لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل بابُ الرَحْمَةب
۱۰۹ عضو

بابُ الرَحْمَة

روایتی از حج البیت ۱۴۴۵فاطمه نجفیان @zeytoun313
مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۵ تیر ۱۴۰۳
thumbnail
همان موقع طبقه بالا مردم مستاصلی که هیچ‌جایی برای نشستن ندارند داخل مسجد !
و فصای خالی پشت سر !!!
undefined۴
undefined۱
undefined۱

۵۰۸

۲۲:۳۸

۶ تیر ۱۴۰۳
thumbnail
شما با دیدن این عکس چه حسی دارید ؟احتمالا هیچ !
اما من با دیدن این عکسقلبم تمام قد به سینه می کوبد!یکهو فضای سینه ام منبسط می‌شود!
همه اش به این فکر می کنم که این عکس ها و تقلای این قلم، چند درصد توانسته حق را ادا کند!؟به این فکر میکنم نکند کمی وسع من و ناتوانی قلم نتوانسته باشد زیبایی هارا منتقل کندundefined
من فقط خواسته بودم آینه ای باشم که رشته ای از نور بی کران این سفر را بازتاب می‌دهد!خواستم دیدن زیبایی ها بذر شوق بکارد در قلب تان!خواستن و طلب کردن اصل ماجراست ...
مگر نه اینکه امیرالمومنین به آن فرد فرمود اگر برادرت دلش میخواست کنار ما بجنگد و‌ شمشیر بزند، پس کنار ما بودهو مگر نفرمود که اصلا آنان که هنوز در صلب پدران و رحم مادرانند اگر فکر و دلشان کنار ما باشد، پس برایشان نوشته اند و کنار ما بوده اند ...
پس طلب کردن ، اصل ماجراست ...باقی اش را خدا خودش بلد است چطور جور کند ...و مهمانش را بطلبد ...یا برای آنکه فعلا شرایط سفر ندارد چطور اجر و برکات سفر را جبران کند ...
undefined۱۷
undefined۲
undefined۲
undefined۱

۵۱۹

۱۲:۳۵

بابُ الرَحْمَة
undefined و بالاخره به این لحظه رسیدم ... تمام هیاهو و تکاپوها دقیقا در این نقطه به پایان رسیده ... آرام گرفته ام ... مرحله خداحافظی با دخترکم را گذرانده ام از خانه تا محل سوار شدن به اتوبوس، به قدر این بیش از یکماه دوری حسین ام را بر سینه فشرده ام ... و همه چیز را سپرده و دل کنده ام ... و حالا نشسته ایم روی صندلی های اتوبوس به سمت ترمینال سلام ... @baborahma
thumbnail
از اولین عکس تا این لحظه چه قدر دنیای من زیر و رو شده ...
هم اکنون از مکه به جده و به سوی ترمینال سلام ...
undefined۱۱
undefined۵
undefined۱
undefined۱

۵۵۵

۲۲:۳۹

۹ تیر ۱۴۰۳
thumbnail
خرم آن لحظه که مشتاق به یاری برسد ...

چقدر این چند روز آخر این لحظه را تصور کرده بودم !کل این ۳۵ روز هیچ گونه ارتباطی با پسرم نداشتمو برای این لحظه و عکس العملش نگران بودم ولی الحمدالله غریبی و قهر نکرد !
در آغوشم ماند و رها نکرد 🥺
به وقت پنج شنبه ۷ تیرماه
undefined۱۶
undefined۶
undefined۲
undefined۱

