لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل کانون تبلیغاتی آوای سیمرغک
۱.۶ هزار عضو

کانون تبلیغاتی آوای سیمرغ

سفارشات و پیگیری:@avayesimorq
مشاهده در وب بله
۳۱ شهریور
thumbnail
undefined CRM باید نشان دهد کدام مشتری واقعاً برای کسب‌وکار ارزش بیشتری دارد
فرض کن یک شرکت ۳۰۰ مشتری دارد.
مدیر می‌گوید:
«این ۳۰۰ نفر مشتری ما هستند.»
اما واقعیت این است که رفتارشان کاملاً متفاوت است.
یکی در یک سال فقط یک خرید ۲ میلیون تومانی داشته.
یکی ۱۲ بار خرید کرده.
یکی هر ماه سفارش می‌دهد.
یکی خرید کمی دارد اما مشتریان دیگری را معرفی می‌کند.
پس صرفاً تعداد مشتری معیار مناسبی برای تصمیم‌گیری نیست.
CRM می‌تواند مشتری‌ها را بر اساس معیارهایی مثل:
تعداد خرید + مبلغ خرید + فاصله بین خریدها + آخرین خرید
دسته‌بندی کند.
مثلاً:
مشتری A۸ خرید در ۱۲ ماهمبلغ کل: ۱۲۰ میلیون
در مقابل:
مشتری B۱ خریدمبلغ: ۱۵ میلیون
حالا مدیر می‌تواند برای مشتری A برنامه حفظ و توسعه رابطه داشته باشد.
نکته تخصصی:
CRM باید کمک کند بفهمی:
چه کسی فقط مشتری است؟چه کسی مشتری ارزشمند است؟چه کسی ظرفیت خرید بیشتری دارد؟
این تفاوت برای برنامه‌ریزی فروش بسیار مهم است.

۸

۹:۰۵

thumbnail
# undefined فروش دوم را از فروش اول طراحی کن
یک فروشگاه لوازم دیجیتال را تصور کن.
مشتری یک لپ‌تاپ می‌خرد.
اگر CRM فقط بنویسد:
> «لپ‌تاپ خرید.»
اطلاعات زیادی از دست رفته.
چون این خرید می‌تواند نقطه شروع یک رابطه باشد.
مثلاً در پرونده مشتری ثبت شده:
*لپ‌تاپ → مدل → تاریخ خرید → نوع استفاده → لوازم جانبی خریداری‌شده

حالا بعداً می‌توان پیشنهاد مرتبط داشت:

> کیف لپ‌تاپ
>
> ماوس
>
> هارد
>
> پایه خنک‌کننده
>
> خدمات ارتقا

در یک آموزشگاه هم همین منطق وجود دارد.

مشتری دوره مکالمه را تمام کرده.

مرحله بعد می‌تواند:

> دوره پیشرفته → کلاس خصوصی → دوره تخصصی کسب‌وکار

باشد.

### نکته تخصصی:

CRM نباید فقط برای
ثبت فروش قبلی استفاده شود.

باید از تاریخچه خرید برای طراحی
فرصت بعدی رابطه با مشتری استفاده کرد.

یعنی:

Purchase History → Next Opportunity*

۸

۱۲:۴۶

thumbnail
undefined نرخ ریزش را قبل از اینکه مشتری برود، پیدا کنفرض کن یک شرکت خدماتی ۵۰۰ مشتری دارد.در ظاهر همه‌چیز خوب است.اما CRM نشان می‌دهد:مشتری A هر ماه سفارش داشتهمشتری B هر دو ماه خرید کردهمشتری C قبلاً ماهانه خرید می‌کرده اما سه ماه است خبری نیستمشتری D تعداد سفارش‌هایش کم شدهاینجا فقط نباید منتظر باشیم مشتری بگوید:«دیگه نمی‌خوام همکاری کنیم.»رفتار مشتری ممکن است قبل از قطع رابطه تغییر کند.مثلاً:خرید ماهانه → خرید کمتر → فاصله بیشتر → توقفاین تغییر می‌تواند یک هشدار مدیریتی باشد.مثلاً برای مشتری C:«سه ماه است خریدی ثبت نشده. بررسی شود.»فروشنده می‌تواند تماس بگیرد:«مدتیه سفارشی از سمت شما نداشتیم، مشکلی در خدمات یا شرایط همکاری پیش آمده؟»نکته تخصصی:CRM می‌تواند به جای اینکه فقط مشتری ازدست‌رفته را ثبت کند، تغییر رفتار قبل از ریزش را قابل مشاهده کند.این یعنی:Customer Retention ≠ تماس بعد از رفتن مشتریبلکه بخشی از آن، تشخیص تغییر رفتار قبل از قطع رابطه است.

