لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل AudioshopA
۱۹۶ عضو

Audioshop

کانال رسمی آدیوشاپ, مرجع تخصصی خرید و فروش تجهیزات استودیویی، ساز و لوازم موسیقی.
مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۳۱ اردیبهشت
thumbnail
undefined داستان ریو از اواخر دهه ۸۰ میلادی توی انبارها و فضاهای صنعتی متروکِ بریتانیا و آمریکا شروع شد. جوون‌ها دنبال جایی بودن که بدونِ قید و بندهای معمول، با صدای بلندِ موسیقی الکترونیک که تازه داشت جون می‌گرفت، برقصن و حسِ وحدت و آزادی رو تجربه کنن. اما اوجِ شکوفایی این جریان، هم‌زمان شد با سقوط دیوار برلین؛ وقتی آلمانِ تازه متحد شده، پر از ساختمون‌ها و پناهگاه‌های خالی بود که بهشتِ دی‌جی‌ها و کلاب‌بازها شد!
برلینِ اون دوران، با اون فضای خاصِ سرد و صنعتی‌ش، به مهد «تکنو» تبدیل شد. موسیقی الکترونیک اینجا فقط یک سبک نبود، بلکه حکمِ زبانِ اتحادِ نسل جدید رو داشت. ریورهای آلمانی با تلفیقِ ضرب‌آهنگ‌های کوبنده، فضاهای ناشناخته و آزادی بی‌حد و حصر، این جریان رو از یک دورهمی ساده به یک پدیده فرهنگی جهانی تبدیل کردن. در واقع، این پیوندِ «مکان‌های خالی» و «موسیقی آینده‌نگرانه»، ریو رو به چیزی بیشتر از یه مهمونی تبدیل کرد.
اگه این سری پست ها رو دوست دارین این پست رو لایک کنین تا در آینده بیشتر راجب چگونگی پیدایش سبک ها, صدا ها و جریانات حول محور موسیقی صحبت کنیم undefined
undefined۵

۲۸۱

۱۲:۵۵

۳ خرداد
thumbnail
undefined موسیقی «لو-فای» (Lo-fi) که مخفف Low Fidelity یا همون کیفیتِ پایینِ عامدانه است، در واقع ستایشِ «نقص‌های قشنگه». ماجرا برمی‌گرده به دهه‌های ۸۰ و ۹۰ میلادی؛ اون موقع اصلاً به عنوان یه سبکِ مستقل مطرح نبود، بلکه یه جور سبکِ زندگیِ «خودت انجامش بده» (DIY) بود. موزیسین‌ها می‌خواستن از فضایِ تر و تمیز و استودیوییِ موسیقی‌هایِ اون زمان فاصله بگیرن، برای همین با دستگاه‌های ارزون یا ضبط‌کننده‌های آنالوگ کار می‌کردن تا صدای نویزِ نوار کاست یا خش‌خشِ صفحه رو وارد کارشون کنن. در واقع دنبالِ یه جور اصالتِ خاکی و صمیمی بودن.
اما اون چیزی که ما امروز به عنوان لو-فای می‌شناسیم، حوالی سال ۲۰۱۰ متولد شد؛ ترکیبی از بیت‌های هیپ‌هاپِ بی‌کلام با فضایِ جَز و اتمسفریک که با تصویرِ اون دخترکِ درس‌خونِ معروف (Lo-fi Girl) گره خورد. چون ریتمش خیلی آروم و تکرار‌شونده بود، خیلی زود شد رفیقِ درس‌خون‌ها و کسایی که دنبالِ تمرکز بودن.
حالا چرا به افول کشید؟ مشکل دقیقاً همین‌جا بود: «الگوریتم‌زدگی». وقتی پلتفرم‌هایی مثل یوتیوب و اسپاتیفای فهمیدن این مدل موسیقی برای «بهره‌وری» خیلی طرفدار داره، یهو بازارش پر شد از آهنگ‌هایی که نه روح داشتن و نه خلاقیت؛ فقط یه سری کارهایِ ماشینی و مشابه که حتی با هوش مصنوعی ساخته می‌شدن تا فقط ساعت‌ها به عنوان «نویزِ پس‌زمینه» پخش بشن. این باعث شد اون حسِ هنری و نوستالژیکش کاملاً رنگ ببازه. در واقع لو-فای قربانیِ موفقیتِ خودش شد؛ انقدر تکراری و کلیشه‌ای شد که ذائقه مخاطب عوض شد و کم‌کم جاش رو به سبک‌هایِ زنده‌تر و واقعی‌تر داد و اون جذابیتِ اولیه‌اش رو تویِ حجمِ زیادِ کارهایِ مشابه از دست داد.
undefined۴

