این روزها ابهامات و شبهات مختلفی دربارهی حملات اخیر آمریکا به خاک ایران در فضای رسانهای منتشر میشود. بسیاری از شهروندان از آسیب به زیرساختها و تاسیسات کشور و شهادت مدافعان وطن خشمگین هستند.
در کنار جنگ نظامی، جنگ روانی دشمن هم اوج گرفته و روایتی واژگون از وقایع را تبلیغ و ترویج میکند. به نظرم برای روشن شدن فضا و ایجاد اتحاد و انسجام در برابر دشمن توجه به ۱۰ نکته زیر اهمیت دارد:
۱- آمریکا در جنگ به اهداف خود نرسید و شکست خورد. همهی تحلیلگران برجستهی بینالمللی این واقعیت را تصدیق کردهاند.
۲- ایران در جنگ کنترل تنگه هرمز به عنوان مهترین اهرم راهبردی و اقتصادی برای اعمال فشار به دشمن را به دست آورد.
۳- آمریکا در ۴۰ روز جنگ و با تمام قدرت نظامی خود نتوانست تنگه هرمز را باز کند.
۴- مذاکرات برای تثبیت دستاوردهای جنگ، تنبیه متجاوز و طلب خسارات جنگ بود.
۵- دشمن به بهانه مذاکرات و با تفسیر تفاهم نامه اقدام به باز کردن مسیر جنوبی و لغو ترتیبات ایرانی و سلب اختیار ایران از تنگه هرمز کرد.
۶- باز بودن مسیر جنوبی فقط منع ایران از درآمد عبور و مرور از تنگه به عنوان جبران بخشی از خسارات جنگ نیست. باز بودن مسیر جنوبی یعنی از دست رفتن مهمترین اهرم ایران در مذاکرات آتی و مهمترین اهرم ایران در بازدارندگی از اعمال تحریم و حمله مجدد. آمریکا به همین دلیل اینقدر بر سلب اختیار ایران در تنگه هرمز اصرار دارد.
۷- باز بودن مسیر جنوبی یعنی ناوهای نظامی از تنگه عبور کنند و برای حمله مجدد به ایران آرایش نظامی بگیرند. یعنی تمام پایگاههای نظامی آمریکا در خلیج فارس بازسازی شوند و از آنها برای حمله مجدد به ایران استفاده شود. جنگ طلبان آمریکایی دنبال تحقق این اهداف هستند که اصرار بر باز بودن مسیر جنوبی دارند.
۸- هرکس از باز شدن تنگه هرمز بدون اعمال ترتیبات ایرانی حمایت کند، خواسته و ناخواسته در مسیر جنگ طلبان آمریکا حرکت کرده است.
۹- آمریکا با حمله به زیرساختها و با هیچ عملیات نظامی دیگری نمیتواند تنگه را باز کند. تنها امید آمریکا به فتنه و اختلاف در داخل و سست شدن اراده مسئولین در حفظ دستاوردهای جنگ رمضان است. عملیات روانی و تبلیغاتی اخیر در مورد جنوب ایران توسط مزدوران آمریکا و عناصر وطنفروش در این راستا است.
۱۰- آمریکا با سلب اختیار ایران و لغو ترتیبات ایرانی در تنگه هرمز میخواهد واقعیت جنگ را تحریف کند و تصویر پیروز از خود به نمایش بگذارد. اگر کسانی تسلیم این روایت آمریکا شوند، و ایران را طرف شکست خورده در جنگ معرفی کنند، زمینه زورگوییها و زیادهخواهیهای بیشتر آمریکا را فراهم کردهاند.
@AsreAndisheh
۱۶۸
۲۳:۱۵
@AsreAndisheh
۴۸۴
۲۳:۲۰
«این مخالفت با رئیسجمهوری است که خودشیفته است و اگر اختیار کامل داشت، نیمی از ساختمانهای آمریکا را به نام خودش نامگذاری میکرد.
این درباره رئیسجمهوری است که یک دروغگوی بیمارگونه است و تفاوت میان حقیقت و دروغ را تشخیص نمیدهد.
این درباره یک اختلاسگر و غارتگر قدرت است که از زمان رسیدن به ریاستجمهوری، ثروت خود و ثروت خانوادهاش را میلیاردها دلار افزایش داده است.
این درباره رئیسجمهوری است که یک تریلیون دلار معافیت و تخفیف مالیاتی به یک درصد ثروتمندترین آمریکاییها اختصاص داد و سپس ۱۵ میلیون نفر از آمریکاییهای کمدرآمد و طبقه کارگر را از خدمات درمانیای که شدیداً به آن نیاز داشتند، محروم کرد.»
