لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل عاشقونه‌ هٓایِ‌ حَلٰالِمُون🌷ع
۱۸.۲ هزار عضو

عاشقونه‌ هٓایِ‌ حَلٰالِمُون🌷

ـ ب‍‌ِس‍‌ْم الله ال‍‌رح‍‌م‍‌نِ ال‍‌رح‍‌ی‍‌مزن باش...undefinedیڪ زنِ تمام عیار🫶با تمام جنبه هاے زنانـه اتundefined
عاقلانه انتخاب کن،عاشقانه زندگی کن....اینجا سفره دل بازه...undefinedدلانه هاتون رو اینجا ارسال کنید undefinedundefined@mary1317تبلیغات پربازدهundefinedundefined@tablighatmari
مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۲ مرداد
بازارسال شده از گسترده | تبلیغات قاصدک
thumbnail
undefinedundefined
لحن بیانت ضعیفه، عزت نفس نداری؟!!!

دیدی بعضیا تو جمع طوری حرف
میزنن که همه بهشون گوش میدنundefined

میخوای تو هم یاد بگیری عزت نفستو بالا ببریundefined

بیا اینجا؛
.....مطالب این کانال معجزه میکنهundefined
ble.ir/join/4roTYaY1ft
ble.ir/join/4roTYaY1ft
ble.ir/join/4roTYaY1ft

۱

۷:۳۵

بازارسال شده از tablighat...🦋🌷
اگر خجالت میکشی تو جمع حرف بزنی

اگر اعتماد به نفست پایینهundefined

اگر دلت میخواد قشنگ حرف بزنی و همه رو مجذوب خودت کنی

روزي ١٠ دقيقه فقط وقت بزارundefined
ble.ir/join/4roTYaY1ft
ble.ir/join/4roTYaY1ft

۱

۷:۳۵

thumbnail
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined



سلام یه روز قبل سیزده ب در رفتم خونه مادرشوهرم که ببینم برنامه امسال چیه میخایم چکار کنیم کجا بریم برنامه بر این شد همه بریم باغ برادر شوهرم ...شوهرم بابردار شوهرم چند ساله قهره تا فهمید گفت من نمیام بعد به من گفت اگه میرین باغ باماشین خواهرم برین منم باذوق گفتم باشه شوهرم رفت بیرون منم رفتم به خواهر شوهرم گفتم ماشین شما جاکه داره امیر گفته ما باشما بیایم گفت من شمارو نمیبرم undefined پسرت سرو صدا میکنه گریه میکنه کلا نیاین میاین چکار کنین مادرشوهرمم گفت ما ۸ صبح راه میفتیم شما تا ده خوابین پسرم بد خواب میشه اگه اون موقع بیدار شینundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedمنم چیزی نگفتم از اونجایی که بااین کانال اشنا شدم دایورتشون کردم ب اونجای پسرم رفتم خونه به شوهرم گفتم من فردا باغ نمیرم صبح زود میرن مامانت گفته تو بد خواب میشی گفت ن برین اشکال نداره خلاصه گفتم نه فردا خودم بچه رو همین جاها میبرم پارک خودشم گفت من میرم سرکار گفتم اوکیه صبح بیدار شدم کارامو کردم بچمو حاضر کردم رفتم پارک ملت هم رسیدم شوهرم زنگ زد گفت کدوم قسمتین منم بیام undefinedundefinedخلاصه اومد گفت دلم نیومد تنها باشین کلییی ذوق کردم بدون اینکه غر بزنم و روزمو خراب کنم گریه کنم خدا برام درست کرد تاشب بیرون بودیم کلی خوش گذشت undefinedundefinedundefined




