۲۳۷
۸:۳۶
حراست از مرزهای هویت ملّی به پشتوانۀ دژ شاهنامه؛ از دادخواهی حماسی تا پدافند گفتمانی در پیوند هویت، زبان و سرزمین
به گزارش روابطعمومی مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی، چهارمین نشست از سلسلهنشستهای تخصصی با موضوع «واکاوی و تبیین مفهوم پدافند گفتمانی و زبانی» برگزار شد. این نشستها را گروه فرهنگ عمومی، هنر و صنایع خلاق دفتر مطالعات فرهنگ و آموزش، بههمت اندیشکدۀ برآ برگزار میکند. نشست سوم در ۲۱ شهریور ۱۴۰۵ در مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی برگزار شد.
مشروح خبر:https://rc.majlis.ir/fa/news/show/1861933
به گزارش روابطعمومی مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی، چهارمین نشست از سلسلهنشستهای تخصصی با موضوع «واکاوی و تبیین مفهوم پدافند گفتمانی و زبانی» برگزار شد. این نشستها را گروه فرهنگ عمومی، هنر و صنایع خلاق دفتر مطالعات فرهنگ و آموزش، بههمت اندیشکدۀ برآ برگزار میکند. نشست سوم در ۲۱ شهریور ۱۴۰۵ در مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی برگزار شد.
مشروح خبر:https://rc.majlis.ir/fa/news/show/1861933
۳۶۰
۶:۴۶
۳۶۴
۶:۴۶
اندیشکدهٔ برآ؛ خط و زبان برای ایران
تصویر
حراست از مرزهای هویت ملّی به پشتوانۀ دژ شاهنامه؛
از دادخواهی حماسی تا پدافند گفتمانی در پیوند هویت، زبان و سرزمین
این نشست را مهدی صالحی، دبیر نشست و مدیر اندیشکدۀ «برآ؛ خط و زبان برای ایران» با طرح بحثی متفاوت آغاز کرد. وی با استناد به پیام بیستوپنجم اردیبهشتماه رهبر معظم انقلاب درخصوص پاسداشت زبان فارسی و جایگاه حکیم ابوالقاسم فردوسی، شاهنامه این میراث حکمی ملی را سرچشمۀ هزارسالۀ فرهنگ و تمدن ایرانیاسلامی توصیف کرد که تمامی اقوام و فرهنگهای ذیل این تمدن را سیراب کرده و پایهگذار بنیادهای اخلاقی، رفتاری و اجتماعی ملت ایران بوده است. وی افزود: ظهور فرهنگ پهلوانی و فتوت در این دیار در خونخواهی از مظلوم ریشه دارد و پاسخ دربرابر تجاوز و تعرض بوده است. در این راستا، آن شیوۀ تربیتی که طلب کینخواهی میکند، در آموزههای فردوسی و بنمایههای شاهنامه ریشه دارد. از همین منظر میتوان گفت که مقاومت و اصطلاحاتی نظیر «انتقام سخت» یا «پایانیافتن دوران بزندررو» که در بیانات سیاسی رهبر شهید بود، بازتابی از همان روحیۀ کینخواهی حماسی در شاهنامه است که در قامت مفاهیم معاصر تجلی یافته است.
فهم راهبردی شاهنامه؛ از انفعال فرهنگی تا جامعهسازی پایدار
دبیر نشست در ادامۀ مباحث آغازین، تأکید کرد: فهم عمیق این اثر سترگ، قدردانی از آن و بهکارگیری ظرفیتهای بیبدیلش برای جامعهسازی و تربیت نسلهای آینده و استعمارزدایی از ذهن بازآراییشده با چارچوبهای فکری بیگانه، از ضرورتهای مغفولمانده در دهههای اخیر است. به گفتۀ وی، ورود نهادهای سیاستگذار و تقنینی به این عرصه برای تدوین راهبردهای ملی گریزناپذیر است تا این دانشهای زبانی از حالت پژوهشی صرف خارج شده و به کاربردیشدن نزدیک شوند و در تدبیر امور حکمرانی به کار گرفته شوند.
بازخوانی مفهوم کینخواهی؛ دادورزی به مثابهموتور محرک حماسه
در بخش نخست این نشست تخصصی، دکتر فریده داوودیمقدم، سرپرست گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شاهد و پژوهشگر حوزۀ شاهنامه، با یاد شهیدان بزرگ این مرز و بوم و امام شهیدمان که در واقع پهلوان و جوانمردان واقعیاند، پژوهش مفصل خود را با عنوان «کینخواهی در شاهنامه» ارائه کرد. وی با واکاوی ریشههای فرهنگی شاهنامه و استناد به منابع اصیلی همچون «خداینامگ» و «شاهنامه ابومنصوری»، تصریح کرد که واژۀ «خدای» در زبان پهلوی به معنای پادشاه بوده و فردوسی با امانتداری کامل این مفهوم را به شاهنامه برگردانده است. این شاهنامهپژوه با تأکید بر اینکه کینخواهی و دادخواهی موتور محرک و پیرنگ اصلی روایتهای شاهنامه است، گفت: هدف فردوسی از طرح این مسئله بههیچوجه مشروعیتبخشی به خشونت یا ترویج جنگطلبی نبوده است. در این جهانبینی، هیچ صلح پایداری بدون دادورزی و بهرسمیتشناختن استقلال ملتها امکانپذیر نیست و کینخواهی پاسخی اخلاقی به نقض امنیت روانی جامعه و خونخواهی مظلوم محسوب میشود.
