لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
ب
۱۳۲ عضو

بارقه || درنگ‌هایی بر فرهنگ، تربیت و سیاست

محمد محمدشیرازیپژوهش‌گر فلسفه و سیاست‌گذاری آموزشی
‎@mmshirazi
مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۱۳ مرداد ۱۴۰۴
thumbnail
undefinedاز من به ما؛ جستاری در تربیت سیاسی
«تربیت سیاسی» در نگاه اول ممکن است قدری متناقض و ناخوشایند به نظر برسد. از آن جهت که «تربیت» با عاملیت انسان و رشد فضائلِ اخلاقی و دینی سروکار دارد و «سیاست» در برخی از مصادیقِ عرفی آن، به ایدئولوژی و سرسپردگی، تعصباتِ جناحی و سیاسی‌بازی تعبیر می‌شود.شاید به همین سبب باشد که پژوهشگران به‌ندرت تربیت سیاسی را موضوع تفکر خود قرار می‌دهند و کمتر متون عمیقی در این زمینه نگاشته می‌شود.در این یادداشت سعی کردم با تاکید بر تعهدات اخلاقی، مبنای قابل پذیرشی برای «تربیت سیاسی» فراهم سازم.
undefined متن کامل این گزارش را اینجا بخوانید:https://farhikhtegandaily.com/page/270749/
undefined‎@mmshirazi
undefined۵

۳۳۹

۵:۰۷

۲۰ مرداد ۱۴۰۴
thumbnail
undefinedآنچه دست‌اندکاران آموزش‌وپرورش باید بدانند۱۴۰۴/۵/۲۰بازخوانی تجربه‌های تحول در نظام آموزشی کشورهای مختلف می‌تواند آورده‌های مفیدی داشته باشد. تجربه دبریگارد، معاون وزیر آموزش‌وپرورش کلمبیا، برای من جالب توجه بود و به نظرم نکات ارزشمندی برای دست‌اندکاران آموزشی دارد. در ادامه به اجمال به آن‌ها اشاره می‌کنم:
undefined نگذارید سختی‌ها و پیچیدگی‌های ایجاد تحول در نظام آموزشی، امیدتان را از شما بگیرد. بدون امید هیچ تغییری اتفاق نمی‌افتد، اما با امید ممکن است تغییری رخ دهد.
undefined تنها آن دسته از سیاست‌ها پا به عرصه ظهور می‌گذارند و پابرجا می‌مانند که بتواند اذهان ذی‌نفعان را با خود همراه کند و روایت مشترکی با آن‌ها بسازد.
undefined هر کس که در زیست‌بوم آموزشی فعالیت می‌کند بخشی از اطلاعات مربوط به آموزش‌وپرورش را دارد و از بخش بسیار زیادی از آن ناآگاه است. اساتید دانشگاه و پژوهش‌گران، معلمان و نیروهای ستادی آموزش‌وپرورش و نمایندگان مجلس و اعضای شوراهای عالی، همگی متناسب با جایگاه خود صاحب اطلاعات و دانش ارزشمندی هستند. تنها آنگاه به اطلاعات و دانشی جامع از وضعیت آموزشی می‌رسیم که همانند پازل تمامی افراد در کنار یکدیگر قرار گیرند. رمز در کنار هم‌ بودن، گشودگی نسبت به نظرات و تجربه‌های یکدیگر است.
undefined مورد چهارم که به نظرم مهمترین نکته‌ای است که دبریگارد مطرح می‌کند، این است که اخلاق مهم‌تر از تاکتیک‌های سیاسی و مذاکره است.اصلاح tactical overload (بار اضافه تاکتیکی) که او استفاده می‌کند، به این معنا که در محیط‌های پیچیده مانند نظام آموزشی، بازی‌های سیاسی مانند مذاکرات مخفی، قدرت‌نمایی‌های بی‌مورد، بلوف‌زدن، نقش بازی‌کردن و مواردی ازاین‌دست، علاوه‌بر آنکه انرژی و تمرکز زیادی از دست‌اندرکاران آموزشی می‌گیرد، در درازمدت سبب رواج بی‌اعتمادی، عدم صمیمیت و صداقت خواهد شد. اما وقتی رهبران آموزشی بدون داشتن برنامه‌های پنهان یا منافع شخصی، با نگرانی واقعی برای دانش‌آموزان و پایبندی به اصول اخلاقی وارد مذاکره برای حل مشکلات شوند، نتایج بهتری به دست خواهد آمد.
undefined متن کامل این گزارش را اینجا بخوانید:https://farhikhtegandaily.com/page/271026/undefined‎@mmshirazi
undefined۵
undefined۱

