مگر نصرت الهی چیست؟!
همین اجتماعات این شبها را در گوشه گوشه شهرهای ایران ببینیم. ذرهای ترس در وجود این مردم نیست! هر روز که بیشتر بمباران میشویم و بیشتر تهدیدمان میکنند، مردم شجاعتتر و پرشورتر به صحنه میآیند. مردم عراق و دیگر کشورهای منطقه هم که غوغا کردهاند.
خدا این دلها را آماده کرده است. نترس، پای کار و مطمئن به وعدههای الهی. نصرت الهی همین است. حتما که نباید دریا را شکافت یا ماه را دو شقه کرد!
با دلهای آماده و ارادههای پولادین مؤمنین، فتح الفتوح نزدیک است...
نصر من الله و فتح قریب
@BatdashteShakhsi
همین اجتماعات این شبها را در گوشه گوشه شهرهای ایران ببینیم. ذرهای ترس در وجود این مردم نیست! هر روز که بیشتر بمباران میشویم و بیشتر تهدیدمان میکنند، مردم شجاعتتر و پرشورتر به صحنه میآیند. مردم عراق و دیگر کشورهای منطقه هم که غوغا کردهاند.
خدا این دلها را آماده کرده است. نترس، پای کار و مطمئن به وعدههای الهی. نصرت الهی همین است. حتما که نباید دریا را شکافت یا ماه را دو شقه کرد!
با دلهای آماده و ارادههای پولادین مؤمنین، فتح الفتوح نزدیک است...
نصر من الله و فتح قریب
@BatdashteShakhsi
۴۱۵
۲۲:۳۱
بازارسال شده از سلام سربدار
۵
۰:۴۹
بازارسال شده از تایملاین / دفاع مقدس
اگر ذرهای آرامش داریم و موفقیتی در جنگ نصیبمون شده همه از لطف خداست. اگر دنبال معجزهای شبیه آنچه در بدر و احزاب رخ داد، هستیم، اون معجزه داره رخ میده. فراموش نکنید که ما با قدرتمندترین ارتشهای جهان در چندین کشور در حال جنگیم. اتفاقی که در ایران در حال رخ دادنه، هر کشور دیگری رو وارد بحران جدی میکنه و به راحتی تا نابودی میبره.این موشکهایی که کنار تجمعات میزنن و مردم بدون هیچ ترس و وحشتی، الله اکبر میگن، همه از ایمانی است که به الله اکبر پیدا کردیم. اینکه خدا از همه چیز بزرگتر است.
خسته نشیم، دستمون رو مثل رهبر شهیدمون مشت کنیم، الله اکبر بگیم و دعا کنیم.
به توصیه رهبر شهیدمون هر شب بخونیم: فتح، توسل، دعای ۱۴ صحیفه سجادیه.@Time_e_line
خسته نشیم، دستمون رو مثل رهبر شهیدمون مشت کنیم، الله اکبر بگیم و دعا کنیم.
