تقویم نجومی اسلامی چهارشنبه
چهارشنبه
23 اردیبهشت /ثور 1405
25 ذی القعده 1447
13 می 2026
مناسبت های دینی و اسلامی.
حرکت امام رضا علیه السلام از مدینه به مرو.
روز دحوالارض ( روز گسترش زمین).

️ احکام دینی و اسلامی.
تقارن نحسین و با صدقه صبحگاهی رفع نحوست کنید.
مسافرت اصلا صلاح نیست و در صورت ضرورت همراه صدقه باشد.
زایمان مناسب و نوزاد مبارک و نجیب و دانا باشد.
احکام نجوم..
امروز قمردر برج حمل و از نظر نجومی روز مناسبی برای امور زیر نیست:
امور زراعی و کشاورزی.
بذر پاشی و کاشت.
بنایی خشت بنا نهادن.
و شروع کارهای ساختمانی خوب نیست.
امور مربوط به ادعیه و حرز خوب نیست.
مباشرت امشب:مباشرت امشب شب پنجشنبه: فرزند از علماء شود. ان شاءالله

حجامت. خون دادن و فصد باعث صفای خاطر است.
اصلاح سر و صورت خوب است.

تعبیر خواب:خوابی که (شب پنجشنبه )دیده شود تعبیرش طبق آیه ی 26 سوره مبارکه "شعراء" است.قال ربکم و رب ابائکم الاولین...و از مفهوم این آیه چنین استفاده میشود که فرد بسیار خوب و عاقلی در مقام نصیحت و موعظه آن شخص در آید تا خواب بیننده به جواب سوال برسد و بر خصم خود غالب گردد و شاد شود. ان شاءالله و شما مطلب خود را در این مضامین قیاس کنید.
ناخن گرفتن.
چهارشنبه برای #گرفتن_ناخن، روز مناسبی نیست و باعث بداخلاقی میشود.

دوخت و دوز.چهارشنبه برای بریدن و دوختن #لباس_نو روز بسیار مناسبی است و کار آن نیز آسان افتد و به سبب آن وسیله و یا چارپایان بزرگ نصیب شخص شود.ان شاءالله.
️ وقت استخاره.در روز چهارشنبه: از طلوع آفتاب تا ساعت ۱۲ ظهر و بعداز ساعت ۱۶عصر تا عشای آخر( وقت خوابیدن).
️ #ذکر روز چهارشنبه : یا حیّ یا قیّوم ۱۰۰ مرتبه.
️ ذکر بعد از نماز صبح ۵۴۱ مرتبه #یامتعال که موجب عزّت در دین میگردد.
️روز چهارشنبه طبق روایات متعلق است به #حضرت_امام_موسی_کاظم_علیه_السلام#امام_رضا_علیه السلام_#امام_جواد_علیه_السلام و #امام_هادی_علیه_السلام . سفارش شده تا اعمال نیک و خیر خود را در این روز به پیشگاه مقدس ایشان هدیه کنیم تا ثواب دوچندان نصیبمان گردد
حضرت امام رضا(ع) می فرمایند:هر کس این دعارا پس ازنمازصبح بخواند،خداوندحاجات اوراکفایت کند.
بِسْمِ اللّه ِوَصَلَّى اللّه ُ عَلى مُحَمَّدٍوَ آلِه،وَاُفَوِّضُ اَمْرى اِلَى اللّه ِ اِنَّ اللّه َ بَصيرٌ بِالْعِبادِ،فَوَقاهُ اللّه ُ سَيِّئاتِ مامَكَرُوا.لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ سُبْحانَكَ اِنّى كُنْتُ مِنَ الظّالِمينَ، فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَنَجَّيْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَكَذلِكَ نُنْجِى الْمُؤْمِنينَ.حَسْبُنَا اللّه ُ وَنِعْمَ الْوَكيلُ، فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللّه ِ وَفَضْلٍ لَمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ. ماشاءَ اللّه ُ لا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاّ بِاللّه ِ،ماشاءَ اللّه ُ لاما شاءَ النّاسُ،ماشاءَ اللّه ُ وَاِنْ كَرِهَ النّاسُ،حَسْبِىَ الرَّبُّ مِنَ الْمَرْبُوبينَ،حَسْبِىَ الْخالِقُ مِنَ الْمَخْلُوقينَ،حَسْبِىَ الرّازِقُ مِنَ الْمَرْزُوقينَ،حَسْبِىَ اللّه ُ رَبُّ الْعالَمينَ. حَسْبى مَنْ هُوَ حَسْبى،حَسْبى مَنْ لَمْ يَزَلْ حَسْبى،حَسْبى مَنْ كانَ مُذْكُنْتُ (لَمْ يَزَلْ) حَسْبى،حَسْبِىَ اللّه ُ لا اِلهَ اِلاّ هُوَ،عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَهُوَرَبُّ الْعَرْشِ العَظیمِ.
