لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل عصر بهاریع
۳۷ عضو

عصر بهاری

undefined عصر بهاری؛جایی برای حال خوب...قصه‌هایی برای شب،حرف‌هایی برای دل،و چیزهایی برای یاد گرفتن. 🤍
مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۱۷ مرداد
thumbnail
undefined دست های خلاق
undefinedjoin undefinedundefinedhttps://ble.ir/asrebahari
undefined۲
undefined۲

۱۸

۱۱:۱۵

thumbnail
undefined#داستان_شب | پند عاقلانه
یک شکارچی، پرنده‌ای را به دام انداخت. پرنده گفت:«ای مرد بزرگوار! تو در طول زندگی خود گوشت گاو و گوسفند بسیار خورده ای و هیچ وقت سیر نشده‌ای. از خوردن بدن کوچک و ریز من هم سیر نمی‌شوی. اگر مرا آزاد کنی، سه پند ارزشمند به تو می‌دهم تا به سعادت و خوشبختی برسی. پند اول را در دستان تو می‌دهم. اگر آزادم کنی پند دوم را وقتی که روی بام خانه‌ات بنشینم به تو می‌دهم. پند سوم را وقتی که بر درخت بنشینم.»
مرد قبول کرد. پرنده گفت: «پند اول اینکه سخن محال را از کسی باور مکن.»مرد بلافاصله او را آزاد کرد و پرنده بر سر بام نشست.
گفت پند دوم اینکه: «هرگز غم گذشته را مخور، برچیزی که از دست دادی حسرت مخور.»
پرنده روی شاخ درخت پرید و گفت : «ای بزرگوار! در شکم من یک مروارید گرانبها به وزن ده درم هست. ولی متاسفانه روزی و قسمت تو و فرزندانت نبود. و گرنه با آن ثروتمند و خوشبخت می‌شدی. »
مرد شکارچی از شنیدن این سخن بسیار ناراحت شد و آه و ناله‌اش بلند شد.
پرنده با خنده به او گفت: «مگر تو را نصیحت نکردم که بر گذشته افسوس نخور؟ آیا پند مرا نفهمیدی یا ناشنوا هستی؟ پند دوم این بود که سخن ناممکن را باور نکنی. ای ساده لوح ! همه ی وزن من سه درم بیشتر نیست، چگونه ممکن است که یک مروارید ده درمی در شکم من باشد؟»
مرد به خود آمد و گفت:«ای پرنده دانا پندهای تو بسیار گرانبهاست. پند سوم را هم به من بگو.»
پرنده گفت : «آیا تو به آن دو پند قبلی عمل کردی که پند سوم را هم بگویم.» پند گفتن به فرد نادان خواب‌آلود مانند بذر پاشیدن در شوره‌زار است.
پایانundefinedjoin undefinedundefinedhttps://ble.ir/asrebahari
undefined۵

۲۲

۱۷:۵۴

۱۸ مرداد
thumbnail
undefinedچند لحظه آرامشundefined
undefinedjoin undefinedundefinedhttps://ble.ir/asrebahari
undefined۵

۲۴

۷:۰۹

undefined#داستان_شب | حکایت طنزundefinedزن و غول چراغ جادو
زن در حال قدم زدن در جنگل بود که ناگهان پایش به چیزی برخورد کرد. وقتی که دقیق نگاه کرد چراغ روغنی قدیمی ای را دید که خاک و خاشاک زیادی هم روش نشسته بود.
زن با دست به تمیز کردن چراغ مشغول شد و در اثر مالشی که بر چراغ داد طبیعتا یک غول بزرگ پدیدار شد…!
زن پرسید : حالا می تونم سه آرزو بکنم ؟؟ غول جواب داد : نخیر !
زمانه عوض شده است و به علت مشکلات اقتصادی و رقابت های جهانی بیشتر از یک آرزو اصلا صرف نداره ، زن اومد که اعتراض کنه که غول حرفش رو قطع کرد و گفت : همینه که هست…
حالا بگو آرزوت چیه؟ زن گفت : در این صورت من مایلم در خاور میانه صلح برقرار شود و از جیبش یک نقشه جهان را بیرون آورد و گفت : نگاه کن. این نقشه را می بینی ؟ این کشورها را می بینی ؟ اینها ..این و این و این و این و این … و این یکی و این.
من می خواهم اینها به جنگ های داخلی شون و جنگهایی که با یکدیگر دارند خاتمه دهند و صلح کامل در این منطقه برقرار شود و کشورهایه متجاوزگر و مهاجم نابود شوند.
غول نگاهی به نقشه کرد و گفت : ما رو گرفتی ؟ این کشورها بیشتر از هزاران سال است که با هم در جنگند. من که فکر نمی کنم هزار سال دیگه هم دست بردارند و بشه کاریش کرد.
درسته که من در کارم مهارت دارم ولی دیگه نه اینقدر ها. یه چیز دیگه بخواه. این محاله. زن مقداری فکر کرد و سپس گفت: ببین… من هرگز نتوانستم مرد ایده آل ام راملاقات کنم. مردی که عاشق باشه و دلسوزانه برخورد کنه و با ملاحظه باشه.
مردی که بتونه غذا درست کنه و در کارهای خانه مشارکت داشته باشه. مردی که به من خیانت نکنه و معشوق خوبی باشه و همش روی کاناپه ولو نشه و فوتبال نگاه نکنه! ساده تر بگم، یک شریک زندگی ایده‌آل.غول مقداری فکر کرد و بعد گفت : اون نقشه لعنتی رو بده دوباره یه نگاهی بهش بندازم…!!undefinedundefined
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌undefinedjoin undefinedundefinedhttps://ble.ir/asrebahari
undefined۵

