از شما بیاندازه ممنونم و خوشحالم که اهل این سرزمین هستم. اگر کاری در ورزش انجام دادم وظیفهی من بود. چون هر انسانی در هر جایی از هر آب و خاکی بهره میبرد، اگر کاری از او بر میآید باید بدون هیچ تقاضا و منتی بر سر افراد آن سرزمین، انجام دهد.
من هیچوقت یادم نمیرود که وقتی از مسابقات برمیگشتیم، جوان و مسن و میانسال میآمدند و ما را تشویق میکردند. واقعا فراموشم نمیشود. درست است که اینجا نیستم. اما آن مهر وطن هیچ وقت از یادم نمیرود. دوستدار این سرزمین و دوستان بزرگ و پرمحبتی مثل شما هستم.
۴.۵K
۶:۵۹
🛜تفاوتهای بسته جدید را جویا میشوم. مشخص میشود که حجم بستهای که هر ماه تمدید میکردم کمتر شده! یعنی قیمت را تقریبا تغییر ندادند، اما حجم را کمتر کردند.
۴K
۲۰:۰۰
جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنهچون ندیدند حقیقت رهِ افسانه زدند
۱۱K
۸:۲۹
صفر را بستندکه ما به بیرون زنگ نزنیم، از شما چه پنهانما از درون زنگ زدیم!
«اکبر اکسیر»
️کانال شخصی #اشکان_جهان_آرای
️ https://ble.ir/ashkanjahanarai
«اکبر اکسیر»
۲۴۲
۹:۳۶
شاهکارِ بردباری
روز بزرگداشتِ فردوسی است. برای پاسداشتِ نام و یادش از اثرگذاریاش بر شعر و زبان فارسی زیاد مینویسند و میگویند. حرفهای تخصصی و تحلیلهای علمی و فلسفی.
من اما به بردباری ابوالقاسم خان میاندیشم. عجب حوصله و علاقه و پشتکار و اراده و شکیبایی و سماجتی داشته که سی سال را صرف یک هدف کرده!
به اندازهی عمر کاری یک نفر از ابتدا تا بازنشستگیاش یکسره خودش را وقف هدفش کرده تا به نتیجه برسد.
به جز شاهنامه که شاهکار فردوسی است و استادیاش در قصهپردازی و روایت و شاعری و ادبیات فارسی، اراده و بردباری او هم یک اثر ماندگار و آموزنده است.
️کانال شخصی #اشکان_جهان_آرای
️ https://ble.ir/ashkanjahanarai
روز بزرگداشتِ فردوسی است. برای پاسداشتِ نام و یادش از اثرگذاریاش بر شعر و زبان فارسی زیاد مینویسند و میگویند. حرفهای تخصصی و تحلیلهای علمی و فلسفی.
من اما به بردباری ابوالقاسم خان میاندیشم. عجب حوصله و علاقه و پشتکار و اراده و شکیبایی و سماجتی داشته که سی سال را صرف یک هدف کرده!
به اندازهی عمر کاری یک نفر از ابتدا تا بازنشستگیاش یکسره خودش را وقف هدفش کرده تا به نتیجه برسد.
به جز شاهنامه که شاهکار فردوسی است و استادیاش در قصهپردازی و روایت و شاعری و ادبیات فارسی، اراده و بردباری او هم یک اثر ماندگار و آموزنده است.
۲۹۰
۹:۵۵
ای بس که نباشیم و جهان خواهد بود
نِی نام ز ما و نینشان خواهد بود
زان پیش نبودیم و نَبُد هیچ خلل
زین پس چو نباشیم همان خواهد بود...
۲۸ اردیبهشت روز خیام است. حکیم بلندآوازهی فرهنگ و ادب ایران که از ۹ سده پیش همراه با اندیشه و حکمت و عرفان، چکیده حرف زدن و توییترینویسی را هم به ما یاد داد. مثل همین رباعی که در آن ساده و کوتاه به ما گفته: خودتان را زیاد جدی نگیرید، جهان با ما و بدون ما به کار خودش ادامه میدهد.