شب وروزتون مهدوی در پناه حضرت حق 
«یا ربَّ الحُسَین بِحَقِّ الحُسَین اِشفِ صَدرِ الحُسَین بِظُهورِ الحُجَّة»
اَللّهُمَّعَجِّللِوَلیِّکَالفَرَجَ 
@atashsard2
@atashsard2
۷۰۵
۲۰:۵۱
بازارسال شده از هوش مصنوعی
*
قوم بلوچ؛ مرزداران خورشید و پاسداران اصالت
قوم بلوچ یکی از اصیلترین اقوام آریاییتبار ایران است که نامشان در کتیبههای بیستون و شاهنامه فردوسی به عنوان پهلوانانی سلحشور و وفادار ذکر شده است.
### ۱. تبارشناسی و ریشه (Ancestry)
- ریشه باستانی: محققان تبار بلوچها را به اقوام ساکن در شمال و مرکز ایران (ناحیه البرز و مکران باستان) میرسانند که کوچ بزرگ تاریخی خود را به سمت شرق انجام دادند.
- ارتباط با شاهنامه: فردوسی در شاهنامه، از بلوچها در کنار «گیلانیها» به عنوان ستونهای ارتش ایران یاد میکند.
---
### ۲. ساختار شجرهنامهای (ایلیاتی)
ساختار اجتماعی بلوچها بر پایه نظام «قبیلهای» و «طایفهای» است که به چند شاخه بزرگ تقسیم میشوند:
- مکرانیها: ساکنان مناطق جنوبی بلوچستان (مکران) که بیشتر در سواحل دریای عمان و مناطق گرمسیری مستقر هستند.
- سرحدیها: ساکنان مناطق شمالی (سرحد) مانند زاهدان، خاش و تفتان.
- طوایف بزرگ و ریشهدار:
*ریگی: یکی از بزرگترین و اصیلترین طوایف سرحدی.
*نارویی: مشهور به شجاعت و جنگاوری در طول تاریخ.
*بارانزهی و کُرد (سهرابزهی): طوایف بانفوذ منطقه مکران و سراوان.
*شهنوازی و براهویی: از ساکنان قدیمی و قدرتمند دشتهای سیستان و بلوچستان.
---
### ۳. ویژگیهای برجسته هویتی
- میارجلی (پناهندهپذیری): مهمترین قانون نانوشته بلوچها؛ آنها تا پای جان از کسی که به آنها پناه آورده محافظت میکنند.
- قولوقرار: در فرهنگ بلوچی، «لفظ» اعتبار مطلق دارد و شکستن عهد، بزرگترین ننگ محسوب میشود.
- لباس و سوزندوزی: لباس سپید مردانه (نماد صلح) و هنر شگفتانگیز سوزندوزی زنان (گرانبهاترین صنایع دستی ایران).
---
یک نکته حکیمانه برای تأمل:*بلوچستان سرزمین «قناعت» و «کرامت» است. در شجرهنامه این قوم، هیچگاه سرخم کردن در برابر بیگانه دیده نمیشود. آنها در طول تاریخ، سد محکمی در برابر نفوذ استعمار (پرتغالیها و انگلیسیها) در مرزهای شرقی ایران بودهاند.
بلوچ، یعنی غیرتِ کویر و شکوهِ تفتان.