۱۹۵

۶:۳۲

thumbnail
undefined اگه یه میکروفون بخوای که هم حرفه‌ای باشه هم قیمتش منطقی، AT2020 آدیوتکنیکا واقعا انتخاب مطمئنیه. صدای تمیز و شفاف می‌ده، نویزش کمه و برای ضبط وکال، پادکست و ساز خیلی خوب جواب می‌ده. تو این رنج قیمت، جزو اون گزینه‌هایی‌ـه که کیفیت ساخت و کیفیت صداش خیلی بالاتر از چیزیه که پول می‌دی، واسه همین هم بین کاربرای نیمه‌حرفه‌ای و حرفه‌ای حسابی محبوبه.
تازه این مدل تو دو سری XLR و USB هم طراحی و تولید شده که از طریق لینک زیر می تونی مشخصات فنی شون رو ببینی:AT2020 XLR: https://alnk.ir/i0sAT2020 USB: https://alnk.ir/cyv
undefined۳

۱۸۰

۷:۰۱

thumbnail
موسیقی تلفیقی (Fusion) فقط این نیست که یک سنتور یا تار برداری و بذاری‌اش وسطِ سازهای غربی؛ یا صرفاً فواصل گام‌های غربی را با اونها بنوازی و گهگاه برای تزیین، چند تا ربع‌پرده هم چاشنی‌اش کنی! موسیقی تلفیقی خیلی ریشه‌دارتر و جدی‌تر از این حرف‌هاست. در یک تلفیق اصولی، تمامی المان‌های بنیادینِ سبک‌های مورد نظر، باید چنان در هم حل شوند که در نهایت، شنونده با یک موسیقی «یکدست» و هویت‌مند روبرو بشن، نه یک وصله‌ی ناجور.
یکی از درخشان‌ترین مثال‌ها برای این موضوع، گروه «سیستم آو اِ داون» (System of a Down) هست؛ گروهی که تونست ریشه‌های موسیقی سنتی ارمنستان را در قلبِ یکی از خشن‌ترین سبک‌های موسیقی، یعنی «نو-متال» (Nu-metal) به بهترین شکل جا بده. اون‌ها برای این کار، فقط به استفاده از سازهای شرقی بسنده نکردند، بلکه «زبان» موسیقی ارمنی را درک کردن. اگر دقیق گوش کنید، متوجه می‌شید که چطور گام‌های خاصی مثل «میکسولیدین ب۶» (Mixolydian b6) در قطعه‌ی Hypnotize به خدمت ریف‌های سنگینِ گیتار دراومدن.
اونن‌ها حتی الگوهای ریتمیک پیچیده و «لنگ»ِ موسیقی فولکلور ارمنستان را با انرژیِ خشمگینِ متال ترکیب کردند؛ به شکلی که آلبوم Mezmerize به یک درس‌نامه‌ی تمام‌عیار از تلفیقِ ارگانیک تبدیل شد. در واقع، هنرِ این گروه در این بود که تونست لطافت و پیچیدگیِ موسیقی سنتی ارمنستان را بدون از دست دادن هویتِ آن، در دلِ فضای دیستورت‌شدۀ موسیقی راک حل کنه. این یعنی تلفیق در سطح «دی‌ان‌ای» موسیقی؛ یعنی وقتی به قطعه‌ای مثل Aerials یا Soldier Side گوش می‌دید، مرزِ بین «شرق» و «غرب» در ذهن شما محو می‌شه و صرفاً با یک جریان صوتیِ یکپارچه و اصیل مواجه می‌شید که هیچ‌کدام از اجزاش به دیگری تحمیل نشده. این همان سطحی از درک موسیقایی هست که متأسفانه در بسیاری از آثار امروزی، جای خالی‌اش به‌شدت حس می‌شه. تلفیق، در واقع هنرِ پیوند زدن روحِ سازهاست، نه فقط کنار هم قرار دادن صدای اونها.
undefined۳