به توصیه رهبر شهیدمون هر شب بخونیم: فتح، توسل، دعای ۱۴ صحیفه سجادیه.@Time_e_line
۱
۲۱:۵۱
از زبان امیرالمؤمنین(ع) اما اینبار نه خطاب به مردم شریف که خطاب به آندسته از مسؤلان سازشگر بیغیرت:
يَا أَشْبَاهَ الرِّجَالِ وَ لَا رِجَالَ، حُلُومُ الْأَطْفَالِ وَ عُقُولُ رَبَّاتِ الْحِجَالِ، لَوَدِدْتُ أَنِّي لَمْ أَرَكُمْ وَ لَمْ أَعْرِفْكُمْ مَعْرِفَةً وَ اللَّهِ جَرَّتْ نَدَماً وَ أَعْقَبَتْ سَدَماً. قَاتَلَكُمُ اللَّهُ لَقَدْ مَلَأْتُمْ قَلْبِي قَيْحاً وَ شَحَنْتُمْ صَدْرِي غَيْظاً وَ جَرَّعْتُمُونِي نُغَبَ التَّهْمَامِ أَنْفَاساً وَ أَفْسَدْتُمْ عَلَيَّ رَأْيِي بِالْعِصْيَانِ وَ الْخِذْلَانِ، حَتَّى لَقَدْ قَالَتْ قُرَيْشٌ إِنَّ ابْنَ أَبِي طَالِبٍ رَجُلٌ شُجَاعٌ وَ لَكِنْ لَا عِلْمَ لَهُ بِالْحَرْبِ. لِلَّهِ أَبُوهُمْ! وَ هَلْ أَحَدٌ مِنْهُمْ أَشَدُّ لَهَا مِرَاساً وَ أَقْدَمُ فِيهَا مَقَاماً مِنِّي؟ لَقَدْ نَهَضْتُ فِيهَا وَ مَا بَلَغْتُ الْعِشْرِينَ وَ هَا أَنَا ذَا قَدْ ذَرَّفْتُ عَلَى السِّتِّينَ؛ وَ لَكِنْ لَا رَأْيَ لِمَنْ لَا يُطَاع.
اى به صورت مردان عارى از مردانگى، با عقل كودكان و خرد زنان به حجله آرميده، كاش نه شما را ديده بودم و نه مى شناختمتان. اين آشنايى براى من، به خدا سوگند، جز پشيمانى و اندوه هيچ ثمره اى نداشت. مرگ بر شما باد، كه دلم را مالامال خون گردانيديد و سينه ام را از خشم آكنده ساختيد و جام زندگيم را از شرنگ غم لبريز كرديد و با نافرمانيهاى خود انديشه ام را تباه ساختيد. تا آنجا كه قريش گفتند: پسر ابو طالب مردى دلير است ولى از آيين لشكركشى و فنون نبرد آگاه نيست. خدا پدرشان را بيامرزد. آيا در ميان رزم آوران، رزمديده تر از من مى شناسند، يا كسى را كه پيش از من قدم به ميدان جنگ نهاده باشد. وقتى كه من به آوردگاه مى رفتم، هنوز به بيست سالگى نرسيده بودم و حال آنكه، اكنون از شصت سالگى برگذشته ام. آرى، كسى را كه از او فرمان نمى برند چه رأى و انديشه اى تواند بود!
@BardashteShakhsi
يَا أَشْبَاهَ الرِّجَالِ وَ لَا رِجَالَ، حُلُومُ الْأَطْفَالِ وَ عُقُولُ رَبَّاتِ الْحِجَالِ، لَوَدِدْتُ أَنِّي لَمْ أَرَكُمْ وَ لَمْ أَعْرِفْكُمْ مَعْرِفَةً وَ اللَّهِ جَرَّتْ نَدَماً وَ أَعْقَبَتْ سَدَماً. قَاتَلَكُمُ اللَّهُ لَقَدْ مَلَأْتُمْ قَلْبِي قَيْحاً وَ شَحَنْتُمْ صَدْرِي غَيْظاً وَ جَرَّعْتُمُونِي نُغَبَ التَّهْمَامِ أَنْفَاساً وَ أَفْسَدْتُمْ عَلَيَّ رَأْيِي بِالْعِصْيَانِ وَ الْخِذْلَانِ، حَتَّى لَقَدْ قَالَتْ قُرَيْشٌ إِنَّ ابْنَ أَبِي طَالِبٍ رَجُلٌ شُجَاعٌ وَ لَكِنْ لَا عِلْمَ لَهُ بِالْحَرْبِ. لِلَّهِ أَبُوهُمْ! وَ هَلْ أَحَدٌ مِنْهُمْ أَشَدُّ لَهَا مِرَاساً وَ أَقْدَمُ فِيهَا مَقَاماً مِنِّي؟ لَقَدْ نَهَضْتُ فِيهَا وَ مَا بَلَغْتُ الْعِشْرِينَ وَ هَا أَنَا ذَا قَدْ ذَرَّفْتُ عَلَى السِّتِّينَ؛ وَ لَكِنْ لَا رَأْيَ لِمَنْ لَا يُطَاع.