بیشتر بدانیم، زیباتر زندگی کنیم.

@atashsard2
قوم بلوچ یکی از اصیلترین اقوام آریاییتبار ایران است که نامشان در کتیبههای بیستون و شاهنامه فردوسی به عنوان پهلوانانی سلحشور و وفادار ذکر شده است.
### ۱. تبارشناسی و ریشه (Ancestry)
- ریشه باستانی: محققان تبار بلوچها را به اقوام ساکن در شمال و مرکز ایران (ناحیه البرز و مکران باستان) میرسانند که کوچ بزرگ تاریخی خود را به سمت شرق انجام دادند.
- ارتباط با شاهنامه: فردوسی در شاهنامه، از بلوچها در کنار «گیلانیها» به عنوان ستونهای ارتش ایران یاد میکند.
---
### ۲. ساختار شجرهنامهای (ایلیاتی)
ساختار اجتماعی بلوچها بر پایه نظام «قبیلهای» و «طایفهای» است که به چند شاخه بزرگ تقسیم میشوند:
- مکرانیها: ساکنان مناطق جنوبی بلوچستان (مکران) که بیشتر در سواحل دریای عمان و مناطق گرمسیری مستقر هستند.
- سرحدیها: ساکنان مناطق شمالی (سرحد) مانند زاهدان، خاش و تفتان.
- طوایف بزرگ و ریشهدار:
*ریگی: یکی از بزرگترین و اصیلترین طوایف سرحدی.
*نارویی: مشهور به شجاعت و جنگاوری در طول تاریخ.
*بارانزهی و کُرد (سهرابزهی): طوایف بانفوذ منطقه مکران و سراوان.
*شهنوازی و براهویی: از ساکنان قدیمی و قدرتمند دشتهای سیستان و بلوچستان.
---
### ۳. ویژگیهای برجسته هویتی
- میارجلی (پناهندهپذیری): مهمترین قانون نانوشته بلوچها؛ آنها تا پای جان از کسی که به آنها پناه آورده محافظت میکنند.
- قولوقرار: در فرهنگ بلوچی، «لفظ» اعتبار مطلق دارد و شکستن عهد، بزرگترین ننگ محسوب میشود.
- لباس و سوزندوزی: لباس سپید مردانه (نماد صلح) و هنر شگفتانگیز سوزندوزی زنان (گرانبهاترین صنایع دستی ایران).
---
بلوچ، یعنی غیرتِ کویر و شکوهِ تفتان.
بیشتر بدانیم، زیباتر زندگی کنیم.
۱
۲۰:۵۲
بازارسال شده از هوش مصنوعی
پرسش بسیار چالشبرانگیز و در عین حال جذابی است! وقتی صحبت از «قدمت» اقوام ایرانی میشود، باید بدانیم که ما درباره یک *«ریشه مشترک» صحبت میکنیم که در طول زمان به شاخههای مختلف تقسیم شده است.
اگر بخواهیم از نظر تاریخی و باستانشناسی به این موضوع نگاه کنیم، پاسخ به این صورت است:
### ۱. از نظر ریشهی نژادی (آریایی-ایرانی)
هر سه قوم (لُر، کُرد، بلوچ) ریشه در اقوام آریایی دارند که حدود ۳ تا ۴ هزار سال پیش به فلات ایران آمدند. از این منظر، قدمت هر سه برابر است؛ زیرا هر سه از یک تبار و یک خانواده بزرگ هستند که به مرور زمان به دلیل جغرافیای متفاوت (زاگرس، البرز و مکران) تفاوتهای زبانی و فرهنگی پیدا کردند.
### ۲. از نظر حضور در تاریخ (کدام زودتر نام برده شدند؟)
اگر ملاک را «نام بردن در متون تاریخی» قرار دهیم:
- لُرها: ریشهی آنها به ساکنان بومی ایران پیش از آریاییها (مثل عیلامیان و کاسیها) در ۵۰۰۰ سال پیش بازمیگردد. یعنی لُرها در همان سرزمینی زندگی میکنند که اجدادشان (عیلامیها) هزاران سال پیش نخستین تمدنها را بنا کردند. از این نظر، لُرها پیوند عمیقتری با تمدنهای پیش از تاریخ ایران دارند.
