🪞 https://ble.ir/ayene_khial_schoolمدرسهی انیمیشن آینهی خیال
۳۱۵
۳:۰۱
زبان تصویر ( قسمت اول)
چه فرقی بین "یک تصویر صرفا زیبا با تکنیک قوی" و "یک تصویر قصهگو" وجود دارد؟
بیایید از یک چالش ساده شروع کنیم: فرض کنید در حال طراحی یک سکانس احساسی یا اکشن هستید. اول فکر میکنید چطور باید نورپردازی کنید؟ از چه رنگی استفاده کنید؟ اما سوال مهمتر این است که اول باید بفهمید آن سکانس چه حسی قرار است منتقل کند؟
اینجا میخواهیم درباره داستانسرایی بصری صحبت کنیم. نه فقط تکنیک و زیبایی.
اگر فقط به دنبال خلق یک صحنه یا نقاشی عالی باشیم بدون اینکه بدانیم آن قاب در خدمت چه هدفی در قصه است یا چه احساسی را قرار است منتقل کند، او را دعوت به هیچ تجربهای نکردهایم. تماشاگر فقط دارد به یک صفحه کاغذ نگاه میکند که تاشهای قلمو روی آن کشیده شده است.
بدیهی است که کیفیت فنی و قوی بودن کار اهمیت دارد، اما این پرسشها نسبت به مباحث فنی، در اولویت هستند:
۱. به طور کلی، در روایت خود چه حسی را میخواهیم منتقل کنیم؟۲. میخواهیم مخاطب در هر لحظه از داستان، مخصوصاً در یک سکانس یا نمای خاص، چه حال و هوایی داشته باشد؟۳. چطور میخواهیم مخاطب را به آن حال و هوا ببریم؟۴. چه چیزهایی در تصویر به هدف کلی داستان کمک میکنند؟۵. چه چیزهایی را میتوانیم بدون آسیب به روایت حذف کنیم؟
اساساً وقتی استوریبرد یا کمیک طراحی میکنیم، اول از همه در حال تمرین داستانسرایی هستیم، نه خلق اثر هنری صرفاً برای نمایش. اگر هر نما و هر تصویر در خدمت آن هدف بزرگتر نباشد، تماشاگر را به بیرون از قصه پرتاب میکند. او فقط یک صفحه با تکنیک قوی میبیند. او را به درون قصه و تجربهی تازهای نمیبرد، حسی به او منتقل نمیکند، و مخاطب نمیتواند روایت منسجمی ببیند یا کاراکترهای قصه را دنبال کند.
پس دفعه بعد که پشت میز طراحی نشستید، پیش از آنکه سراغ رنگ و نور و ترکیببندی بروید و بخواهید تصویری بسازید که زیبا باشد، اول از خودتان بپرسید: «این قاب چه حسی را روایت میکند؟ چگونه در خدمت قصهی من قرار بگیرد؟»
ادامه دارد...
در ادامه بیشتر دربارهی رابطهٔ تکنیکهای بصری و روایت حرف خواهیم زد.
Framed Ink, Marcos Mateu
🪞 https://ble.ir/ayene_khial_schoolمدرسهی انیمیشن آینهی خیال
چه فرقی بین "یک تصویر صرفا زیبا با تکنیک قوی" و "یک تصویر قصهگو" وجود دارد؟
بیایید از یک چالش ساده شروع کنیم: فرض کنید در حال طراحی یک سکانس احساسی یا اکشن هستید. اول فکر میکنید چطور باید نورپردازی کنید؟ از چه رنگی استفاده کنید؟ اما سوال مهمتر این است که اول باید بفهمید آن سکانس چه حسی قرار است منتقل کند؟
اینجا میخواهیم درباره داستانسرایی بصری صحبت کنیم. نه فقط تکنیک و زیبایی.
اگر فقط به دنبال خلق یک صحنه یا نقاشی عالی باشیم بدون اینکه بدانیم آن قاب در خدمت چه هدفی در قصه است یا چه احساسی را قرار است منتقل کند، او را دعوت به هیچ تجربهای نکردهایم. تماشاگر فقط دارد به یک صفحه کاغذ نگاه میکند که تاشهای قلمو روی آن کشیده شده است.