۲۱

۱۸:۱۸

۱۹ مرداد
thumbnail
undefinedنگرانی‌هایت را به خدا بسپار، او می‌داند با آنها چه کند.
undefinedjoin undefinedundefinedhttps://ble.ir/asrebahari
undefined۳

۱۶

۱۲:۱۰

undefined#داستان_شب | حکایت آموزنده
undefinedundefinedundefinedundefined
آورده اند بازرگانی بود اندک مایه که قصد سفر داشت. صد من آهن داشت که در خانه دوستی به رسم امانت گذاشت و رفت.اما دوست این امانت را فروخت و پولش را خرج کرد.بازرگان، روزی به طلب آهن نزد وی رفت.مرد گفت:آهن تو را در انبار خانه نهادم و مراقبت تمام کرده بودم اما آنجا موشی زندگی می کرد که تا من آگاه شوم همه را بخورد.بازرگان گفت:راست می گویی!موش خیلی آهن دوست دارد و دندان او برخوردن آن قادر است.دوست اش خوشحال شد و پنداشت که بازرگان قانع گشته و دل از آهن برداشته.پس گفت:امروزبه خانه من مهمان باش.بازرگان گفت:فردا باز آیم.رفت و چون به سر کوی رسید پسر مرد را با خود برد و پنهان کرد.چون بجستند از پسر اثری نشد.پس ندا در شهر دادند.بازرگان گفت:من عقابی دیدم که کودکی می برد.مرد فریاد برداشت که دروغ و محال است،چگونه می گویی عقاب کودکی را ببرد؟بازرگان خندید و گفت:در شهری که موش صد من آهن بتواند بخورد،عقابی کودکی بیست کیلویی را نتواند گرفت؟مرد دانست که قصه چیست،گفت:آری موش نخورده است! پسر باز ده وآهن بستان.هیچ چیز بدتر از آن نیست که در سخن ، کریم و بخشنده باشی ودر هنگام عمل سرافکنده و خجل.
پایان
undefinedjoin undefinedundefinedhttps://ble.ir/asrebahari
undefined۳

۱۵

۱۹:۵۵

۲۰ مرداد
thumbnail
undefinedjoin undefinedundefinedhttps://ble.ir/asrebahari
undefined۳

۱۶

۷:۱۱

۲۱ مرداد
thumbnail
آماده ای با هم بخونیم؟
undefinedjoin undefinedundefinedhttps://ble.ir/asrebahari
undefined۱

۱۱

۷:۱۳

thumbnail
undefinedjoin undefinedundefinedhttps://ble.ir/asrebahari
undefined۳

۸

۱۸:۲۶

۲۲ مرداد
undefinedundefined سامانه تبادلات و تبلیغات کانال‌های برتر بله undefinedundefined
undefined جذاب‌ترین و کاربردی‌ترین کانال‌ها را یکجا دنبال کنید:
undefined ◦•●◉✿گالـری‌ دکوری گل‌یـاسـyas ✿◉●•◦──────────────────────undefined ...──────────────────────undefined چالش+پاکت هدیهundefined──────────────────────undefined زندگی سبز + زناشویی──────────────────────undefined وکتور──────────────────────undefined چالش کدهundefinedundefined──────────────────────undefined استودیو ایده برتر──────────────────────undefined undefined عطر خورشید undefined──────────────────────undefined آخرین خبر undefined──────────────────────undefined انیمه اتک آن تایتان بلیچ مرد تک مشتی ناروتو دراگون بال تک رو شیطان کش وان پیس──────────────────────undefined کانال رسمی کربلایی حسین طاهری ──────────────────────undefined انتقال از تلگرام به بله ──────────────────────undefined Joke Box Box | جوک باکس undefined──────────────────────undefined لوازم برقی و آشپزخانه (مرادی)undefined️undefined──────────────────────undefined SAHEL Candle──────────────────────undefined جوک پاره──────────────────────undefined undefined معما کده ی شک undefined──────────────────────undefined 𝑪𝒉𝒓𝒊𝒔𝒕𝒎𝒂𝒔 𝒐𝒓𝒏𝒂𝒎𝒆𝒏𝒕𝒔undefined──────────────────────undefined فروشی ۱۰ هزار──────────────────────undefined خبر فوری──────────────────────
undefined ساعت شروع: 21:00undefined ساعت پایان: 10:00undefined توجه: حذف لیست = حذف از تبادل و حذف پاداش

۳

۱۷:۳۰