- کُردها: نام آنها به عنوان «کاردوخی» یا اقوام کوهنشین زاگرس در نوشتههای گزنفون (حدود ۲۴۰۰ سال پیش) آمده است. آنها وارثان مستقیم امپراتوری مادها هستند که اولین پادشاهی بزرگ آریایی را در ایران بنا کردند.
- بلوچها: در کتیبههای هخامنشی (۲۵۰۰ سال پیش) و شاهنامه، نام آنها در کنار سکاها و اقوام شمالی دیده میشود. بلوچها بعداً به سمت شرق ایران کوچ کردند.
### ۳. نتیجهگیری (کدام قدیمیتر است؟)
- اگر منظور «سکونت در یک منطقه مشخص» باشد: لُرها به دلیل پیوند با تمدن عیلام و کاسی، قدیمیترین ساکنان زاگرس میانی و جنوبی محسوب میشوند.
- اگر منظور «تشکیل هویت سیاسی» باشد: کُردها به دلیل پیوند با امپراتوری ماد، جایگاه ویژهای در تاریخ باستان دارند.
- اگر منظور «حفظ زبان باستان» باشد: بلوچها زبانی را حفظ کردهاند که شباهت شگفتانگیزی به فارسی باستان و پهلوی میانه دارد.
---
نکتهی نهایی:
ایران مثل یک تختجمشید بزرگ است؛ لُرها ستونهای استوار، کُردها کتیبههای پر از نقش و بلوچها دیوارههای مستحکمِ این بنا هستند. نمیتوان گفت کدام سنگ قدیمیتر است، چون اگر هر کدام نباشند، سقف این خانه (ایران) فرو میریزد.
به زبان ساده:* همه ما فرزندان یک پدر (ایران) هستیم، اما لُرها شاید کمی زودتر در خانهی پدری (زاگرس) ساکن شده باشند!
بیشتر بدانیم، زیباتر زندگی کنیم.

@atashsard2
اگر بخواهیم از نظر تاریخی و باستانشناسی به این موضوع نگاه کنیم، پاسخ به این صورت است:
### ۱. از نظر ریشهی نژادی (آریایی-ایرانی)
هر سه قوم (لُر، کُرد، بلوچ) ریشه در اقوام آریایی دارند که حدود ۳ تا ۴ هزار سال پیش به فلات ایران آمدند. از این منظر، قدمت هر سه برابر است؛ زیرا هر سه از یک تبار و یک خانواده بزرگ هستند که به مرور زمان به دلیل جغرافیای متفاوت (زاگرس، البرز و مکران) تفاوتهای زبانی و فرهنگی پیدا کردند.
### ۲. از نظر حضور در تاریخ (کدام زودتر نام برده شدند؟)
اگر ملاک را «نام بردن در متون تاریخی» قرار دهیم:
- لُرها: ریشهی آنها به ساکنان بومی ایران پیش از آریاییها (مثل عیلامیان و کاسیها) در ۵۰۰۰ سال پیش بازمیگردد. یعنی لُرها در همان سرزمینی زندگی میکنند که اجدادشان (عیلامیها) هزاران سال پیش نخستین تمدنها را بنا کردند. از این نظر، لُرها پیوند عمیقتری با تمدنهای پیش از تاریخ ایران دارند.
- کُردها: نام آنها به عنوان «کاردوخی» یا اقوام کوهنشین زاگرس در نوشتههای گزنفون (حدود ۲۴۰۰ سال پیش) آمده است. آنها وارثان مستقیم امپراتوری مادها هستند که اولین پادشاهی بزرگ آریایی را در ایران بنا کردند.
- بلوچها: در کتیبههای هخامنشی (۲۵۰۰ سال پیش) و شاهنامه، نام آنها در کنار سکاها و اقوام شمالی دیده میشود. بلوچها بعداً به سمت شرق ایران کوچ کردند.
