لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل کبری آسوپارک
۲۰۲ عضو

کبری آسوپار

هوالحق
سلاماگر فکر کردید نکته‌ای را باید به من بگویید، آدرس ایمیلم در اختیار شماست:Kaaf.alef@gmail.com
کبری آسوپار؛ روزنامه‌نگارعضو سرویس سیاسی روزنامه‌ی جوان
مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۳۰ دی ۱۳۹۸
undefinedسه گانه‌ی شکست رسانه‌ای ۹۸
undefinedدر ماجرای سقوط هواپیمای اوکراینی آنچه بیش از اشتباه پدافندی نیروهای مسلح باعث رنجش شد، تاکید سه روزه مسئولین بر دخیل نبودن هیچ عملیات نظامی در سقوط بود. این تاکید می‌توانست نباشد و در صورت نیاز به بررسی بیشتر، این تردید باید به افکارعمومی منتقل می‌شد.نابلدی‌های رسانه‌ای در ایران اول بار نیست که فاجعه می‌آفریند. چه فاجعه‌ای؟ فاجعه‌ی آسیب به اعتماد عمومی و بهانه دادن دست دشمنان. به سه فاجعه رسانه‌ای که در سال جاری موجب آسیب اعتماد عمومی شده‌، نگاهی می‌اندازیم.
undefinedپنهان کاری در پرونده متهمان ترور هسته‌ای
مرداد ۹۸ پخش یک مصاحبه از بی‌بی‌سی فارسی، جنجالی در شبکه‌های اجتماعی فارسی زبان ایجاد کرد. این برنامه گفتگویی با شخصی به نام مازیار ابراهیمی بود که سال ۹۱ به اتهام نقش آفرینی در ترور دانشمندان هسته‌ای ایران دستگیر شده بود. او در فیلمی که همان زمان از او در تلویزیون پخش شد، اعتراف کرده بود که مسئول تیم ترور مجید شهریاری بوده و در ترور مسعود علیمحمدی نیز نقش داشته ‌است. روشن بود که این اعترافات سرانجامی جز اعدام برای او رقم نخواهد زد. با این حال ۷ سال بعد، او در سلامت کامل در حال مصاحبه با بی‌بی‌سی بود! آیا او به عنوان یک زندانی امنیتی و تروریستی از ایران گریخته بود؟ نه، بی گناهی او ثابت شده، غرامت گرفته و بعد قانونی از ایران خارج شده بود. آیا این موضوع به اطلاع مردم ایران رسیده بود؟ خیر. و حالا طبیعی بود که افکار عمومی با شوک مواجه شوند.
مازیار ابراهیمی ادعاهای زیادی مطرح کرده بود. راست و دروغ ادعاهای او در مورد شکنجه یا دریافت غرامت دیگر مهم نیست؛ چه آنکه با پنهان کردن اصل موضوع از مردم، این فرصت به وجود آمد که او هر دروغی را راست جلوه دهد و هر راستی هم از سوی ایران، دروغ القا شود. از این منظر، دیگر هیچ توضیحی از سوی ایران هم کمکی به حل بحران اعتماد عمومی نمی‌کرد. زیرا مخاطب فقط می‌پرسد چرا همان زمان نگفتید که او تبرئه و آزاد شده و اعترافات تلویزیونی او نادرست بوده است. در حالی که مردم گرچه کمی سخت، اما اشتباه در یک پرونده امنیتی حساس را خواهند پذیرفت.
undefinedبی اعتنایی به افکار عمومی در ماجرای بنزین
بامداد ۲۳ آبان، مردمی که برای پر کردن باک ماشین‌های خود به پمپ‌های بنزین مراجعه کردند، تازه مطلع شدند که قیمت بنزین افزایش یافته، کارت سوخت الزامی و بنزین دو نرخی و سهمیه بندی شده است. در ماه‌های قبل، بارها دولتمردان تاکید کرده بودند که برنامه‌ای برای افزایش قیمت بنزین ندارند. نطق‌های انتخاباتی حسن روحانی هم موکد این موضوع بود که او از اساس طرح سهمیه‌بندی بنزین در دولت محمود احمدی‌نژاد را نادرست می‌داند. یعنی ذهنیت جامعه علیه سهمیه بندی بنزین شکل گرفته بود. لذا مردم با یک شوک خبری مواجه شدند.
طبیعی‌ست که اعلام زمان دقیق، می‌توانست به سبب صف بندی مردم برای ذخیره بنزین ارزان، مشکلاتی ایجاد کند؛ اما می‌شد که این حد از اطمینان هم جامعه تزریق نشود و به شکل تدریجی مردم را برای آنکه قرار است اتفاقی بیفتد، آماده کرد. آنچه در روزهای بعد و در قالب اعتراض و آشوب رخ نمود، همه به دلیل یا بهانه‌ی اصل ماجرای بنزین نبود؛ بلکه مردم ناراحت بودند که چرا چنین تصمیم مهمی بدون اطلاع رسانی عمومی اجرایی شد. مردم احساس کردند به حساب نیامده‌اند که احساس بی‌راهی هم نبود.
undefinedشوک رسانه‌ای در سقوط هواپیمای اوکراین
در سقوط هواپیمای اوکراینی ما با یک هجمه وسیع رسانه‌ای از سوی غربی‌ها و علیه ایران مواجه شدیم. در چنین شرایطی طبیعی بود که صداوسیما و اهالی رسانه و فعالان مجازی، به دفاع از کشور خود بپردازند. چه چیز آنها را در این دفاع مصمم کرد؟ اطمینان مسئولان امر به عدم دخالت عامل نظامی در سقوط هواپیما. این اطمینان بخشی سه روز به طول انجامید و در نهایت صبح شنبه شوک خبری، همه اهل رسانه را فلج و مردم را شوکه کرد. در لحظه، آنچه سقوط کرد، اعتبار رسانه‌های حامی نظام و فعالان آنها و خصوصاً صداوسیما بود. اشتباه نظامی قابل پذیرش بود، اما اطمینان بخشی به گزاره‌ای کذب مورد پذیرش قرار نگرفت.
undefinedاعتبار زدایی از رسانه و مسئولین
آسیب اتفاقات فوق، صرفاً آسیب به اعتماد عمومی در یک برهه و یک موضوع و نسبت به یک نهاد نیست؛ بلکه اولاً مردم خود را در مجموعه حاکمیت و مسئولین غریبه و نامحرم می‌بینند. ثانیاً و مهم‌تر آن است که اعتبار رسانه و اهالی رسانه از دست می‌رود و برای موضوعات بعدی قدرت تاثیرگذاری در جامعه را نخواهند داشت. رسانه ابزار مسئولین است، اما بی اعتنایی آنان به رسانه و نابلدی در مدیریت افکار عمومی باعث می‌شود علیه خود عمل کنند. مسئولین فقط متولی نان و آب ملت نیستند، مسئول خوراک فکری آنان هم هستند و این‌طور خالی الذهن رها کردن مردم، یعنی آنان را در حملات رسانه‌ای دشمنان بی سلاح و تنها گذاشته‌اند.
روزنامه‌ی جوان۲۳ دی ۹۸@asoupar
undefined۴