۳۷۵

۷:۲۶

۱۹ خرداد

بازپس‌گرفتن دموکراسی از بازار.pdf

۲۴۳.۰۹ کیلوبایت

undefinedاین متن، گفت‌وگویی بین دارون عجم‌اغلو و مایکل سندل با موضوع «رابطۀ بین سیاست و اخلاق برای احیای دموکراسی» است.
undefined سندل استدلال می‌کند که برای نجات جامعه سیاسی از فروپاشی اخلاقی و نیز حفظ دموکراسی، راهی جز بازگشت به سنت ارسطویی وجود ندارد. از نظر او، باید از طریق گفت‌وگوهای مدنی، غایت جامعۀ سیاسی، مفهوم زندگی خوب و خیر همگانی (Common Good) را تبیین کرد و سپس جهت‌گیری‌های اقتصادی و سیاسی را بر اساس این مفاهیم سامان داد.
undefined به باور او، در فقدان چنین رویکردی، ارزش‌های اخلاقی از «حوزۀ عمومی» به حاشیه رانده می‌شوند و ارزش‌های مبتنی بر منطق بازار بر مناسبات اجتماعی و سیاسی جامعه سیطره می‌یابند.
undefined۴
undefined۲

۳۴۳

۱۵:۰۸

۲۳ خرداد
بازارسال شده از معاونت گفتمان‌سازی و مطالبه‌گری
thumbnail
undefinedنشست مجازی بررسی ابعاد توسعه مشارکت‌های مردمی از طریق تشکیل هیئت امنا در تمام مدارس دولتی کشور
با حضور:undefined️دکتر خزایی، نماینده ورامین undefined️ دکتر شیرازی، پژوهشگر تعلیم و تربیتundefined️ دکتر بنیادی، پژوهشگر تعلیم و تربیت

undefined یکشنبه ۲۴ خردادماه، ساعت: ۱۶undefined در بستر اسکای رومundefinedلینک حضور در جلسه متعاقبا ارسال می‌شود.
لینک ثبت نام:https://survey.porsline.ir/s/2Bc8gF68
معاونت گفتمان سازی و مطالبه گری بسیج فرهنگیان قم
undefined۷

