاورچین و کمرو.— «آقا... این پیدا میشه؟ گفتن نیست.»شیشه را گرفتم. داروی قلب بود. خارجی.
دلارِ بالا رفته، ریالِ ما را مچاله کردر میان غلغله و بوی الکل درمانگاه، دهدوازده سالهای لابلای جمعیت بود. جثهاش ریز بود، اما چشمهایش... امان از آن چشمها. انگار تمام اندوه و ده بود و انداخته بود گوشه پارهجرگهی دستتنگی. وقتی پولِ ملیات بشود کاغذپاره، جانِ آدمیزاد هم در این خرابآباد میشود همقیمت همان کاغذپاره.
@Asheeree
احسان نجفی
آفتاب تند و بیرحم، پهن شده بود کف حیاط درمانگاه. روی نیمکت چوبیِ ورارفته نشسته بودم و سیگار به دست، دود میکردم و به این خلقالله خیره بودم.عمق و اصالت کویر را یکجا کنده بودند و چپانده بودند توی آن دو حدقهی زیبا و فریبا. یک شیشهی خالیِ دارو را طوری چسبانده بود به سینه که انگار جانماز مادرش است.جلو آمد. پاورچین و کمرو.— «آقا... این پیدا میشه؟ گفتن نیست.»شیشه را گرفتم. داروی قلب بود. خارجی.
دلارِ بالا رفته، ریالِ ما را مچاله کردر میان غلغله و بوی الکل درمانگاه، دهدوازده سالهای لابلای جمعیت بود. جثهاش ریز بود، اما چشمهایش... امان از آن چشمها. انگار تمام اندوه و ده بود و انداخته بود گوشه پارهجرگهی دستتنگی. وقتی پولِ ملیات بشود کاغذپاره، جانِ آدمیزاد هم در این خرابآباد میشود همقیمت همان کاغذپاره.
@Asheeree
۵۵
۱۳:۵۵