### ۳. نتیجهگیری (کدام قدیمیتر است؟)
- اگر منظور «سکونت در یک منطقه مشخص» باشد: لُرها به دلیل پیوند با تمدن عیلام و کاسی، قدیمیترین ساکنان زاگرس میانی و جنوبی محسوب میشوند.
- اگر منظور «تشکیل هویت سیاسی» باشد: کُردها به دلیل پیوند با امپراتوری ماد، جایگاه ویژهای در تاریخ باستان دارند.
- اگر منظور «حفظ زبان باستان» باشد: بلوچها زبانی را حفظ کردهاند که شباهت شگفتانگیزی به فارسی باستان و پهلوی میانه دارد.
---
ایران مثل یک تختجمشید بزرگ است؛ لُرها ستونهای استوار، کُردها کتیبههای پر از نقش و بلوچها دیوارههای مستحکمِ این بنا هستند. نمیتوان گفت کدام سنگ قدیمیتر است، چون اگر هر کدام نباشند، سقف این خانه (ایران) فرو میریزد.
به زبان ساده:* همه ما فرزندان یک پدر (ایران) هستیم، اما لُرها شاید کمی زودتر در خانهی پدری (زاگرس) ساکن شده باشند!
بیشتر بدانیم، زیباتر زندگی کنیم.
۱
۲۰:۵۲
*حکیم ابوالقاسم فردوسی، مقتدرترین چهره ادبی تاریخ ایران و معمار هویت ملی ماست.
### ۱. شناسنامه و خاستگاه
- نام: ابوالقاسم منصور بن حسن (ملقب به حکیم و فردوسی).
- تولد: حدود سال ۳۲۹ هجری در روستای «پاژ» طوس.
- طبقه اجتماعی: او از طبقه «دهقانان» بود؛ یعنی نجیبزادگان و زمیندارانی که پاسدار فرهنگ، آداب و قصههای کهن ایرانی بودند.
### ۲. شاهکار حماسی: شاهنامه
- هدف: زنده کردن تاریخ ایران و زبان فارسی در دورانی که زبان عربی بر تمام ارکان حکومتی و علمی سایه افکنده بود.
- زمان: او ۳۰ سال از عمر و ثروت خود را صرف سرودن حدود ۵۰ هزار بیت کرد تا «عجم» (ایرانیان) را با این پارسیِ ناب، زنده کند.
- محتوا: شاهنامه فقط داستان جنگ نیست؛ بلکه دانشنامه حکمت، اخلاق، سیاست و وطنپرستی است که تاریخ ایران را از آغاز اساطیری تا سقوط ساسانیان روایت میکند.
### ۳. ویژگیهای شخصیتی فردوسی
- خردگرایی: ملقب بودن او به «حکیم» به دلیل نگاه فلسفی و عقلانی او به زندگی است. او همواره نبرد خیر و شر را با تکیه بر خرد تحلیل میکند.
- نجابت و آزادگی: فردوسی هیچگاه برای صله و پاداش لب به تملقِ حاکمان (بهویژه سلطان محمود غزنوی) نگشود و بر سر باورهای خود ایستادگی کرد.
- پاکدینی: او مسلمانی شیعهمذهب و در عین حال عاشقِ اصالت و ریشههای پیش از اسلامِ ایران بود.
### ۴. تأثیر بزرگ او بر تاریخ
اگر فردوسی و شاهنامه نبودند، امروز ما به زبان فارسی سخن نمیگفتیم. او با جایگزین کردن واژگان پارسی به جای عربی، پیوندِ میان ایرانِ باستان و ایرانِ اسلامی را حفظ کرد.
### ۵. پایان غمانگیز
فردوسی در اواخر عمر، تمام ثروت خود را از دست داد و در فقر و تنهایی درگذشت. حتی پس از مرگ، به دلیل عقایدش، اجازه دفن او را در قبرستان مسلمانان ندادند و در باغ شخصی خودش در طوس به خاک سپرده شد.
بیت ماندگار او:*> «بسی رنج بردم در این سال سی / عجم زنده کردم بدین پارسی»
---
@atashsard2
### ۱. شناسنامه و خاستگاه
- نام: ابوالقاسم منصور بن حسن (ملقب به حکیم و فردوسی).