۳۱

۱۰:۴۱

۲۴ خرداد

مدارس هئیت امنایی.pptx

۱۸۵.۹۸ کیلوبایت

undefined۱

۱۲۹

۱۵:۳۶

بارقه || درنگ‌هایی بر فرهنگ، تربیت و سیاست
مدارس هئیت امنایی.pptx
undefined هیئت‌امنایی شدن مدارس؛ حل نامسئله!undefined محمد محمدشیرازی1405/3/24
undefinedبحث هیئت‌امنایی‌شدن مدارس بار دیگر در کانون توجه سیاست‌گذاران آموزشی قرار گرفته است. مدافعان این طرح سه هدف اصلی را دنبال می‌کنند: حذف تنوع مدارس، تقویت مدارس دولتی و گسترش مشارکت‌های مردمی. اما پرسش اساسی این است که آیا هیئت‌امنایی‌شدن مدارس واقعاً می‌تواند این اهداف را محقق کند یا صرفاً به ایجاد یک ساختار اداری جدید منجر خواهد شد؟
undefinedنخستین هدف، یعنی حذف تنوع مدارس، از همان ابتدا با ابهام جدی مواجه است. بخشی از تنوع موجود در نظام آموزشی نه‌تنها آسیب نیست، بلکه پاسخی به نیازهای متفاوت دانش‌آموزان و شرایط گوناگون جغرافیایی و اجتماعی است. مدارس استعدادهای درخشان، استثنایی، عشایری و شبانه‌روزی نمونه‌هایی از این ضرورت هستند. حذف یکسان‌سازانه این تنوع نه‌تنها به بهبود کیفیت آموزشی نمی‌انجامد، بلکه می‌تواند به بی‌عدالتی آموزشی نیز دامن بزند.
undefinedدومین هدف، تقویت مدارس دولتی است. پژوهش‌های انجام‌شده نشان می‌دهد که مدارس هیئت‌امنایی در برخی شاخص‌ها عملکرد بهتری نسبت به مدارس عادی داشته‌اند؛ اما بررسی‌های دقیق‌تر حکایت از آن دارد که این برتری بیشتر ناشی از انتخاب مدارس موفق برای هیئت‌امنایی‌شدن بوده است، نه نتیجه مستقیم سازوکار هیئت‌امنایی. به بیان دیگر، هنوز شواهد محکمی وجود ندارد که نشان دهد این الگو به خودی خود موجب ارتقاء کیفیت مدارس دولتی می‌شود.
undefinedسومین و مهم‌ترین استدلال موافقان، توسعه مشارکت‌های مردمی است. مشارکت مردم در آموزش یک ضرورت انکارناپذیر است؛ با این حال نظام آموزشی ایران هم‌اکنون از دو سازوکار رسمی برای تحقق این هدف برخوردار است: «شورای مدرسه» و «انجمن اولیا و مربیان». هر دو نهاد در آیین‌نامه‌های رسمی تعریف شده‌اند و وظیفه جلب مشارکت خانواده‌ها، خیرین و جامعه محلی را بر عهده دارند. در چنین شرایطی این سؤال مطرح می‌شود که هیئت امنا چه کارکرد جدیدی را به این ساختارها اضافه می‌کند؟
undefinedپاسخ این است که هیئت امنا تنها زمانی واجد معنای نهادی و کارکردی جدید خواهد بود که مرکز ثقل تصمیم‌گیری‌ها را از درون مدرسه به بیرون آن منتقل کند. شورای مدرسه به دلیل آنکه اعضای اصلی آن مدیر، معاونان، معلمان و نمایندگان اولیا هستند، ماهیتی درون‌مدرسه‌ای دارد و تصمیم‌گیری‌هایش حول مسائل و اقتضائات داخلی مدرسه شکل می‌گیرد. اما هیئت امنا زمانی متفاوت از شورای مدرسه خواهد بود که بازیگران بیرونی مانند خیرین، چهره‌های محلی، گروه‌های اجتماعی و جهادی، فارغ‌التحصیلان یا سایر افراد اثرگذار در آن نقش محوری پیدا کنند و جهت‌گیری‌های مدرسه تحت تأثیر آنان قرار گیرد.
undefinedجابه‌جایی مرکز ثقل تصمیم‌گیری‌ها به بیرون مدرسه، پرسش مهم‌تری را پیش روی ما قرار می‌دهد: آیا تربیت، که از مهم‌ترین وظایف حاکمیتی دولت و نیز «خیر عمومی» به شمار می‌رود، باید به شبکه‌ای از تصمیم‌گیران متشتت محلی و خارج از مدرسه واگذار شود؟
undefinedپاسخ سوال منفی است؛ اسناد بالادستی نظام تعلیم و تربیت به صراحت بر حفظ و تقویت «شأن حاکمیتی آموزش‌وپرورش» تاکید داشته و نظام آموزشی را از ملوک‌الطوایفی شدن بر حذر داشتند. بنابراین هئیت‌امنایی‌شدن تنها زمانی معنای کارکردی جدیدی خواهد داشت که از اساس معنای آن ناموجه باشد!
undefinedشاید به جای افزودن ساختارهای جدید، بهتر باشد توجه سیاست‌گذاران بر توانمندسازی مدیران مدارس، ارتقاء کیفیت نیروی انسانی و تفویض اختیارات مؤثر به خود مدرسه متمرکز شود. مسئله اصلی آموزش و پرورش کمبود شورا و هیئت نیست؛ بلکه کیفیت حکمرانی در مدرسه است.
undefined‎@mmshirazi
undefined۵
undefined۱