۲۳۴

۶:۰۷

۲۳ بهمن ۱۳۹۸
thumbnail
undefinedامشب در برنامه‌ی بدون توقف با حضور دکتر صادق خرازی، دیپلمات سابق و دبیر کل حزب اصلاح طلب ندای ایرانیان در مباحثه‌ای پیرامون انتخابات و جریان اصلاحات و دولت آقای روحانی حضور خواهم داشت.برنامه از قبل ضبط شده و امیدوارم بخش‌های مهم صحبت‌ها در نقد عملکرد آقای روحانی شامل حذف نشده باشدundefined۲۳ بهمن ۹۸@asoupar
undefined۳

۲۳۶

۱۶:۱۲

۲۴ بهمن ۱۳۹۸
undefinedچله‌ی داغ، چله‌ی امید
undefinedنحسی ۱۳ خرافه است، اما تلخی ۱۳ دی دیگر تا همیشه ماندنی است. یک جمعه، از همان جمعه‌هایی که پر از امیدِ آمدن منجی است، بیدار می‌شوی و با تعجب از حجم بالای پیامک‌های دریافتی، میان همه آنها، پیامک خبری سایت رهبری را باز می‌کنی که ببینی صبح روز تعطیل چه خبر شده که آقا پیام داده‌اند. می‌خوانی، نه یک بار، مکرر می‌خوانی و باز فکر می‌کنی اشتباه دیده‌ای و شاید اصلاً تشابه اسمی است؛ حتی سریع یک جست‌وجوی ذهنی می‌کنی که شاید کسی دیگر را به نام قاسم سلیمانی بشناسی که رهبری برای شهادتش پیام تسلیت داده باشد! واقعیت، اما تلخ‌تر از باور‌های ذهنی ماست: «ملّت عزیز ایران! سردار بزرگ و پرافتخار اسلام آسمانی شد. دیشب ارواح طیبه شهیدان، روح مطهّر قاسم سلیمانی را در آغوش گرفتند.» دنیا انگار تمام می‌شود. اشکی در کار نیست؛ نفس بالا نمی‌آید، چه رسد به ریختن اشک؛ وجودمان می‌ریزد، اشک نیست، ناگاه آب می‌شویم!
undefinedهنوز نرفته، دلتنگ می‌شویم. یکی از اعضای نیروی قدس می‌گفت چندی پیش حاج قاسم در جلسه‌ای گفت حاضرم هزار بار در عراق شهید شوم، ولی در ایران نه... روحت شاد سردار؛ ایران امن است؛ امنِ امن، امن و ایستاده و سربلند و... دلتنگ؛ تو بی ما چگونه‌ای؟
undefinedرزمندگان بسیاری که در دفاع مقدس هشت ساله شهید نشدند، در همه سال‌های پس از جنگ، حس حسرت و خسران داشتند؛ دروازه شهادت باز بود و نرفته بودند. حاج قاسم سلیمانی، اما نشان داد که به جای حسرت می‌توان کاری کرد که معادله‌ها تغییر کند و سال به سال و عملیات به عملیات، بیشتر رو به آسمان قد کشید. او البته در دهه پایانی حیات دنیایی‌اش، فقط رو به آسمان قد نکشید؛ در دنیا هم خودش را به مردم شناساند. از گمنامی به شهرت و محبوبیت رسید. انگار خدا بنده صالحش را روی دست بلند کرد، به ملت‌های مختلف و از جمله خود مردم ایران که او را نمی‌شناختند، شناساند و عزت و محبوبیت به او بخشید و بعد، او را از ما گرفت. چنانکه گویی بی دادن آزمون در داغ او، زندگی‌مان نمی‌گذشت!قاسم سلیمانی شیشه عطری بود که خدا در دهه پایانی عمر او مقابل مردم عیانش کرد. پیش از آن، مردم عطر امنیت را حس می‌کردند، اما او را نمی‌شناختند. نبرد با تکفیری‌ها او را چهره کرد و مردم دانستند این عطر از کجاست.
