لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل 🙏🙏
۲۳۱ عضو

🙏

مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۱۷ اردیبهشت
نحوه ثبت سفارش نهایی و تکمیل فرآیند خریدundefinedگرفتن موجودی ودرصورت موجود بودن کار undefinedundefined
واریز مبلغ سفارش به كارت
5047061667048420بانک شهررقیه پورآقایی
(undefinedارسال به همه نقاط كشور داريم)ارسال 8 الی 10 روز کاری
undefinedپس از واریز:
عکس فیش واریزیundefinedundefinedآدرس دقیقundefinedشماره تلفنundefinedundefinedنام گیرنده undefinedundefined
و کد پستیundefined
خودتون رو ارسال بفرماییدundefined
undefinedسفارش تون رو درب منزل تحویل بگیریدundefined
@bano_shap

۴۷۱

۱۹:۵۵

۱۸ اردیبهشت
عزیزای دل برای رشدو بزرگتر کردن
خانواده فروشگاه بانو
نیاز به تبادل با کانال های همکار داریمundefined
ممنون از صبوری و حمایتتونundefinedundefined
وجودتون سبزundefinedundefinedundefined
@bano_shap
undefined۳
undefined۱

۵۸۷

۷:۱۱

۱۹ اردیبهشت
undefinedکانال فروشگاه بانو در بله فعال شد
در کانال بله ما را همراهی کنیدundefined
@bano_shap
undefined۶

۶۹۵

۱۰:۰۴

۲۶ اردیبهشت
thumbnail
undefined۹

۲K

۱۰:۰۳

۲۷ تیر
thumbnail
تو هم مثل من گاهی حس قربانی شدن داری؟
چند وقت است که در سکوت افکارم، با یک حقیقت تلخ اما لازم روبه‌رو شده‌ام. متوجه شدم در بسیاری از نقاط شکست زندگی‌ام، یک الگوی تکرار شونده دارم: «*نقش قربانی*».
خیلی وقت‌ها، وقتی چیزی طبق میل من پیش نمی‌رفت، یا وقتی در یک رابطه آسیب می‌دیدم، یا حتی وقتی در کاری شکست می‌خوردم، خیلی راحت انگشت اتهام را به سمت دیگران می‌گرفتم. به شرایط لعنت می‌کردم، به دست تقدیر، به سخت‌گیری‌های آدم‌های اطرافم، یا به بی‌انصافی‌های محیط کار. انگار در ذهنم یک دادگاه تشکیل می‌دادم و من، دادستان سخت‌گیری بودم که فقط می‌خواست «*مقصر*» را پیدا کند تا از فشار سنگین مسئولیت، رها شود.
راستش، قربانی بودن، جذاب است! چون در این جایگاه، من دیگر «اشتباه» نکرده‌ام، بلکه «اشتباه کردن من تقصیر دیگران است». وقتی مقصر کسی دیگر باشد، من دیگر مجبور نیستم برای تغییر کردن، دست به تلاش بزنم؛ چون مشکل از «بیرون» است، نه از «درون».
اما امروز، در میانه‌ی این بازبینی‌های درونی، از خودم پرسیدم:«واقعاً چند درصد از این اتفاقات، خارج از اراده‌ی من بود و چند درصد، نتیجه‌ی انتخاب‌های آگاهانه یا ناآگاهانه‌ی خودم؟»
به یاد آوردم آن روزهایی را که می‌گفتم «فلانی باعث شد من غمگین شوم»؛ اما حالا از خودم می‌پرسم: «من چه انتخابی کردم که اجازه دادم کلمات او، حال من را تعریف کند؟»یا آن لحظاتی که می‌گفتم «شرایط اجازه نداد پیشرفت کنم»؛ اما حالا می‌پرسم: «کجا در این شرایط، من می‌توانستم یک قدم کوچک بردارم، اما ترجیح دادم در حاشیه‌ی "قربانی بودن" بمانم تا فشار ریسک کردن را تحمل نکنم؟»
سخت است... خیلی سخت است که آدم به جای اینکه بگوید «چرا این اتفاق برای من افتاد؟»، بپرسد «من چه نقشی در شکل‌گیری این اتفاق داشتم؟». اما فهمیدم که درست در همان نقطه‌ای که مسئولیت انتخاب‌هایم را می‌پذیرم، قدرت تغییر کردن را هم به‌دست می‌آورم. چون وقتی «من» مسئول انتخاب‌هایم باشم، راه حل هم در دستان «من» است.
حالا از خودم می‌پرسم:«اگر همین امروز، تمام بهانه‌هایم را کنار بگذارم و صادقانه به خودم نگاه کنم، چه بخش‌هایی از زندگی‌ام است که من خودم آن را به این شکل ساخته‌ام؟»
«آیا من ترجیح می‌دهم "حق با من باشد" یا ترجیح می‌دهم "رشد کنم"؟»
آزادی من، درست در همان لحظه‌ای شروع شد که گفتم: «بله، من اینجا هستم، *من این انتخاب را کردم و حالا من مسئول هزینه‌ها و دستاوردهای انتخابم هستم

۲۲

۱۰:۲۰