تقابل با اهریمن؛ نقطه عزیمت زایش تمدن و استقرار نظم اخلاقی
دکتر داوودیمقدم تشریح کرد: مفهوم «فرّه ایزدی» در اندیشۀ ایرانی ودیعهای موروثی و بیقیدوشرط نیست، بلکه ارتباطی تنگاتنگ با عدالتپروری و خردورزی حاکمان دارد؛ بهگونهای که پادشاهانی نظیر جمشید، بهمحض درغلتیدن در منیت و خودخواهی و پیمانشکنی، فرّه ایزدی را از دست داده و پایگاه خود را ویران میسازند که همین امر زمینهساز تسلط بیگانگانی چون ضحاک بر ایران میشود.
سرپرست گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شاهد در ادامه بیان کرد: در جهانبینی شاهنامه، تقابل با نیروی اهریمنی و بیدادگر، نقطۀ شروع زایش تمدن، کشف دانش و استقرار نظم اخلاقی است. وی با ذکر نمونهای از نبرد تهمورث دیوبند، یادآور شد که در این الگوی حماسی، پیروزی بر دیوان نه بهمعنای نابودی کورکورانه، بلکه بهانهای برای تبادل فرهنگی و آموختن خط و نگارش از دیوان در ازای آزادی آنان است. این رویکرد نشان میدهد که دادخواهی و کینجویی در شاهنامه، پاسخی اخلاقی، ملی و سیاسی به نقض بنیادین نظم کیهانی و امنیت روانی جامعه محسوب میشود و در نهایت نوعی بازدارندگی عمیق را برای حفظ کیان سرزمین به ارمغان میآورد.
واسازی روایات سیاسی و تحریفات تاریخی؛ فردوسی در جایگاه حکیم مسلمان ایرانی
در ادامه این نشست راهبردی، دکتر رادمان رسولی مهربانی، مدرس دانشگاه و پژوهشگر شاهنامه، مباحث خود را تحت عنوان «شاهنامه و روایتهای سیاسی؛ از رویکرد امنیتی تا پدافند گفتمانی» به تفصیل مطرح کرد. این پژوهشگر با واکاوی تاریخچۀ بهرهبرداریهای سیاسی از شاهنامه، یادآور شد که در دوران پهلوی تلاش مضاعفی صورت گرفت تا با خوانشهای گزینشی، فردوسی را شخصیتی ضدعرب و ضداسلام معرفی کنند و نجات زبان فارسی را به تلاشهای فردی او در تقابل با دین تقلیل دهند؛ روایتی که پس از انقلاب اسلامی واسازی شد و
از دادخواهی حماسی تا پدافند گفتمانی در پیوند هویت، زبان و سرزمین
این نشست را مهدی صالحی، دبیر نشست و مدیر اندیشکدۀ «برآ؛ خط و زبان برای ایران» با طرح بحثی متفاوت آغاز کرد. وی با استناد به پیام بیستوپنجم اردیبهشتماه رهبر معظم انقلاب درخصوص پاسداشت زبان فارسی و جایگاه حکیم ابوالقاسم فردوسی، شاهنامه این میراث حکمی ملی را سرچشمۀ هزارسالۀ فرهنگ و تمدن ایرانیاسلامی توصیف کرد که تمامی اقوام و فرهنگهای ذیل این تمدن را سیراب کرده و پایهگذار بنیادهای اخلاقی، رفتاری و اجتماعی ملت ایران بوده است. وی افزود: ظهور فرهنگ پهلوانی و فتوت در این دیار در خونخواهی از مظلوم ریشه دارد و پاسخ دربرابر تجاوز و تعرض بوده است. در این راستا، آن شیوۀ تربیتی که طلب کینخواهی میکند، در آموزههای فردوسی و بنمایههای شاهنامه ریشه دارد. از همین منظر میتوان گفت که مقاومت و اصطلاحاتی نظیر «انتقام سخت» یا «پایانیافتن دوران بزندررو» که در بیانات سیاسی رهبر شهید بود، بازتابی از همان روحیۀ کینخواهی حماسی در شاهنامه است که در قامت مفاهیم معاصر تجلی یافته است.
فهم راهبردی شاهنامه؛ از انفعال فرهنگی تا جامعهسازی پایدار
دبیر نشست در ادامۀ مباحث آغازین، تأکید کرد: فهم عمیق این اثر سترگ، قدردانی از آن و بهکارگیری ظرفیتهای بیبدیلش برای جامعهسازی و تربیت نسلهای آینده و استعمارزدایی از ذهن بازآراییشده با چارچوبهای فکری بیگانه، از ضرورتهای مغفولمانده در دهههای اخیر است. به گفتۀ وی، ورود نهادهای سیاستگذار و تقنینی به این عرصه برای تدوین راهبردهای ملی گریزناپذیر است تا این دانشهای زبانی از حالت پژوهشی صرف خارج شده و به کاربردیشدن نزدیک شوند و در تدبیر امور حکمرانی به کار گرفته شوند.
بازخوانی مفهوم کینخواهی؛ دادورزی به مثابهموتور محرک حماسه
در بخش نخست این نشست تخصصی، دکتر فریده داوودیمقدم، سرپرست گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شاهد و پژوهشگر حوزۀ شاهنامه، با یاد شهیدان بزرگ این مرز و بوم و امام شهیدمان که در واقع پهلوان و جوانمردان واقعیاند، پژوهش مفصل خود را با عنوان «کینخواهی در شاهنامه» ارائه کرد. وی با واکاوی ریشههای فرهنگی شاهنامه و استناد به منابع اصیلی همچون «خداینامگ» و «شاهنامه ابومنصوری»، تصریح کرد که واژۀ «خدای» در زبان پهلوی به معنای پادشاه بوده و فردوسی با امانتداری کامل این مفهوم را به شاهنامه برگردانده است. این شاهنامهپژوه با تأکید بر اینکه کینخواهی و دادخواهی موتور محرک و پیرنگ اصلی روایتهای شاهنامه است، گفت: هدف فردوسی از طرح این مسئله بههیچوجه مشروعیتبخشی به خشونت یا ترویج جنگطلبی نبوده است. در این جهانبینی، هیچ صلح پایداری بدون دادورزی و بهرسمیتشناختن استقلال ملتها امکانپذیر نیست و کینخواهی پاسخی اخلاقی به نقض امنیت روانی جامعه و خونخواهی مظلوم محسوب میشود.