️کانال شخصی #اشکان_جهان_آرای
️ https://ble.ir/ashkanjahanarai
نِی نام ز ما و نینشان خواهد بود
زان پیش نبودیم و نَبُد هیچ خلل
زین پس چو نباشیم همان خواهد بود...
۲۸ اردیبهشت روز خیام است. حکیم بلندآوازهی فرهنگ و ادب ایران که از ۹ سده پیش همراه با اندیشه و حکمت و عرفان، چکیده حرف زدن و توییترینویسی را هم به ما یاد داد. مثل همین رباعی که در آن ساده و کوتاه به ما گفته: خودتان را زیاد جدی نگیرید، جهان با ما و بدون ما به کار خودش ادامه میدهد.
۲۷۳
۱۹:۲۵
سواد رسانه، شاخ گوزن، کمیسیون اجتماعی
علی بابایی کارنامی، نماینده اصولگرای مرکز مازندران در مجلس یازدهم و دوازدهم متولد ۱۳۵۱ است.حضورش در عرصه انتخابات مجلس شورای اسلامی از دوره دهم آغاز شد. در انتخابات مجلس دهم با ۳۲ هزار و ۶۸۲ رأی در رتبه پنجم نامزدها قرار گرفت.اما در انتخابات مجلس یازدهم با ۴۲ هزار و ۲۶ رأی که فقط ۲۵۰ رأی بیشتر از آراءِ عالیه زمانی کیاسری بود، منتخب دوم مردم ساری و میاندورود شد و به مجلس رسید. در انتخابات مجلس دوازدهم نیز با ۵۰ هزار و ۳۱۷ رأی بار دیگر به عنوان منتخب دوم مردم این حوزه انتخابیه راهی مجلس شد..اواخر دولت احمدینژاد مدیرکل کار مازندران شده بود. اوایل دولت روحانی گفت «در جبهه احمدینژاد نبودم؛ اصولگرای معتدل هستم و به گفتمان روحانی رای دادم.» اما اواخر دولت روحانی منتقد روحانی شد و در مجلس پشت تریبون رفت و خواستار استیضاح روحانی شد و خطاب به رئیسجمهور وقت گفت: «اگر استعفا دهید به خود و دولت خودتان خدمت کردهاید.». دوران تبلیغات انتخاباتی بین هوادارانش در یک سخنرانی گفته بود: «شما مردم باوقاحت ساری!» فکر میکرد «وقاحت» کلمهی خوبی است.الان رئیس کمیسیون اجتماعی مجلس است! از مدافعان جدی طرح پتروشیمی در مرتع حسینآباد بهشهر یا همان پتروشیمی میانکاله..امروز در کانالش تصاویری منتشر شده که نشان میدهد به عیادت علیجان شمشیربند عضو و رئیس اسبق شورای شهر ساری رفته است. آقای شمشیربند عضو و رئیس شورای پنجم شهر ساری بود. همان دورهای که شورای ساری به دلیل بازداشت همه اعضا منحل شد. خانهی آقای شمشیربند -که برایش آرزوی سلامتی دارم- با سر تاکسیدرمی شدهی گوزن تزیین شده! رئیس کمیسیون اجتماعی مجلس هم نشسته همانجا و ادمین کانالش عکسش را با سر گوزن منتشر کرده. (البته مهمان است و اختیار خانه میزبان را ندارد. اختیار کانالش را هم داده به ادمینهایی که سواد رسانهای ندارند.).آبان ۱۴۰۳ شینا انصاری که تازه حدود ۲ ماه از حضورش در مسوولیت ریاست سازمان حفاظت محیط زیست میگذشت، در نامهای رسمی دستور داد نمونههای تاکسیدرمی حیوانات از ادارات حفاظت محیط زیست سراسر کشور جمعآوری شود تا عاملی برای تشویق عموم به نگهداری از پیکر خشک شده این جانوران نگونبخت نباشد..خرداد ۱۴۰۴ بابایی کارنامی در گفتوگویی تصویری، بابت تصمیمها و مواضع محیط زیستی شینا انصاری، با ادبیاتی سخیف و عجیب به معاون رئیسجمهور تاخت..پاراگرافها احتمالا بیربط است و متن پیوستگی ندارد؟ دوباره بخوانید و عکس را ببینید. شاید پاراگرافها به هم وصل شدند.