۵۴۱

۲۳:۰۵

۲۶ تیر ۱۴۰۳
| دعوت نامه ی حج |
این عدد هفت را و خاتمه ی تکثیر این شوق و سلسه ی حرفای در گلو مانده ام را به فال نیک می‌گیرم ...
به قولِ ماجده محمدی خیلی از ماهالحظه رسیدن مان را مدیون سوره نبا هستیمالبته که این یک عمل، کافی نبوده و نیست؛اما من یقین دارم یقین دارم پله ی خوبیبرای محک همتِ خودمان در خواستن است!
ما در کنار هم میخواهیم فقط به حبیبمانبگوییم اسم ما را جزو لبیک گویانش بنویسدهرچند دست و پاشکسته و نابلدانه داریمفعل خواستن را صرف می‌کنیم ...
این کاروان را تشکیل خواهیم دادو بهم قول می‌دهیم حج سال بعد، هرکس که راهی شد، نماینده این جمع باشدو تک تک افراد این قافله را شریک کندتا اگر به هر دلیلی اذن و جواز سفر هر کداممان نیامد، یک عزیزی را در آن جا داشته باشیم که به ما قول داده یادمان باشد تا روزی که دور نیست در یکی از همین سالها، حجش به نام ما باشد !
روشن تر بگویم :شما دعوتید به کاروانِ حج !قدمتان سر چشم ...
در گروهی که تشکیل دادیم بناست هر روز یادآوری و جمع خوانی سوره نبا داشته باشیم تا حتی یک روز قضا نشود این قرائت.
و در پیِ آن در آسمان ها انشالله یک کاروان حج تشکیل دهیم
امام صادق علیه‌السلام می‌فرماید: "کسی که سوره عم‌ّ یتسألون را در هر روز قرائت کند سال تمام نمی‌شود، مگر این که زیارت بیت الله الحرام را خداوند نصیب او می‌گرداند. " (تفسیر نور الثقلین، الحویزی، ج 5، ص 490)..
در روز عاشورا اولین سوره نبا قرائت خواهد شدو در این روز اولین ثبت نام کنندگانو همراهان لبیک می گویندتا روزگاری که نمیدانیم کاروانمان چند نفره خواهد شد و دیگرانی کهکجای این مسیر نبا هایش را به ما متصل می‌کنند
از روز عاشورا و به نام حسین بن علی(ع) شروع خواهد شد این قافله حجبه مدد و یاری آقای کشتی نجاتتا نایبشان باشیم برای حج ناتمامی که ......مقدمه حج رفتن ، حج خواستن استاگر خواهان این سیر هستید شما دعوتید به گروه کاروان نباءble.ir/join/ApcDcKuEiw
راستیبه گمانم این گروهسندِ کارسازی باشدبرای روزگاری که حج نرفته به سوی او بازمی گردیم !
میخواهیم تک تک این قرائت های زنده یسوره ی شریف و عزیز نباء رابه محضر آسمانیان، گواه بیاوریمو بگوییم ما مشتاق آمدن بودیماما اجل مهلت نداد ...

خودتان را شریک کنید در این تسبیحِ دعوت جمع خوانی سوره نبا، بذر شوق را در قلب عزیزانتان بکارید و رشته تسبیحمان را با نفس های بیشتری بیمه کنید. یقین داریم به اثر کار جمعی و نگاهی که او به ما خواهد کرد...undefinedاز روزهای حجble.ir/join/756bDUdHns

۷۶۳

۵:۴۸

بابُ الرَحْمَة
| دعوت نامه ی حج | این عدد هفت را و خاتمه ی تکثیر این شوق و سلسه ی حرفای در گلو مانده ام را به فال نیک می‌گیرم ... به قولِ ماجده محمدی خیلی از ماها لحظه رسیدن مان را مدیون سوره نبا هستیم البته که این یک عمل، کافی نبوده و نیست؛ اما من یقین دارم یقین دارم پله ی خوبی برای محک همتِ خودمان در خواستن است! ما در کنار هم میخواهیم فقط به حبیبمان بگوییم اسم ما را جزو لبیک گویانش بنویسد هرچند دست و پاشکسته و نابلدانه داریم فعل خواستن را صرف می‌کنیم ... این کاروان را تشکیل خواهیم داد و بهم قول می‌دهیم حج سال بعد، هرکس که راهی شد، نماینده این جمع باشد و تک تک افراد این قافله را شریک کند تا اگر به هر دلیلی اذن و جواز سفر هر کداممان نیامد، یک عزیزی را در آن جا داشته باشیم که به ما قول داده یادمان باشد تا روزی که دور نیست در یکی از همین سالها، حجش به نام ما باشد ! روشن تر بگویم : شما دعوتید به کاروانِ حج ! قدمتان سر چشم ... در گروهی که تشکیل دادیم بناست هر روز یادآوری و جمع خوانی سوره نبا داشته باشیم تا حتی یک روز قضا نشود این قرائت. و در پیِ آن در آسمان ها انشالله یک کاروان حج تشکیل دهیم امام صادق علیه‌السلام می‌فرماید: "کسی که سوره عم‌ّ یتسألون را در هر روز قرائت کند سال تمام نمی‌شود، مگر این که زیارت بیت الله الحرام را خداوند نصیب او می‌گرداند. " (تفسیر نور الثقلین، الحویزی، ج 5، ص 490) . . در روز عاشورا اولین سوره نبا قرائت خواهد شد و در این روز اولین ثبت نام کنندگان و همراهان لبیک می گویند تا روزگاری که نمیدانیم کاروانمان چند نفره خواهد شد و دیگرانی که کجای این مسیر نبا هایش را به ما متصل می‌کنند از روز عاشورا و به نام حسین بن علی(ع) شروع خواهد شد این قافله حج به مدد و یاری آقای کشتی نجات تا نایبشان باشیم برای حج ناتمامی که ... . . . مقدمه حج رفتن ، حج خواستن است اگر خواهان این سیر هستید شما دعوتید به گروه کاروان نباء ble.ir/join/ApcDcKuEiw راستی به گمانم این گروه سندِ کارسازی باشد برای روزگاری که حج نرفته به سوی او بازمی گردیم ! میخواهیم تک تک این قرائت های زنده ی سوره ی شریف و عزیز نباء را به محضر آسمانیان، گواه بیاوریم و بگوییم ما مشتاق آمدن بودیم اما اجل مهلت نداد ... خودتان را شریک کنید در این تسبیحِ دعوت جمع خوانی سوره نبا، بذر شوق را در قلب عزیزانتان بکارید و رشته تسبیحمان را با نفس های بیشتری بیمه کنید. یقین داریم به اثر کار جمعی و نگاهی که او به ما خواهد کرد . . . undefinedاز روزهای حج ble.ir/join/756bDUdHns
در کانال یکی از همسفران هفت گانه خواندنی نوشته شده که این بند هفتم آن است ...پیشنهادم این است که شش بند قبل را بخوانید و بعد این بند هفتم را دوباره ...