تقابل با اهریمن؛ نقطه عزیمت زایش تمدن و استقرار نظم اخلاقی
دکتر داوودیمقدم تشریح کرد: مفهوم «فرّه ایزدی» در اندیشۀ ایرانی ودیعهای موروثی و بیقیدوشرط نیست، بلکه ارتباطی تنگاتنگ با عدالتپروری و خردورزی حاکمان دارد؛ بهگونهای که پادشاهانی نظیر جمشید، بهمحض درغلتیدن در منیت و خودخواهی و پیمانشکنی، فرّه ایزدی را از دست داده و پایگاه خود را ویران میسازند که همین امر زمینهساز تسلط بیگانگانی چون ضحاک بر ایران میشود.
سرپرست گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شاهد در ادامه بیان کرد: در جهانبینی شاهنامه، تقابل با نیروی اهریمنی و بیدادگر، نقطۀ شروع زایش تمدن، کشف دانش و استقرار نظم اخلاقی است. وی با ذکر نمونهای از نبرد تهمورث دیوبند، یادآور شد که در این الگوی حماسی، پیروزی بر دیوان نه بهمعنای نابودی کورکورانه، بلکه بهانهای برای تبادل فرهنگی و آموختن خط و نگارش از دیوان در ازای آزادی آنان است. این رویکرد نشان میدهد که دادخواهی و کینجویی در شاهنامه، پاسخی اخلاقی، ملی و سیاسی به نقض بنیادین نظم کیهانی و امنیت روانی جامعه محسوب میشود و در نهایت نوعی بازدارندگی عمیق را برای حفظ کیان سرزمین به ارمغان میآورد.
واسازی روایات سیاسی و تحریفات تاریخی؛ فردوسی در جایگاه حکیم مسلمان ایرانی
در ادامه این نشست راهبردی، دکتر رادمان رسولی مهربانی، مدرس دانشگاه و پژوهشگر شاهنامه، مباحث خود را تحت عنوان «شاهنامه و روایتهای سیاسی؛ از رویکرد امنیتی تا پدافند گفتمانی» به تفصیل مطرح کرد. این پژوهشگر با واکاوی تاریخچۀ بهرهبرداریهای سیاسی از شاهنامه، یادآور شد که در دوران پهلوی تلاش مضاعفی صورت گرفت تا با خوانشهای گزینشی، فردوسی را شخصیتی ضدعرب و ضداسلام معرفی کنند و نجات زبان فارسی را به تلاشهای فردی او در تقابل با دین تقلیل دهند؛ روایتی که پس از انقلاب اسلامی واسازی شد و
۵۷۶
۷:۳۷
اندیشکدهٔ برآ؛ خط و زبان برای ایران
تصویر
با تأکیدات رهبر شهید انقلاب، جایگاه فردوسی بهعنوان یک حکیم مسلمان و شیعه که حکمت ایرانی را بازتاب میدهد، تثبیت گردید. وی کاربرد هوشمندانۀ ترکیب «ضحاکوشان» در پیام اخیر رهبر معظم انقلاب برای توصیف جبهۀ استکبار را نمونهای بارز از یک پدافند گفتمانی موفق دانست که مفاهیم اساطیری را به ابزاری برای بازدارندگی سیاسی در دوران معاصر تبدیل کرده است.
جغرافیای سیاسی شاهنامه؛ ظرفیتهای بازدارندگی در عصر نبردهای روایت
رسولی مهربانی تأکید کرد که شاهنامه بدلیل ابتنا بر جغرافیای تاریخی و تغییرناپذیر ایران که از جیحون تا بینالنهرین امتداد داشته، همواره حاوی راهبردهای عمیق جغراسیاسی (ژئوپلیتیک) و امنیتی بوده است. وی خاطرنشان ساخت که تقلیلدادن شاهنامه به یک ابزار تبلیغاتی مقطعی یا انحصار خوانش آن در چارچوبهای محدود و رسمی، خطایی راهبردی است که ظرفیتهای پدافندی این اثر را مسدود میسازد. در مقابل، دستگاههای حاکمیتی باید با اتخاذ نگاهی ملی و حکمی، بستر را برای تکثر تفاسیر مشروع، مردمی و شخصی از شاهنامه فراهم آورند تا این روایتهای بومی به سدی مستحکم در برابر مصادرههای برونمرزی جریانهای ضدایرانی تبدیل شوند.
حماسۀ ملی و همبستگی اقوام؛ سپر شناختی در برابر تجزیهطلبی
این مدرس دانشگاه هجمههای تجزیهطلبان علیه این اثر ملی را ناشی از کارکرد عمیقاً وحدتبخش آن دانست. وی با ذکر شواهد تاریخی از حضور حماسی اقوام کُرد، لُر، بختیاری و آذری، نشان داد که سنت شاهنامهخوانی و نقالی محلی در خط مقدم مقاومتهای مردمی در برابر اشغالگران، از دوران تزاری تا شبهای عملیات در جنگ تحمیلی، همواره قرار داشته است. از این منظر، پیوند عمیق هویت اقوام ایرانی با روایتهای پهلوانی شاهنامه، یک سپر شناختی قدرتمند در روان جامعه ایجاد کرده است که میتواند توطئههای هویتی و تجزیهطلبانه را خنثی سازد.