بدیهی است که کیفیت فنی و قوی بودن کار اهمیت دارد، اما این پرسشها نسبت به مباحث فنی، در اولویت هستند:
۱. به طور کلی، در روایت خود چه حسی را میخواهیم منتقل کنیم؟۲. میخواهیم مخاطب در هر لحظه از داستان، مخصوصاً در یک سکانس یا نمای خاص، چه حال و هوایی داشته باشد؟۳. چطور میخواهیم مخاطب را به آن حال و هوا ببریم؟۴. چه چیزهایی در تصویر به هدف کلی داستان کمک میکنند؟۵. چه چیزهایی را میتوانیم بدون آسیب به روایت حذف کنیم؟
اساساً وقتی استوریبرد یا کمیک طراحی میکنیم، اول از همه در حال تمرین داستانسرایی هستیم، نه خلق اثر هنری صرفاً برای نمایش. اگر هر نما و هر تصویر در خدمت آن هدف بزرگتر نباشد، تماشاگر را به بیرون از قصه پرتاب میکند. او فقط یک صفحه با تکنیک قوی میبیند. او را به درون قصه و تجربهی تازهای نمیبرد، حسی به او منتقل نمیکند، و مخاطب نمیتواند روایت منسجمی ببیند یا کاراکترهای قصه را دنبال کند.
پس دفعه بعد که پشت میز طراحی نشستید، پیش از آنکه سراغ رنگ و نور و ترکیببندی بروید و بخواهید تصویری بسازید که زیبا باشد، اول از خودتان بپرسید: «این قاب چه حسی را روایت میکند؟ چگونه در خدمت قصهی من قرار بگیرد؟»
ادامه دارد...
در ادامه بیشتر دربارهی رابطهٔ تکنیکهای بصری و روایت حرف خواهیم زد.
🪞 https://ble.ir/ayene_khial_schoolمدرسهی انیمیشن آینهی خیال
۳۴۰
۳:۰۳
۳۴۰
۳:۰۳
🪞https://ble.ir/ayene_khial_school
۳۶۱
۸:۰۹
در دورهی بازیگری انیمیشن، فراتر از حرکتهای فیزیکی، یاد میگیرید چطور به شخصیتها جان، احساس و زبان بدن بدهید.
از پانتومیم و انتقال احساس بدون کلام، تا لیپ سینک و انیمیت حالتهای صورت (فیشال)، همه را قدم به قدم و پروژهمحور جلو میرویم. هر تمرین شما را مو به مو بررسی میکنیم تا بتوانید کاراکترهایی باورپذیر و تأثیرگذار خلق کنید.
این دوره هم به صورت آنلاین برگزار میشود و هم حضوری (برای هنرجویان اصفهان). بعد از اتمام دوره نیز تا ۳ ماه پشتیبانی خواهید داشت تا خیالتان از بابت تمرین و رفع اشکال راحت باشد.
شرایط پرداخت قسطی:• ۵۰٪ هزینه، قبل از شروع دوره• ۵۰٪ باقیمانده، یک ماه پس از آغاز دوره
شروع دوره: هفتهی اول تیرماه
۱۰ جلسه ۲ ساعته
ظرفیت محدود
اطلاعات بیشتر و ثبتنام:
@mood726
🪞https://ble.ir/ayene_khial_school
از پانتومیم و انتقال احساس بدون کلام، تا لیپ سینک و انیمیت حالتهای صورت (فیشال)، همه را قدم به قدم و پروژهمحور جلو میرویم. هر تمرین شما را مو به مو بررسی میکنیم تا بتوانید کاراکترهایی باورپذیر و تأثیرگذار خلق کنید.
این دوره هم به صورت آنلاین برگزار میشود و هم حضوری (برای هنرجویان اصفهان). بعد از اتمام دوره نیز تا ۳ ماه پشتیبانی خواهید داشت تا خیالتان از بابت تمرین و رفع اشکال راحت باشد.
🪞https://ble.ir/ayene_khial_school
۹۰۷
۸:۱۰
اینجا یاد میگیرید چطور به بدن انسان به چشم حجمهای ساده نگاه کنید؛ چطور عضلات و مفاصل را تحلیل کنید و بدون سردرگمی، هر حالت و پوزی را روی کاغذ بیاورید.تمرکز ما بر تحلیل حجمی و سادهسازی اعضای بدن است تا بتوانید هر فیگوری را با اعتماد به نفس طراحی کنید.