اى به صورت مردان عارى از مردانگى، با عقل كودكان و خرد زنان به حجله آرميده، كاش نه شما را ديده بودم و نه مى شناختمتان. اين آشنايى براى من، به خدا سوگند، جز پشيمانى و اندوه هيچ ثمره اى نداشت. مرگ بر شما باد، كه دلم را مالامال خون گردانيديد و سينه ام را از خشم آكنده ساختيد و جام زندگيم را از شرنگ غم لبريز كرديد و با نافرمانيهاى خود انديشه ام را تباه ساختيد. تا آنجا كه قريش گفتند: پسر ابو طالب مردى دلير است ولى از آيين لشكركشى و فنون نبرد آگاه نيست. خدا پدرشان را بيامرزد. آيا در ميان رزم آوران، رزمديده تر از من مى شناسند، يا كسى را كه پيش از من قدم به ميدان جنگ نهاده باشد. وقتى كه من به آوردگاه مى رفتم، هنوز به بيست سالگى نرسيده بودم و حال آنكه، اكنون از شصت سالگى برگذشته ام. آرى، كسى را كه از او فرمان نمى برند چه رأى و انديشه اى تواند بود!
@BardashteShakhsi
۱۰۶
۶:۱۵
سه تنگه؛ نتیجه مهم مذاکرات اسلامآباد
امروز یکشنبه ۲۳ فرودین ۱۴۰۵ (12 آوریل) تمام تلاش آمریکا در اسلامآباد پاکستان -حتی با ویترین جدیدی مثل ونس - برای باز کردن تنگه هرمز به نتیجه نرسید.
تاریخ نبرد آمریکا و انقلاب اسلامی ایران به دو مرحله تقسیم میشود؛ قبل از انسداد تنگه هرمز و بعد از آن.
نزدیک به پنجاه سال گلوی جمهوری اسلامی را گرفته و تحریم کردهاند و حاضر نبوده و نیستند یک پاپاسی امتیاز دهند؛ حالا که خدا گلویشان را در مشت انقلاب اسلامی گذاشته، دو ماه نشده با حفظ ژست و هیبت ابرقدرتی، به التماس افتاده که «جان مادرتان تنگه را وا کنید» یا حداقل یک امتیاز دهید و درآمد تنگه فیفتی-فیفتی. دیر آمده و زود میخواهند بروند.
برخی اصحاب فعلی و سابقِ مذاکره، خوب است نگاهشان به روابط بینالمللی ایران را تغییر دهند. ذهنیت کدخدایی و نگاه از پایین را دور بریزند. چشمهایشان را با آب هرمز بشویند و مسائل را "واقعگرایانه" ببینند. اگر با هرمز سنجیده عمل کنند و به ثمن بخس معامله نکنند، نه فقط دنیای ایران، بلکه دنیای منطقه و چه بسا دنیای جهان تغییر خواهد کرد بزودی.
آمریکا در میانه جنگ رمضان، تنفس لازم داشت و همچنین شانسش را برای باز کردن تنگه از طریق مذاکره آزمود و نبض ایران را هم گرفت تا ببیند اوضاع از چه قرار است؛ حالا مطمئن است که ایران زیر بار دیکتههای تکراری نمیرود. پس یا باید خود را برای گزینههای دردناک امتیازدهی آماده کند یا بخت پرخطر گزینههای نظامی را که بعد از واقعه طبس دوم از آن ابا دارد، بیازماید.