زبان بهمثابه قلمرو سرزمینی؛ تهدیدهای نوپدید در فضای رقومی
در بخش پایانی ارائههای تخصصی، دکتر داوودیمقدم دومین محور مباحث خود را با عنوان «هویت، زبان و سرزمین» ارائه کرد و به بررسی موشکافانۀ پیوندهای ناگسستنی میان حفظ زبان ملی و امنیت سرزمینی پرداخت. وی با استناد به آرای اندیشمندان برجستۀ حوزۀ زبانشناسی و روانشناسی و جامعهشناسی، زبان را نخستین آغوش و نقشۀ ذهنی انسان توصیف کرد که تجربۀ زیستۀ او را شکل میدهد. در این نگاه بنیادین، جغرافیای وطن صرفاً مجموعهای از کوهها و دشتها نیست، بلکه ظرف زبان و فرهنگ است و انسانها در برابر تهاجم به قلمرو زبانیشان، حساسیتی همتراز با اشغال نظامی خاک کشور نشان میدهند. سرپرست گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شاهد هشدار داد که تغییر نامهای ریشهدار، ورود داوطلبانه و بیرویّۀ واژگان بیگانه بهبهانۀ سرعت و لذت در فضای مجازی، و گسست جوانان از کهنالگوهای زبانی، بهمعنای تسلیمشدن تدریجی جامعه در برابر مهندسی معنایی قدرتهای سلطهگر و تبدیلشدن به یک «هویت موضعی» و منفعل است. معضلی که حساسیتی همتراز با اشغال نظامی خاک کشور میطلبد.
استعمارزدایی از قالبهای پژوهشی متصلب؛ ضرورت احیای روایتهای بومی در تولید علم
ایشان در ادامه با انتقاد صریح از رویکردهای انفعالی و شیفتگی برخی نهادهای دانشگاهی و علمی به قالبهای پژوهشی وارداتی نظیر استانداردهای متصلب مقالات آیاسآی، بر ضرورت «استعمارزدایی از روش» و رهاسازی ذهن پژوهشگران ایرانی از چارچوبهای روایتگری غربی تأکید ورزید. وی با اشاره به مقاومتهای موفقیتآمیز کشورهایی نظیر چین در برابر تحمیل قالبهای پژوهشی بیگانه، خواستار احیای ساختار روایی و گفتمانی بومی در تولید علم شد. به اعتقاد وی، توانمندسازی زبان فارسی برای ترجمان مفاهیم نوین، بهویژه در رویارویی با توسعۀ پرشتاب هوش مصنوعی و مدلهای زبانی کلان که جهان را از دریچۀ روایتهای غربی به کاربر ایرانی القا میکنند، نیازمند تولید محتوای جذاب بومی در قالب بازیهای رایانهای، مجموعههای نمایشی و پویانماییهاست تا تجربۀ زیستۀ انسان ایرانی بار دیگر محافظت و بازتولید شود.
جغرافیای سیاسی شاهنامه؛ ظرفیتهای بازدارندگی در عصر نبردهای روایت
رسولی مهربانی تأکید کرد که شاهنامه بدلیل ابتنا بر جغرافیای تاریخی و تغییرناپذیر ایران که از جیحون تا بینالنهرین امتداد داشته، همواره حاوی راهبردهای عمیق جغراسیاسی (ژئوپلیتیک) و امنیتی بوده است. وی خاطرنشان ساخت که تقلیلدادن شاهنامه به یک ابزار تبلیغاتی مقطعی یا انحصار خوانش آن در چارچوبهای محدود و رسمی، خطایی راهبردی است که ظرفیتهای پدافندی این اثر را مسدود میسازد. در مقابل، دستگاههای حاکمیتی باید با اتخاذ نگاهی ملی و حکمی، بستر را برای تکثر تفاسیر مشروع، مردمی و شخصی از شاهنامه فراهم آورند تا این روایتهای بومی به سدی مستحکم در برابر مصادرههای برونمرزی جریانهای ضدایرانی تبدیل شوند.
حماسۀ ملی و همبستگی اقوام؛ سپر شناختی در برابر تجزیهطلبی
این مدرس دانشگاه هجمههای تجزیهطلبان علیه این اثر ملی را ناشی از کارکرد عمیقاً وحدتبخش آن دانست. وی با ذکر شواهد تاریخی از حضور حماسی اقوام کُرد، لُر، بختیاری و آذری، نشان داد که سنت شاهنامهخوانی و نقالی محلی در خط مقدم مقاومتهای مردمی در برابر اشغالگران، از دوران تزاری تا شبهای عملیات در جنگ تحمیلی، همواره قرار داشته است. از این منظر، پیوند عمیق هویت اقوام ایرانی با روایتهای پهلوانی شاهنامه، یک سپر شناختی قدرتمند در روان جامعه ایجاد کرده است که میتواند توطئههای هویتی و تجزیهطلبانه را خنثی سازد.
زبان بهمثابه قلمرو سرزمینی؛ تهدیدهای نوپدید در فضای رقومی
در بخش پایانی ارائههای تخصصی، دکتر داوودیمقدم دومین محور مباحث خود را با عنوان «هویت، زبان و سرزمین» ارائه کرد و به بررسی موشکافانۀ پیوندهای ناگسستنی میان حفظ زبان ملی و امنیت سرزمینی پرداخت. وی با استناد به آرای اندیشمندان برجستۀ حوزۀ زبانشناسی و روانشناسی و جامعهشناسی، زبان را نخستین آغوش و نقشۀ ذهنی انسان توصیف کرد که تجربۀ زیستۀ او را شکل میدهد. در این نگاه بنیادین، جغرافیای وطن صرفاً مجموعهای از کوهها و دشتها نیست، بلکه ظرف زبان و فرهنگ است و انسانها در برابر تهاجم به قلمرو زبانیشان، حساسیتی همتراز با اشغال نظامی خاک کشور نشان میدهند. سرپرست گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شاهد هشدار داد که تغییر نامهای ریشهدار، ورود داوطلبانه و بیرویّۀ واژگان بیگانه بهبهانۀ سرعت و لذت در فضای مجازی، و گسست جوانان از کهنالگوهای زبانی، بهمعنای تسلیمشدن تدریجی جامعه در برابر مهندسی معنایی قدرتهای سلطهگر و تبدیلشدن به یک «هویت موضعی» و منفعل است. معضلی که حساسیتی همتراز با اشغال نظامی خاک کشور میطلبد.
