گاهی آنقدر احساساتمان را زیر نظر میگیریم، آنقدر رفتارمان را تحلیل میکنیم و آنقدر دنبال کنترل هر فکر و هیجان هستیم که خود زندگی را فراموش میکنیم.اما احساسات قرار نیست برای همیشه بمانند.
میآیند، تجربه میشوند و عبور میکنند.کنترل واقعی همیشه به معنای متوقف کردن احساسات نیست؛
گاهی یعنی اجازه بدهیم یک احساس را تجربه کنیم، بدون اینکه فوراً بر اساس آن واکنش نشان دهیم.
اما واکنشهای مداوم به واکنش خودمان، میتواند ذهن را گرفتار کند.مثلاً ناراحت میشویم؛ این طبیعی است.
اما اگر بعد از آن مدام با خودمان بگوییم:«چرا ناراحت شدم؟»«نباید اینطور احساس میکردم.»«نکند رفتارم اشتباه بوده؟»«چرا هنوز حالم خوب نشده؟»ممکن است به جای عبور از احساس، درگیرِ خودِ احساس شویم.
آرامش همیشه از کنترل بیشتر نمیآید؛
گاهی از کمی کمتر جنگیدن با آنچه در درونمان میگذرد آغاز میشود.
۳۹
۱۰:۵۶
وقتی با یک موقعیت ناخوشایند روبهرو میشویم، معمولاً فقط خودِ اتفاق نیست که حال ما را تغییر میدهد؛ برداشت و فکری که درباره آن اتفاق داریم هم نقش مهمی دارد.مثلاً ممکن است کسی جواب پیاممان را ندهد.
اول یک فکر به ذهنمان میرسد:«حتماً از من ناراحت است.»یا:«دیگر برایش مهم نیستم.»
بعد، متناسب با این فکر، احساساتی مثل خشم، ترس، غم یا اضطراب در ما شکل میگیرد.و بعد ممکن است رفتاری از خودمان نشان دهیم؛پیامهای تند بفرستیم، گریه کنیم، داد بزنیم یا از طرف مقابل فاصله بگیریم.
اگر بتوانیم در لحظه، فکر خودمان را شناسایی کنیم و از خودمان بپرسیم:
«آیا این چیزی که در ذهنم میگذرد واقعیت است یا فقط برداشت من از ماجراست؟»آنوقت میتوانیم پیش از واکنش، کمی مکث کنیم و احساس و رفتار خود را آگاهانهتر مدیریت کنیم.قرار نیست هر فکری که به ذهنمان میرسد، واقعیت داشته باشد.
شناخت افکار، اولین قدم برای شناخت احساسات و انتخاب رفتارهای سالمتر است.
۳۹
۱۷:۰۲
وقتی عشق، جای خودش را به کنترل میدهد...
گاهی در یک رابطه، چیزی که اسمش را «دلسوزی» میگذاریم، در واقع کنترلگری است؛
مدام پرسیدن، شک کردن، محدود کردن، ناراحت شدن از ارتباطات طرف مقابل و حتی دخالت در کوچکترین انتخابهای شخصی.
وقتی یکی از زوجین دائماً احساس کند باید خودش را توضیح بدهد، ثابت کند کجاست، با چه کسی صحبت کرده و چرا فلان کار را انجام داده، رابطه کمکم از «همراهی» به «بازجویی» تبدیل میشود.
بدبینی هم آتش این ماجرا را بیشتر میکند.وقتی اعتماد کم شود، ذهن شروع میکند به ساختن داستانهایی که شاید هیچوقت واقعیت نداشته باشند. بعد یک نگاه، یک پیام، یک تأخیر کوتاه یا حتی یک سکوت، میتواند بهانهای برای دلخوری و دعوا شود.
اما یک رابطه سالم، زندان نیست.
همسر شما حق دارد حریم شخصی داشته باشد، دوستان خودش را ببیند، زمانی را برای خودش بگذراند و بدون احساس گناه، بخشی از زندگیاش را مستقل از رابطه تجربه کند.
دوست داشتن یعنی به هم نزدیک باشیم، نه اینکه همدیگر را زیر نظر بگیریم.
اگر برای حفظ رابطه، آزادی یکدیگر را میگیریم، مدام همدیگر را آزار میدهیم و از ترس خیانت یا ترک شدن، طرف مقابل را کنترل میکنیم، شاید وقت آن رسیده باشد که به جای کنترل بیشتر، درباره ریشه این ترسها گفتوگو کنیم.
رابطه سالم با اعتماد ساخته میشود؛نه با چک کردن، محدود کردن و ترساندن یکدیگر.













مرکز مشاوره و خدمات روانشناختی آینده روشن زاهدان
مدیریت: دکتر الهامیفر
زاهدان، نبش بزرگمهر ۲۶
۰۹۱۵۶۷۲۶۹۰۰
همراه شما برای ساختن رابطهای امنتر، محترمانهتر و آرامتر
گاهی در یک رابطه، چیزی که اسمش را «دلسوزی» میگذاریم، در واقع کنترلگری است؛
مدام پرسیدن، شک کردن، محدود کردن، ناراحت شدن از ارتباطات طرف مقابل و حتی دخالت در کوچکترین انتخابهای شخصی.