ماریا هستم بهم پیام بده undefinedundefinedundefined
undefined@mary1317

┄┅┅𖣘 عاشقونه‌های‌حلالمون 𖣘┅┅┄
undefined۸

۴۲۹

۷:۵۵

thumbnail
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined



ماریا.عقد یکی از فامیل های درجه یکم بود ، از طرف عروس بودیم ، بعد خانواده عروس همزمان داشتن طبقه بالا خونشونو درست میکردن اصلا یه وضعی بوداااااحیاط کثیف و خاکی خونه هم گرد خاک رو وسیله ها نشسته بود
خلاصه روز عقد فرا رسیدundefined همه منتظر بیرون بودیم تا سوار ماشین شیم بریم محضرundefined چون ماشین کم بود داداش عروس امین ب اون یکی دادششون شاهین میگه زنگ بزن آژانسundefined شاهین هم پشت گوش می ندازه دوباره امین چند بار دیگه میگه ولی شاهین اهمیت نمیده یه دفعه امین قاطی میکنه و میگه تف تو روت ک عرضه نداری یه زنگ بزنی مردم منتظرن اینهمه ما کمکت دادیم تو کار خونه ولی تو یه زنگ نمیزنی برا ما undefined اقاااااا چشمتون روز بد نبینهundefined شاهین شروع کرد ب بد و بیراه گفتن ب امین اونم از نوع بد خیلی خیلی بدundefined یه دفعه خونه و حیاط ریخت بهم ، واقعا لحظات بدی بودهمه فامیل داشتن دو تا برادر عز هم جدا میکردن ، اونا از یه طرف داشتن بهم فحاشی میکردن عروس بیچاره از یه طرف با مانتو و شلوار سفید با یه گل دستش با موهای چتری تو چشمش نظاره گر داماد بیچاره هم از یه طرف وسط جمعیت با لباس سفید داشت جدا میکرد ک بدبخت چند بار هم خورد زمین و لباسش و شلوارش یه گلی شد🥺
خلاصه ک مدل ما فرق میکرد ما خودی دعوا کردیمundefined🥴 ولی من خیلی برا عروس ناراحت شدمundefined
هر چقدر ک دلداریش میدادن بازم معلوم بود ک ناراحته🥶undefined
تازه دیر هم رسیدیم محضر ، هنوز بعد چند سال یادش میوفتیم متاسف میشیم ، عروس هم میگه اینم شانس من بودundefined




ماریا هستم بهم پیام بده undefinedundefinedundefined
undefined@mary1317

┄┅┅𖣘 عاشقونه‌های‌حلالمون 𖣘┅┅┄
undefined۳
undefined۱

۴۳۸

۷:۵۶

بازارسال شده از گسترده | تبلیغات قاصدک
thumbnail
گیف
۳۹:۰۱
بعضی افراد به هر چیزی که میخان سریع میرسن و شما فکر می کنید این افراد خوش شانس هستنundefined

ولی این افراد تونستن به اسم اعظم الهی خود که این اسم مختص روح هر انسانه و روح انسان با اون اسم صدا زده میشه دسترسی پیدا کننundefined

اگه شمام دنبال اسم روح خود هستید و میخاید به هر خواسته ای که دارید برسید من اینجارو پیشنهاد میدمundefinedundefined
ble.ir/join/FLAPidbs61
ble.ir/join/FLAPidbs61
ble.ir/join/FLAPidbs61

۱

۷:۵۷

بازارسال شده از tablighat...🦋🌷
دستیابی ذکر مخصوص هر اسم که هم فرکانس با اسم خداست و باعث افزایش فرکانس روح و جسم میشهundefined

اینجا همه فرکانسها رو برات گذاشتمundefinedundefined
ble.ir/join/FLAPidbs61
ble.ir/join/FLAPidbs61

۱

۷:۵۷

thumbnail
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined



بچه ها چند وقت پیش یه عروسی اومده بود سالن من تو آرایشگاه شینیون کارمایشون حدود ۲۰ سالش بود بنده خدا قیافش خیلی زشت بود حالا به این جاش کاری ندارم 
آقا این عروسه اومد کارای گریم و میکاپشو انجام دادیم گفتیم لباستو بیار کمکت کنیم بپوشی به جاریش که حدود ۱۰ سالی از خودش بزرگتر بود با یه لحن دستوری گفت اون کیسه ی لباس و بیار. اون بیچاره هم رفت کیسه رو اشتباهی آورد دختره با اخم گفت به تو میگم کیسه ی لباسم این چیه برداشتی اوردیجاریش که خیلی خانوم بود رفت کیسه رو بیاره دختره برگشت به ما گفت میبینین چه الاغیهundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedآقا ما هنگ کرده بودیم 
جاریه لباسشو آورد ما همگی همینجوری موندبمundefinedundefinedundefinedundefinedیه لباس آبی روشن دکلته خیلیییی زشت 
حالا اومدیم کمکش کنیم لباسشو بپوشه بهش گفتم عزیزم بلوزتو دربیار( یه زیر سارافون سفید تنش بود که خیلی هم کثیف بود) گفت نه این بلوز میخوام زیر لباسم تنم باشهundefinedundefinedundefinedundefined
اولش فکر کردم شوخی میکنه ولی قشنگ لباس و رو زیر سارافون پوشید فکر کن بلوز سفید خیلی کثیف با یه لباس شب دکلته ی پفیخیلی مسخره شده بود آقا سرتونو درد نیارم داماد اومد 
بخدا داماد شبیه مدل ها بود خوش قیافه و بسیار خوشتیپ یعنی ذره ای به هم نمیومدن مشتری های توی سالن هم هنگ کرده بودنundefined

