۷۷
۱۲:۳۵
۵۳
۷:۵۹
بازارسال شده از گلشنی
ایران در تله آفساید اوکراین
" />
ناصر کمالی مشهوددکتری ژئوپلیتیک
جنگ روسیه و اوکراین، صرفاً یک درگیری مرزی نیست؛ بلکه نقطه تلاقی سالها رقابت ژئوپلیتیک، نگرانیهای امنیتی روسیه و مداخلات سیاسی غرب است. این جنگ، که از سال ۲۰۲۲ به مرحله تمامعیار رسید، اکنون به یکی از پیچیدهترین بحرانهای امنیتی جهان تبدیل شده و پیامدهای آن، از انرژی اروپا تا امنیت خاورمیانه و روابط ایران با اوکراین و روسیه را تحت تأثیر قرار داده است. در شرایطی که اوکراین با حمایت ۳۰ کشور غربی، حملات خود را به عمق خاک روسیه گسترش داده، نشانههایی از تلاش کییف برای کشیدن پای ایران به معرکه جنگ نیز دیده میشود؛ وضعیتی که میتواند به تله آفساید جدیدی در سیاست خارجی ایران تبدیل شود.ریشههای جنگ روسیه و اوکراینریشههای تاریخی و امنیتی جنگ روسیه و اوکراین را میتوان در چهار محور اصلی زیر خلاصه کرد:۱. شکلگیری ناتو و رقابت ساختاری آن با اتحاد شوروی۲. الحاق کریمه به روسیه در سال ۲۰۱۴۳. حمایت روسیه از جداییطلبان شرق اوکراین۴. گسترش ناتو به شرق اروپادرخواست عضویت اوکراین در ناتو در سال ۲۰۲۲، آخرین جرقهای بود که مسکو، آن را تهدیدی مستقیم علیه امنیت ملی خود تلقی کرد.روسیه تلاش داشت الگوی جنگ گرجستان را در اوکراین تکرار کند، اما ورود گسترده آمریکا و اروپا به تجهیز کییف، جنگ را به عرصه رویارویی غیر مستقیم روسیه و غرب تبدیل کرد.جایگاه اوکراین در راهبرد روسیهروسیه، اوکراین را نه یک کشور همسایه، بلکه بخشی از حوزه تاریخی و فرهنگی خود میداند.اوکراین و بلاروس، اکنون میان روسیه و اروپا قرار گرفتهاند و این وضعیت، مانع نقشآفرینی مستقیم روسیه در اروپا شده است.روسیه میخواهد با ابزار انرژی، اروپا را تحت فشار قرار دهد، اما مسیر اصلی انتقال انرژی از خاک اوکراین میگذرد؛ مسیری که مسکو سالها تلاش کرد آن را دور بزند، اما موفق نشد.با وجود شدت درگیریها، روند تاریخی نشان میدهد که نه روسیه توان تحمل جدایی طولانیمدت از اروپا را دارد و نه غرب میتواند اجازه دهد روسیه بدون ابزار کنترل، سیاستهای منطقهای و جهانی خود را پیش ببرد. در نتیجه، هیچیک حاضر به دادن امتیاز نیستند و جنگ، در کوتاهمدت ادامه خواهد داشت.آمارهای یک جنگ بیپایانبر اساس دادههای منابع مختلف؛ روسیه ۱.۳ میلیون نیروی فعال و ۲ میلیون ذخیره و اوکراین ۲.۲ میلیون نیروی فعال در اختیار دارد. بر اساس گزارش WSJ، تلفات انسانی دو طرف تا سال ۲۰۲۴، حدود یک میلیون نفر بوده است، هر چند آمار دقیقتر تلفات این جنگ، اعلام نمیشود.از هواپیمای اوکراین تا شناورهای ایرانروابط ایران و اوکراین، پس از حادثه تلخ اشتباه در اصابت موشک به هواپیمای اوکراینی در ۱۸ دی ۱۳۹۸ تضعیف شد و استفاده روسیه از پهپادهای ایرانی در جنگ با اوکراین، به محل اختلاف جدید تبدیل شد. در سالهای ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵، اوکراین اعلام کرد چند شناور مرتبط با انتقال تجهیزات نظامی ایران و روسیه را در دریای خزر هدف قرار داده است؛ اقدامی که نشان میدهد کییف در حال ایفای نقش حوثیهاست و به اهرم فشار علیه ایران تبدیل شده است.