وقتی یکی از زوجین دائماً احساس کند باید خودش را توضیح بدهد، ثابت کند کجاست، با چه کسی صحبت کرده و چرا فلان کار را انجام داده، رابطه کمکم از «همراهی» به «بازجویی» تبدیل میشود.
بدبینی هم آتش این ماجرا را بیشتر میکند.وقتی اعتماد کم شود، ذهن شروع میکند به ساختن داستانهایی که شاید هیچوقت واقعیت نداشته باشند. بعد یک نگاه، یک پیام، یک تأخیر کوتاه یا حتی یک سکوت، میتواند بهانهای برای دلخوری و دعوا شود.
اما یک رابطه سالم، زندان نیست.
همسر شما حق دارد حریم شخصی داشته باشد، دوستان خودش را ببیند، زمانی را برای خودش بگذراند و بدون احساس گناه، بخشی از زندگیاش را مستقل از رابطه تجربه کند.
دوست داشتن یعنی به هم نزدیک باشیم، نه اینکه همدیگر را زیر نظر بگیریم.
اگر برای حفظ رابطه، آزادی یکدیگر را میگیریم، مدام همدیگر را آزار میدهیم و از ترس خیانت یا ترک شدن، طرف مقابل را کنترل میکنیم، شاید وقت آن رسیده باشد که به جای کنترل بیشتر، درباره ریشه این ترسها گفتوگو کنیم.
رابطه سالم با اعتماد ساخته میشود؛نه با چک کردن، محدود کردن و ترساندن یکدیگر.
همراه شما برای ساختن رابطهای امنتر، محترمانهتر و آرامتر
۲۶
۱۱:۵۲
آدمهای دقیق و ریزبین، چیزهایی را میبینند که شاید دیگران بهسادگی از کنارشان عبور کنند؛ تغییر لحن یک نفر، مکثی کوتاه، یک نگاه متفاوت یا جزئیاتی که برای دیگران اهمیتی ندارد.
اما وقتی این دقت با حساسیت و تحلیل مداوم همراه شود، ذهن فرصت آرام گرفتن پیدا نمیکند.
مدام اتفاقها را مرور میکنی، دنبال معنای پنهان میگردی و از خودت میپرسی: «نکند منظورش چیز دیگری بود؟» «چرا اینطور رفتار کرد؟» «اگر آن اتفاق دوباره تکرار شود چه؟»
یادت باشد هر چیزی که میبینی، لزوماً نیاز به تحلیل ندارد.
هر تغییری در رفتار دیگران، الزاماً پیامی درباره تو نیست و هر فکر یا احساسی هم قرار نیست به پاسخ قطعی برسد.
گاهی آرامش یعنی بتوانی چیزی را ببینی، متوجهش شوی و بگویی:«دیدمش؛ اما لازم نیست بیشتر از این درگیرش شوم.»
۳۳
۱۲:۳۰
۳۱
۸:۵۴
روزهای سخت بخشی از زندگیاند. قرار نیست همیشه آرام باشیم، همیشه لبخند بزنیم یا وانمود کنیم که همهچیز خوب است.گاهی اولین قدم برای بهتر شدن، پذیرفتن حال بد است.
حق دارید «نه» بگویید.
نه گفتن محترمانه یعنی مراقبت از مرزهای شخصی، بدون اینکه لازم باشد برای راضی نگه داشتن دیگران، آرامش خودتان را قربانی کنید.
اگر احساس میکنید فشار مشکلات از توانتان بیشتر شده یا مدت زیادی است نمیتوانید به زندگی روزمره برگردید، صحبت با یک متخصص میتواند کمککننده باشد.
۱۷
۱۸:۰۶
۲۰
۶:۲۳
۹
۷:۲۴
گاهی یک اتفاق فقط چند ثانیه طول میکشد، اما ذهن ما ساعتها بعد، بارها و بارها آن را مرور میکند.
یک جمله را دوباره میشنویم،یک رفتار را تحلیل میکنیم،سناریوهای مختلف میسازیم و مدام از خودمان میپرسیم:
«اگر اینطور نمیگفتم چه؟»«منظورش واقعاً چه بود؟»«اگر دوباره اتفاق بیفتد چه؟»
اما ذهن سالم قرار نیست به هر فکری که واردش میشود، اجازه ماندن بدهد.
بزرگترین مهارت ذهنی، این نیست که همه افکارمان را حل کنیم؛گاهی باید یاد بگیریم فکری را ببینیم، بپذیریم و رهایش کنیم.
اگر افکار تکرارشونده و نگرانیهای ذهنی، آرامش یا زندگی روزمرهتان را تحت تأثیر قرار دادهاند، مشاوران مرکز آینده روشن در کنار شما هستند.
۲
۱۶:۱۵