شماها عروس اینجوری دیدین تا حالا؟ بخدا من همش تو فکر اون زیر سارافونشمundefinedundefined




ماریا هستم بهم پیام بده undefinedundefinedundefined
undefined@mary1317

┄┅┅𖣘 عاشقونه‌های‌حلالمون 𖣘┅┅┄
undefined۱
undefined۱

۳۶۶

۸:۱۹

thumbnail
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined




سلام پیام من رو مادر ماریا دیدن برام پیش همسایشون دعا کردند ک امسال پرستاری قبول بشم!؟undefined مادرهائ‌‌ کانال و اعضای محترم توروخدا دعا کنید امسال پرستاری قبول بشم ممنون میشم جواب پیاممو رو بدناون خانومی ک گفتن بچه بیارن من نظرم مثل نظر بقیه دوستان هست و مخالفم چون شرایط برام خیلی سخت بوده تا ب حال باینک ما سه تا بچه هستیم و من بقول یکی از اعضا تو رفاهی ک باید بزرگ نشدم امیدوارم پدرمادرها قبل فرزند آوری ب آیند اش فکر کنند تا مجبور نباشند ی آدم دیگه رو وقتی خودش نمیخواد ب این دنیای کثیف بیارن و مجبورش کنن ک زندگی کنه (درستش اینه که قبلش از بچه بپرسن که میخوای ب این دنیا بیاید یا ن) من نمی‌گم میلیاردر باشید ولی خوردن یک وعده غذای متوسط در روزو سالی یکبار مسافرت رفتن اونم یک روز.خریدن لباس هر سه ماه یکبار. خریدن کفش هر 6ماه تا یکسال. و لوازم مدرسه و دانشگاه و .....مجموعا اگر وضع مالی ثابت دارن و مستاجر نیستن بچه دار بشن چون زندگی خیلی بی رحمه و همه چیز درحال تغییره ی روز شاهی یک روز گدای دَرباری و دخل و خرج باهم نمی‌خونه حالا فک کنین ی بچه ام این وسط باشه! اره منم غروب دلشکسته



ماریا هستم بهم پیام بده undefinedundefinedundefined
undefined@mary1317

┄┅┅𖣘 عاشقونه‌های‌حلالمون 𖣘┅┅┄
undefined۱
undefined۱

۳۶۱

۸:۲۰

بازارسال شده از tablighat...🦋🌷
thumbnail
قبل از هر خرید و فروشی این کانال رو ببین؛ امسال بیشترین سود تو کدوم بازاره؟²@cheragh

۱

۸:۲۱

thumbnail
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined


ماریا‌ یک روز برادرشوهرم با خانواده اومدن خونمون.من رفتم تو آشپزخونه چای بریزم که دختر برادرشوهرم با یک جعبه شکلات کادویی اومد پیشم. منم همون طور که می گرفتم گفتم: وااای خیلی ممنون🥰 دستتون درد نکنهundefined. ولی اون در جواب تشکر من چیزی نگفتundefined فقط گفت بی زحمت اگه نایلونی دارید اینو بذارین توش که بوی یخچالو نگیرهundefinedهمون موقع هم جاریم اومد و کلی هم از اون بنده خدا تشکر که این کارا چیه و ...دیدم جاریم فقط نگام کرد و چیزی نگفتundefinedیک ساعت بعد فهمیدم که دخترشون یک دوستی داره که چون نزدیک خونه ی ما هستن می خواسته بره اونجا و شکلات رو برا اون خریدهundefinedundefinedundefinedیعنی اینقدر ضایع شدم که نگو🥴




ماریا هستم بهم پیام بده undefinedundefinedundefined
undefined@mary1317

┄┅┅𖣘 عاشقونه‌های‌حلالمون 𖣘┅┅┄
undefined۱
undefined۱

۳۳۶

۸:۳۴