خداحافظی نکرده ام از شما و اینجا چون میخواهم تجربه های کاربردی این سفر را هم مکتوب کنم !برای تک تک شما که این سفر را برایتان خواسته ام!برای هر کدامتان که سال بعد و بعدترش نایب الزیاره قبیله خود خواهید بود ....
undefined۱۲

۴۵۳

۵:۵۱

۱۶ خرداد ۱۴۰۴
بابُ الرَحْمَة
undefined امام صادق(ع) میفرمایند: إن الله تبارك وتعالى يتجلى لزوار قبر الحسين صلوات الله عليه قبل أهل عرفات همانا خداوند تبارک و تعالی قبل از زائران خانه خدا بر زائران امام حسین علیه السلام تجلی می کند و دعاهایشان را مستجاب می کند و گناهانشان را می بخشاید و در مشکلاتشان آنها را مدد میفرماید، بعد نظر مرحمت خود را به اهل عرفات می افکند ... صفحه ۳۲۷ کتاب بعد از اینکه سطرها از عظمت حج و اسرار احرام و طواف و سعی گفته شد، بعد از دو فصل مفصل که از عظمت مکان و حرمت حاجی گفته شد، در فصل عرفات ، همان نقطه ای که میگویند قرار است عصاره همه اعمال را بریزند در ظرف وجودی ات! میرسی به این حدیث : اما خداوند بعد از همه ی این راه ها که رفتی ، قبل از زائران خانه خودش بر زائران امام حسین تجلی می کند ... این روایت را قبلا و هرساله در موعد عرفه شنیده بودم اما امسال شنیدنش فرق می کند ... مبهوت می شوم ... مبهوت ...undefined @baborahma
thumbnail
سال پیشدر حریم خانه امن تو undefinedدر آن روزها که غرق شعف بودم از شنیدن و خواندن در مورد حرمت حاجی پیش خداوند ...
وقتی نور و عظمت و زیبایی این واجب الهی را دیدم وو بعد رسیدم به این روایت که : الحج عرفه ...یعنی همه ی حج عرفه است ...و دلم ریخت برای عظمت عرفه که عصاره ی همه حجمان بود ...
همان روزها که آماده می‌شدیم برای دوباره مُحرم شدن برای تو ... همان روزها که غرق بودیمدر زیبایی و نور زمان و مکان
رسیدم به این روایت که :خداوند روز عرفه اول نظر رحمت به زوار حسین اش می‌اندازد،قبل از آنکه بر حاجیان در عرفات نظر رحمت اندازد .‌‌..
و دلم برای آن نگاه رفت ...همان جا که بودم دلم رفته بودبرای بین زوار حسینت بودن در روز عرفه ...
که چیست این نورکه از آن که در عرفات دیدیم و لمس کردیم بزرگ تر باشد ؟
حالا اینجایم ...بین زوار حسین ات ...چه غبار خوش روزی ای بودم من undefined
آه چه مشتاق و حریصم به نگاه مهربان تو ...

چه خوب خریداری هستی توبرای آن جنس های نامرغوب ...چه خوب خدایی هستی تو برای گناهکاران امیدوار ...چه خوب خدایی هستی که اگر به لیاقت نتوانستم نظر مهر تورا جلب کنم، ترحم به وخامت حال و روزم کردی ...
و من اینجایم ...زائر حسین ات ...مرا عارف به حق او کن ...