۴۷۷

۷:۳۹

۴ خرداد
thumbnail
اگه بخوای خیلی ساده و خودمونی بگیم، هیپ‌هاپ فقط «موسیقی» نیست، یه فرهنگ کامله که چند تا ستون اصلی داره:
رَپ (همون حرف زدن ریتمیک روی بیت)دی‌جی‌ینگ (کار با گرامافون/کنترلر، بریدن و وصل کردن صداها، ساخت بیت)بِریک‌دَنس (رقص خیابونی با حرکات نمایشی)گرافیتی (نقاشی و نوشته‌های خیابونی روی دیوارها)اون چیزی که ما معمولا بهش می‌گیم «موزیک هیپ‌هاپ»، ترکیبیه از بیت + رپ. بیت‌ها معمولا بیس قوی دارن، درام‌های تند یا سنگین، سمپل‌برداری از آهنگ‌های قدیمی‌تر، و یه فضای خیابونی و اعتراضی.
اما از کجا شروع شد؟
برمی‌گردیم به دهه ۷۰ میلادی، محله برانکس تو نیویورک. اون زمان جوون‌های سیاه‌پوست و لاتین‌تبار تو فقر، تبعیض نژادی و خشونت شهری گیر کرده بودن. نه رسانه‌ای داشتن، نه کسی صدای‌شون رو می‌شنید.
تو مهمونی‌های خیابونی (Block Party) دی‌جی‌ها شروع کردن روی دو تا گرامافون، قسمت‌های ریتمیک و جذاب آهنگ‌های فانک و سول رو هی تکرار کردن. روی این ریتم‌ها، اول مهمون‌ها برای هیجان دادن به جمع “شعار” و “فریاد” می‌زدن، کم‌کم همین فریادها تبدیل شد به رپ: گفتن داستان زندگی، اعتراض، شوخی، فخر فروختن و… روی ریتم.
کم‌کم یه سری اسم‌ها مثل DJ Kool Herc, Grandmaster Flash, Afrika Bambaataa و بعدتر Run-D.M.C و Public Enemy، این سبک رو از خیابون آوردن روی نوار و رادیو. از اونجا به بعد هیپ‌هاپ از برانکس پخش شد تو کل آمریکا، بعد اروپا، بعد کل دنیا و امروز دیگه یکی از مهم‌ترین سبک‌های موسیقی پاپ و شهریه.
undefined۲

۱۳۸

۸:۴۰

thumbnail
تولد یک اسطوره!قبل از اینکه AKAI وارد میدون شه، تهیه‌کننده‌های موسیقی برای ساختن بیت (Beat)، مجبور بودن برن سراغ دستگاه‌های گرون‌قیمت یا اینکه کلی زحمت بکشن با نوار کاست و تیکه‌پاره کردن صفحات وینیل. کار، فوق‌العاده طاقت‌فرسا بود. اما وقتی شرکت ژاپنی AKAI اومد و سری MPC (مخفف MIDI Production Center) رو معرفی کرد، ورق کاملاً برگشت.
چرا MPC بازی رو عوض کرد؟۱. سمپلینگ (Sampling) انقلابی: این دستگاه یه جعبه‌ابزار کامل بود. می‌تونستی هر صدایی رو از هر جایی (مثلاً یه تیکه از یه آهنگ جاز قدیمی) ضبط کنی، کاتش کنی و با اون ۱۶ تا پد لاستیکی معروفش، یه ریتم جدید بسازی. این یعنی دموکراسی در تولید موسیقی؛ دیگه لازم نبود حتماً نوازنده باشی!
۲. ضرب‌آهنگ انسانی (Swing/Groove): می‌دونی چرا بیت‌های دهه‌ی ۹۰ این‌قدر می‌چسبید؟ چون MPC یه ویژگی داشت به اسم «Swing». این قابلیت باعث می‌شد بیت‌ها خیلی مکانیکی و خشک نباشن؛ انگار یه آدم واقعی پشت درام‌کیت نشسته بود. این «روح» دادن به بیت، امضای اصلی هیپ‌هاپ کلاسیک شد.
۳. همه‌کاره بودن: MPC خودش هم سِکوئنسر بود، هم سمپلر، هم درام‌ماشین. یعنی تهیه‌کننده می‌تونست کل آهنگ رو فقط با همین یه دستگاه بسازه. دی‌جی پرمیر (DJ Premier)، پیت راک (Pete Rock)، و جی دیلا (J Dilla) — که خدای مهندسی صدا بود — همشون عاشق این دستگاه بودن.