در ماههای اخیر، اوکراین حملات خود را به عمق خاک روسیه افزایش داده و بعید نیست در ادامه، با تضعیف خطوط تأمین روسیه، حملات محدود علیه منافع ایران را دنبال کند که این وضعیت، میتواند ایران را در معرض گسترش افقی جنگ قرار دهد؛ یعنی سرایت بحران اوکراین به بازیگران جدید که ایران باشد.سناریوی محتمل: بازدارندگی تدریجیافزایش تنش میان تهران و کییف میتواند:● زمینه فشار بیشتر اروپا بر ایران را فراهم کند،● همکاری اطلاعاتی و لجستیکی غرب با اوکراین را تقویت کند● و در این شرایط حساس منطقه، هزینههای امنیتی ایران را افزایش دهد.با توجه به فاصله جغرافیایی، ورود ایران به جنگ مستقیم با اوکراین، نه مزیت ژئوپلیتیکی دارد و نه با اصول مدیریت همزمان بحرانها سازگار است که مناسبترین الگوی پاسخ ایران، بازدارندگی تدریجی است؛ یعنی:● تبادل پیام امنیتی روشن● جلوگیری از عبور بحران به سطح جنگ فراگیر● و مدیریت تنش، بدون ورود به درگیری مستقیم.این الگو، هم از منافع ایران محافظت میکند و هم مانع از گرفتار شدن در «تله آفساید» اوکراین میشود.مراقب خواب جدید غرب باشیمدر شرایط موجود، خویشتنداری، بازدارندگی تدریجی، مدیریت دقیق بحران و پرهیز از ورود به جنگ مستقیم، به تمرکز ایران در جنگ با آمریکا کمک خواهد کرد و لازم است با حفظ انسجام داخلی، تقویت دیپلماسی فعال و مدیریت هوشمندانه روابط با روسیه و اروپا، بازیگر ناخواسته یک جنگ فرسایشی نباشیم، چراکه اکثر جنگهای خانمانسوز در دنیا، از یک سوء تفاهم و تصمیم بر پایه هوش هیجانی نشأت گرفته است. هرچند جواب درخور به اوکراین در صورت عدم ترک مخاصمه حتماً لازم است، اما باید مراقب خواب جدید احتمالی غرب برای ایران باشیم.
جنگ روسیه و اوکراین، صرفاً یک درگیری مرزی نیست؛ بلکه نقطه تلاقی سالها رقابت ژئوپلیتیک، نگرانیهای امنیتی روسیه و مداخلات سیاسی غرب است. این جنگ، که از سال ۲۰۲۲ به مرحله تمامعیار رسید، اکنون به یکی از پیچیدهترین بحرانهای امنیتی جهان تبدیل شده و پیامدهای آن، از انرژی اروپا تا امنیت خاورمیانه و روابط ایران با اوکراین و روسیه را تحت تأثیر قرار داده است. در شرایطی که اوکراین با حمایت ۳۰ کشور غربی، حملات خود را به عمق خاک روسیه گسترش داده، نشانههایی از تلاش کییف برای کشیدن پای ایران به معرکه جنگ نیز دیده میشود؛ وضعیتی که میتواند به تله آفساید جدیدی در سیاست خارجی ایران تبدیل شود.ریشههای جنگ روسیه و اوکراینریشههای تاریخی و امنیتی جنگ روسیه و اوکراین را میتوان در چهار محور اصلی زیر خلاصه کرد:۱. شکلگیری ناتو و رقابت ساختاری آن با اتحاد شوروی۲. الحاق کریمه به روسیه در سال ۲۰۱۴۳. حمایت روسیه از جداییطلبان شرق اوکراین۴. گسترش ناتو به شرق اروپادرخواست عضویت اوکراین در ناتو در سال ۲۰۲۲، آخرین جرقهای بود که مسکو، آن را تهدیدی مستقیم علیه امنیت ملی خود تلقی کرد.روسیه تلاش داشت الگوی جنگ گرجستان را در اوکراین تکرار کند، اما ورود گسترده آمریکا و اروپا به تجهیز کییف، جنگ را به عرصه رویارویی غیر مستقیم روسیه و غرب تبدیل کرد.جایگاه اوکراین در راهبرد روسیهروسیه، اوکراین را نه یک کشور همسایه، بلکه بخشی از حوزه تاریخی و فرهنگی خود میداند.اوکراین و بلاروس، اکنون میان روسیه و اروپا قرار گرفتهاند و این وضعیت، مانع نقشآفرینی مستقیم روسیه در اروپا شده است.