#صباحت ...... فصل دوم #قسمت731
۱K
۳:۴۱
#صباحت ...... فصل دوم #قسمت732
۱.۱K
۳:۴۲
*تلنگرانه ۱۳ خرداد
عاشقانه های یواشکی
ble.ir/join/AyxnEkMUzX
۴۹۱
۳:۴۰
#صباحت ...... فصل دوم #قسمت733
۴۷۳
۳:۴۱
#صباحت ...... فصل دوم #قسمت734
۴۸۵
۳:۴۲
#صباحت ...... فصل دوم #قسمت735
۴۹۰
۳:۴۳
#صباحت ...... فصل دوم #قسمت736
۴۹۲
۳:۴۳
-* چقدر تو وزهای مهسا! آخه کدوم دختری دستهگل میگیره میره خواستگاری؟اونم از مردی که همه عمر ازش متنفر بوده!*- اما من این کارو کردم.چون مردی که عاشقش بودم بهم خیانت کرد.- پس میخوای تلافی کنی؟سر تکون دادم.- هیچی بدتر از این شهاب و عذاب نمیده که با کارن ازدواج کنم. با کسی که مثل برادرشه!- حالا کی ازدواج میکنین عروسخانم.خندیدم و گفتم:- هر وقت آقا داماد بلهرو بگه. میخوام ماه عسل و برای شهاب و زنش زهر کنم.
نامزدم شهاب بهم پشت کرد و با بهترین دوستم ازدواج کرد حالا منم میخوام انتقام بگیرم و با رفیق شهاب ازدواج کنم.ble.ir/join/Cbc1vNVdgH
نامزدم شهاب بهم پشت کرد و با بهترین دوستم ازدواج کرد حالا منم میخوام انتقام بگیرم و با رفیق شهاب ازدواج کنم.ble.ir/join/Cbc1vNVdgH
۲۵۰
۱۲:۲۱
-* حیا کن دخترهی خیرهسر. میخوای با قاتل شوهرت ازدواج کنی؟*

با گریه گفتم: - این نونیه که باباتون تو دامنم گذاشته. الانم واسه من ادای برادرشوهرای غیرتیو درنیارین. برین یقه باباتونو بگیرین که داره به زور شوهرم میده.- تو هم که بدت نیومده. بیخود نبود پشتسرتون حرف درآورده بودن.عصبی گفتم:- دروغه! همش واسه این بود که قصاص نشه. - پس شراط قصاص نشدنش ازدواج با تو بوده؟ چه لقمهی درشتی!


ble.ir/join/Cbc1vNVdgH
نامزدم تو یه درگیری بخاطر من کشته شد حالا شرط قصاص نشدن قاتلش اینه که حاضر بشه با من ازدواج کنه.
با گریه گفتم: - این نونیه که باباتون تو دامنم گذاشته. الانم واسه من ادای برادرشوهرای غیرتیو درنیارین. برین یقه باباتونو بگیرین که داره به زور شوهرم میده.- تو هم که بدت نیومده. بیخود نبود پشتسرتون حرف درآورده بودن.عصبی گفتم:- دروغه! همش واسه این بود که قصاص نشه. - پس شراط قصاص نشدنش ازدواج با تو بوده؟ چه لقمهی درشتی!
ble.ir/join/Cbc1vNVdgH
نامزدم تو یه درگیری بخاطر من کشته شد حالا شرط قصاص نشدن قاتلش اینه که حاضر بشه با من ازدواج کنه.
۱۶۸
۱۴:۵۵
- من کبوتر جلد تو نمیشم!- جلدت میکنم.
- جسممو دزدیدی، قلبمو نمیتونی بدزدی. - من مرد بلوچم یغما، چیزی که بخوام بدست میارم، دلتم میدزدم. - محاله، غیر ممکنه! - اگر محالتو ممکن کردم چی؟نگاهی به چشم های مصمم قهوهای رنگش انداختم. میدونستم میتونه. همین حالام پس لرزه های نگاهش قلبمو ویران کرده بود اما این عشق ممنوعه بود. - بزار برم صوفی. من نمیتونم عاشقت بشم، قول دادی تا عاشقت نشم همسرت نمیشم، مهلتمونم تمومه، بزار برم.- یک هفته بمون، اگر عاشقم نشدی آزادی.....ble.ir/join/6qJaQL7RT2ble.ir/join/6qJaQL7RT2روایت عاشقانهی صوفی بلوچی، مردی که تو عمرش عاشق نشده و حالا دلباختهی دختر عمهی گمشدشه. وقتی پیداش میکنه که سر سفرهی عقده و صوفی بلوچی یغما رو می دزده و... 

۷۵
۱۶:۵۳