🟡 پیشنیاز این دوره، آشنایی با پرسپکتیو و طراحی پایه است. اگر آن را دارید، ما بقیه راه را همراهتان میشویم.
---
🪞https://ble.ir/ayene_khial_school
۳۲۱
۸:۱۲
احتمالا برایتان پیش آمده که بخواهید یک صندلی یا یک گلدان را از زاویه بالا یا پایین طراحی کنید، اما نتیجه در نیاید. دورهی طراحی حجمی به شما یاد میدهد که چطور به اجسام به چشم حجمهای سادهشده نگاه کنید؛ مکعب، کره، استوانه. با این دیدگاه، طراحی ذهنی برایتان آسان میشود و بدون نیاز به مرجع، میتوانید اجسام را از زوایای مختلف طراحی کنید.
این دوره نیز شما را برای ورود به دورهی طراحی فیگور کاملاً آماده میکند. اگر میخواهید بعداً کاراکترهایی در پوزها و در زوایای مختلف خلق کنید، اول باید طراحی حجمی را خوب یاد بگیرید. قدم اول را همین حالا بردارید.
---
شروع دوره: هفتهی دوم تیرماه
۱۰ جلسه ۲ ساعته
ظرفیت محدود
اطلاعات بیشتر و ثبتنام:
۰۹۳۶۲۶۰۱۱۴۸
🪞https://ble.ir/ayene_khial_school
این دوره نیز شما را برای ورود به دورهی طراحی فیگور کاملاً آماده میکند. اگر میخواهید بعداً کاراکترهایی در پوزها و در زوایای مختلف خلق کنید، اول باید طراحی حجمی را خوب یاد بگیرید. قدم اول را همین حالا بردارید.
---
🪞https://ble.ir/ayene_khial_school
۳۶۴
۸:۱۳
🦾تمرین هفتگیِ حرکات پرتحرک، باعث ورزیدگی انیماتور میشود.
🪞 https://ble.ir/ayene_khial_schoolمدرسهی انیمیشن آینهی خیال
۲۵۰
۱۸:۵۶
🦾 دوره آموزش انیمیتاز اصول اولیه حرکت توپ تا بادی مکانیک پیشرفتهآمادگی برای ورود به دوره بازیگری انیمیشن
🧊 دوره طراحی حجمیآشنایی با زوایای دوربین، چرخش ذهنی اجسام و انواع پرسپکتیوآمادگی برای ورود به دوره طراحی فیگور
---
🪞https://ble.ir/ayene_khial_school
۷۹۵
۸:۱۶
زبان تصویر (قسمت دوم)
در قسمت قبل، دربارهی این صحبت کردیم که تصویر قرار است چیزی فراتر از یک قاب زیبا باشد. گفتیم که تکنیک به تنهایی کافی نیست و آنچه به یک قاب روح میدهد، چیزی فراتر از تکنیک است.
حالا در این بخش میخواهیم کمی دقیقتر بررسی کنیم که چگونه میتوانیم مخاطب را به دنیای قصهی خود ببریم.
همهی ما در طول روز لحظاتی را تجربه میکنیم که ناگهان چیزی توجهمان را جلب میکند: منظرهای زیبا، اتفاقی ترسناک، حالت چهرهی یک انسان غریبه، رفتار خندهدار بچهای در خیابان، ساختمانی جالب یا تابش نور خورشید روی درختان یک پارک. همهی این لحظات در وجودمان احساسی ایجاد میکنند و به نحوی بر خلقوخو و احساسات ما تأثیر میگذارند. بنابراین هرچقدر هم تلاش کنیم نمیتوانیم واقعیت را آنطور که هست نشان دهیم، چون هر کدام از ما نسخهی منحصربهفرد خود را از واقعیت در ذهن داریم. گواه این موضوع سفر تعدادی از نقاشان همسطح در دل طبیعت است. اگر همهی آنها در طبیعت از یک سوژه مثل یک درخت یا یک قایق نقاشی کنند، در پایان روز همه با تفسیرهای متفاوتی از آن موضوع به خانه برمیگردند. از همان شروع کار، نقاشیها با انتخاب کادر و برش صحنه متفاوت میشود. هرکدام روی چیزی در مقابل چیزهای دیگر تأکید میکنند. حتی پالت رنگ هرکدام متفاوت است؛ یکی تنهای گرم را ترجیح میدهد و دیگری تنهای سرد را. با اینکه همه اصرار دارند که چیزها را دقیقاً همانطور که بوده به تصویر کشیدهاند، اما هرکدام پیام احساسی کاملاً متفاوتی به مخاطب منتقل میکنند.