روسیه میخواهد با ابزار انرژی، اروپا را تحت فشار قرار دهد، اما مسیر اصلی انتقال انرژی از خاک اوکراین میگذرد؛ مسیری که مسکو سالها تلاش کرد آن را دور بزند، اما موفق نشد.با وجود شدت درگیریها، روند تاریخی نشان میدهد که نه روسیه توان تحمل جدایی طولانیمدت از اروپا را دارد و نه غرب میتواند اجازه دهد روسیه بدون ابزار کنترل، سیاستهای منطقهای و جهانی خود را پیش ببرد. در نتیجه، هیچیک حاضر به دادن امتیاز نیستند و جنگ، در کوتاهمدت ادامه خواهد داشت.آمارهای یک جنگ بیپایانبر اساس دادههای منابع مختلف؛ روسیه ۱.۳ میلیون نیروی فعال و ۲ میلیون ذخیره و اوکراین ۲.۲ میلیون نیروی فعال در اختیار دارد. بر اساس گزارش WSJ، تلفات انسانی دو طرف تا سال ۲۰۲۴، حدود یک میلیون نفر بوده است، هر چند آمار دقیقتر تلفات این جنگ، اعلام نمیشود.از هواپیمای اوکراین تا شناورهای ایرانروابط ایران و اوکراین، پس از حادثه تلخ اشتباه در اصابت موشک به هواپیمای اوکراینی در ۱۸ دی ۱۳۹۸ تضعیف شد و استفاده روسیه از پهپادهای ایرانی در جنگ با اوکراین، به محل اختلاف جدید تبدیل شد. در سالهای ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵، اوکراین اعلام کرد چند شناور مرتبط با انتقال تجهیزات نظامی ایران و روسیه را در دریای خزر هدف قرار داده است؛ اقدامی که نشان میدهد کییف در حال ایفای نقش حوثیهاست و به اهرم فشار علیه ایران تبدیل شده است.در ماههای اخیر، اوکراین حملات خود را به عمق خاک روسیه افزایش داده و بعید نیست در ادامه، با تضعیف خطوط تأمین روسیه، حملات محدود علیه منافع ایران را دنبال کند که این وضعیت، میتواند ایران را در معرض گسترش افقی جنگ قرار دهد؛ یعنی سرایت بحران اوکراین به بازیگران جدید که ایران باشد.سناریوی محتمل: بازدارندگی تدریجیافزایش تنش میان تهران و کییف میتواند:● زمینه فشار بیشتر اروپا بر ایران را فراهم کند،● همکاری اطلاعاتی و لجستیکی غرب با اوکراین را تقویت کند● و در این شرایط حساس منطقه، هزینههای امنیتی ایران را افزایش دهد.با توجه به فاصله جغرافیایی، ورود ایران به جنگ مستقیم با اوکراین، نه مزیت ژئوپلیتیکی دارد و نه با اصول مدیریت همزمان بحرانها سازگار است که مناسبترین الگوی پاسخ ایران، بازدارندگی تدریجی است؛ یعنی:● تبادل پیام امنیتی روشن● جلوگیری از عبور بحران به سطح جنگ فراگیر● و مدیریت تنش، بدون ورود به درگیری مستقیم.این الگو، هم از منافع ایران محافظت میکند و هم مانع از گرفتار شدن در «تله آفساید» اوکراین میشود.مراقب خواب جدید غرب باشیمدر شرایط موجود، خویشتنداری، بازدارندگی تدریجی، مدیریت دقیق بحران و پرهیز از ورود به جنگ مستقیم، به تمرکز ایران در جنگ با آمریکا کمک خواهد کرد و لازم است با حفظ انسجام داخلی، تقویت دیپلماسی فعال و مدیریت هوشمندانه روابط با روسیه و اروپا، بازیگر ناخواسته یک جنگ فرسایشی نباشیم، چراکه اکثر جنگهای خانمانسوز در دنیا، از یک سوء تفاهم و تصمیم بر پایه هوش هیجانی نشأت گرفته است. هرچند جواب درخور به اوکراین در صورت عدم ترک مخاصمه حتماً لازم است، اما باید مراقب خواب جدید احتمالی غرب برای ایران باشیم.