۷

۱۴:۰۳

thumbnail
undefined دلیل تماس مشتری، خودش یک داده فروش استفرض کن یک فروشگاه موبایل در طول ماه ۱۰۰۰ تماس و پیام دریافت می‌کند.اگر فقط شماره مشتری‌ها ذخیره شوند، یک معدن اطلاعات را دفن کرده‌ایم.اما اگر دلیل تماس هم ثبت شود:قیمت → موجودی → مقایسه مدل‌ها → گارانتی → شرایط پرداخت → تعمیر → لوازم جانبیبعد از چند ماه الگوها مشخص می‌شوند.مثلاً مدیر متوجه می‌شود:۳۵٪ پیام‌ها درباره شرایط پرداخت است.پس شاید مسئله اصلی مشتری کمبود علاقه نیست.مدل پرداخت مانع خرید است.یا در یک شرکت طراحی سایت:تعداد زیادی از مشتریان قبل از خرید درباره نمونه‌کار سؤال می‌کنند.این می‌تواند نشان دهد که اعتماد، یکی از نقاط حساس فرآیند فروش است.نکته تخصصی:در CRM فقط «چه کسی تماس گرفت؟» مهم نیست.گاهی سؤال مهم‌تر این است:«چرا تماس گرفت؟»چون تجمیع دلایل تماس می‌تواند به تصمیم‌های واقعی در:فروش، قیمت‌گذاری، محتوا، خدمات و تبلیغاتکمک کند.

۶

۱۴:۲۸

thumbnail
🧩 CRM باید به مدیر بگوید مشکل فروش «کجای فرآیند» استفرض کن یک شرکت در ماه ۲۰۰ Lead دریافت می‌کند.نتیجه:۲۰۰ Lead → ۱۲۰ تماس → ۷۰ مذاکره → ۴۰ پیشنهاد → ۱۰ فروشمدیر می‌گوید:«فروشنده‌ها ضعیف عمل می‌کنن.»اما هنوز زود است برای چنین نتیجه‌ای.CRM باید بتواند مرحله‌به‌مرحله نشان دهد چه اتفاقی افتاده.مثلاً اگر:۲۰۰ Lead → ۱۸۰ تماسپس پاسخ‌گویی اولیه نسبتاً منظم است.اما اگر:۱۸۰ تماس → ۴۰ مذاکرهشاید مشکل در کیفیت Lead یا مرحله ارتباط اولیه باشد.اگر:۴۰ پیشنهاد → ۱۰ فروشباید بررسی کرد:قیمت؟پیشنهاد؟اعتماد؟رقابت؟پیگیری؟شرایط پرداخت؟نکته تخصصی:CRM زمانی برای مدیریت ارزشمند می‌شود که از آن فقط برای گزارش:«این ماه ۱۰ فروش داشتیم»استفاده نکنی.بلکه بپرسی:«در کدام مرحله بیشترین مشتری را از دست می‌دهیم و چرا؟»این همان جایی است که CRM از یک نرم‌افزار ثبت اطلاعات تبدیل می‌شود به ابزار تشخیص فرآیند فروش.

۷

۱۴:۴۳

۱ مهر
thumbnail
undefined تبلیغ باید «هزینه توجه» مخاطب را در نظر بگیرد
مخاطب امروز با یک تبلیغ تنها روبه‌رو نیست.
هم‌زمان ده‌ها ریلز، استوری، پیام و پیشنهاد دیگر هم دارد.
پس مسئله فقط این نیست که:
«چطور توجهش را جلب کنیم؟»
بلکه باید پرسید:
«چقدر زمان و انرژی از مخاطب می‌خواهیم تا پیام ما را بفهمد؟»
مثلاً یک فروشگاه موبایل می‌تواند تبلیغش را این‌طور شروع کند:
«گوشی X با پردازنده فلان، نمایشگر فلان و حافظه فلان...»
یا:
«اگر بین دو گوشی برای خرید مرددی، این تفاوت مهم را قبل از خرید ببین.»
پیام دوم، مسیر ذهنی مخاطب را کوتاه‌تر می‌کند.
در تبلیغات، هرچه درک پیام سریع‌تر و واضح‌تر باشد، احتمال ادامه تعامل بیشتر می‌شود.
نکته تخصصی:
تبلیغ خوب فقط Attention نمی‌گیرد؛Cognitive Load مخاطب را هم مدیریت می‌کند.
یعنی کاری می‌کند مشتری برای فهمیدن پیشنهاد، مجبور نباشد مغزش را مثل کامپیوتر سال ۸۵ روشن کند.