ایرانِ بعد از تنگه، ایران قبل از آن نیست. ان شاء الله مذاکرات اسلامآباد که در ظاهر نتیجه نداشت، بهترین نتیجه را برای ایران و اسلام ایران خواهد داشت. مشروط به اینکه اصحاب مذاکره، حافظان تنگه دوم (خیابان) را قدر بدانند مَحرم بدانند، و نعمت خدا را حرام نکنند.
اگر سنجیده عمل شود و شُکر و قدرش به جای آورده شود، خدا تنگه سوم را هم (به دست برادران یمنی) ارزانی خواهد کرد.
اصحاب مذاکره تحمل کنند کمی تا زوزه آمریکا بلندتر شود و همه دنیا خوب آن را بشنود. خیلی زود این نظم کنونی تغییر خواهد کرد و همه به آن تن خواهند داد حتی کدخدا و عادت خواهند کرد؛ منوط به ارج نهادن حق این سه تنگه، تحت هدایت لوای امام امت نه اصرار بر مذاکره در وقت نابجا.
علی عبدی
@BardashteShakhsi
امروز یکشنبه ۲۳ فرودین ۱۴۰۵ (12 آوریل) تمام تلاش آمریکا در اسلامآباد پاکستان -حتی با ویترین جدیدی مثل ونس - برای باز کردن تنگه هرمز به نتیجه نرسید.
نزدیک به پنجاه سال گلوی جمهوری اسلامی را گرفته و تحریم کردهاند و حاضر نبوده و نیستند یک پاپاسی امتیاز دهند؛ حالا که خدا گلویشان را در مشت انقلاب اسلامی گذاشته، دو ماه نشده با حفظ ژست و هیبت ابرقدرتی، به التماس افتاده که «جان مادرتان تنگه را وا کنید» یا حداقل یک امتیاز دهید و درآمد تنگه فیفتی-فیفتی. دیر آمده و زود میخواهند بروند.
برخی اصحاب فعلی و سابقِ مذاکره، خوب است نگاهشان به روابط بینالمللی ایران را تغییر دهند. ذهنیت کدخدایی و نگاه از پایین را دور بریزند. چشمهایشان را با آب هرمز بشویند و مسائل را "واقعگرایانه" ببینند. اگر با هرمز سنجیده عمل کنند و به ثمن بخس معامله نکنند، نه فقط دنیای ایران، بلکه دنیای منطقه و چه بسا دنیای جهان تغییر خواهد کرد بزودی.
آمریکا در میانه جنگ رمضان، تنفس لازم داشت و همچنین شانسش را برای باز کردن تنگه از طریق مذاکره آزمود و نبض ایران را هم گرفت تا ببیند اوضاع از چه قرار است؛ حالا مطمئن است که ایران زیر بار دیکتههای تکراری نمیرود. پس یا باید خود را برای گزینههای دردناک امتیازدهی آماده کند یا بخت پرخطر گزینههای نظامی را که بعد از واقعه طبس دوم از آن ابا دارد، بیازماید.
ایرانِ بعد از تنگه، ایران قبل از آن نیست. ان شاء الله مذاکرات اسلامآباد که در ظاهر نتیجه نداشت، بهترین نتیجه را برای ایران و اسلام ایران خواهد داشت. مشروط به اینکه اصحاب مذاکره، حافظان تنگه دوم (خیابان) را قدر بدانند مَحرم بدانند، و نعمت خدا را حرام نکنند.
اگر سنجیده عمل شود و شُکر و قدرش به جای آورده شود، خدا تنگه سوم را هم (به دست برادران یمنی) ارزانی خواهد کرد.
اصحاب مذاکره تحمل کنند کمی تا زوزه آمریکا بلندتر شود و همه دنیا خوب آن را بشنود. خیلی زود این نظم کنونی تغییر خواهد کرد و همه به آن تن خواهند داد حتی کدخدا و عادت خواهند کرد؛ منوط به ارج نهادن حق این سه تنگه، تحت هدایت لوای امام امت نه اصرار بر مذاکره در وقت نابجا.