️کانال شخصی #اشکان_جهان_آرای
️ https://ble.ir/ashkanjahanarai
علی بابایی کارنامی، نماینده اصولگرای مرکز مازندران در مجلس یازدهم و دوازدهم متولد ۱۳۵۱ است.حضورش در عرصه انتخابات مجلس شورای اسلامی از دوره دهم آغاز شد. در انتخابات مجلس دهم با ۳۲ هزار و ۶۸۲ رأی در رتبه پنجم نامزدها قرار گرفت.اما در انتخابات مجلس یازدهم با ۴۲ هزار و ۲۶ رأی که فقط ۲۵۰ رأی بیشتر از آراءِ عالیه زمانی کیاسری بود، منتخب دوم مردم ساری و میاندورود شد و به مجلس رسید. در انتخابات مجلس دوازدهم نیز با ۵۰ هزار و ۳۱۷ رأی بار دیگر به عنوان منتخب دوم مردم این حوزه انتخابیه راهی مجلس شد..اواخر دولت احمدینژاد مدیرکل کار مازندران شده بود. اوایل دولت روحانی گفت «در جبهه احمدینژاد نبودم؛ اصولگرای معتدل هستم و به گفتمان روحانی رای دادم.» اما اواخر دولت روحانی منتقد روحانی شد و در مجلس پشت تریبون رفت و خواستار استیضاح روحانی شد و خطاب به رئیسجمهور وقت گفت: «اگر استعفا دهید به خود و دولت خودتان خدمت کردهاید.». دوران تبلیغات انتخاباتی بین هوادارانش در یک سخنرانی گفته بود: «شما مردم باوقاحت ساری!» فکر میکرد «وقاحت» کلمهی خوبی است.الان رئیس کمیسیون اجتماعی مجلس است! از مدافعان جدی طرح پتروشیمی در مرتع حسینآباد بهشهر یا همان پتروشیمی میانکاله..امروز در کانالش تصاویری منتشر شده که نشان میدهد به عیادت علیجان شمشیربند عضو و رئیس اسبق شورای شهر ساری رفته است. آقای شمشیربند عضو و رئیس شورای پنجم شهر ساری بود. همان دورهای که شورای ساری به دلیل بازداشت همه اعضا منحل شد. خانهی آقای شمشیربند -که برایش آرزوی سلامتی دارم- با سر تاکسیدرمی شدهی گوزن تزیین شده! رئیس کمیسیون اجتماعی مجلس هم نشسته همانجا و ادمین کانالش عکسش را با سر گوزن منتشر کرده. (البته مهمان است و اختیار خانه میزبان را ندارد. اختیار کانالش را هم داده به ادمینهایی که سواد رسانهای ندارند.).آبان ۱۴۰۳ شینا انصاری که تازه حدود ۲ ماه از حضورش در مسوولیت ریاست سازمان حفاظت محیط زیست میگذشت، در نامهای رسمی دستور داد نمونههای تاکسیدرمی حیوانات از ادارات حفاظت محیط زیست سراسر کشور جمعآوری شود تا عاملی برای تشویق عموم به نگهداری از پیکر خشک شده این جانوران نگونبخت نباشد..خرداد ۱۴۰۴ بابایی کارنامی در گفتوگویی تصویری، بابت تصمیمها و مواضع محیط زیستی شینا انصاری، با ادبیاتی سخیف و عجیب به معاون رئیسجمهور تاخت..پاراگرافها احتمالا بیربط است و متن پیوستگی ندارد؟ دوباره بخوانید و عکس را ببینید. شاید پاراگرافها به هم وصل شدند.
۱.۵K
۱۱:۱۲
بازارسال شده از رویان دیما
اعترافات یک مدیرِ دو زنه در دنیای دیجیتال!
راستش را بخواهید، این روزها نگهداری همزمان «رویان دیما» در اینستاگرام و بله، دقیقاً مثل ازدواج همزمان با دو همسر است! تازه دارم میفهمم مردهای دو زندار چه میکشند، چه رنجی را تحمل میکنند... رسیدگی به هر دو، تأمین نیازها، ناز کشیدنها، قهرها، خرج و توقعات؛ واقعاً کار حضرت فیل است!