- تولد: حدود سال ۳۲۹ هجری در روستای «پاژ» طوس.
- طبقه اجتماعی: او از طبقه «دهقانان» بود؛ یعنی نجیبزادگان و زمیندارانی که پاسدار فرهنگ، آداب و قصههای کهن ایرانی بودند.
### ۲. شاهکار حماسی: شاهنامه
- هدف: زنده کردن تاریخ ایران و زبان فارسی در دورانی که زبان عربی بر تمام ارکان حکومتی و علمی سایه افکنده بود.
- زمان: او ۳۰ سال از عمر و ثروت خود را صرف سرودن حدود ۵۰ هزار بیت کرد تا «عجم» (ایرانیان) را با این پارسیِ ناب، زنده کند.
- محتوا: شاهنامه فقط داستان جنگ نیست؛ بلکه دانشنامه حکمت، اخلاق، سیاست و وطنپرستی است که تاریخ ایران را از آغاز اساطیری تا سقوط ساسانیان روایت میکند.
### ۳. ویژگیهای شخصیتی فردوسی
- خردگرایی: ملقب بودن او به «حکیم» به دلیل نگاه فلسفی و عقلانی او به زندگی است. او همواره نبرد خیر و شر را با تکیه بر خرد تحلیل میکند.
- نجابت و آزادگی: فردوسی هیچگاه برای صله و پاداش لب به تملقِ حاکمان (بهویژه سلطان محمود غزنوی) نگشود و بر سر باورهای خود ایستادگی کرد.
- پاکدینی: او مسلمانی شیعهمذهب و در عین حال عاشقِ اصالت و ریشههای پیش از اسلامِ ایران بود.
### ۴. تأثیر بزرگ او بر تاریخ
اگر فردوسی و شاهنامه نبودند، امروز ما به زبان فارسی سخن نمیگفتیم. او با جایگزین کردن واژگان پارسی به جای عربی، پیوندِ میان ایرانِ باستان و ایرانِ اسلامی را حفظ کرد.
### ۵. پایان غمانگیز
فردوسی در اواخر عمر، تمام ثروت خود را از دست داد و در فقر و تنهایی درگذشت. حتی پس از مرگ، به دلیل عقایدش، اجازه دفن او را در قبرستان مسلمانان ندادند و در باغ شخصی خودش در طوس به خاک سپرده شد.
بیت ماندگار او:*> «بسی رنج بردم در این سال سی / عجم زنده کردم بدین پارسی»
---
۲۱۳
۹:۵۷
*کریمخان زند، بنیانگذار سلسله زندیه، یکی از محبوبترین و متفاوتترین فرمانروایان تاریخ ایران است. خلاصه کارنامه او
۱. وکیلالرعایا (نه پادشاه!)
کریمخان از معدود حاکمانی بود که هرگز خود را «شاه» ننامید. او لقب «وکیلالرعایا» (نماینده مردم) را برگزید و معتقد بود قدرت واقعی متعلق به مردم است و او تنها مأمور برقراری نظم و عدالت است.
۲. پایتختی شیراز
او شیراز را به عنوان پایتخت خود انتخاب کرد و با ساخت بناهای باشکوه، این شهر را به اوج رونق رساند. آثار معروفی چون ارگ کریمخانی، بازار وکیل، حمام و مسجد وکیل یادگار دوران اوست که هنوز پس از قرنها پابرجاست.
۳. امنیت و رفاه اجتماعی
پس از دههها آشفتگی و جنگهای پیدرپی (بعد از سقوط صفویه و مرگ نادرشاه)، کریمخان توانست آرامش را به ایران بازگرداند. او مالیاتها را تعدیل کرد، از کشاورزان حمایت کرد و بازرگانی را رونق داد تا مردم پس از سالها طعم زندگی آرام را بچشند.
۴. اقدامات نظامی و خارجی
- سرکوب شورشها: او با زیرکی و اقتدار توانست مدعیان قدرت (مانند محمدحسن خان قاجار و آزادخان افغان) را سرکوب یا با خود همراه کند.