استعمارزدایی از قالبهای پژوهشی متصلب؛ ضرورت احیای روایتهای بومی در تولید علم
ایشان در ادامه با انتقاد صریح از رویکردهای انفعالی و شیفتگی برخی نهادهای دانشگاهی و علمی به قالبهای پژوهشی وارداتی نظیر استانداردهای متصلب مقالات آیاسآی، بر ضرورت «استعمارزدایی از روش» و رهاسازی ذهن پژوهشگران ایرانی از چارچوبهای روایتگری غربی تأکید ورزید. وی با اشاره به مقاومتهای موفقیتآمیز کشورهایی نظیر چین در برابر تحمیل قالبهای پژوهشی بیگانه، خواستار احیای ساختار روایی و گفتمانی بومی در تولید علم شد. به اعتقاد وی، توانمندسازی زبان فارسی برای ترجمان مفاهیم نوین، بهویژه در رویارویی با توسعۀ پرشتاب هوش مصنوعی و مدلهای زبانی کلان که جهان را از دریچۀ روایتهای غربی به کاربر ایرانی القا میکنند، نیازمند تولید محتوای جذاب بومی در قالب بازیهای رایانهای، مجموعههای نمایشی و پویانماییهاست تا تجربۀ زیستۀ انسان ایرانی بار دیگر محافظت و بازتولید شود.
۶۳۱
۷:۳۷
اندیشکدهٔ برآ؛ خط و زبان برای ایران
تصویر
رسالت خطیر نهادهای تقنینی در صیانت از امنیت تمدنی
در برآیند مباحث کلان و چندوجهی مطرحشده در این نشست تخصصی، روشن گردید که ادبیات حماسی و ذخایر کهن زبانی کشور نه صرفاً میراثی نمادین و متعلق به موزههای تاریخی، بلکه داراییهایی قدرتمند، زنده و حیاتی برای معماری امنیت ملی، انسجام اجتماعی و پدافند شناختی در زمان حال و آیندهاند. گذر از انفعال فرهنگی و پیونددادن هوشمندانۀ این پشتوانههای بیبدیل هویتی با ساختارهای سیاستگذاری کلان، نظام تقنینی، برنامههای پیشرفت و توسعۀ آموزش و پرورش و فناوریهای نوین، رسالتی خطیر بر دوش قانونگذاران و دستگاههای اجرایی است. تدوین قوانین مانعزدا و انعطافپذیر برای ترویج خوانشهای اصیل از مواریثی همچون شاهنامه، و همچنین ایجاد سدهای محکم تقنینی در برابر هجمههای پنهان الگوریتمیک به زبان معیار، گامهایی قطعی و گریزناپذیر برای صیانت از روان جمعی، بازدارندگی گفتمانی و تثبیت استقلال تمدنی ایران اسلامی در برابر نبردهای پیچیده روایتی در عرصه بینالملل به شمار میرود.
در برآیند مباحث کلان و چندوجهی مطرحشده در این نشست تخصصی، روشن گردید که ادبیات حماسی و ذخایر کهن زبانی کشور نه صرفاً میراثی نمادین و متعلق به موزههای تاریخی، بلکه داراییهایی قدرتمند، زنده و حیاتی برای معماری امنیت ملی، انسجام اجتماعی و پدافند شناختی در زمان حال و آیندهاند. گذر از انفعال فرهنگی و پیونددادن هوشمندانۀ این پشتوانههای بیبدیل هویتی با ساختارهای سیاستگذاری کلان، نظام تقنینی، برنامههای پیشرفت و توسعۀ آموزش و پرورش و فناوریهای نوین، رسالتی خطیر بر دوش قانونگذاران و دستگاههای اجرایی است. تدوین قوانین مانعزدا و انعطافپذیر برای ترویج خوانشهای اصیل از مواریثی همچون شاهنامه، و همچنین ایجاد سدهای محکم تقنینی در برابر هجمههای پنهان الگوریتمیک به زبان معیار، گامهایی قطعی و گریزناپذیر برای صیانت از روان جمعی، بازدارندگی گفتمانی و تثبیت استقلال تمدنی ایران اسلامی در برابر نبردهای پیچیده روایتی در عرصه بینالملل به شمار میرود.
۳۳۸
۷:۳۷
بازتاب نشستهای «واکاوی و تبیین مفهوم پدافند گفتمانی و زبانی» در نشریۀ آگاهه، خبرنامۀ انجمن علمی زبانشناسی ایرانبا سپاس از دستاندرکاران نشریه.
