بازارسال شده از music
NEWROJ - Mama Look At Me Now.mp3
۰۳:۰۷-۲.۸ مگابایت
مامان، الان نگاهم کن
I’m up, I’m outبلند شدم، از اون وضعیت بیرون اومدم
From the ground to the cloudsاز زمین رسیدم به ابرها
Mama, look at me nowمامان، الان نگاهم کن
I was low, I was lostمن نابود شده بودم، گم شده بودم
No directionهیچ راه و هدفی نداشتم
Every door hit me backهر دری به روم بسته میشد
With rejectionبا رد شدن و ناامیدی
They said noاونا گفتن «نه»
I turned pain to obsessionمن درد رو تبدیل به انگیزه و وسواس موفقیت کردم
Now I’m all thatو حالا تبدیل شدم به همون چیزی
They never imaginedکه هیچوقت تصورش رو هم نمیکردن
Every night, every fightهر شب، هر جنگی
Every tear, every timeهر اشک، هر بار
I was breaking insideداشتم از درون میشکستم
But I stayed in the climbاما باز هم به ادامه دادن ادامه دادم
دانلود آهنگ Mama Look At Me Now مامان حالا به من نگاه کن از NEWROJ
Mama, look at me nowمامان، الان نگاهم کن
Mama, I’m breaking outمامان، دارم از این قفس و محدودیتها بیرون میام
No more fearدیگه ترسی نیست
No more doubtدیگه شکی نیست
Mama, look at me nowمامان، الان نگاهم کن
Mama, hear me outمامان، حرفم رو بشنو
I was down, I’m up nowزمین خورده بودم، ولی حالا بلند شدم
From the dark to the lightsاز تاریکی رسیدم به نور
Mama, I made it outمامان، بالاخره نجات پیدا کردم / موفق شدم
Look at me now, look at me nowالان نگاهم کن، نگاهم کن
Mama, look at me nowمامان، الان نگاهم کن
Mama, look at me nowمامان، الان نگاهم کن
دانلود آهنگ Mama Look At Me Now مامان حالا به من نگاه
I’m up, I’m outبلند شدم، از اون وضعیت بیرون اومدم
From the ground to the cloudsاز زمین رسیدم به ابرها
Mama, look at me nowمامان، الان نگاهم کن
I was low, I was lostمن نابود شده بودم، گم شده بودم
No directionهیچ راه و هدفی نداشتم
Every door hit me backهر دری به روم بسته میشد
With rejectionبا رد شدن و ناامیدی
They said noاونا گفتن «نه»
I turned pain to obsessionمن درد رو تبدیل به انگیزه و وسواس موفقیت کردم
Now I’m all thatو حالا تبدیل شدم به همون چیزی
They never imaginedکه هیچوقت تصورش رو هم نمیکردن
Every night, every fightهر شب، هر جنگی
Every tear, every timeهر اشک، هر بار
I was breaking insideداشتم از درون میشکستم
But I stayed in the climbاما باز هم به ادامه دادن ادامه دادم
دانلود آهنگ Mama Look At Me Now مامان حالا به من نگاه کن از NEWROJ
Mama, look at me nowمامان، الان نگاهم کن
Mama, I’m breaking outمامان، دارم از این قفس و محدودیتها بیرون میام
No more fearدیگه ترسی نیست
No more doubtدیگه شکی نیست
Mama, look at me nowمامان، الان نگاهم کن
Mama, hear me outمامان، حرفم رو بشنو
I was down, I’m up nowزمین خورده بودم، ولی حالا بلند شدم
From the dark to the lightsاز تاریکی رسیدم به نور
Mama, I made it outمامان، بالاخره نجات پیدا کردم / موفق شدم
Look at me now, look at me nowالان نگاهم کن، نگاهم کن
Mama, look at me nowمامان، الان نگاهم کن
Mama, look at me nowمامان، الان نگاهم کن
دانلود آهنگ Mama Look At Me Now مامان حالا به من نگاه
۱
۱۵:۳۵
.
میگماااااا
میدونم نبودم
ولی هستین بازم پارت به پارت داستان بخونم براتون؟؟؟؟
اعلام حضور کنید لطفا
.
میگماااااا
میدونم نبودم
اعلام حضور کنید لطفا
.
۶۵
۱۷:۲۴
.
Once upon a time, in a beautiful green countryside, a mother duck sat patiently on her eggs. She kept them warm and safe. One morning, the eggs began to move. Crack! Crack! One by one, the eggs hatched, and little yellow ducklings came out. They were soft, cute, and happy. But there was one egg left. It was much bigger than the others. The mother duck waited and waited. Finally, the big egg cracked open. Out came a little grey duckling. He looked different from his brothers and sisters. The other ducklings looked at him, and the little grey duckling felt a little sad.
️countryside روستا/طبیعت،
️patientlyبا صبر و حوصله،
️warm گرم،
️safe امن،
️move حرکت کردن،
️ crack ترک خوردن/صدای شکستن،
️hatch از تخم بیرون آمدن،
معنی: روزی روزگاری، در یک روستای سرسبز و زیبا، یک اردک مادر با صبر و حوصله روی تخمهایش نشسته بود. او آنها را گرم و امن نگه میداشت. یک صبح، تخمها شروع به حرکت کردند. تق! تق! تخمها یکییکی شکستند و جوجهاردکهای زرد کوچولو بیرون آمدند. آنها نرم، بامزه و خوشحال بودند. اما یک تخم هنوز باقی مانده بود. آن تخم خیلی بزرگتر از بقیه بود. اردک مادر منتظر ماند و منتظر ماند. سرانجام تخم بزرگ ترک برداشت و باز شد. یک جوجهاردک خاکستری کوچولو بیرون آمد. او با برادرها و خواهرهایش فرق داشت. جوجهاردکهای دیگر به او نگاه کردند و جوجهاردک خاکستری کمی ناراحت شد.