مرا امروز سوار بر کشتی نجات حسینت می کنی تا ابد ؟ مرا و خانواده ام را اقوامم رادوستان و عزیزانم راهم مسجدی ها و هم محله ای هارا همه آنان که میشناسم و دوستشان دارم را همه هم کیشان مرا همه را
همه را مشمول غفران و رحمت ویژه ات کن امروز خدای حسین !
http://ble.ir/baborahma
undefined۲۷

۴۸۰

۱۳:۵۶

۱۷ خرداد ۱۴۰۴
بابُ الرَحْمَة
undefined این هم باشد آخرین قاب از مدینه ... از آن کنج های ناب حرم رسول الله ... که دل میبرد همه جوره ... هم دل میبرد ... هم دل را میبرد به یک کنج دنج دیگر در این عالَم ... آنجاهم گوشه ای از صحن مسقفش که بنشینی، از پشت پنجره های منتهی به سقف تکه ای از گنبد طلایی اش همین طور قاب شده، چشمانت را روشن می کند ... #صل الله علیک یا رسول الله ... #صل الله علیک یا اباعبدالله ... http://ble.ir/baborahma
thumbnail
فدای قاب های دلربای حرم هایتان ....
یادش به خیر ...مدینه که بودیم در محضر رسول الله دلمان برایتان رفته بود ...

ما اصلا دنبال بهانه ایم دلمان برای شما بروددورتان بگردم ...
صل الله علیک یا اباعبدالله ...
undefined۸

۲۱۸

۱۴:۱۰

۱۸ خرداد ۱۴۰۴
thumbnail
دلم میخواهد همه را به اسم و تک به تک با حوائجشان یاد کنم ...هول میشوم همیشه ...
دلم میخواهد یک نفر آشنای دور را هم حتی از قلم نیندازم ...
چون او اینطور دوست دارد ...دوست دارد بیشتر از آنکه خودمان را ببینیم یکدیگر را ببینیم ...
چون دعای برای هم مارا میبرد تا امت واحده شدن ...او گفته دعای برای هم چون تا ما جمعمان را امت واحده نبینیم چون تا ما با جان و دل خویشاوند هم نشویم ظهور آقایمان نمی رسد ...

اللهم عجل لولیک الفرج ...
undefined۱۳

۲۷۱

۴:۳۷

۴ آذر ۱۴۰۴
thumbnail
همیشه شباهت موقعیت ها نیست که خاطرات را برای آدم یادآوری میکند ... گاهی تفاوت ها ... اختلاف زیاد دو موقعیت ، دو‌رفتار ، دو عکس العمل میشود دلیل یادآوری ...

آن روضه هتلی یادتان هست؟همان روضه ی غریبانه ای که گشودن بغص های پشت دیوار بقیع بود ... همان روضه ی یهویی کنج اتاق هتل مدینه ...همان روز که فاطمه از اتاق خودشان آمد و درب اتاقمان را زد،صورتش گر گرفته بود و سنگینی سینه اش در صدای نفس هایش عیان بود ...چشمش که به ما افتاد مثل صاحب عزایی که صاحب عزای دیگر را دیده باشد تا نشست روی صندلی ، بغضش شکست ...شروع کرد از غربت مادر گفت بین مردم‌ مدینه آن روزها و اشک هایش روان شد ...
بعد دیگر نفهمیدم چه شد ، که هر کس جمله ای گفت از روضه های آن خانه و اتاقمان شد حسینیه ...

و حالا امشب، شام شهادت حضرت مادر جایی بودم که قلبم از سینه پر درآورده و رفته بود گوشه ی همان حسینیه اتاق ...
کجا بودم مگر؟جایی درست نقطه ی مقابل آن روز ...درست جایی مقابل غربت مدینه ...جایی در ایران ... ایران عزیزم ...جایی که حتی خیالش هم نمی کردم رزق روضه نصیبمان شود ...
در قطار مشهد تهران مسئول، درب کوپه را زد و گفت ساعت ۷روضه شام شهادت حضرت زهرا برقرار است !

کجا؟تنها جایی که میشود جمعی را جمع کرد ...رستوران قطار ...
و چه بگویم ازین رزق من غیر لایحتسب ...چه روضه ی ساده و دلیِ باصفایی ...چه بانیان عاشق و مخلصی ...
در میان روضه بارها برای این تقابلِ پررنگ دلم رفت مدینه گوشه آن اتاق و سینه ام تنگ شد ..
آنجا آنقدر جایی برای گریه دورهم پیدا نکرده بودیم که پناهمان شد گوشه ی اتاق ...
اما اینجا ، در ایران همه جا ، پرچم عزا آویخته اند در مصیبتت حضرت مادر ...همه جا ، حتی در قطار هم نمی گذارند شام عزایت غریبانه بگذرد ... نمی گذارند صاحب عزا تنها عزاداری کند ...
فدای سفره دار روضه های مادر ...
اللهم عجل لولیک الفرج ...

http://ble.ir/baborahma
undefined۱۱
undefined۷

۱۸۹

۲:۱۱