میراثی که تا امروز باقی موندهامروز اگه به بیت‌های “لو-فای” (Lo-fi) گوش بدی یا به کارهای مدرن هیپ‌‎هاپ دقت کنی، هنوز هم ردپای اون نوع چیدمان صوتی و اون حالت «پانچی» که AKAI به صدا می‌داد رو حس می‌کنی. حتی الان هم خیلی از تهیه‌کننده‌های حرفه‌ای با اینکه نرم‌افزارهای خفن کامپیوتری دارن، باز هم برمی‌گردن سراغ MPCهای قدیمی یا نسخه‌های جدیدش، چون اون «حس و حال» (Vibe) خاص رو هیچ نرم‌افزاری نمی‌تونه ۱۰۰ درصد بازسازی کنه.
واقعاً فکر کردن به این موضوع هیجان‌انگیزه، نه؟ انگار با چند تا دکمه و یه تیکه پلاستیک، تاریخ موسیقی عوض شد!
undefined۳

۱۴۲

۹:۰۷

thumbnail
AKAI MPK mini یکی از محبوب‌ترین میدی‌کنترولرهاست، چون واقعاً همه‌جوره کارآمده.
با اینکه اندازه‌اش کوچیکه، اما ۲۵ تا کلاویه حساس به ضربه داره که برای ساخت ملودی و وکال عالیه. اون ۸ تا پد رنگی که داره، دقیقاً از سری معروف MPC آکای الهام گرفته شده. این یعنی برای درام‌زدن و سمپل‌هات، حس و حال حرفه‌ای رو تجربه می‌کنی.به جای ناب‌های معمولی، یه جوی‌استیک ۴ جهته داره که هم برای کنترل Pitch (زیر و بمی صدا) و هم Modulation (تغییر صدا) استفاده میشه و خیلی خلاقانه‌تره.خلاصه، این دستگاه با این امکانات، یه ابزار فوق‌العاده برای کساییه که می‌خوان ایده‌های موسیقیشون رو سریع و باکیفیت پیاده کنن.



از طریق لینک زیر می تونی یه نگاه به مدل های مختلف این میدی کنترلر بندازی:https://alnk.ir/pdj
undefined۱

۲۰۱

۹:۱۶

۵ خرداد
thumbnail
ضبط کردن صدای خودت موقع تمرین، مثل یه آینه‌ی صوتی بی‌رحم ولی به‌شدت دلسوزه! وقتی داری می‌نوازی یا می‌خونی، مغزت درگیر هزار تا چیزه؛ تکنیک دست‌ها، ریتم، نت‌ها و احساسات. این حجم از پردازش باعث می‌شه خیلی از ایرادهای کوچیک -مثل فالش خوندن‌های جزئی، ناهماهنگی ضرب‌ها یا اون دینامیک‌‌هایی که یادت رفته رعایت کنی- رو عملاً نشنوی.
وقتی ضبط می‌کنی و بعدش گوش می‌دی، ناگهان از اون «حبابِ اجرا» خارج می‌شی و تبدیل می‌شی به یه شنونده‌ی بیرونی. اینجاست که اون جزئیاتی که توی لحظه از دست دادی، خودشون رو نشون می‌دن. این یعنی «خودارزیابی عینی». تو می‌فهمی کجای کار می‌لنگه و دفعه بعد دقیقاً می‌دونی باید روی چه چیزی تمرکز کنی، نه اینکه فقط کورکورانه تمرین کنی.
تازه، یه حس اعتماد‌به‌نفس خفن هم بهت می‌ده! وقتی می‌بینی چطور توی یک ماه، اون پاساژِ سخت یا اون نتِ بالا رو تمیزتر اجرا کردی، نمودار پیشرفتت رو با گوشت می‌شنوی و این سوختِ موتور انگیزه‌ته. خلاصه که ضبط کردن، کلیدِ تبدیلِ تمرینِ «کمّی» به تمرینِ «کیفیه».
undefined۱