۴۲۴

۱۵:۳۶

۲۵ خرداد
بارقه || درنگ‌هایی بر فرهنگ، تربیت و سیاست
undefined هیئت‌امنایی شدن مدارس؛ حل نامسئله! undefined محمد محمدشیرازی 1405/3/24 undefinedبحث هیئت‌امنایی‌شدن مدارس بار دیگر در کانون توجه سیاست‌گذاران آموزشی قرار گرفته است. مدافعان این طرح سه هدف اصلی را دنبال می‌کنند: حذف تنوع مدارس، تقویت مدارس دولتی و گسترش مشارکت‌های مردمی. اما پرسش اساسی این است که آیا هیئت‌امنایی‌شدن مدارس واقعاً می‌تواند این اهداف را محقق کند یا صرفاً به ایجاد یک ساختار اداری جدید منجر خواهد شد؟ undefinedنخستین هدف، یعنی حذف تنوع مدارس، از همان ابتدا با ابهام جدی مواجه است. بخشی از تنوع موجود در نظام آموزشی نه‌تنها آسیب نیست، بلکه پاسخی به نیازهای متفاوت دانش‌آموزان و شرایط گوناگون جغرافیایی و اجتماعی است. مدارس استعدادهای درخشان، استثنایی، عشایری و شبانه‌روزی نمونه‌هایی از این ضرورت هستند. حذف یکسان‌سازانه این تنوع نه‌تنها به بهبود کیفیت آموزشی نمی‌انجامد، بلکه می‌تواند به بی‌عدالتی آموزشی نیز دامن بزند. undefinedدومین هدف، تقویت مدارس دولتی است. پژوهش‌های انجام‌شده نشان می‌دهد که مدارس هیئت‌امنایی در برخی شاخص‌ها عملکرد بهتری نسبت به مدارس عادی داشته‌اند؛ اما بررسی‌های دقیق‌تر حکایت از آن دارد که این برتری بیشتر ناشی از انتخاب مدارس موفق برای هیئت‌امنایی‌شدن بوده است، نه نتیجه مستقیم سازوکار هیئت‌امنایی. به بیان دیگر، هنوز شواهد محکمی وجود ندارد که نشان دهد این الگو به خودی خود موجب ارتقاء کیفیت مدارس دولتی می‌شود. undefinedسومین و مهم‌ترین استدلال موافقان، توسعه مشارکت‌های مردمی است. مشارکت مردم در آموزش یک ضرورت انکارناپذیر است؛ با این حال نظام آموزشی ایران هم‌اکنون از دو سازوکار رسمی برای تحقق این هدف برخوردار است: «شورای مدرسه» و «انجمن اولیا و مربیان». هر دو نهاد در آیین‌نامه‌های رسمی تعریف شده‌اند و وظیفه جلب مشارکت خانواده‌ها، خیرین و جامعه محلی را بر عهده دارند. در چنین شرایطی این سؤال مطرح می‌شود که هیئت امنا چه کارکرد جدیدی را به این ساختارها اضافه می‌کند؟ undefinedپاسخ این است که هیئت امنا تنها زمانی واجد معنای نهادی و کارکردی جدید خواهد بود که مرکز ثقل تصمیم‌گیری‌ها را از درون مدرسه به بیرون آن منتقل کند. شورای مدرسه به دلیل آنکه اعضای اصلی آن مدیر، معاونان، معلمان و نمایندگان اولیا هستند، ماهیتی درون‌مدرسه‌ای دارد و تصمیم‌گیری‌هایش حول مسائل و اقتضائات داخلی مدرسه شکل می‌گیرد. اما هیئت امنا زمانی متفاوت از شورای مدرسه خواهد بود که بازیگران بیرونی مانند خیرین، چهره‌های محلی، گروه‌های اجتماعی و جهادی، فارغ‌التحصیلان یا سایر افراد اثرگذار در آن نقش محوری پیدا کنند و جهت‌گیری‌های مدرسه تحت تأثیر آنان قرار گیرد. undefinedجابه‌جایی مرکز ثقل تصمیم‌گیری‌ها به بیرون مدرسه، پرسش مهم‌تری را پیش روی ما قرار می‌دهد: آیا تربیت، که از مهم‌ترین وظایف حاکمیتی دولت و نیز «خیر عمومی» به شمار می‌رود، باید به شبکه‌ای از تصمیم‌گیران متشتت محلی و خارج از مدرسه واگذار شود؟ undefinedپاسخ سوال منفی است؛ اسناد بالادستی نظام تعلیم و تربیت به صراحت بر حفظ و تقویت «شأن حاکمیتی آموزش‌وپرورش» تاکید داشته و نظام آموزشی را از ملوک‌الطوایفی شدن بر حذر داشتند. بنابراین هئیت‌امنایی‌شدن تنها زمانی معنای کارکردی جدیدی خواهد داشت که از اساس معنای آن ناموجه باشد! undefinedشاید به جای افزودن ساختارهای جدید، بهتر باشد توجه سیاست‌گذاران بر توانمندسازی مدیران مدارس، ارتقاء کیفیت نیروی انسانی و تفویض اختیارات مؤثر به خود مدرسه متمرکز شود. مسئله اصلی آموزش و پرورش کمبود شورا و هیئت نیست؛ بلکه کیفیت حکمرانی در مدرسه است. undefined‎@mmshirazi
جناب آقای دکتر محمود امانی طهرانی لطف‌کردند و توضیحاتی در خصوص یادداشت بالا بیان فرمودند.حتماً شنیدنش به شفاف‌شدن موضوع کمک خواهد کرد.
undefined۳
undefined۱