@BardashteShakhsi
۸۰
۷:۲۸
اجازه داریم بگیم متأسفانه تا الان پاسخی به تجاوز اسرائیل به لبنان ندادیم؟!بهونه پاسخ ندادن، تلاش برای تحقق آتشبس همهجانبه بود که اونم با شکست مذاکرات علنا بیمعنی شد.ممکنه بگن خب ما هم در ازاش تنگه رو بسته نگه داشتیم و پیششرط آمریکا هم محقق نشد، پس این به اون در!اما خب متأسفانه آمریکا یک تلاش ناکام برای باز کردن تنگه داشت و از امروز هم ادعا کرده میخواد محاصره دریایی رو برای باز کردن تنگه شروع کنه. من کاری به بیاثر بودن اقدام آمریکا ندارم، ولی بالأخره تلاششو برای تحقق پیششرطایی -که ایران داوطلبانه قبول نکرد- داره انجام میده.اما ما هنوز کاری نکردیم!پس فعلا یه پاسخ نظامی به اسرائیل بدهکاریم.امیدوارم بزودی صاف بشه طلبمون...
@BardashteShakhsi
@BardashteShakhsi
۱۷۳
۱۸:۳۶
بازارسال شده از فلسطین جنوبی
۵
۸:۲۹
بدیهیه که شفافیت موضوع خیلی مهم و از حقوق اساسی همه مردمه. حتما هم باید مطالبه عمومی همیشگی باشه.
اما کسانی که مطالبه شفافیت میکنناولا؛ باید معنی، شئون و محل درست مطالبه شفافیت رو بفهمنو ثانیا؛ این رو هم بدونن که گاهی اوقات و بعضی جاها، اولین کسی که از اصرار به شفافیت -تو مصادیق اشتباه- ضرر میکنه، خودشون هستن.
بعضی وقتا، افراد دچار توهمات و سوء تفاهمهایی میشن و نجابت و سکوت یه عده رو، برای دیگران به عنوان مصداق عدم شفافیت و عدم صداقت جا میزنن.
خلاصه که بقیه هم خیلی حرفا تو دلشون دارن -البته حرف حساب، نه حرف رو هوا و غلط غولوط- و از قضا محروم از زبانی برای گفتن و قلمی برای نوشتن، نیستن؛ اما ترجیح میدن بنا به دلایلی سکوت کنن و بجای تشدید حواشی، وقت با ارزششونو صرف کار کردن بکنن.
پینوشت: از طرف یک «سلام سربدار»ی که صدای شفافیت و عدالتش گوش همه رو کَر کرده و صدایِ چَکش گوش بعضیا رو...
و من الله توفیق...
@BardashteShakhsi
اما کسانی که مطالبه شفافیت میکنناولا؛ باید معنی، شئون و محل درست مطالبه شفافیت رو بفهمنو ثانیا؛ این رو هم بدونن که گاهی اوقات و بعضی جاها، اولین کسی که از اصرار به شفافیت -تو مصادیق اشتباه- ضرر میکنه، خودشون هستن.
بعضی وقتا، افراد دچار توهمات و سوء تفاهمهایی میشن و نجابت و سکوت یه عده رو، برای دیگران به عنوان مصداق عدم شفافیت و عدم صداقت جا میزنن.
خلاصه که بقیه هم خیلی حرفا تو دلشون دارن -البته حرف حساب، نه حرف رو هوا و غلط غولوط- و از قضا محروم از زبانی برای گفتن و قلمی برای نوشتن، نیستن؛ اما ترجیح میدن بنا به دلایلی سکوت کنن و بجای تشدید حواشی، وقت با ارزششونو صرف کار کردن بکنن.
پینوشت: از طرف یک «سلام سربدار»ی که صدای شفافیت و عدالتش گوش همه رو کَر کرده و صدایِ چَکش گوش بعضیا رو...
و من الله توفیق...