شما مخاطبان هم حکم فرزندان من را دارید؛ هر روز و هر شب باید به فکر سیر کردن شکمِ چشم و دل و ذهنتان در این خانهی مجازی باشم. یکی ویدیو میخواهد، یکی خبر، یکی طنز، یکی عکسِ غروب و آن یکی هم فقط میآید ببیند کی با کی قهر کرده یا «هادی خزایی» باز به چه کسی پریده است!

ماجرا از جایی شروع شد که با دخالتِ مستقیم والدین (همان مسئولین محترم
)، رابطهی من و همسر اولم، «بانو اینستا»، شکرآب شد. یکهو گفتند: «دیگر حق نداری هر وقت خواستی ببینیش!» ما هم از سر تنهایی و برای اینکه نانمان آجر نشود، رفتیم سمت یک آشنایی جدید به نام «خانم بله»... 
اوایل، رابطه با «بله» خیلی رسمی بود؛ انگار رفته باشی خواستگاری در یک خانوادهی کاملاً سنتی و باوقار! همه مؤدب، همه آرام، همه با فونت رسمی و اتوکشیده! من هم خجالت میکشیدم پست طنز بگذارم؛ مدام با احتیاط میگفتم: «سلام، عرض ادب خدمت همراهان محترم...» اما کمکم که صمیمی شدیم، دیدم نه بابا! اینجا هم ملت همان مردماند، فقط اینترنتشان ایرانی است!
از آن طرف، هنوز دلم پیش اینستاگرام بود؛ شبها یواشکی و با فیلترشکن میرفتم سراغش... مثل عشقهای ممنوعهی فیلمهای ترکی! هر بار هم که میخواستم یک استوری ساده بگذارم، استرس داشتم که نکند اینترنت بپرد یا فیلترشکن بازی دربیاورد.
حالا من ماندهام و دو زندگی موازی! اینستاگرام مثل یک همسر شیک، پرفاده و البته پرخرج است؛ هر روز یک آپدیت جدید، یک الگوریتم تازه و یک قهر بیدلیل دارد که: «چرا بازدیدت کم شد؟ حتماً دیشب فلان ساعت فعالیت نکردی!»
اما «بله»... بله مثل آن همسر ساده، صبور و خانوادهدوست است. آرام و کمتوقع، با اینترنتِ نیمبها هم بالا میآید و انگار میگوید: «هر چه هستی، همان باش...» 
خلاصه که ما قربانیان نسلِ «مهاجرت دیجیتال» هستیم؛ نسلی که صبح با VPN بیدار میشود، ظهر با اینترنت ملی کار میکند و شب هم دعا میکند هر دو پلتفرم بالا بیایند تا زندگیاش لنگ نماند!
گاهی آنقدر گیج میشوم که میخواهم در بله «ریلز» آپلود کنم، بعد یادم میافتد که اینجا نهایتِ هیجان، ارسال یک فایل با کیفیت معمولی است!
ولی دم شما گرم؛ چه در اینستاگرام و چه در بله، چه با فیلتر و چه بیفیلتر، پایِ «رویان دیما» ایستادید.
آدرس همسر اول (که هنوز جایش در صدر مجلس است):

https://www.instagram.com/royandima?igsh=MW9zeGJnYnE5aTZ6cg==
راستش را بخواهید، این روزها نگهداری همزمان «رویان دیما» در اینستاگرام و بله، دقیقاً مثل ازدواج همزمان با دو همسر است! تازه دارم میفهمم مردهای دو زندار چه میکشند، چه رنجی را تحمل میکنند... رسیدگی به هر دو، تأمین نیازها، ناز کشیدنها، قهرها، خرج و توقعات؛ واقعاً کار حضرت فیل است!
شما مخاطبان هم حکم فرزندان من را دارید؛ هر روز و هر شب باید به فکر سیر کردن شکمِ چشم و دل و ذهنتان در این خانهی مجازی باشم. یکی ویدیو میخواهد، یکی خبر، یکی طنز، یکی عکسِ غروب و آن یکی هم فقط میآید ببیند کی با کی قهر کرده یا «هادی خزایی» باز به چه کسی پریده است!