۳۲۹

۹:۵۶

بازارسال شده از Tehrani

در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمی‌شود.

۲۷ خرداد
undefined مردمی‌سازی آموزش‌وپرورش؛ آیا مسئله این است؟undefined محمد محمدشیرازی1405/3/27
undefinedدر سال‌های اخیر، «مردمی‌سازی آموزش‌وپرورش» به یکی از کلیدواژه‌های پرتکرار در ادبیات سیاست‌گذاری آموزشی تبدیل شده است. اسناد بالادستی، برنامه‌های تحولی و سخنان مسئولان همگی بر ضرورت گسترش مشارکت‌های مردمی در تعلیم و تربیت تأکید کرده‌اند؛ تأکیدی که البته ریشه در یک آرمان ارزشمند دارد:*هیچ نظام آموزشی موفقی بدون همراهی جامعه، خانواده‌ها و نیروهای اجتماعی نمی‌تواند به اهداف خود دست یابد.*اما پرسش مهم این است که آیا امروز مسئله اصلی آموزش‌وپرورش ایران همچنان کمبود مشارکت مردمی است؟ آیا این آرمان در مقایسه با دیگر آرمان‌های نظام آموزشی مانند برقراری عدالت آموزشی و ارتقای کیفیت نیروی انسانی، همچنان در نقطه‌ای قرار دارد که نیازمند بیشترین توجه سیاست‌گذاران باشد؟ من می‌خواهم استدلال کنم، پاسخ پرسش منفی است.
undefinedبرخلاف برخی نهادهای اداری که ممکن است میان دولت و جامعه فاصله‌ای محسوس وجود داشته باشد، آموزش‌وپرورش اساساً نهادی مردمی است. بدنه چندصدهزارنفری معلمان، معاونان و مدیران مدارس از میان مردم عادی برگزیده می‌شوند و هر ساله افراد جدیدی از مسیرهایی مانند دانشگاه فرهنگیان، آزمون‌های استخدامی و سایر شیوه‌های جذب، وارد این نظام می‌شوند.* آموزش‌وپرورش یک ساختار بسته و انحصاری نیست که درهای آن بر روی جامعه بسته شده باشد؛ بلکه یکی از گسترده‌ترین عرصه‌های حضور مستقیم مردم در اداره امور عمومی و آموزشی کشور است.*
undefinedاز سوی دیگر، درون جامعه معلمان نیز اشکال متنوعی از مشارکت‌های داوطلبانه و خودجوش شکل گرفته است. شبکه‌های حرفه‌ای معلمان، گروه‌های آموزشی، جریان‌هایی مانند «رهیاران تحول» و مجموعه‌های مردمی تربیت‌مربی نمونه‌هایی از کنش‌گری‌های موجود در بدنه معلمین هستند که لزوما در قیدودار نظام بورکراتیک آموزش‌وپرورش نیستند و می‌توان آن جریان‌ها را تا حد قابل‌قبولی «مردمی» قلمداد کرد.
undefinedدر سطح تصمیم‌گری‌های درون‌مدرسه‌ای نیز سازوکارهای رسمی مشارکت سال‌هاست که ایجاد شده‌اند. شورای مدرسه با حضور مدیران، معاونین و معلمان و ...-که گفته شد از مردم عادی تشکیل شده‌اند- در تصمیم‌سازی‌های مدرسه نقش دارد و انجمن اولیا و مربیان نیز بستر حضور خانواده‌ها را فراهم می‌کند. اولیا می‌توانند در تصمیم‌سازی، اجرای برنامه‌ها و مهم‌تر از همه نظارت بر عملکرد مدرسه نقش‌آفرینی کنند. (اگر در برخی مدارس این ظرفیت‌ها به‌درستی فعال نیستند، مسئله بیش از آنکه به فقدان سازوکار مشارکت مربوط باشد، به ضعف اجرا، فرهنگ سازمانی یا کیفیت مدیریت مدرسه بازمی‌گردد.)
undefinedبنابر آنچه گفته شد، به نظر می رسد باید در اولویت قراردادن مسئله مشارکت‌های مردمی بازاندیشی کنیم. بدیهی است مشارکت مردمی همچنان یک ارزش مهم است و باید تقویت شود، اما آیا واقعاً مهم‌ترین مسئله امروز آموزش‌وپرورش است؟
undefinedواقعیت آن است که نظام آموزشی با چالش‌های فوری‌تر و عمیق‌تری مواجه است. کیفیت تربیت معلم، وضعیت دانشگاه فرهنگیان، شکاف‌های آموزشی میان مناطق برخوردار و محروم، افت یادگیری دانش‌آموزان و نابرابری فرصت‌های آموزشی از جمله مسائلی هستند که آثار آنها مستقیماً بر آینده کشور تأثیر می‌گذارد. در چنین شرایطی، تمرکز بیش از حد بر مسئله‌ای که تا حد قابل قبولی تحقق یافته است(مانند مشارکت‌های مردمی)، ممکن است توجه سیاست‌گذاران را از مسائل بنیادی‌تر منحرف کند.
undefined‎@mmshirazi
undefined۴
undefined۱

