۸۲
۲۲:۰۸
۸۳
۲۲:۰۹
گفت: چشات قشنگ میبینه.
دو تا عکس که رفتم جلوتر دیدم راست میگفته بندهخدا
۸۵
۲۲:۰۹
دیروز دادیمش خشک شوییِ خوابگاه
امروز که رفتیم گرفتیمش فهمیدیم اصلا قهوه ای نیست ، سفیده
۸۱
۲۰:۲۴
زود از ریخت میوفتن
اما مرگ ندارن…
خدا حفظشون کنه
۸۲
۲۰:۲۵
ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺬﺍﺷﺘﯾﻢ ﺑﻪ ﻣﻘﺼﺪ ﮐﻪ ﺭﺳﯿﺪﻡ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﺑﺸﯾﻢ ﻭﺍﻟﻔﺮﺍﺭ !
ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﻣﻘﺼﺪ ﭼﻬﺎﺭﺗﺎﻣﻮﻥ ﺑﻪ ﺳﺮﻋﺖ ﺩﺭﺍﯼ ﻣﺎﺷﯿﻨﻮ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩﯾﻢ ﻭ ﭘﺎ ﺑﻪ ﻓﺮﺍﺭ
. ﺭﻓﺘﯿﻢﺗﺎ ﺭﺳﯿﺪﯾﻢ ﺑﻪ ﯾﻪ ﺳﺎﺧﺘﻤﻮﻥ ﺗﺎﺭﯾﮏ ﻫﯿﭽﮑﯽ ﻫﯿﭽﮑﯽ ﺭﻭ ﻧﻤﯿﺪﯾﺪ
ﻭ ﻓﻘﻂ ﺻﺪﺍﯼ ﺗﻨﺪﺗﻨﺪ ﺯﺩﻥ ﻧﻔﺴﻤﻮﻥ ﻣﯿﺎﺩ، ﺯﺩﻡ ﺭﻭ ﺷﻮﻧﻪ ﺩﻭﺳﺘﻢ ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺗﻢ : ﺣﺎﻻ ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﭼﻪ ﺣﺎﻟﯽ ﺩﺍﺭﻩ؟
ﺑﻬﻢ ﮔﻔﺖ : ﺑﺎﺑﺎ ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﻣﻨﻢ ! ﻓﻘﻂ ﺑﮕﯿﺪ ﭼﯽ ﺷﺪﻩ ،خیلی ترسیدم!
۸۳
۲۰:۲۵
۸۶
۲۰:۲۷
۱۰۴
۲۰:۲۸
دختره داره باهام صحبت میکنه میگه : اسمم میناست.

اسم پروفایلش نازنینه! آیدیش آیداست ، ایمیلش هم المیرا ۶۸ !

سازمان سیا تو شناسایی این مشکل پیدا کرده!
تو بیو هم زده : از دروغ بیزارم

اسم پروفایلش نازنینه! آیدیش آیداست ، ایمیلش هم المیرا ۶۸ !
سازمان سیا تو شناسایی این مشکل پیدا کرده!
تو بیو هم زده : از دروغ بیزارم
۱۰۵
۲۰:۳۰
یه پتو قهوه ای داریم پنج سال بود نشسته بودیمش!
دیروز دادیمش خشک شوییِ خوابگاه
امروز که رفتیم گرفتیمش فهمیدیم اصلا قهوه ای نیست ، سفیده
دیروز دادیمش خشک شوییِ خوابگاه
امروز که رفتیم گرفتیمش فهمیدیم اصلا قهوه ای نیست ، سفیده
۱۰۵
۲۰:۳۱