undefinedاز برکات خون او شاید یکی هم ملموس کردن تصویری بود که ما از شقاوت و خباثت دشمن در ذهن داریم. دولت امریکا توانش را نداشت، وگرنه وقتی رضایت آن‌ها و شادی نیرو‌های عرب‌زبان و فارس زبان‌شان از ترور حاج قاسم را دیدم، جلوی چشمم هلهله‌ی سپاه یزید از کشتن امام مسلمین جان گرفت. وقتی توهین رئیس‌جمهور امریکا به قاسم سلیمانی را دیدم، فهمیدم چگونه یزید در کاخ خود به بازماندگان عاشورا توهین می‌کرد. ترامپ توانش را نداشت، آنچنان که قدرت جنگ رو در رو با سردار ما را نداشت، وگرنه سر سردار را روی سر نیزه در خیابان‌های نیویورک می‌چرخاند و نیرو‌های برانداز و فارسی‌زبان وزارت خارجه امریکا هم دور آن شادمانی می‌کردند. فقط امام حسین علیه‌السلام نیست که نسل خودش و یارانش تا امروز ادامه یافته، یزیدیان هم امتداد داشته‌اند.
undefinedدیدم علمدارمان را زدند و دست و انگشترش یک سو جدا افتاده و زنده ماندم. دیدم پیکر پاره پاره‌اش شهر به شهر از عراق تا ایران، حرم به حرم، از نجف تا مشهد، روی دل‌های ایرانی و غیرایرانی تشییع شد و زنده ماندم. صفحه صفحه گزارش از ترور او، از وداع امت مقاومت با او نوشتم و با هر سطر اشک ریختم و زنده ماندم. الله اکبر گفتم و بغضم شکست و پشت سر رهبر، نماز خداحافظی از سردار خواندم و همراه رهبر سه بار شهادت دادم که «جز خیر از او نمی‌دانم» و با بغض شکسته رهبر هزارباره شکستم و اشک ریختم و... زنده ماندم؛ من را به سخت جانی خود این گمان نبود! ما چگونه پس از این داغ زنده ماندیم؟
undefinedشاید زنده مانده‌ایم که پایان ماجرا را ببینیم؛ حمله به لانه‌ی امریکایی‌ها در عین‌الاسد؟ نه، عین‌الاسد پایان ماجرا نیست. در عین‌الاسد انتقام سردار انجام نشد، صرفاً آغاز شد... پایان ماجرا هنوز مانده است: «وقتی نظامیان امریکایی که عمودی به منطقه آمده‌اند، افقی بازگشتند، ترامپ خواهد فهمید چه کرده و انتخابات را هم خواهد باخت. پاسخ به خون قاسم سلیمانی و ابومهدی اخراج کل نیرو‌های امریکایی از منطقه ما باید باشد.» و «پیروزی قطعی در انتظار مجاهدان این راه مبارک است.» این چله‌ی امید ماست؛ مایی که برکت خون شهید را ۱۴۰۰ سال است به چشم دیده‌ایم. فردای آزادِ غرب آسیا، پایان ماجراست. جایی که غرب تازه درمی‌یابد آنچه تاکنون در باب نحوست عدد ۱۳ به آن باور داشته، صرفاً یک خرافه و سوءتفاهم بوده و بدیمنی برای غرب، تازه از سیزدهمین روز زمستان نود و هشت آغاز شده است.
روزنامه‌ی جوان / ۲۳ بهمن ۹۸چهلم سردار حاج قاسم سلیمانی
پی‌نوشت: دو عبارت داخل گیومه‌ی بند آخر، اولی از سید حسن نصرالله و دومی از پیام آقاست.@asoupar
undefined۳