۱۴۷

۹:۲۵

۱ تیر
undefined آموزش و پرورش؛ بیش از تکنیک، نیازمند فضیلتundefined محمد محمدشیرازی1405/3/28
undefined حیات سیاسی انسان‌ها، بدون روایت‌های مشترک معنا و انسجام پیدا نمی‌کند. انسان‌ها زمانی می‌توانند خود را عضوی از یک جامعه بدانند که داستان مشترکی درباره گذشته، حال و آینده خود داشته باشند. اما این روایت‌های مشترک از کجا شکل می‌گیرند؟ پاسخ مک‌اینتایر این است که روایت‌ها در دل «عمل» ساخته می‌شوند.عمل از نظر او، نوعی فعالیت اجتماعی پیچیده است که بر همکاری انسان‌ها استوار است. در یک عمل، افراد برای رسیدن به خیرهایی تلاش می‌کنند که فقط نصیب یک فرد خاص نیست، بلکه همه کسانی که در آن عمل مشارکت دارند از آن بهره‌مند می‌شوند.
undefinedبرای مثال، پزشکی را در نظر بگیریم؛ پزشکی فقط مجموعه‌ای از تکنیک‌ها برای درمان بیماری نیست. پزشکان، پرستاران و بیماران در یک عمل اجتماعی مشترک مشارکت دارند که هدف درونی آن، حفظ سلامت و بهبود زندگی انسان‌هاست. وقتی این عمل به درستی انجام شود، خیرهایی مانند افزایش دانش پزشکی، مراقبت بهتر از بیماران و رشد اخلاق حرفه‌ای نصیب همه اعضای این عرصه می‌شود.
undefinedتعلیم‌وتربیت نیز از همین منظر یک «عمل» است. آموزش‌وپرورش فقط انتقال اطلاعات یا اجرای چند برنامه آموزشی نیست؛ بلکه یک فعالیت اجتماعی مشترک است که در آن معلم، دانش‌آموز، خانواده و جامعه برای تحقق خیرهای درونی تربیت همکاری می‌کنند؛ خیرهایی مانند رشد عقلانی، پرورش شخصیت، شکل‌گیری مسئولیت‌پذیری و توانایی زندگی شایسته در جامعه.
undefinedاما برای آنکه یک عمل بتواند شکل بگیرد و خیرهای آن به همه اعضای جامعه برسد، به «فضیلت‌های اخلاقی» نیاز دارد. بدون فضیلت، انسان‌ها توان مشارکت پایدار در یک عمل مشترک را ندارند. فضیلت‌هایی مانند عدالت، صداقت، شجاعت، مسئولیت‌پذیری و توجه به خیر عمومی باعث می‌شوند افراد بتوانند در یک فعالیت مشترک سهیم شوند.
undefinedبرای مثال، اگر اعضای یک تیم ورزشی فقط به فکر برتری فردی باشند، همکاری واقعی شکل نمی‌گیرد و تیم نمی‌تواند موفق شود. موفقیت یک تیم نیازمند فضیلت‌هایی مانند اعتماد، فداکاری و احترام به نقش دیگران است. در چنین شرایطی، خیرهایی مانند رشد مهارت جمعی و موفقیت گروهی نصیب همه اعضا می‌شود.
undefinedدر حوزه تعلیم‌وتربیت نیز چنین است؛ برای آنکه عمل تربیتی در جامعه شکل بگیرد و همه از خیرهای درونی آن بهره‌مند شوند، کنشگران این عرصه باید فضیلت‌مند باشند . معلمی که فقط به دنبال انجام وظیفه اداری یا کسب موقعیت شخصی است، نمی‌تواند به معنای کامل در عمل تربیت مشارکت کند. اما معلمی که فضیلت‌هایی مانند دلسوزی، عدالت، مسئولیت‌پذیری و تعهد به رشد دانش‌آموزان را دارد، بخشی از یک عمل تربیتی واقعی خواهد بود.
undefinedدر غیاب فضیلت‌ها، توجه کنشگران آموزشی به سمت خیرهای بیرونی معطوف می‌شود؛ خیرهایی مانند کسب قدرت، شهرت یا رقابت برای کسب منافع بیشتر. این خیرها ممکن است برای برخی افراد سودمند باشند، اما معمولاً محدودند و تنها نصیب گروه کوچکی می‌شوند. در چنین وضعیتی، جامعه از خیرهای گسترده و عمیق عمل تربیت محروم می‌ماند.
undefinedبنابراین، اگر هدف ما تحول واقعی است، مسئله فقط افزایش روش‌ها و تکنیک‌های سیاستی نیست. سیاست‌ها و برنامه‌ها زمانی می‌توانند به بهبود تربیت کمک کنند که بر بستری از فضیلت‌های اخلاقی استوار باشند. گاهی تأکید بیش از اندازه بر ابزارها و تکنیک‌ها، بدون توجه به فضیلت‌های لازم برای مراقبت از عمل تربیتی، باعث می‌شود برخی افراد بتوانند به خیرهای بیرونی مانند قدرت و شهرت برسند، اما خودِ تربیت و خیرهای مشترک آن آسیب ببیند.
undefined‎@mmshirazi
undefined۳
undefined۲
undefined۱

۴۲۵

۱۱:۵۸