از پیوند زیر به آگاهه دسترسی هست:
https://lsi.ir/fourth-issue-linguistics-newsletter/
از پیوند زیر به آگاهه دسترسی هست:
https://lsi.ir/fourth-issue-linguistics-newsletter/
۲۰۴
۱۴:۳۶
https://khameneibook.ir/book/امین-زبان-و-ادب-پارسیامین زبان و ادب پارسی
چاپ چهارم و ویرایش جدید با مطالبی نو و متفاوت
چاپ چهارم و ویرایش جدید با مطالبی نو و متفاوت
۱K
۱۷:۰۸
معرفی کتاب
امین زبان و ادب پارسی
رهگفتارهای امام مجاهد شهید حضرت آیتاللهالعظمی سید علی خامنهای (قدساللهنفسهالزکیه) دربارهی زبان و ادبیات فارسی
با ویرایش، صفحهآرایی و طرح جلد جدید
ناشر: انتشارات انقلاب اسلامی
نویسنده: دکتر محمدحسن مقیسه
تعداد صفحات: ۲۸۸
نوبت چاپ: چهارم ۱۴۰۵
درباره کتاب
این کتاب، شامل دو مقدمه و هفت فصل در ارتباط با موضوعهای زیر میباشد، که به کوشش محمدحسن مقیسه گردآوردی و به زینت طبع آراسته شده است.۱. فصل اول: زبان ملی و ادبیات۲. فصل دوم: زبان و ادبیات فارسی در رهگذر تاریخ، سیاهراه گذشته، گذرگاه اکنون و افق پیشرو۳. فصل سوم: بررسی حال و روز زبان فارسی از پنجرهی ویژگیها و راهکارها، موانع، سستیها و کوتاهیها۴. فصل چهارم: وظایف رسانهها، سازمانها و شیفتگان در پاسداشت زبان و ادبیات فارسی۵. فصل پنجم: آموزش و گسترش زبان و ادبیات فارسی در ایران و جهان۶. فصل ششم: زبان فارسی و ویرایش۷. فصل هفتم: دُرواژهها
توضیحات پژوهشگر کتاب
۱. آشکارا پیدا است که همنشینی «زبان» و «ادب» پارسی در کنار یکدیگر و نقش بستن این دو عنوان بر پیشانی کتابی واحد، به معنی پرداختن آن کتاب به همهی شاخههای زبان و ادب فارسی نمیتواند بود؛ زیرا نه آن همه در یک مجلَّد بگنجد و نه این توانایی در نهاد هیچ مؤلّف است که به شرح جملگی آستین بالا زند. بنابراین، روزی که پردازش موضوع زبان فارسی را پیشنهاد دادم، گمان بر این نبود که ادب پارسی نیز بتواند پابهپای موضوع زبان فارسی به کاوش درآید، امّا این کمترین در میانهی پژوهش بدین نتیجه رسید که اگر درخت زبان و ادب پارسی همان درخت کهنزیستِ هزارسالهای باشد که به بلندای عمرش شاخه و برگ از تنهاش بیرون زده، در این کتاب تنها به شاخسارانی پرداخته شود که بر شکوفههای زبان فارسی سایه گستردهاند؛ به بیانی دگر، پایه و مایهی اصلی این دفتر، پرداخت و گرایش به زبان فارسی است، ولی به ناگزیر از ادبیّاتی که بر زبان فارسی نیز بسته آمده، سخن رفته است.۲. امینِ زبان و ادب پارسی، واگویهی دلدادگیها و دلمشغولیهای رهبر دانشگرای انقلاب اسلامی است در خصوص موضوع زبان فارسی، که با آنکه مرتبت بلند و اوّل ایشان، مرجعیّت دینی و راهبری الهی و سیاسی نظام جمهوری اسلامی است و بر همین بنیاد، حوزهی کاری و تنوّع فعّالیّتهای حضرتشان رنگینکمانی از موضوعهای گوناگون و فراوانِ سیاسی، اجتماعی، نظامی، اقتصادی، تا روابط بینالملل، جهان اسلام و ... را در برميگيرد و با آنکه میزان نشست و برخاستهای شخصیّتهای علمی و اداری، داخلی و خارجی، و حتّی مردم عادّی کوچه و بازار از کسبه تا کارگران و کشاورزان و دانشجویان و استادان حوزه و دانشگاه و نخبگان و فرهیختگان و روحانیان با ایشان در طول سال پُر شمار میباشد، و فراوانی مطالعهی ایشان در مطالب گونهگون به فراوانی مشاغلی که به حیث رهبری باید بدانها بپردازند، شاید از شماره خارج باشد ـ با همهی این احوال و با همهی این کارها ـ توجّه ویژهی آن بزرگ به موضوع زبان فارسی، کارکرد، ابعاد تأثیر و تأثّر آن، حوزهی جغرافیایی و جایگاه شایستهای که این زبان میتواند در تراز علمی و مناطق فارسیزبان دارا باشد و بسی موضوعها و مباحث ریز و درشت دیگرِ این حوزه، نشان از حسّاسیّت و نگاه ژرفنگر و داهیانهی ایشان بر این موضوع دارد که برای زبان و ادب فارسی جایگاهی همسانِ جایگاه مباحث مهمِّ جاری جامعه قائل هستند و نگران پویه و رُویه و رَویّهی آن.۳. این کتاب اوّلین جستار است که به بازتاب گوشهای از دیدگاههای ادبی حضرت آیتاللّهالعظمی خامنهای (مدّظلّه) اختصاص یافته است. ایشان جدای از آنکه خود تجربت کردهی سرد و گرمِ تألیف و ترجمههایی چند هستند، در نقد ادبی و تحلیل رمان و داستان و شعر (آزاد، نیمایی، کلاسیک) و نیز تاریخ ادبیّات و آثار و اشعار شاعران و نویسندگان، بویژه در شاخههای تازهروییدهی ادبی همچون ادبیّات انقلاب اسلامی و دفاع مقدّس، اشعار آئینی، شعرهای منقبتی در رسا و رثای اهلبیت (علیهمالسّلام) و حتّی بررسی داستانهای ریز و درشت غربی و نویسندگانشان، مطالب خواندنی و نوِ فراوانی در لابهلای سخنانشان و یا در جلسههایی مستقل بیان کردهاند، که امید است بهنگام به دست و دیدهی مشتاقان و جامعهی ادبی رسانده شود و این مجلَّد، درِ باغ سبزی باشد بر روی آن گلستان رنگارنگ، تا در روزگارانی که به دوری و دیری نرسد، مشامِ جان دوستداران به شمیم آن عطرآگین گردد.۴. دُرواژهها، که واپسین عنوان و آخرین مطلب این کتاب است، با هدفِ نشان دادن قدرت هنرِ گفتاری و نوشتاری رهبری فراهم آمده است. کلام ایشان، خاصّه در جلسههای رسمی چون نمازجمعهها
