داستان فلسفی خدا مراد قسمت چهاردهم
خدامراد پس از آنکه یاد گرفت چطور از رنجهایش «ارتفاع» بگیرد، به دشتِ پایینِ کوه برگشت تا باغی بسازد. او باور داشت که اگر همهچیز را با دقت و نظمِ کوهستانیاش مدیریت کند، به آرامشِ مطلق میرسد.
او شب و روز در باغش کار میکرد؛ خاک را با وسواس الک میکرد، برای هر نهال برنامهی آبیاریِ دقیقی داشت و حتی هرس کردنِ شاخهها را با خطکش اندازه میگرفت.
یک روز، خدامراد متوجه شد که یکی از بوتههای گوشهی باغ، با بقیه فرق دارد. آن بوته نه بلندتر از بقیه میشد و نه گلهایش به آن قرمزیِ ایدهآلی بود که او در ذهنش تصویر کرده بود. خدامراد هر روز با خشم به آن بوته نگاه میکرد. گاهی آن را با کودِ بیش از حد میسوزاند، گاهی جایش را عوض میکرد و گاهی از دستِ آن بوته، تمامِ شب خوابش نمیبرد.
یک عصر، وقتی خدامراد خسته و ناامید کنار آن بوتهی پژمرده نشسته بود، همان پیرمردِ چوپان که در کوهستان دیده بود، از کنارِ باغ گذشت و گفت:«خدامراد، هنوز هم فکر میکنی با بالا رفتن از قلههایِ سنگی آرام میشوی؟ حالا داری با این باغ میجنگی تا به همان قلهیِ کمال برسی؟»
خدامراد با صدایی گرفته گفت:«نمیبینی پیرمرد؟ این بوته ناقص است. بقیهیِ باغِ من عالی است، اما این یکی خرابِ کارِ من است. دارد تصویرِ باغِ مرا زشت میکند.»
پیرمرد لبخندی زد و گفت:«تو عاشقِ باغ نیستی، خدامراد. تو عاشقِ «تصویرِ» باغ در ذهنِ خودت هستی. تو میخواهی طبیعت، تابعِ نقشهی تو باشد. اما این بوته، گلِ سرخ نیست؛ این یک بوتهیِ وحشی است که فقط گلهایِ کوچکِ سفید میدهد. تو داری سعی میکنی از یک بوتهیِ وحشی، یک رُزِ سرخ بسازی و به همین خاطر، هم گل را شکنجه میدهی و هم خودت را.»
خدامراد ساکت شد. نگاهش به دستهای پینهبستهاش افتاد و بعد به بوتهای که از شدتِ مراقبتهایِ غلطِ او، در حالِ خشکیدن بود.
پیرمرد ادامه داد:«ما انسانها هم همینطوریم، خدامراد. مدام سعی میکنیم شاخ و برگهایِ وجودمان را ببریم تا شبیه آن «تصویری» شویم که در ذهن داریم. اما آرامش، زمانی میآید که بفهمی باغبانی یعنی پذیرشِ ذاتِ هر چیز، نه تحمیلِ اراده بر آن.»
از آن روز، خدامراد دیگر با باغش نمیجنگید. او یاد گرفت که کنارِ گلهایِ سرخش، به گلهایِ سفیدِ کوچکِ وحشی هم فضا بدهد. او فهمید که باغش وقتی زیباتر شد که دست از «کامل بودن» برداشت و «حقیقی بودن» را آغاز کرد.
تمرین عملی: «پذیرشِ وصلهی ناجور»
ما همگی بخشی در وجودمان داریم که دوستش نداریم؛ یک ویژگی، یک عادت یا یک زخم که فکر میکنیم «زیباییِ زندگیمان را خراب کرده است».
1. شناسایی: آن بخش از وجودت که همیشه سعی کردی تغییرش بدهی یا از دیگران پنهانش کنی را انتخاب کن.2. گفتگو: در دفترچهات بنویس: «اگر قرار نبود این بخش را تغییر دهم، چه پیامی برای من داشت؟»3. تغییرِ لحن: به جای جملهی «من باید این را اصلاح کنم»، از امروز بگو: «من این بخش از خودم را میبینم و به او اجازه میدهم همانطور که هست، در باغِ وجودم باشد.»4. رهایی: چند نفس عمیق بکش و تصور کن باری که برای «کامل بودن» بر دوش میکشیدی، از شانههایت بر زمین میافتد.
خدامراد پس از آنکه یاد گرفت چطور از رنجهایش «ارتفاع» بگیرد، به دشتِ پایینِ کوه برگشت تا باغی بسازد. او باور داشت که اگر همهچیز را با دقت و نظمِ کوهستانیاش مدیریت کند، به آرامشِ مطلق میرسد.
او شب و روز در باغش کار میکرد؛ خاک را با وسواس الک میکرد، برای هر نهال برنامهی آبیاریِ دقیقی داشت و حتی هرس کردنِ شاخهها را با خطکش اندازه میگرفت.
یک روز، خدامراد متوجه شد که یکی از بوتههای گوشهی باغ، با بقیه فرق دارد. آن بوته نه بلندتر از بقیه میشد و نه گلهایش به آن قرمزیِ ایدهآلی بود که او در ذهنش تصویر کرده بود. خدامراد هر روز با خشم به آن بوته نگاه میکرد. گاهی آن را با کودِ بیش از حد میسوزاند، گاهی جایش را عوض میکرد و گاهی از دستِ آن بوته، تمامِ شب خوابش نمیبرد.