ماجرا از جایی شروع شد که با دخالتِ مستقیم والدین (همان مسئولین محترم
اوایل، رابطه با «بله» خیلی رسمی بود؛ انگار رفته باشی خواستگاری در یک خانوادهی کاملاً سنتی و باوقار! همه مؤدب، همه آرام، همه با فونت رسمی و اتوکشیده! من هم خجالت میکشیدم پست طنز بگذارم؛ مدام با احتیاط میگفتم: «سلام، عرض ادب خدمت همراهان محترم...» اما کمکم که صمیمی شدیم، دیدم نه بابا! اینجا هم ملت همان مردماند، فقط اینترنتشان ایرانی است!
از آن طرف، هنوز دلم پیش اینستاگرام بود؛ شبها یواشکی و با فیلترشکن میرفتم سراغش... مثل عشقهای ممنوعهی فیلمهای ترکی! هر بار هم که میخواستم یک استوری ساده بگذارم، استرس داشتم که نکند اینترنت بپرد یا فیلترشکن بازی دربیاورد.
حالا من ماندهام و دو زندگی موازی! اینستاگرام مثل یک همسر شیک، پرفاده و البته پرخرج است؛ هر روز یک آپدیت جدید، یک الگوریتم تازه و یک قهر بیدلیل دارد که: «چرا بازدیدت کم شد؟ حتماً دیشب فلان ساعت فعالیت نکردی!»
خلاصه که ما قربانیان نسلِ «مهاجرت دیجیتال» هستیم؛ نسلی که صبح با VPN بیدار میشود، ظهر با اینترنت ملی کار میکند و شب هم دعا میکند هر دو پلتفرم بالا بیایند تا زندگیاش لنگ نماند!
ولی دم شما گرم؛ چه در اینستاگرام و چه در بله، چه با فیلتر و چه بیفیلتر، پایِ «رویان دیما» ایستادید.
آدرس همسر اول (که هنوز جایش در صدر مجلس است):
https://www.instagram.com/royandima?igsh=MW9zeGJnYnE5aTZ6cg==
۱
۱۱:۵۶
ز غوغای جهان فارغ، به سودای چرا مشغول...
️کانال شخصی #اشکان_جهان_آرای
️ https://ble.ir/ashkanjahanarai
۳.۹K
۱۲:۵۶
کالابرگ؛ از آمار تا سفره
.ورودی فروشگاه، کارتم را به خانمی که پشت میز امور مشتریان نشسته میدهم.میپرسد: چند نفر؟من: سه نفر.کارت را میکشد و رمز را میگویم. با سرعت کلیدهای روی دستگاه پوز را میزند. معلوم است که انگشتها به یک فرآیند تکراری عادت کردهاند..کمی فضولی میکنم و چشم میاندازم روی صفحهی پوز. میبینم یک میلیون تومان از سه میلیون تومان را به عنوان هزینهی خرید برنج ثبت کرده! برنج که در فهرست خرید من نیست. همینطوری میزنند که خرید به نام سرپرست خانوار ثبت شود و بعد یک رسید میدهند که به صندوق تحویل دهی. یعنی با کالابرگ هر چه که دوست داری میتوانی بخری. نوعی کارراهاندازی است. دست مشتری را برای خرید باز میگذارند. اما نکته اینجاست که آمارهای اشتباه در سامانه ثبت میشوند..در خبرها دیده بودم که معاون وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی دربارا به بیشترین اقلامی که مردم با اعتبار کالابرگ خریدند گفته بود: «برنج، مرغ، گوشت و روغن در صدر خرید مردم بود.» اما آمارهای ثبت شده از فاکتورهای خرید مردم فاصله دارند..با یک سبد به سمت لاین مرغ و گوشت حرکت میکنم. دو مرغ متوسط سفارش دادم و گفتم: لطفا هشت تکه بشه..آقای پشت ترازو میگوید: دو تا مرغ هشتتکه شده آماده داریم. میخوای؟میپرسم: واسه کیه؟میگوید: مشتری سفارش داد و رفت و دیگه نیومد ببره.مرغ تکهشده و آماده را میگیرم. به قیمتش که نگاه میکنم متوجه میشوم چرا از سبد خریدار قبلی پر کشید. یک میلیون و سیصد هزار تومان برای دو تا مرغ!.یک میلیون و هفتصدهزار تومان از کالابرگم مانده! با یک قوطی روغن و یک بسته گوشت چرخشده سقف کالابرگی ماهانهام پر میشود. سایر اقلام را طبق اولویت و با چک کردن قیمتها وارد سبد کردم. گران! گران! گران!.ارزش یک میلیون تومان به ازای هر شهروند در مقایسه با دی پارسال که طرح کالابرگ فعال شد خیلی پایینتر آمده! قیمت مرغ تا سه برابر بیشتر شد. البته الان حدود دو برابر دی پارسال است. بقیه کالا هم همین..فاطمه مهاجرانی سخنگوی دولت چند روز پیش گفت که افزایش مبلغ کالابرگ یکی از مطلوبات دولت است، اما باید مطلوبات را با مقدورات هماهنگ کنیم. بسیار برای ما مطلوب است که افزایش کالابرگ را داشته باشیم، ولی فعلا خبری نیست..