ما بهعنوان هنرمند، باید نسبت به این احساساتی که از محیط اطرافمان ساطع میشود، به طور ویژهای حساس باشیم. زیرا قرار است آن احساسات را به تصویر تبدیل کنیم و این تجربهها را از طریق قابهای بصری به مخاطب منتقل کنیم تا او نیز همان تجربهی ما را درک و احساس کند؛ نه اینکه با کلام توضیح دهیم چه حسی داریم، بلکه باید کاری کنیم که خودش هنگام نگاه کردن به قاب، آن حس را تجربه کند. این همان چیزی است که به آن جادوی داستانسرایی بصری میگویند. تکنیکهای بصری به ما کمک میکنند احساسات را به زبان تصویر ترجمه کنیم. اما همانطور که گفته شد، باید به خاطر داشته باشیم که تکنیک بهتنهایی کافی نیست. در کنار تسلط به تکنیک، اشتیاق، نگاه شخصی و درک شهودی ما از دنیاست که به مخاطب تجربهی تازهای ارائه میدهد. در غیر این صورت، نگاه صرفِ تکنیک، کارمان را خشک، قابلپیشبینی و فرموله میکند. پس برای اینکه بتوانیم مخاطب را تحت تأثیر قرار دهیم، ابتدا خودمان باید تحت تأثیر قرار گرفته باشیم و احساسی تازه را تجربه کرده باشیم. اگر به قصه و شخصیتهایش ایمان نداشته باشیم، هیچکس قصهمان را باور نخواهد کرد.
یکی از ابزارهای اصلی برای خلق دنیای داستانی، فضاسازی است؛ با نور، رنگ، ترکیببندی، ریتم، اشکال و ... . ما باید لحن کلی داستان را ـ چه درام باشد، چه کمدی، چه اکشن و ... ـ در تمام این جزئیات فضاسازی حفظ کنیم. ایجاد انسجام در هر یک از این عناصر، کار کلیدی و مهمی است. یعنی از همان فریم اول، باید بدانیم چه حسی را میخواهیم منتقل کنیم و تا پایان در تکتک عناصر به آن پایبند باشیم. اگر این حس کلی را از دست بدهیم، مخاطب را از احساسی که سعی در ساختن آن داشتهایم بیرون میاندازیم.در فضاسازی و ایجاد حس، گاهی بهجای بیان صریح و مستقیم، با استفاده از اشاره یا کنایه میتوانیم تأثیر عمیقتری روی مخاطب داشته باشیم که در پستهای بعدی بیشتر دربارهاش صحبت خواهیم کرد.
ادامه دارد...
در ادامه بیشتر دربارهی رابطهٔ تکنیکهای بصری و روایت حرف خواهیم زد.
Framed Ink, Marcos Mateu
🪞 @ayene_khial_schoolمدرسهی انیمیشن آینهی خیال
در قسمت قبل، دربارهی این صحبت کردیم که تصویر قرار است چیزی فراتر از یک قاب زیبا باشد. گفتیم که تکنیک به تنهایی کافی نیست و آنچه به یک قاب روح میدهد، چیزی فراتر از تکنیک است.
حالا در این بخش میخواهیم کمی دقیقتر بررسی کنیم که چگونه میتوانیم مخاطب را به دنیای قصهی خود ببریم.