- جنگ با عثمانی: تنها جنگ بزرگ خارجی او، فتح بصره بود که برای تنبیه عثمانیها به دلیل بدرفتاری با زائران ایرانی و تجار انجام شد.
- رابطه با انگلستان:* او اجازه تأسیس مالالتجاره را به کمپانی هند شرقی در بوشهر داد اما همواره مراقب نفوذ بیش از حد بیگانگان بود.
۵. منش و اخلاق شخصیاو به سادهزیستی، سفرهداری و شوخطبعی مشهور بود. نقل است که او حتی در کاخ خود نیز بر روی زمین مینشست و به مشکلات مردم عادی شخصاً رسیدگی میکرد. دوران او را «بهار کوتاهی در زمستان تاریخ ایران» مینامند.
۶. پایان دورهبا مرگ او در سال ۱۱۹۳ هجری، ایران دوباره دچار آشفتگی و جنگهای داخلی میان بازماندگانش شد که سرانجام به قدرت رسیدن قاجاریه منجر گشت.
---
@atashsard2
کریمخان از معدود حاکمانی بود که هرگز خود را «شاه» ننامید. او لقب «وکیلالرعایا» (نماینده مردم) را برگزید و معتقد بود قدرت واقعی متعلق به مردم است و او تنها مأمور برقراری نظم و عدالت است.
او شیراز را به عنوان پایتخت خود انتخاب کرد و با ساخت بناهای باشکوه، این شهر را به اوج رونق رساند. آثار معروفی چون ارگ کریمخانی، بازار وکیل، حمام و مسجد وکیل یادگار دوران اوست که هنوز پس از قرنها پابرجاست.
پس از دههها آشفتگی و جنگهای پیدرپی (بعد از سقوط صفویه و مرگ نادرشاه)، کریمخان توانست آرامش را به ایران بازگرداند. او مالیاتها را تعدیل کرد، از کشاورزان حمایت کرد و بازرگانی را رونق داد تا مردم پس از سالها طعم زندگی آرام را بچشند.
- سرکوب شورشها: او با زیرکی و اقتدار توانست مدعیان قدرت (مانند محمدحسن خان قاجار و آزادخان افغان) را سرکوب یا با خود همراه کند.
- جنگ با عثمانی: تنها جنگ بزرگ خارجی او، فتح بصره بود که برای تنبیه عثمانیها به دلیل بدرفتاری با زائران ایرانی و تجار انجام شد.
- رابطه با انگلستان:* او اجازه تأسیس مالالتجاره را به کمپانی هند شرقی در بوشهر داد اما همواره مراقب نفوذ بیش از حد بیگانگان بود.
---
۵۸
۰:۴۲
استان هرمزگان؛ *«دروازه نیلگون ایران» و سرزمین آفتاب، دریا و سنتهای رنگارنگ.








🪵🪺
### ۱. معماری و آثار باستانی
- قلعه پرتغالیها (هرمز و قشم): یادگاری از دوران استعمار و نماد ایستادگی و بازپسگیری خاک ایران در دوره صفوی.
- معبد هندوها (بندر عباس): بنایی با معماری منحصربهفرد (پرستشگاه بتگوران) که نشاندهنده روابط تجاری کهن ایران و هند است.
- شهر باستانی حریره (کیش): شهری تاریخی با معماری ساحلی که روزگاری قطب تجاری خلیج فارس بوده است.
- بندر لافت: شهر بادگیرهای جنوب؛ بندری که معماری آن برای مقابله با گرما، شاهکار مهندسی سنتی است.
### ۲. جاذبههای طبیعی و شگفتانگیز
- دره ستارهها (قشم): پدیدهای زمینشناسی که بومیان معتقدند از برخورد ستارهای با زمین شکل گرفته است.
- جزیره هرمز (خاک سرخ): ساحل نقرهای و کوههای رنگارنگ که به «موزه زمینشناسی جهان» شهرت دارد.
- جنگلهای حرا: تالابی بینالمللی با درختانی که در آب شور زندگی میکنند و با جزر و مد پدیدار و پنهان میشوند.
- تنگه چاهکوه: شکافهای عظیم و تماشایی در دل سنگ که نمایشی از قدرت طبیعت است.