۸

۶:۲۳

thumbnail
# undefined قبل از تغییر تبلیغ، «کیفیت ورودی» را بررسی کن
فرض کن یک آموزشگاه تبلیغ اجرا کرده.
تبلیغ:
*۲۰۰۰ کلیک

اما فقط:

۲۰ درخواست ثبت‌نام

مدیر می‌گوید:

> «تبلیغ ضعیف بوده.»

اما هنوز زود است.

ممکن است تبلیغ کلیک زیادی گرفته باشد، اما مخاطبانی وارد شده باشند که:

- محدوده جغرافیایی مناسبی ندارند
- توان پرداخت ندارند
- دوره برایشان مناسب نیست
- فقط کنجکاو بوده‌اند
- قصد خرید فوری ندارند

در مقابل، یک کمپین دیگر ممکن است:

۵۰۰ کلیک → ۴۰ درخواست

اینجا تعداد کلیک کمتر است، اما کیفیت ورودی می‌تواند متفاوت باشد.

### نکته تخصصی:

فقط
CTR را بررسی نکن.

ببین:

Click → Qualified Lead → Sales Opportunity → Customer*

چند درصد از ورودی تبلیغ واقعاً وارد فرآیند فروش شده‌اند؟

۴

۱۰:۲۳

thumbnail
🧪 هر تبلیغ باید یک «متغیر اصلی» برای یادگیری داشته باشدفرض کن یک فروشگاه لوازم آرایشی سه تبلیغ ساخته.تبلیغ اول:تصویر متفاوتمتن متفاوتپیشنهاد متفاوتمخاطب متفاوتتبلیغ دوم هم همین‌طور.نتیجه؟یکی بهتر عمل کرده.اما چرا؟نمی‌دانیم.چون هم‌زمان چند چیز تغییر کرده است.روش دقیق‌تر این است که مثلاً فقط زاویه پیام را تغییر دهیم:نسخه A:تمرکز روی قیمتنسخه B:تمرکز روی نتیجه محصولنسخه C:تمرکز روی اثبات و تجربه مشتریسایر شرایط تا حد امکان ثابت می‌ماند.حالا نتیجه قابل تفسیرتر است.نکته تخصصی:Testing ≠ ساخت چند تبلیغ تصادفیآزمون تبلیغاتی زمانی ارزشمند است که بتوانی بفهمی:«کدام تغییر باعث تفاوت در نتیجه شد؟»این یعنی تبلیغات از تولید محتوا به Experimentation نزدیک می‌شود.

۲

۱۱:۲۰

thumbnail
undefined مشتری همیشه تبلیغ را در «زمینه‌ای» می‌بیند
یک اشتباه رایج این است که تبلیغ را جدا از محیط انتشار بررسی کنیم.
اما مخاطب یک تبلیغ را در خلأ نمی‌بیند.
مثلاً یک کلینیک تبلیغ خود را در پیج یک اینفلوئنسر منتشر می‌کند.
همان تبلیغ اگر در:
پیج تخصصی پزشکی
دیده شود، برداشت مخاطب می‌تواند متفاوت باشد.
یا یک فروشگاه لباس:
تبلیغ یک لباس در پیج مد و استایل دیده می‌شود.
مخاطب از قبل درباره پوشش و استایل فکر می‌کند.
اما همان تبلیغ در یک صفحه کاملاً نامرتبط ممکن است معنای دیگری پیدا کند.
نکته تخصصی:
فقط Creative مهم نیست.
Context هم مهم است.
یعنی:
چه چیزی + برای چه کسی + در چه محیطی تبلیغ می‌شود.

۳

۱۲:۳۳

thumbnail
undefined تبلیغ خوب باید «سؤال بعدی مشتری» را پیش‌بینی کندفرض کن یک شرکت خدمات طراحی سایت تبلیغ می‌کند:«طراحی سایت حرفه‌ای با بهترین کیفیت.»مخاطب بلافاصله سؤال‌هایی دارد:چقدر؟چقدر زمان می‌برد؟نمونه‌کار دارید؟پشتیبانی دارید؟بعد از تحویل چه می‌شود؟اگر تبلیغ هیچ‌کدام از این تردیدها را پوشش ندهد، مخاطب مجبور می‌شود برای هر چیزی وارد دایرکت شود.حالا تبلیغی را تصور کن که بخشی از این ابهام‌ها را از ابتدا پاسخ داده:نمونه‌کار واقعیزمان تقریبی اجرانوع خدماتپشتیبانیروش شروع همکاریتبلیغ دیگر فقط معرفی نیست.دارد اصطکاک تصمیم‌گیری را کم می‌کند.نکته تخصصی:یکی از وظایف تبلیغ حرفه‌ای، کاهش Decision Friction است.یعنی کاری کنیم مشتری برای برداشتن قدم بعدی، با علامت سؤال‌های کمتری روبه‌رو باشد.

۴

۱۲:۵۰