۷۱
۶:۴۰
از کوچهی معشوق، رد میشوی هربارباید که بگذاری، سَر بشکند، دیوار
بعد از تو با چشمم، عهدیست بی پایانهر روز اشک افشان، شب تا سحر بیدار
اِنّی اخافُ مِنک، یا قاتلي، رحمیسودی نخواهد داشت آزار ما، زنهار!
پایانِ کارِ ما، با تو گره خوردهستمویِ تو زُنّار و عشقت عذاب النّار
باغ و بهشتِ من! وقتی تو میگرییچشمان تو تَجری، مِن تَحتهاالانهار
در سینهام تنها، جای تو خواهد بودمن توبه خواهم کرد، از هرچه غیر از یار
#بابک_تمیز
کرشمه
بعد از تو با چشمم، عهدیست بی پایانهر روز اشک افشان، شب تا سحر بیدار
اِنّی اخافُ مِنک، یا قاتلي، رحمیسودی نخواهد داشت آزار ما، زنهار!
پایانِ کارِ ما، با تو گره خوردهستمویِ تو زُنّار و عشقت عذاب النّار
باغ و بهشتِ من! وقتی تو میگرییچشمان تو تَجری، مِن تَحتهاالانهار
در سینهام تنها، جای تو خواهد بودمن توبه خواهم کرد، از هرچه غیر از یار
#بابک_تمیز
کرشمه
۷۱
۱۳:۴۷