@BardashteShakhsi
۱۵۷
۱۰:۵۵
من قلبمو برای همیشه یه گوشهای از خیابون کشوردوست، غریبترین و غصهدارترین خیابون دنیا، پیش جای خالی آقا جا گذاشتم...
منتظر میمونم تا اون دنیا قلبمو بهم پس بدی؛ آقاترین آقای دنیا، آقای فراموشنشدنی، آقای خامنهای...

یوسف عزیزم کو؟!
#کشوردوست
منتظر میمونم تا اون دنیا قلبمو بهم پس بدی؛ آقاترین آقای دنیا، آقای فراموشنشدنی، آقای خامنهای...
یوسف عزیزم کو؟!
#کشوردوست
۳۳
۱:۰۷
بازارسال شده از 1001
شب اول؛
ما یک عمری قرار بود فدایی سیدعلی حسینی خامنهای شویم. اصلا قرار دیگری نبود، این جان ناقابل را گذاشته بودیم برای او. برایش شعار ساخته بودیم. خون توی رگمان را پیش پیش هدیه داده بودیم بهش. خب، هدیه را هم که پس نمیدهند، ولی نمیدانم چه شد، یکهو یک صبح شوم، بیدار شدیم دیدیم همهچیز فرق کرده. پدرمان نبود. جدی جدی نبود. رفته بود و ما را با تمام کابوسهای کودکی تنها گذاشته بود. ما، یتیم شده بودیم. همینقدر راحت. سیب دنیا چرخیده بود و برعکس تمام قول و قرارها، سیدعلی فدای ما شده بود، نه ما فدای او.
القصه؛ همه اینها را نوشتم برای شما، آقای مجتبا، پسر علی. ما قبلترها خون توی رگمان را هدیه داده بودیم به پدر شهیدتان، هدیه را هم که پس نمیدهند. آن هم ارث رسیده است به شما. هر کاری که میخواهید با آن کنید، کنید. مال خودتان است. چه بجنگید چه هر امر دیگری. شب اول محرم است، این عهد باشد، میان من، شما، مسلم پسر عقیل، حسین علیهالسلام و خدا.
شب و روز اول محرم؛ اگر نمِ اشکی را مادرمان قبول کرد، پیش پیش هدیه به آقا مجتبا، پسر سید علی. که امیدهای فراوان به او داریم.
تصویر: @lahotpublic
ما یک عمری قرار بود فدایی سیدعلی حسینی خامنهای شویم. اصلا قرار دیگری نبود، این جان ناقابل را گذاشته بودیم برای او. برایش شعار ساخته بودیم. خون توی رگمان را پیش پیش هدیه داده بودیم بهش. خب، هدیه را هم که پس نمیدهند، ولی نمیدانم چه شد، یکهو یک صبح شوم، بیدار شدیم دیدیم همهچیز فرق کرده. پدرمان نبود. جدی جدی نبود. رفته بود و ما را با تمام کابوسهای کودکی تنها گذاشته بود. ما، یتیم شده بودیم. همینقدر راحت. سیب دنیا چرخیده بود و برعکس تمام قول و قرارها، سیدعلی فدای ما شده بود، نه ما فدای او.
القصه؛ همه اینها را نوشتم برای شما، آقای مجتبا، پسر علی. ما قبلترها خون توی رگمان را هدیه داده بودیم به پدر شهیدتان، هدیه را هم که پس نمیدهند. آن هم ارث رسیده است به شما. هر کاری که میخواهید با آن کنید، کنید. مال خودتان است. چه بجنگید چه هر امر دیگری. شب اول محرم است، این عهد باشد، میان من، شما، مسلم پسر عقیل، حسین علیهالسلام و خدا.
شب و روز اول محرم؛ اگر نمِ اشکی را مادرمان قبول کرد، پیش پیش هدیه به آقا مجتبا، پسر سید علی. که امیدهای فراوان به او داریم.
تصویر: @lahotpublic
۱
۱۹:۱۹