۲
۱۰:۵۲
بازارسال شده از حلما کمالی
سهم ایران از کاسپین؛ ترکمانچای تا آکتائو
" />
ناصر کمالی مشهوددکتری ژئوپلیتیک
دریای خزر، تنها یک پهنه آبی نیست؛ بلکه سنگر ژئوپلیتیک ایران در شمال، گلوگاه انرژی منطقه و آیینهای از تاریخ مقاومتهاست. امروز، در حالی که چهار کشور ساحلی خزر، مسیر خود را در بهرهبرداری، تحدید حدود و تثبیت منافع به سرعت پیش بردهاند، ایران در آستانه تصمیمی بزرگ قرار گرفته که میتواند آینده امنیت ملی، سهم تاریخی و نقش راهبردی کشور را از شمال ایران برای دههها، تعیین و تثبیت کند.لایحه الحاق ایران به کنوانسیون رژیم حقوقی خزر، پس از هشت سال تعلل، اکنون با قید فوریت به مجلس ارسال شده؛ در شرایطی که دنیا شاهد جنگ ترکیبی همهجانبه دشمنان علیه ایران است و شاید از اوکراین تا آمریکا و ناتو، از این نمد، دنبال کلاهی به نام کاسپین باشند.
ایران؛ کم بهره از سهم کاسپیندریای خزر با طول تقریبی ۱۲۰۰ کیلومتر، بزرگترین دریاچه آب شیرین جهان است؛ پهنهای که عمق آن از ۲۵ متر در شمال تا ۹۰۰ الی ۱۰۰۰ متر در جنوب میرسد و همین تفاوت، اهمیت ژئوپلیتیک و انرژیمحور بخش جنوبی را دوچندان میکند.خزر، از سال ۱۹۲۳ که نخستین چاه نفت در باکو کشف شد، با ۳۲ میلیارد بشکه ذخایر اثباتشده نفت و سهمی معنادار از گاز جهان، به یکی از مهمترین منابع انرژی منطقه تبدیل شد.ایران از سال ۱۹۹۸ برای اکتشاف نفت و گاز در خزر اقدام کرد، اما مجموعهای از موانع شامل تحریمها، نبود تکنولوژی حفاری عمیق، عدم امکان سرمایهگذاری کلان، رژیم حقوقی نامشخص و کارشکنیهای احتمالی روسیه، باعث شد تا ایران عملاً از بهرهبرداری انرژی در خزر محروم بماند.در مقابل، جمهوری آذربایجان تا پایان سال ۲۰۲۰، حدود ۶ میلیارد بشکه نفت و ۳۰۰ میلیارد مترمکعب گاز از خزر استخراج کرده و ترکمنستان، روسیه و قزاقستان نیز با جذب بیش از ۴۰ میلیارد دلار سرمایهگذاری، تولید انرژی را در خزر، آغاز کردهاند.در این میان، در سال ۲۰۱۸، کنوانسیونی پیرامون دریای خزر در آکتائو قزاقستان برگزار شد که اگرچه چارچوبی برای همکاری ارائه داد، اما تعیین بستر و زیربستر آن را به توافقهای دوجانبه و سهجانبه سپرد؛ تصمیمی که عملاً دست کشورهای شمالی را برای مانورهای یکجانبه باز گذاشت. نمونه روشن آن، احتمال فعال شدن خط لوله ترانسخزر است؛ مسیری که اگر عملی شود، ایران از چرخه انتقال انرژی کنار گذاشته میشود و پروژههایی مانند جهان ترک و کریدور زنگزور، تقویت خواهند شد.
سهم ایران؛ ۵۰ درصد تاریخی یا ۱۱ درصد پیشنهادیدر حال حاضر و پس از اضافه شدن جمهوری آذربایجان، قزاقستان و ترکمنستان به ایران و روسیه به عنوان سهامداران خزر، برخی سهم ایران را ۲۰ درصد و بعضی ۱۳ درصد یا حتی ۱۱ درصد میدانند؛ در حالی که این ارقام با اصل بالسویه در عهدنامه سال ۱۹۲۱ همخوانی ندارد.در فصل ۱۱ آن عهدنامه، واژه بالسویه بهصراحت بر حقوق مساوی ایران و شوروی در بهرهگیری از آبهای سرحدی تأکید میکند؛ حقوقی که در فصل سوم، تکرار و در مکاتبات رسمی دو کشور، تأیید شده است. بنابراین، اگر سهم ۵۰ درصدی ایران از خزر،فارغ از اصالت تاریخی منطقی برای ادعا نداشته باشد که به نظرم ندارد، سهم ۱۱ درصدی ایران نیز حتماً با اسناد حقوقی توافقی، سازگار نیست.ایران، یک سال است درگیر جنگی چندلایه است؛ جنگی که دشمن تلاش می کند جبههای را نیز در کاسپین باز کند و حمله اخیر اوکراین به کشتی ایرانی در خزر نیز نشان داد که این پهنه، دیگر فقط یک دریاچه نیست؛ بلکه عرصه بالقوه در جنگ روسیه و اوکراین است.