@AsreAndisheh
۱۷۵
۶:۵۱
@AsreAndisheh
۱۵۰
۸:۲۴
تجزیه واژۀ ترسناکیست. اصلاً تجزیهطلب همردیف قاتل و قاچاقچی قرار میگیرد. حتی آن رقاصههای پهلوی هم جرئت ندارند امروز به صراحت از تجزیۀ ایران صحبت کنند. قضایای بحرین و آرارات را هم با لگد به زیر فرش میبرند تا کسی متعرض نشود. اما مگر تجزیه فقط با لشکرکشی ممکن است؟ مثلاً اگر امروز استان الانبار بگوید دیگر با حکومت عراق نسبتی ندارد، طرف حسابش با ارتش است؛ اما اگر یک جوان عراقی فرانسه را قبلۀ آمال ببیند و از لهجۀ عربیاش شرم بگیرد چه. مگر میشود بر مغز و قلب آن جوان هم لشگر کشید؟ تجزیه امروز دیگر فقط در لب مرزها اتفاق نمیافتد که چند برج دیدبانی و سیم خاردار اضافه خطر را دفع کند. امروز تجزیه از داخل و بر مغزها اتفاق میافتد. مردگان متحرکی که هر چه پیرامونشان رخ دهد نسبتی نمیگیرند. آنان از درون مرزها تجزیه شدند.
سالها قبل غیرفوتبالیها هم در جواب آبی هستی یا قرمز یک جواب ثابت داشتند؛ من طرفدار تیم ملّی هستم. فوتبال با همۀ نواقص و رذالتهایش اما با ضربان قلب ملتی گره خورده است. بیراه نیست اگر بگوییم فوتبال هم بخشی از هویت ماست. اصلاً این کلمۀ پرطمطراق هویت یعنی چه؟ شهید مطهری هویت را مجموعۀ دردهای مشترک یک ملت مینامد. دردی که از شمال تا جنوب و حتی بیرون مرزهای ایران حس شود. حتی آن دورگۀ مکزیکی که به سختی فارسی میفهمد خودش را به استادیوم برساند چون از اعماق قلبش درد مشترکی با بچۀ آبادان دارد. مگر نه آنکه هر توپی از خط دروازه رد میشد ایرانی به لرزه در میآمد یا به سکوت میرفت؟ مگر نه آنکه حسرت صعود از مرحلۀ حذفی درد مشترک هر ایرانی بود؟ پس آنکه به این درد بیحسی میزند خائن به هویت است.
بخشی از اراضی مغزهای تجزیهشده حاصل فریادهای مزدک و اینترنشنال و تحقیرهای عادل است. آنانکه امروز پس از حذف تیم ملّی درد مشترکی با ما حس نمیکنند از داروی بیحسی جماعت خودباخته مصرف کردند. به همین راحتی و البته پس از سالها تولید ادبیات، یکی از عناصر هویت ایرانی در مغز بعضی تجزیه شد و به فتوحات دشمن پیوست. به همین راحتی هم پل و نیروگاه و پالایشگاه غیرخودی تلقی میشود. همانطور که تیم ملّی را برای جمهوری اسلامی خواندند، زیرساخت و خاک را هم برای این نظام اسلامی حقنه میکنند. همانطور که ۱۴۰۱ غیرت را هم برای مسلمانان خواندند و خود را فاقد ناموس معرفی کردند، وطن و سقف را هم برای جهان سوم میخوانند و هدف زندگی را لذت زیست غربی در چادر مهاجرین در اروپا مینامند. تجزیهطلب اما همچنان همردیف قاتل و قاچاقچی است؛ همانطور که خرمشهر را پس گرفتیم مغزهای از دست رفته را هم باید از این جماعت دور نگه داریم.
@AsreAndisheh
۱۸۰
۸:۵۱
@AsreAndisheh
۳۱۱
۱۶:۱۳
روی جلد این شماره، جملهای تأملبرانگیز از توماس پین، متفکر دوران انقلاب آمریکا نقش بسته است: «ما این قدرت را داریم که جهان را از نو آغاز کنیم.»@AsreAndisheh
۳۸۱
۱۶:۳۳
@AsreAndisheh
۳۳۴
۱۶:۳۳
۲۲۰
۶:۰۲
@AsreAndisheh
۲۸۴
۵:۳۴