۲۳۵

۶:۵۲

undefinedاصلاح‌طلبان مدام می‌گویند لیست نمی‌دهیم، روزهای آخر لیست واحد می‌دهند و حامیان‌شان هم می‌گویند چشم و تمام. اصولگرایان چند ماه جزییات روند وحدت را منتشر می‌کنند؛ حتی اخبار پشت‌پرده هم بیرون می‌آید! کلی حاشیه سازی که چه کسی درباره‌ی چه کسی چه نظری داده و چه کسی آمد و چه کسی رفت. همان‌هایی هم که با هم وحدت دارند، سر حاشیه‌سازی‌ها دچار تفرقه می‌شوند. در نهایت هم، احزاب و جبهه‌های مختلف که هیچ، حتی افراد مثلاً خواص هم لیست‌های جدا می‌دهند. هیچ کس هم از انتقاد و تخریب لیست دیگری دریغ نمی‌کند! روز انتخابات هم توده‌های مردمی غیر اصلاح‌طلب، به گلچین‌های متفاوتی از ده تا لیست مختلف رای می‌دهند!
undefinedحزب‌اللهی‌ها چه لیدرهایشان و چه نیروهای میانی و چه توده‌ها اول باید کار تشکیلاتی یاد بگیرند، بعد وارد گود انتخابات شوند.@asoupar
undefined۸

۲۳۶

۱۷:۰۰

۲۶ بهمن ۱۳۹۸
undefinedامشب، ۲۶ بهمن ۹۸ قسمت دوم برنامه‌ی بدون توقف است با مباحثه‌ی ما و آقای صادق خرازی. در صفحه و کانال برنامه زده ساعت ۲۰ و در لیست پخش شبکه سه زده ساعت ۱۹ و ۱۵ دقیقه. روال گویا اینگونه شده که یک شب برنامه‌ی آقای بذرپاش باشد و یک شب آقای خرازی، اگر فوتبال نباشد و تغییر نکند و ... خیر است ان‌شاءالله.@asoupar
undefined۳

