جرعه سی و هشتم دراماپادکست مقتل آب
این جرعه راوی بزرگ ترین سند حقانیت حسینه!اون وقتی که حسین آب خواست برای کودک شش ماهه اش...
این جرعه راوی بزرگ ترین سند حقانیت حسینه!اون وقتی که حسین آب خواست برای کودک شش ماهه اش...
۲۴
۱۷:۲۹
قطره ای از جرعه سی و هشتم.mp3
۰۱:۰۰-۴.۴۳ مگابایت
۳۲
۱۷:۳۰
۲۳
۱۷:۲۸
جرعه سی و نهم دراماپادکست مقتل آب
و اما جرعه سی و نهمسخت ترین روایت برای آبالبته آب چیزی رو نمیدید.از بقیه میپرسید. از عزرائیل، از فطرس...
اما هر چی تیغ رو صدا زد که مگه تو قول نداده بودی که...جوابی نداد!
و اما جرعه سی و نهمسخت ترین روایت برای آبالبته آب چیزی رو نمیدید.از بقیه میپرسید. از عزرائیل، از فطرس...
اما هر چی تیغ رو صدا زد که مگه تو قول نداده بودی که...جوابی نداد!
۱۵
۱۷:۲۹
Episode 39-64.mp3
۴۲:۱۴-۱۹.۷۳ مگابایت
۲۱
۱۷:۳۰
جرعه سی و نهم رو کامل براتون گذاشتم.
باید ببخشید که به خاطر محدودیت حجم فایل انتشاری باید با کیفیت کم بشنویدش
اما این مهم ترین جرعه مقتل آبه و...
باید ببخشید که به خاطر محدودیت حجم فایل انتشاری باید با کیفیت کم بشنویدش
اما این مهم ترین جرعه مقتل آبه و...
۲۷
۱۷:۳۱
در بخشی از این جرعه میشنوید:
آب: کاری بکن! من تو را می شنوم! عزرائیل! من چه کنم!؟ می شنوی!؟عزرائیل: می شنوم! می بینی!؟آب: نه! نمی توانم! من در زیر این خاک تفتیده جاری ام! من تنها می شنوم! چه می بینی!؟ چرا سکوت کردی!؟ چرا دیگر کشته های شمشیر حسین را نمی شماری!؟ دارم می میرم!عزرائیل: حُ..سِ…حُسِ..آب: چیزی بگو! حرفی بزن! آهای تیغ! با توام! تو حرفی بزن!عزرائیل: حُسِی…آب: تیغ! از ابتدای این روز سکوت کردی! تو قول دادی به من! حرف بزن! مبادا…عزرائیل: شمشیر… زدند! حُسِی…
آب: کاری بکن! من تو را می شنوم! عزرائیل! من چه کنم!؟ می شنوی!؟عزرائیل: می شنوم! می بینی!؟آب: نه! نمی توانم! من در زیر این خاک تفتیده جاری ام! من تنها می شنوم! چه می بینی!؟ چرا سکوت کردی!؟ چرا دیگر کشته های شمشیر حسین را نمی شماری!؟ دارم می میرم!عزرائیل: حُ..سِ…حُسِ..آب: چیزی بگو! حرفی بزن! آهای تیغ! با توام! تو حرفی بزن!عزرائیل: حُسِی…آب: تیغ! از ابتدای این روز سکوت کردی! تو قول دادی به من! حرف بزن! مبادا…عزرائیل: شمشیر… زدند! حُسِی…
۳۰
۱۷:۳۳
شمر در آخرین ایفای نقشش در مقتل آب
۴۳
۹:۰۰
این ویدیو رو حتما با حال مناسب ببینید...
مجید امیری که صدایپیشه ی شمر بود
بعد از این صحنه، از در استودیو که بیرون اومد، فقط یک جمله گفت:
«حلالم کنید»
و رفت...
مجید امیری که صدایپیشه ی شمر بود
بعد از این صحنه، از در استودیو که بیرون اومد، فقط یک جمله گفت:
«حلالم کنید»
و رفت...
۴۲
۹:۰۰
مجید امیری از اون هنرمند های خوش انرژی و شوخ طبعه که وقتی تایم استراحت بود، حسابی همه رو میخندوند و به همه انرژی میداد
اما وقتی داشتیم این بخش از مقتل آب رو ضبط میکردیم، اشک همه ی بچه هایی که توی دفتر بودن رو درآورد.
و وقتی کارش تموم شد، فقط تونست یک کلمه باهامون حرف بزنه و رفت!
اما وقتی داشتیم این بخش از مقتل آب رو ضبط میکردیم، اشک همه ی بچه هایی که توی دفتر بودن رو درآورد.
و وقتی کارش تموم شد، فقط تونست یک کلمه باهامون حرف بزنه و رفت!
۴۲
۹:۰۱