امین زبان و ادب پارسی
رهگفتارهای امام مجاهد شهید حضرت آیتاللهالعظمی سید علی خامنهای (قدساللهنفسهالزکیه) دربارهی زبان و ادبیات فارسی
با ویرایش، صفحهآرایی و طرح جلد جدید
ناشر: انتشارات انقلاب اسلامی
نویسنده: دکتر محمدحسن مقیسه
تعداد صفحات: ۲۸۸
نوبت چاپ: چهارم ۱۴۰۵
درباره کتاب
این کتاب، شامل دو مقدمه و هفت فصل در ارتباط با موضوعهای زیر میباشد، که به کوشش محمدحسن مقیسه گردآوردی و به زینت طبع آراسته شده است.۱. فصل اول: زبان ملی و ادبیات۲. فصل دوم: زبان و ادبیات فارسی در رهگذر تاریخ، سیاهراه گذشته، گذرگاه اکنون و افق پیشرو۳. فصل سوم: بررسی حال و روز زبان فارسی از پنجرهی ویژگیها و راهکارها، موانع، سستیها و کوتاهیها۴. فصل چهارم: وظایف رسانهها، سازمانها و شیفتگان در پاسداشت زبان و ادبیات فارسی۵. فصل پنجم: آموزش و گسترش زبان و ادبیات فارسی در ایران و جهان۶. فصل ششم: زبان فارسی و ویرایش۷. فصل هفتم: دُرواژهها
توضیحات پژوهشگر کتاب
۱. آشکارا پیدا است که همنشینی «زبان» و «ادب» پارسی در کنار یکدیگر و نقش بستن این دو عنوان بر پیشانی کتابی واحد، به معنی پرداختن آن کتاب به همهی شاخههای زبان و ادب فارسی نمیتواند بود؛ زیرا نه آن همه در یک مجلَّد بگنجد و نه این توانایی در نهاد هیچ مؤلّف است که به شرح جملگی آستین بالا زند. بنابراین، روزی که پردازش موضوع زبان فارسی را پیشنهاد دادم، گمان بر این نبود که ادب پارسی نیز بتواند پابهپای موضوع زبان فارسی به کاوش درآید، امّا این کمترین در میانهی پژوهش بدین نتیجه رسید که اگر درخت زبان و ادب پارسی همان درخت کهنزیستِ هزارسالهای باشد که به بلندای عمرش شاخه و برگ از تنهاش بیرون زده، در این کتاب تنها به شاخسارانی پرداخته شود که بر شکوفههای زبان فارسی سایه گستردهاند؛ به بیانی دگر، پایه و مایهی اصلی این دفتر، پرداخت و گرایش به زبان فارسی است، ولی به ناگزیر از ادبیّاتی که بر زبان فارسی نیز بسته آمده، سخن رفته است.۲. امینِ زبان و ادب پارسی، واگویهی دلدادگیها و دلمشغولیهای رهبر دانشگرای انقلاب اسلامی است در خصوص موضوع زبان فارسی، که با آنکه مرتبت بلند و اوّل ایشان، مرجعیّت دینی و راهبری الهی و سیاسی نظام جمهوری اسلامی است و بر همین بنیاد، حوزهی کاری و تنوّع فعّالیّتهای حضرتشان رنگینکمانی از موضوعهای گوناگون و فراوانِ سیاسی، اجتماعی، نظامی، اقتصادی، تا روابط بینالملل، جهان اسلام و ... را در برميگيرد و با آنکه میزان نشست و برخاستهای شخصیّتهای علمی و اداری، داخلی و خارجی، و حتّی مردم عادّی کوچه و بازار از کسبه تا کارگران و کشاورزان و دانشجویان و استادان حوزه و دانشگاه و نخبگان و فرهیختگان و روحانیان با ایشان در طول سال پُر شمار میباشد، و فراوانی مطالعهی ایشان در مطالب گونهگون به فراوانی مشاغلی که به حیث رهبری باید بدانها بپردازند، شاید از شماره خارج باشد ـ با همهی این احوال و با همهی این کارها ـ توجّه ویژهی آن بزرگ به موضوع زبان فارسی، کارکرد، ابعاد تأثیر و تأثّر آن، حوزهی جغرافیایی و جایگاه شایستهای که این زبان میتواند در تراز علمی و مناطق فارسیزبان دارا باشد و بسی موضوعها و مباحث ریز و درشت دیگرِ این حوزه، نشان از حسّاسیّت و نگاه ژرفنگر و داهیانهی ایشان بر این موضوع دارد که برای زبان و ادب فارسی جایگاهی همسانِ جایگاه مباحث مهمِّ جاری جامعه قائل هستند و نگران پویه و رُویه و رَویّهی آن.۳. این کتاب اوّلین جستار است که به بازتاب گوشهای از دیدگاههای ادبی حضرت آیتاللّهالعظمی خامنهای (مدّظلّه) اختصاص یافته است. ایشان جدای از آنکه خود تجربت کردهی سرد و گرمِ تألیف و ترجمههایی چند هستند، در نقد ادبی و تحلیل رمان و داستان و شعر (آزاد، نیمایی، کلاسیک) و نیز تاریخ ادبیّات و آثار و اشعار شاعران و نویسندگان، بویژه در شاخههای تازهروییدهی ادبی همچون ادبیّات انقلاب اسلامی و دفاع مقدّس، اشعار آئینی، شعرهای منقبتی در رسا و رثای اهلبیت (علیهمالسّلام) و حتّی بررسی داستانهای ریز و درشت غربی و نویسندگانشان، مطالب خواندنی و نوِ فراوانی در لابهلای سخنانشان و یا در جلسههایی مستقل بیان کردهاند، که امید است بهنگام به دست و دیدهی مشتاقان و جامعهی ادبی رسانده شود و این مجلَّد، درِ باغ سبزی باشد بر روی آن گلستان رنگارنگ، تا در روزگارانی که به دوری و دیری نرسد، مشامِ جان دوستداران به شمیم آن عطرآگین گردد.۴. دُرواژهها، که واپسین عنوان و آخرین مطلب این کتاب است، با هدفِ نشان دادن قدرت هنرِ گفتاری و نوشتاری رهبری فراهم آمده است. کلام ایشان، خاصّه در جلسههای رسمی چون نمازجمعهها