۲۳۷

۱۵:۲۰

۱ اسفند ۱۳۹۸
undefinedهم‌وطنان عزیزماگر امروز صرفاً به شعارهای سیاسی رای می‌دهید؛ یا بی نگاه به سابقه‌ی عملکرد افراد و جریان‌ها، هر وعده‌ای را باور می‌کنید یا در ستادهای انتخاباتی، به استقبال رقاصی و پابوسی به صرف شام می‌روید، فردا توقع تحول اقتصادی نداشته باشید‌. نمی‌شود برای شعار الف هورا بکشید و بعد بگویید چرا شعار ب محقق نشد!@asoupar
undefined۹

۲۳۶

۲۰:۰۳

۲ اسفند ۱۳۹۸
undefinedموج‌سواری جاهلانه را متوقف کنیم!
undefinedفیلم و عکس‌هایی در پیام‌رسان‌های مجازی از نحوه تبلیغات کاندیدا‌ها در شهر‌های مختلف دست به دست می‌شود که نشانه‌های خوبی برای نمایش سطح فرهنگ و دانش سیاسی جامعه نیست. نمایش رقاصی‌ها، تجمع‌های سیاسی به صرف شام، دادن سبد کالای خوراکی، گذاشتن قرار آشنایی با کاندیدا در سالن آرایش و زیبایی، دادن وعده‌های عجیب، راه انداختن ستاد کباب‌خوری، سجده بر کاندیدا و کلی اتفاقات عجیب و دون شأن فرهنگ سیاسی، همه گزاره‌هایی است که در فیلم‌های تبلیغاتی دیده می‌شود. چه چیز باعث می‌شود تبلیغات سیاسی سمت و سویی مبتذل و زرد پیدا کند؟ فقط کاندیدای موردنظر مقصر است یا باید نقشی هم به مخاطبان قائل شد؟
undefinedجشن تجملاتی افتتاح ستاد انتخاباتی غلامرضا تاجگردون در گچساران چرا برگزار می‌شود؟ برای آنکه مخاطب جذب کند و حضور پر تعداد مردم هم نشان می‌دهد که موفق شده است. او هم اکنون نماینده مجلس است، یعنی از همین شیوه‌های لاکچری و مبتذل نتیجه هم گرفته است. پس طبیعی‌ست که مجدد هم آن را تکرار کند. اگر کاندیدای مورد نظر از ابتذال تبلیغاتی نتیجه نگیرد و کسی برای زردبازی او هورا نکشد و ضیافت انتخاباتی‌اش بدون مهمان باقی بماند، باز هم چنین خواهد کرد؟
undefinedزهرا ساعی، کاندیدای نمایندگی مجلس از تهران است. تبلیغات افتتاحیه یک سالن آرایش و زیبایی با حضور او به عنوان کاندیدای انتخاباتی در فضای مجازی دست به دست شد تا نشان دهد شأن سیاست‌ورزی و آمادگی برای نقش آفرینی در حوزه قانونگذاری کشور را می‌توان تا سطح برگزاری جلسه سیاسی وسط لاک و رنگ مو و سشوار و رژ لب تقلیل داد! اگر خانم‌ها از چنین نشستی در یک سالن آرایش استقبال نکرده و به تخفیف افتتاحیه این سالن اعتنایی نکنند و چنین نماینده‌ای را به بازی با کف نیاز‌های بانوان متهم کنند، آیا او بار دیگر این مسیر عوام‌فریبی را خواهد رفت؟
undefinedعدل هاشمی کاندیدای دیگری است که تصویر سفره‌های عریض و طویل غذایی که برای کسب رأی مردم پهن کرده و اقلام خوراکی که ستاد او بین ملت توزیع نموده، در فضای مجازی موجب اعتراض بسیار شد. اگر اقلام خوراکی ستاد انتخاباتی در گوشه‌ای بماند و مردم نگیرند، اگر دور سفره‌های شام و ناهاری که می‌اندازد، خالی بماند، آیا او یاد نخواهد گرفت که شأن ملت این نیست که رأی آنان را با شام و ناهاری بخرد؟ چرا باید از ابتذال انتخاباتی که اساس فهم سیاسی ما را زیر سؤال می‌برد و به شعور ما توهین می‌کند، استقبال کنیم؟
undefinedباید چه کرد؟ صریح و مصداقی باید از مردم خواست همایش‌های انتخاباتی چنین کاندیدا‌هایی را تحریم کنند. مهم نیست این کاندیدا چه سمت و سویی دارد؛ موافق سیاسی ماست یا مخالف؛ اصلاح‌طلب است یا اصولگرا؛ رأی دادن به او باید تحریم و حضور در همایش‌های انتخاباتی‌اش باید قبیح شمرده شود. باید یاد بگیریم کاندیدایی که به جای ارائه‌ی برنامه عملیاتی‌اش برای حضور در مجلس، ستاد کباب خوری و تجمع رقاصی و سفره غذا می‌اندازد، در حال توهین به ماست و اجازه ندهیم کسی به ما توهین کند.
undefinedکاندیدایی که این‌گونه رأی جمع می‌کند، روی جهل مردم سوار شده است. برای مقابله با او، راهی جز آگاهی مردم نیست که رأی‌شان را به سفره‌ای نفروشند. اگر از کارش نتیجه نگیرد، انجام نمی‌دهد. کاندیدای مجلسی که مسیر تبلیغاتش به جای معرفی و ارائه برنامه، از سفره غذا و تجملات و آرایشگاه می‌گذرد، خود جاهل است و می‌کوشد با قرار دادن مردم در جوزدگی انتخاباتی، آنان را با جهل خود همراه کند. ما با عدم استقبال خود باید این موج‌سواری جاهلانه را متوقف کنیم.
اول اسفند ۹۸روزنامه‌ی جوان@asoupar
undefined۷