با ادامه داستان در شب های دیگه همراه من باشید
.
Once upon a time, in a beautiful green countryside, a mother duck sat patiently on her eggs. She kept them warm and safe. One morning, the eggs began to move. Crack! Crack! One by one, the eggs hatched, and little yellow ducklings came out. They were soft, cute, and happy. But there was one egg left. It was much bigger than the others. The mother duck waited and waited. Finally, the big egg cracked open. Out came a little grey duckling. He looked different from his brothers and sisters. The other ducklings looked at him, and the little grey duckling felt a little sad.
معنی: روزی روزگاری، در یک روستای سرسبز و زیبا، یک اردک مادر با صبر و حوصله روی تخمهایش نشسته بود. او آنها را گرم و امن نگه میداشت. یک صبح، تخمها شروع به حرکت کردند. تق! تق! تخمها یکییکی شکستند و جوجهاردکهای زرد کوچولو بیرون آمدند. آنها نرم، بامزه و خوشحال بودند. اما یک تخم هنوز باقی مانده بود. آن تخم خیلی بزرگتر از بقیه بود. اردک مادر منتظر ماند و منتظر ماند. سرانجام تخم بزرگ ترک برداشت و باز شد. یک جوجهاردک خاکستری کوچولو بیرون آمد. او با برادرها و خواهرهایش فرق داشت. جوجهاردکهای دیگر به او نگاه کردند و جوجهاردک خاکستری کمی ناراحت شد.
با ادامه داستان در شب های دیگه همراه من باشید
.
۷۰
۱۷:۴۱
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
.
امیدوارم دوسش داشته باشین🥰
شب های بعد منتظر ادامه داستان باشین
.
امیدوارم دوسش داشته باشین🥰
شب های بعد منتظر ادامه داستان باشین
.
۷۸
۱۷:۴۲
.
As the days passed, the grey duckling grew bigger, but the other ducklings teased him. “You are ugly!” they said. The grey duckling felt very sad and lonely. One day, he decided to leave. He said goodbye to his mother and went away. He walked and walked until he could not see the farm anymore.
لغات مهم:
️ tease = مسخره کردن
️ugly = زشت
️ sad = ناراحت
️lonely = تنها
️ decide to leave = تصمیم به رفتن گرفتن
️ say goodbye = خداحافظی کردن
️ go away = دور شدن / رفتن
️ walk and walk = راه رفتن و راه رفتن
معنی:
با گذشت روزها، جوجهاردک خاکستری بزرگتر شد، اما جوجهاردکهای دیگر او را مسخره میکردند. آنها گفتند: «تو زشتی!» جوجهاردک خاکستری خیلی ناراحت و تنها شد. یک روز تصمیم گرفت برود. او با مادرش خداحافظی کرد و دور شد. او آنقدر راه رفت و راه رفت تا دیگر مزرعه را نمیدید.
️as the days passed = با گذشت روزها
️ I feel sad. = من ناراحتم.
️ I feel lonely. = من احساس تنهایی میکنم.
️ I want to leave. = من میخواهم بروم.
️Goodbye, Mom! = خداحافظ مامان!
.
As the days passed, the grey duckling grew bigger, but the other ducklings teased him. “You are ugly!” they said. The grey duckling felt very sad and lonely. One day, he decided to leave. He said goodbye to his mother and went away. He walked and walked until he could not see the farm anymore.
لغات مهم:
معنی:
با گذشت روزها، جوجهاردک خاکستری بزرگتر شد، اما جوجهاردکهای دیگر او را مسخره میکردند. آنها گفتند: «تو زشتی!» جوجهاردک خاکستری خیلی ناراحت و تنها شد. یک روز تصمیم گرفت برود. او با مادرش خداحافظی کرد و دور شد. او آنقدر راه رفت و راه رفت تا دیگر مزرعه را نمیدید.
.
۵۶
۱۷:۵۰
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
.
کی گفته کلاس درس باید خشک و رسمی باشه؟؟؟؟؟؟
ما تو کلاسمون عشق و حال به راهه🥰
آهنگ میزاریم و ورجه ووورجه میکنیم
چیزای خوشمزه درست میکنیم.نقاشی و کاردستی داریم
خلاصه که مارو به دوستاتون معرفی کنید هیییییچ جا کلاس به باحالیه ما پیدا نمیکنین
.
کی گفته کلاس درس باید خشک و رسمی باشه؟؟؟؟؟؟
ما تو کلاسمون عشق و حال به راهه🥰
آهنگ میزاریم و ورجه ووورجه میکنیم
خلاصه که مارو به دوستاتون معرفی کنید هیییییچ جا کلاس به باحالیه ما پیدا نمیکنین
.
۶۲
۲۰:۰۵
.
خب اینم ببینید و شماهم با بچه ها تو خونه انجام بدید و کیف کنید
.
خب اینم ببینید و شماهم با بچه ها تو خونه انجام بدید و کیف کنید
.
۶۹
۲۰:۰۵
.
اینم خشگله خشگلا
میتونن رنگ کنن یا مثلا با پولک و... تزئین کنن
دیگه چی میخواین؟؟؟؟
حواسم به بچه های تو خونه ام هس
.
اینم خشگله خشگلا
میتونن رنگ کنن یا مثلا با پولک و... تزئین کنن
دیگه چی میخواین؟؟؟؟
حواسم به بچه های تو خونه ام هس
.
۸۲
۲۰:۰۶