۱K
۱۷:۱۰
دیدار با مسئولان کشـوری و لشـكری، سخنرانی در جـمع استادان و دانشـجویان و نظامیها، و نیز در چهرهبهچهره شدن با رؤسا و اندیشمندان دنیای اسلام و غرب و مهمانان خارجی، و دیدارهایی از این دست، به شیوایی و زیبایی و روانی آراسته است و به کمترین ویرایش محتاج، آنچنانکه آقای دکتر حدّاد عادل در این خصوص گفتهاند:«بهنظر بنده مهمترین عنصر و عمدهترین کاری که ایشان برای رونق بخشیدن به زبان و ادبیّات فارسی کردهاند، همین سخنرانیهای فراوانِ صحیح و فصیحی است که ایراد کردهاند و با این خطبهها ارزش و اهمّیّت زبان را بهطور طبیعی به عموم ملّت و بخصوص تحصیلکردهها منتقل کردهاند. شاید کمتر کسی این تأثیر را ارزیابی کرده باشد. البتّه ما به گویندگان و سخنوران خود احترام میگذاریم، امّا میتوانیم سخنرانیها و خطبههای ایشان را با بسیاری از سخنرانان مذهبی و حتّی روشنفکران دیگر مقایسه کنیم. اگر کسی بخواهد صحبتهای ایشان را از طرز محاورهای و گفتاری به سبک رسمی و زبان معیار مبدّل کند، زحمت بسیار کمی خواهد داشت؛ یعنی فعل سر جای خودش است، جمله سالم است، عبارت رها نشده و اینطور نیست که جمله با یک آهنگ و یک وجه فعلی شروع شود، امّا به آخر که میرسد، متناسب با مقدّمات نباشد.سخنگفتن ایشان با آن آهنگ صیقلخورده و آیینهگون که مخصوصاً در دوران جوانی داشتند، بسیار اثرگذار بوده است. و الآن که گاهی تلویزیون سخنرانیهای اوایل انقلاب ایشان را پخش میکند که مثلاً در نماز جمعه خطبه میخوانند یا دعا میکنند، مثل شیشهی شفّاف و مثل آیینهی درخشان است. لحنِ صیقلی و کلام فصیح، هنر والایی است و بر اینکه جوانهای تحصیلکردهی ما بدانند و بیاموزند که چگونه باید حرف زد، بسیار مؤثّر است. در واقع رهبری بهصورت طبیعی برای نسلی که با ایشان بوده و از وجودشان استفاده میکرده و به صحبتشان گوش میسپرده، معلّمِ سخنوری بودهاند.»و امّا در «پیام»ها، قدرت هنر قلمشان شگفتانگیز و ساحرانه است. بدیهی است تأمّل و تدبّر، و البتّه دارا بودن پشتوانهای عمیق از دانایی و ذوقی سرشار از احساس، پیامهای ایشان را پُر بار و خواندنی كرده، بهگونهای كه رئیس فرهنگستان زبان فارسی در اینباره گفتهاند:«مقالات و رسالات و نامهها و پیامهای ایشان که بعد از انقلاب در جامعه منتشر شده نیز اهمّیّت دارد. ایشان با ظرافت، نکات مهمّی را با رعایت همهی جهات و جوانب در قالب عبارتهای شُستهرُفته و پاکیزه در پیامهایشان میگنجانند؛ طوری که همهی مردم آن را میفهمند؛ از یک پیرزن سادهی روستایی تا استاد دانشگاه. فرض کنید ایشان دربارهی فوت کسی یک پیام تسلیت مینویسد. اگر در آن پیام دقّت کنید، میبینید چقدر از کلمه و کلام و قدرت زبان برای بیان اندیشهی خود بخوبی استفاده میکنند.»توجّه به آهنگ کلام، موسیقی جملهها، همآوایی واژههایی که دوشادوش یکدیگر به همآهنگی و هماهنگی پایاپای رسیدهاند و چون نغمهای جانفزا بر جان آدمی راحت و آرام و نرم فرود میآیند؛ تدبّر در رازواژههای تضاد که در جملههای مثبت و منفی، حروف و حرکات و واژههای مخالف، چه از نگاه معنا و چه از نگرهی آهنگ خود مینمایند، زیر نظر گرفتن آرایههای لفظی و معنایی چون سجعها و جناسها و مزدوجها؛ و نیز حذفهای به قرینه، تقدّمِ مسند بر مسندالیه یا برعکس، تشبیههای درخشان و همهکسفهم، جایگزینی فعلهای ماضی به جای مضارع یا به عکس، طرح جملههایی که با پرسشهای استفهام انکاری همراه است، استفاده از آیات و روایات و اشعار و ضربالمثلها و تکیهکلامها در چرخش کلمات و طول و عرض جملهها و سرعت و شتابی که در خواندن به خواننده دست میدهد و این راز از گزینش واژگان تراشخورده و متناسب با متن و شیوایی جملات دانسته میگردد، و بسی نوآوریهای ذوقی دیگر، که پُرشمارند و فقط با خوانش پیامهای مکتوب بر جان و دل مینشینند، نشانگر گوشهای از هنر نوشتاری آن مرد دانشگزین و فحلِ این روزگاران است و نیز انگیزهی روشنِ گردآورندهی این مجموعه، که نخواست کام خوانندگان کتاب و خواستاران آن عزیز را از شیرینی کلام و پیام رهبرِ آیینهبهدستشان بيبهره گذارد.
۱K
۱۷:۱۰