### ۳. مفاخر و بزرگان
- سدیدالسلطنه کبابی: مورخ و نویسنده بزرگ که دانشنامه مفصلی درباره خلیج فارس و جزایر آن بر جای گذاشته است.
- ناصر عبداللهی: صدای ماندگار جنوب که موسیقی بندر را با هویت ملی پیوند زد.
- خواجه عطا: وزیر با تدبیر هرمز که در دوره حکمرانی محلی، نامش با آبادانی پیوند خورده بود.
- شیوخ و ناخدایان بزرگ: مردانی که با دانش «لنجسازی» و دریانوردی (که ثبت جهانی یونسکو است) خلیج فارس را به جهان شناساندند.
### ۴. اسطورهها و فرهنگ
- بابازار و مامازار: باورهای اسطورهای مربوط به «بادها» و مراسم آیینی «زار» که ریشه در پیوند فرهنگی ایران و آفریقا دارد.
- صنایع دستی: گلابتوندوزی و برقع (نقاب زنان جنوب) که هر کدام داستانی از حیا، هنر و سازگاری با آفتاب را روایت میکند.
@atashsard2*هرمزگان فقط یک استان نیست، یک فرهنگ زنده است که در آن بوی دریا با عطر ادویههای تند و گرمای لبخند مردم خونگرم گره خورده است.
---
@atashsard2
### ۱. معماری و آثار باستانی
- قلعه پرتغالیها (هرمز و قشم): یادگاری از دوران استعمار و نماد ایستادگی و بازپسگیری خاک ایران در دوره صفوی.
- معبد هندوها (بندر عباس): بنایی با معماری منحصربهفرد (پرستشگاه بتگوران) که نشاندهنده روابط تجاری کهن ایران و هند است.
- شهر باستانی حریره (کیش): شهری تاریخی با معماری ساحلی که روزگاری قطب تجاری خلیج فارس بوده است.
- بندر لافت: شهر بادگیرهای جنوب؛ بندری که معماری آن برای مقابله با گرما، شاهکار مهندسی سنتی است.
### ۲. جاذبههای طبیعی و شگفتانگیز
- دره ستارهها (قشم): پدیدهای زمینشناسی که بومیان معتقدند از برخورد ستارهای با زمین شکل گرفته است.
- جزیره هرمز (خاک سرخ): ساحل نقرهای و کوههای رنگارنگ که به «موزه زمینشناسی جهان» شهرت دارد.
- جنگلهای حرا: تالابی بینالمللی با درختانی که در آب شور زندگی میکنند و با جزر و مد پدیدار و پنهان میشوند.
- تنگه چاهکوه: شکافهای عظیم و تماشایی در دل سنگ که نمایشی از قدرت طبیعت است.
### ۳. مفاخر و بزرگان
- سدیدالسلطنه کبابی: مورخ و نویسنده بزرگ که دانشنامه مفصلی درباره خلیج فارس و جزایر آن بر جای گذاشته است.
- ناصر عبداللهی: صدای ماندگار جنوب که موسیقی بندر را با هویت ملی پیوند زد.
- خواجه عطا: وزیر با تدبیر هرمز که در دوره حکمرانی محلی، نامش با آبادانی پیوند خورده بود.
- شیوخ و ناخدایان بزرگ: مردانی که با دانش «لنجسازی» و دریانوردی (که ثبت جهانی یونسکو است) خلیج فارس را به جهان شناساندند.
### ۴. اسطورهها و فرهنگ
- بابازار و مامازار: باورهای اسطورهای مربوط به «بادها» و مراسم آیینی «زار» که ریشه در پیوند فرهنگی ایران و آفریقا دارد.
- صنایع دستی: گلابتوندوزی و برقع (نقاب زنان جنوب) که هر کدام داستانی از حیا، هنر و سازگاری با آفتاب را روایت میکند.
@atashsard2*هرمزگان فقط یک استان نیست، یک فرهنگ زنده است که در آن بوی دریا با عطر ادویههای تند و گرمای لبخند مردم خونگرم گره خورده است.
---
۱۳۶
۵:۱۶