پرسشهایی که نمیتوان نادیده گرفتدر چنین شرایطی، ارسال لایحه الحاق ایران به کنوانسیون خزر با قید فوریت، سؤالاتی ایجاد میکند؛ منجمله :۱. فوریت ارسال و تصویب لایحه چیست؟۲. ملاحظات پشت پرده این تصمیم عاجل چیست؟۳. آورده امنیت ملی این تصمیم در شرایط جنگی چیست؟۴. حمله اوکراین به کشتی ایرانی نقشی در این تسریع دارد؟۵. آیا این مصوبه مانع و تضمینی برای عدم حضور آمریکا و ناتو در خزر خواهد بود؟۶. آیا عبور خطوط انرژی همایسگان از زیر خزر، ایران را منفعلتر نمیکند؟۷. آیا صلاح هست ایران باید برای افزایش سهم خود تلاش کند؟۸. در صورت عدم تصویب لایحه، مسیر حل مناقشه چیست؟۹. چه زمانی سهم بستر دریای خزر تعیین تکلیف خواهد شد؟
خزر، جایی برای آزمون و خطا نیستکاسپین، فقط یک دریاچه نیست؛ گنجینه انرژی و سند هویت تاریخی ماست. تصمیم درباره سهم ایران در خزر، تصمیمی نیست که بتوان با تعجیل بیمنطق یا تأخیر بیملاحظه گرفت.تجربههای تلخ تاریخ، از ترکمانچای تا بحرین، به ما میگویند که هر مصالحه شتابزده در حوزه سرزمینی، جبران ناپذیر است.ایران باید با اتکا به اصل بالسویه، اسناد تاریخی، منافع ملی و واقعیتهای ژئوپلیتیک، سهم خود را با دقت، صلابت و هوشیاری تعیین کند.
دریای خزر، تنها یک پهنه آبی نیست؛ بلکه سنگر ژئوپلیتیک ایران در شمال، گلوگاه انرژی منطقه و آیینهای از تاریخ مقاومتهاست. امروز، در حالی که چهار کشور ساحلی خزر، مسیر خود را در بهرهبرداری، تحدید حدود و تثبیت منافع به سرعت پیش بردهاند، ایران در آستانه تصمیمی بزرگ قرار گرفته که میتواند آینده امنیت ملی، سهم تاریخی و نقش راهبردی کشور را از شمال ایران برای دههها، تعیین و تثبیت کند.لایحه الحاق ایران به کنوانسیون رژیم حقوقی خزر، پس از هشت سال تعلل، اکنون با قید فوریت به مجلس ارسال شده؛ در شرایطی که دنیا شاهد جنگ ترکیبی همهجانبه دشمنان علیه ایران است و شاید از اوکراین تا آمریکا و ناتو، از این نمد، دنبال کلاهی به نام کاسپین باشند.
ایران؛ کم بهره از سهم کاسپیندریای خزر با طول تقریبی ۱۲۰۰ کیلومتر، بزرگترین دریاچه آب شیرین جهان است؛ پهنهای که عمق آن از ۲۵ متر در شمال تا ۹۰۰ الی ۱۰۰۰ متر در جنوب میرسد و همین تفاوت، اهمیت ژئوپلیتیک و انرژیمحور بخش جنوبی را دوچندان میکند.خزر، از سال ۱۹۲۳ که نخستین چاه نفت در باکو کشف شد، با ۳۲ میلیارد بشکه ذخایر اثباتشده نفت و سهمی معنادار از گاز جهان، به یکی از مهمترین منابع انرژی منطقه تبدیل شد.ایران از سال ۱۹۹۸ برای اکتشاف نفت و گاز در خزر اقدام کرد، اما مجموعهای از موانع شامل تحریمها، نبود تکنولوژی حفاری عمیق، عدم امکان سرمایهگذاری کلان، رژیم حقوقی نامشخص و کارشکنیهای احتمالی روسیه، باعث شد تا ایران عملاً از بهرهبرداری انرژی در خزر محروم بماند.در مقابل، جمهوری آذربایجان تا پایان سال ۲۰۲۰، حدود ۶ میلیارد بشکه نفت و ۳۰۰ میلیارد مترمکعب گاز از خزر استخراج کرده و ترکمنستان، روسیه و قزاقستان نیز با جذب بیش از ۴۰ میلیارد دلار سرمایهگذاری، تولید انرژی را در خزر، آغاز کردهاند.در این میان، در سال ۲۰۱۸، کنوانسیونی پیرامون دریای خزر در آکتائو قزاقستان برگزار شد که اگرچه چارچوبی برای همکاری ارائه داد، اما تعیین بستر و زیربستر آن را به توافقهای دوجانبه و سهجانبه سپرد؛ تصمیمی که عملاً دست کشورهای شمالی را برای مانورهای یکجانبه باز گذاشت. نمونه روشن آن، احتمال فعال شدن خط لوله ترانسخزر است؛ مسیری که اگر عملی شود، ایران از چرخه انتقال انرژی کنار گذاشته میشود و پروژههایی مانند جهان ترک و کریدور زنگزور، تقویت خواهند شد.