۱۲۰

۱۱:۳۰

thumbnail
کمپانی «بهرینگر» (Behringer) واقعاً یکی از اون برندهای بحث‌برانگیز و در عین حال تحول‌آفرین دنیای صوته. داستانِ اینکه چطور تونستن بازار رو با کالاهای اقتصادی قبضه کنن و شعار «همه باید شنیده بشن» (Everyone Should Be Heard) رو عملی کنن، یه استراتژی مهندسی و بیزینسی خیلی دقیق پشتش داره.
اولاً، راز اصلیِ بهرینگر توی «مقیاس تولید» (Economy of Scale) نهفته‌ست. اون‌ها برعکس خیلی از برندهای «های-اِند» (High-end) که قطعات رو دستی اسمبل می‌کنن و تولیداتشون محدوده، از خط تولیدهای اتوماتیک و فوق‌العاده عظیم استفاده می‌کنن. این یعنی وقتی داری صدهزارتا از یه مدل کارت صدا تولید می‌کنی، هزینه‌ی تمام‌شده برای هر واحد به‌شدت میاد پایین. در واقع اونا با تولید انبوه، قیمت رو جوری می‌شکنن که رقیب‌های سنتی اصلاً نمی‌تونن باهاش رقابت کنن.
دوماً، بحثِ «مهندسی معکوس» و استفاده از قطعاتِ مقرون‌به‌صرفه اما کارآمده. بهرینگر از چیپست‌ها و قطعاتی استفاده می‌کنه که استاندارد هستن و توی بازار فراوونی‌شون زیاده، نه قطعات اختصاصی و گران‌قیمت. اونا همیشه نگاه می‌کنن ببینن کدوم مدار کلاسیک یا کدوم تکنولوژی محبوبِ موزیسین‌هاست، بعد همون رو با متریال ارزون‌تر اما باکیفیتِ «قابل‌قبول» بازسازی می‌کنن. البته این کار باعث شده خیلی از طرفدارهای برندهای لوکس ازشون شاکی باشن، ولی بهرینگر کار خودش رو می‌کنه چون هدفش «دموکراتیک کردن» موسیقیه.
و اما شعارشون؛ اونا عمیقاً باور دارن که نباید کیفیت صدا و تجهیزات حرفه‌ای، فقط در انحصار استودیوهای میلیاردی یا نوازنده‌های خیلی پولدار باشه. با پایین آوردن سدِ ورود، بهرینگر به یه نوجوون توی یه اتاقِ کوچیک اجازه می‌ده همون کیفیتِ صدایی رو داشته باشه که یه تهیه‌کننده‌ی بزرگ داره. این همون فلسفه‌ی «همه باید شنیده بشن» هست. اونا با تولیدِ میکسرها، سینتی‌سایزرها و کارت‌صداهای خوش‌قیمت، عملاً به آدم‌ها ابزارِ دیده و شنیده شدن دادن.
undefined۱

۱۲۶

۱۱:۴۹

thumbnail
پکیج U-Phoria Studio دقیقاً همون چیزیه که بهش می‌گیم «بسته‌ی نجاتِ موزیسین»! دلیل اصلی مناسب بودنش اینه که بهرینگر هر چی برای شروعِ ضبطِ باکیفیت لازم داری (کارت صدا، میکروفون کاندنسر و هدفون مانیتورینگ) رو توی یه جعبه جمع کرده.
این یعنی دیگه درگیرِ چک کردنِ «سازگاریِ فنی» قطعات با هم نمی‌شی. کارت صدای این پکیج با پری‌امپ‌های XENYX خروجیِ شفافی می‌ده که برای ضبط تمرین و تولید محتوا عالیه. با یه هزینه‌ی اقتصادی، یه استودیو خونگیِ جمع‌وجور داری که همه‌جا همراهته!
از طریق لینک زیر می تونی اطللاعات بیشتری راجب این پکیج پیدا کنی:https://alnk.ir/mcp
حالا اگه نوازنده گیتار الکتریک با بیس هستی و نمی خوای با میکروفون صدای سازت رو ضبط کنی و می خوای مستقیما صداش رو از طریق سیستم بشنوی; مدل UMC22 برای نوازنده‌های گیتار و بیس یه غولِ کوچکِ اقتصادیه! دلیل اصلی محبوبیتش، بهره‌مندی از پری‌امپ معروف MIDAS هست که باعث می‌شه سیگنال سازت با شفافیت و داینامیکِ بی‌نظیری ضبط بشه.
وقتی فقط با ورودی DI (ساز) کار داری، نیاز به هزینه‌ی اضافی برای فیوچرهای پیچیده نداری. این کارت‌صدا با نرخ نمونه‌برداری 48kHz و بدنه‌ی فلزیِ فوق‌العاده مقاوم، یه ارتباط پایدار و بدون نویز بین ساز تو و کامپیوتر ایجاد می‌کنه. خلاصه، با کمترین هزینه، کیفیتِ استودیویی واقعی می‌گیری!
از طریق لینک زیر هم می تونی یه نگاه به این محصول بندازی:https://alnk.ir/ar0
undefined۲

۱۸۷

۱۱:۵۷