همهی ما در طول روز لحظاتی را تجربه میکنیم که ناگهان چیزی توجهمان را جلب میکند: منظرهای زیبا، اتفاقی ترسناک، حالت چهرهی یک انسان غریبه، رفتار خندهدار بچهای در خیابان، ساختمانی جالب یا تابش نور خورشید روی درختان یک پارک. همهی این لحظات در وجودمان احساسی ایجاد میکنند و به نحوی بر خلقوخو و احساسات ما تأثیر میگذارند. بنابراین هرچقدر هم تلاش کنیم نمیتوانیم واقعیت را آنطور که هست نشان دهیم، چون هر کدام از ما نسخهی منحصربهفرد خود را از واقعیت در ذهن داریم. گواه این موضوع سفر تعدادی از نقاشان همسطح در دل طبیعت است. اگر همهی آنها در طبیعت از یک سوژه مثل یک درخت یا یک قایق نقاشی کنند، در پایان روز همه با تفسیرهای متفاوتی از آن موضوع به خانه برمیگردند. از همان شروع کار، نقاشیها با انتخاب کادر و برش صحنه متفاوت میشود. هرکدام روی چیزی در مقابل چیزهای دیگر تأکید میکنند. حتی پالت رنگ هرکدام متفاوت است؛ یکی تنهای گرم را ترجیح میدهد و دیگری تنهای سرد را. با اینکه همه اصرار دارند که چیزها را دقیقاً همانطور که بوده به تصویر کشیدهاند، اما هرکدام پیام احساسی کاملاً متفاوتی به مخاطب منتقل میکنند.
ما بهعنوان هنرمند، باید نسبت به این احساساتی که از محیط اطرافمان ساطع میشود، به طور ویژهای حساس باشیم. زیرا قرار است آن احساسات را به تصویر تبدیل کنیم و این تجربهها را از طریق قابهای بصری به مخاطب منتقل کنیم تا او نیز همان تجربهی ما را درک و احساس کند؛ نه اینکه با کلام توضیح دهیم چه حسی داریم، بلکه باید کاری کنیم که خودش هنگام نگاه کردن به قاب، آن حس را تجربه کند. این همان چیزی است که به آن جادوی داستانسرایی بصری میگویند. تکنیکهای بصری به ما کمک میکنند احساسات را به زبان تصویر ترجمه کنیم. اما همانطور که گفته شد، باید به خاطر داشته باشیم که تکنیک بهتنهایی کافی نیست. در کنار تسلط به تکنیک، اشتیاق، نگاه شخصی و درک شهودی ما از دنیاست که به مخاطب تجربهی تازهای ارائه میدهد. در غیر این صورت، نگاه صرفِ تکنیک، کارمان را خشک، قابلپیشبینی و فرموله میکند. پس برای اینکه بتوانیم مخاطب را تحت تأثیر قرار دهیم، ابتدا خودمان باید تحت تأثیر قرار گرفته باشیم و احساسی تازه را تجربه کرده باشیم. اگر به قصه و شخصیتهایش ایمان نداشته باشیم، هیچکس قصهمان را باور نخواهد کرد.
یکی از ابزارهای اصلی برای خلق دنیای داستانی، فضاسازی است؛ با نور، رنگ، ترکیببندی، ریتم، اشکال و ... . ما باید لحن کلی داستان را ـ چه درام باشد، چه کمدی، چه اکشن و ... ـ در تمام این جزئیات فضاسازی حفظ کنیم. ایجاد انسجام در هر یک از این عناصر، کار کلیدی و مهمی است. یعنی از همان فریم اول، باید بدانیم چه حسی را میخواهیم منتقل کنیم و تا پایان در تکتک عناصر به آن پایبند باشیم. اگر این حس کلی را از دست بدهیم، مخاطب را از احساسی که سعی در ساختن آن داشتهایم بیرون میاندازیم.در فضاسازی و ایجاد حس، گاهی بهجای بیان صریح و مستقیم، با استفاده از اشاره یا کنایه میتوانیم تأثیر عمیقتری روی مخاطب داشته باشیم که در پستهای بعدی بیشتر دربارهاش صحبت خواهیم کرد.
ادامه دارد...
در ادامه بیشتر دربارهی رابطهٔ تکنیکهای بصری و روایت حرف خواهیم زد.
🪞 @ayene_khial_schoolمدرسهی انیمیشن آینهی خیال
۱۴۶
۱۵:۱۵