سهم ایران؛ ۵۰ درصد تاریخی یا ۱۱ درصد پیشنهادیدر حال حاضر و پس از اضافه شدن جمهوری آذربایجان، قزاقستان و ترکمنستان به ایران و روسیه به عنوان سهامداران خزر، برخی سهم ایران را ۲۰ درصد و بعضی ۱۳ درصد یا حتی ۱۱ درصد میدانند؛ در حالی که این ارقام با اصل بالسویه در عهدنامه سال ۱۹۲۱ همخوانی ندارد.در فصل ۱۱ آن عهدنامه، واژه بالسویه بهصراحت بر حقوق مساوی ایران و شوروی در بهرهگیری از آبهای سرحدی تأکید میکند؛ حقوقی که در فصل سوم، تکرار و در مکاتبات رسمی دو کشور، تأیید شده است. بنابراین، اگر سهم ۵۰ درصدی ایران از خزر،فارغ از اصالت تاریخی منطقی برای ادعا نداشته باشد که به نظرم ندارد، سهم ۱۱ درصدی ایران نیز حتماً با اسناد حقوقی توافقی، سازگار نیست.ایران، یک سال است درگیر جنگی چندلایه است؛ جنگی که دشمن تلاش می کند جبههای را نیز در کاسپین باز کند و حمله اخیر اوکراین به کشتی ایرانی در خزر نیز نشان داد که این پهنه، دیگر فقط یک دریاچه نیست؛ بلکه عرصه بالقوه در جنگ روسیه و اوکراین است.
پرسشهایی که نمیتوان نادیده گرفتدر چنین شرایطی، ارسال لایحه الحاق ایران به کنوانسیون خزر با قید فوریت، سؤالاتی ایجاد میکند؛ منجمله :۱. فوریت ارسال و تصویب لایحه چیست؟۲. ملاحظات پشت پرده این تصمیم عاجل چیست؟۳. آورده امنیت ملی این تصمیم در شرایط جنگی چیست؟۴. حمله اوکراین به کشتی ایرانی نقشی در این تسریع دارد؟۵. آیا این مصوبه مانع و تضمینی برای عدم حضور آمریکا و ناتو در خزر خواهد بود؟۶. آیا عبور خطوط انرژی همایسگان از زیر خزر، ایران را منفعلتر نمیکند؟۷. آیا صلاح هست ایران باید برای افزایش سهم خود تلاش کند؟۸. در صورت عدم تصویب لایحه، مسیر حل مناقشه چیست؟۹. چه زمانی سهم بستر دریای خزر تعیین تکلیف خواهد شد؟
خزر، جایی برای آزمون و خطا نیستکاسپین، فقط یک دریاچه نیست؛ گنجینه انرژی و سند هویت تاریخی ماست. تصمیم درباره سهم ایران در خزر، تصمیمی نیست که بتوان با تعجیل بیمنطق یا تأخیر بیملاحظه گرفت.تجربههای تلخ تاریخ، از ترکمانچای تا بحرین، به ما میگویند که هر مصالحه شتابزده در حوزه سرزمینی، جبران ناپذیر است.ایران باید با اتکا به اصل بالسویه، اسناد تاریخی، منافع ملی و واقعیتهای ژئوپلیتیک، سهم خود را با دقت، صلابت و هوشیاری تعیین کند.
۱
۱۱:۱۵