️کانال شخصی #اشکان_جهان_آرای
️ https://ble.ir/ashkanjahanarai
.ورودی فروشگاه، کارتم را به خانمی که پشت میز امور مشتریان نشسته میدهم.میپرسد: چند نفر؟من: سه نفر.کارت را میکشد و رمز را میگویم. با سرعت کلیدهای روی دستگاه پوز را میزند. معلوم است که انگشتها به یک فرآیند تکراری عادت کردهاند..کمی فضولی میکنم و چشم میاندازم روی صفحهی پوز. میبینم یک میلیون تومان از سه میلیون تومان را به عنوان هزینهی خرید برنج ثبت کرده! برنج که در فهرست خرید من نیست. همینطوری میزنند که خرید به نام سرپرست خانوار ثبت شود و بعد یک رسید میدهند که به صندوق تحویل دهی. یعنی با کالابرگ هر چه که دوست داری میتوانی بخری. نوعی کارراهاندازی است. دست مشتری را برای خرید باز میگذارند. اما نکته اینجاست که آمارهای اشتباه در سامانه ثبت میشوند..در خبرها دیده بودم که معاون وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی دربارا به بیشترین اقلامی که مردم با اعتبار کالابرگ خریدند گفته بود: «برنج، مرغ، گوشت و روغن در صدر خرید مردم بود.» اما آمارهای ثبت شده از فاکتورهای خرید مردم فاصله دارند..با یک سبد به سمت لاین مرغ و گوشت حرکت میکنم. دو مرغ متوسط سفارش دادم و گفتم: لطفا هشت تکه بشه..آقای پشت ترازو میگوید: دو تا مرغ هشتتکه شده آماده داریم. میخوای؟میپرسم: واسه کیه؟میگوید: مشتری سفارش داد و رفت و دیگه نیومد ببره.مرغ تکهشده و آماده را میگیرم. به قیمتش که نگاه میکنم متوجه میشوم چرا از سبد خریدار قبلی پر کشید. یک میلیون و سیصد هزار تومان برای دو تا مرغ!.یک میلیون و هفتصدهزار تومان از کالابرگم مانده! با یک قوطی روغن و یک بسته گوشت چرخشده سقف کالابرگی ماهانهام پر میشود. سایر اقلام را طبق اولویت و با چک کردن قیمتها وارد سبد کردم. گران! گران! گران!.ارزش یک میلیون تومان به ازای هر شهروند در مقایسه با دی پارسال که طرح کالابرگ فعال شد خیلی پایینتر آمده! قیمت مرغ تا سه برابر بیشتر شد. البته الان حدود دو برابر دی پارسال است. بقیه کالا هم همین..فاطمه مهاجرانی سخنگوی دولت چند روز پیش گفت که افزایش مبلغ کالابرگ یکی از مطلوبات دولت است، اما باید مطلوبات را با مقدورات هماهنگ کنیم. بسیار برای ما مطلوب است که افزایش کالابرگ را داشته باشیم، ولی فعلا خبری نیست..
۳.۲K
۱۷:۱۱