یک عصر، وقتی خدامراد خسته و ناامید کنار آن بوتهی پژمرده نشسته بود، همان پیرمردِ چوپان که در کوهستان دیده بود، از کنارِ باغ گذشت و گفت:«خدامراد، هنوز هم فکر میکنی با بالا رفتن از قلههایِ سنگی آرام میشوی؟ حالا داری با این باغ میجنگی تا به همان قلهیِ کمال برسی؟»
خدامراد با صدایی گرفته گفت:«نمیبینی پیرمرد؟ این بوته ناقص است. بقیهیِ باغِ من عالی است، اما این یکی خرابِ کارِ من است. دارد تصویرِ باغِ مرا زشت میکند.»
پیرمرد لبخندی زد و گفت:«تو عاشقِ باغ نیستی، خدامراد. تو عاشقِ «تصویرِ» باغ در ذهنِ خودت هستی. تو میخواهی طبیعت، تابعِ نقشهی تو باشد. اما این بوته، گلِ سرخ نیست؛ این یک بوتهیِ وحشی است که فقط گلهایِ کوچکِ سفید میدهد. تو داری سعی میکنی از یک بوتهیِ وحشی، یک رُزِ سرخ بسازی و به همین خاطر، هم گل را شکنجه میدهی و هم خودت را.»
خدامراد ساکت شد. نگاهش به دستهای پینهبستهاش افتاد و بعد به بوتهای که از شدتِ مراقبتهایِ غلطِ او، در حالِ خشکیدن بود.
پیرمرد ادامه داد:«ما انسانها هم همینطوریم، خدامراد. مدام سعی میکنیم شاخ و برگهایِ وجودمان را ببریم تا شبیه آن «تصویری» شویم که در ذهن داریم. اما آرامش، زمانی میآید که بفهمی باغبانی یعنی پذیرشِ ذاتِ هر چیز، نه تحمیلِ اراده بر آن.»
از آن روز، خدامراد دیگر با باغش نمیجنگید. او یاد گرفت که کنارِ گلهایِ سرخش، به گلهایِ سفیدِ کوچکِ وحشی هم فضا بدهد. او فهمید که باغش وقتی زیباتر شد که دست از «کامل بودن» برداشت و «حقیقی بودن» را آغاز کرد.
ما همگی بخشی در وجودمان داریم که دوستش نداریم؛ یک ویژگی، یک عادت یا یک زخم که فکر میکنیم «زیباییِ زندگیمان را خراب کرده است».
1. شناسایی: آن بخش از وجودت که همیشه سعی کردی تغییرش بدهی یا از دیگران پنهانش کنی را انتخاب کن.2. گفتگو: در دفترچهات بنویس: «اگر قرار نبود این بخش را تغییر دهم، چه پیامی برای من داشت؟»3. تغییرِ لحن: به جای جملهی «من باید این را اصلاح کنم»، از امروز بگو: «من این بخش از خودم را میبینم و به او اجازه میدهم همانطور که هست، در باغِ وجودم باشد.»4. رهایی: چند نفس عمیق بکش و تصور کن باری که برای «کامل بودن» بر دوش میکشیدی، از شانههایت بر زمین میافتد.
۳۵
۴:۰۱
برای امروز ...🫀
امیدوارم آنقدر سبز شوی که درختان بگویند،او همریشهی ماست! 🪴
امیدوارم آنقدر سبز شوی که درختان بگویند،او همریشهی ماست! 🪴
۳۴
۴:۰۲
قیمت : ۹۸۸۰۰۰
۳۷
۴:۰۵
۳۷
۴:۰۵
۳۷
۴:۰۵
۳۷
۴:۰۵
جنس پارچه : پنبه سوپر
رنگبندی : ۶ رنگ
۵۴
۴:۰۶

اگه اول خودتودوست داشته باشیبه بقیهام اجازه میدیدوستت داشته باشن.زندگی همینی که هست؛اگه به زندگی سخت بگیری اونم بهتسخت میگیره.ما هستیم که به سختیا ارزش میدیم. والا دنیا با همهی کمبودهایی که دارهپر از چیزهای زیباست...
۱۳
۱۶:۲۰
استایل کلاسیک 
اگر به دنبال ترکیبی از وقار و اعتماد به نفس هستید، این ست کتی بلند و شلوار بگ بهترین انتخاب برای شماست. طراحی دقیق با مغزیدوزیهای ظریف، قدی کشیده و اندامی متناسب به شما میبخشد.
مشخصات محصول:
جنس پارچه: کتی درجه یک (با ایستایی عالی)
قد مانتو: بلند و رسمی
رنگبندی: مشکی با ترکیب شکلاتی (مطابق تصویر) و قهوه ای با نسکافه ای
سایزبندی: سایز ۱ مناسب ۳۸ تا ۴۲سایز ۲ مناسب ۴۴تا ۴۶سایز ۳ مناسب ۴۶ تا ۵۰
مناسب برای: محیطهای اداری، جلسات رسمی و دیدارهای خاص
برای ثبت سفارش و مشاوره سایز به دایرکت مراجعه کنید
اگر به دنبال ترکیبی از وقار و اعتماد به نفس هستید، این ست کتی بلند و شلوار بگ بهترین انتخاب برای شماست. طراحی دقیق با مغزیدوزیهای ظریف، قدی کشیده و اندامی متناسب به شما میبخشد.
۱۶
۱۶:۲۶
۱۶
۱۶:۲۶