۲۴۵

۸:۲۸

thumbnail
undefinedشرکت در انتخابات صرفاً تکلیف نیست؛ حق من است. هر روز مشغول اظهارنظر سیاسی در توییتر و تلگرام و روزنامه هستم. رسمی شدنِ آن اظهارات، برگه‌ی رأیی‌ست که امروز در صندوق انداختم. دوست ندارم با ابتذالاتی همچون "همه‌شون مثل همن" یا "همه دزدن و دست‌شون توی یه کاسه‌ست" از حقِ سیاسی‌ام بگذرم. اصلی‌ترین مسیر تغییرات در سیاست‌گذاری‌ها صندوق رأی است.
۲ اسفند ۹۸روز انتخابات مجلس یازدهم@asoupar
undefined۷

۲۴۸

۲۱:۲۳

۹ اسفند ۱۳۹۸
undefinedبا محوریت لیست وحدت رأی دادم؛ البته نه همه را؛ شناختِ منفی از فرد، حجت است برای رأی ندادن. اما آنهایی را که نمی‌شناختم به لیست اعتماد کردم. سی حق رأیم را هم پر کردم. زودتر نگفتم، چون رأی مرددی بود و یقینی برای بر عهده گرفتن مسئولیت شرعیِ تاثیرش روی دیگری نداشتم. اکنون هم علاقه‌ای به انتشار جزییاتش ندارم. ببخشید بی پاسخی‌های گذشته و آینده‌ام را...
undefinedاگر روزی از رأیم پشیمان شوم یا نماینده‌ای را که با رأی من به مجلس راه یافته، نالایق ببینم، با بیان رأیی که به او داده‌ام، صریح در موردش خواهم نوشت. فی الحال نیازی به علنی کردن رأی نیست.
۳ اسفند ۹۸@asoupar
undefined۶

۲۶۰

۱۷:۳۳

undefinedکرونا بیماری شخصی نیست که صرفاً با مراقبت فردی از بین برود؛ باید همه کمک همدیگر باشیم تا یک بیماری همه‌گیر از بین برود. اگر کسی بخاطر نداشتن الکل و ماسک (از سر زیاد خریدن ما) یا انداختن دستمال و ماسک و دستکشِ استفاده شده در معابر بیمار شود، همه در خطر هستیم. چه استاد دانشگاه باشد، چه کارتن خوابی معتاد، بهداشت و اقلام بهداشتی را برای همه بخواهیم.
@asoupar
undefined۸

۲۶۳

۱۷:۳۳